يك از آنها است؟
جواب:بعيد نيست در شرايط مساوى مرد مقدّم باشد.
سؤال 910-با توجّه به آنچه در منابع علمى پزشكى معتبر آمده، مادرانى كه بيش از پنج زايمان داشتهاند، و سنّ آنها بالاتر از 35 سال مىباشد، اگر حامله شوند در معرض خطرات جسمى قرار دارند، آيا چنين زنانى مجاز به بستن لولههاى خويش هستند؟
جواب:چنانچه خطر قطعى، يا به احتمال قابل ملاحظهاى باشد، جايز است.
سؤال 911-اگر دكترها به خانمى بگويند: «حاملگى برايت خطرهايى دارد». آيا زن مىتواند لولههاى رحم خود را ببندد، اگر چه مستلزم عقيم شدن دائم، يا نظر و لمس حرام باشد؟ آيا اين، از مصاديق اضطرار است؟
جواب:در صورتى كه از گفتار دكترها خوف خطر حاصل شود، مجاز هست.
سؤال 912-با توجّه به مادّه «14 بند ب» و مادّه «16 بند ه-» كنوانسيون «محو كلّيّه اشكال تبعيض عليه زنان» كه حقّ تصميمگيرى در مورد تعداد فرزندان، فواصل باردارى و تنظيم خانواده را براى زنان مطرح مىكند، آيا زن بدون رضايت همسرش مىتواند اقدام به بستن لوله رحم، استفاده از داروها و روشهاى ضد باردارى، و تنظيم فواصل باردارى كند؟
جواب:اين كار جايز نيست؛ مگر اين كه خطر قابل ملاحظهاى سلامت زن را تهديد كند.
سؤال 913-آيا مصرف قرصهاى ضد حاملگى، جهت پيشگيرى از باردارى، بلا مانع است؟
جواب:در صورتى كه ضرر قابل ملاحظهاى نداشته باشد، و همسر راضى باشد، مانعى ندارد.
سؤال 914-قرار دادن «نور پلانت» توسّط پزشك زن، كه فقط سطح خارجى بازو را مشاهده مىكند، چه حكمى دارد؟ آيا در صورت پوشيدن دستكش توسّط طبيب و پوشش كامل زن، به جز محلّ عمل (حدود چند سانتيمتر روى بازو)، پزشك مرد مىتواند اقدام به اين كار كند؟
جواب:در صورت ضرورت اشكال ندارد.
سؤال 915-در صورتى كه پزشكان متخصّص زنان و زايمان در مورد حاملگى به خانمى اعلان خطر كنند، (خطرات جانى، جسمى، و مشكلات احتمالى براى جنين)، آيا اين مطلب
براى تحقّق اضطرار كفايت مىكند؟
جواب:هرگاه پزشكان مزبور در كار خود حاذق و از نظر صداقت و تعهّد مورد تأييدند، تشخيص آنها در مورد انواع جلوگيرىهايى كه در بالا ذكر شد، كافى است.
سؤال 916-بستن لولههاى رحم باعث قطع دائم حاملگى در خانمها مىشود، و در شرايط ايدهآل شانس برگشت، با عمل جرّاحى مجدّد، حدوداً 50% است. اين عمل چه حكمى دارد؟
جواب:در غير حال ضرورت، اشكال دارد.
سؤال 917-زن و شوهرى، هر دو، جهت جلوگيرى از حاملگى اتّفاق نظر دارند، ولى در استفاده از روشها اختلاف نظر وجود دارد، نظر كدام يك مقدّم است؟ مثلا زن استفاده از قرصهاى ضدّ حاملگى، كه مطمئنتر است، را پيشنهاد مىكند. و مرد، كه معتقد به ضررهاى جانبى قرصهاى مذكور است، استفاده از كاندوم را بهتر مىداند، تكليف چيست؟
جواب:زن مجبور نيست روشى را كه مرد مىگويد بپذيرد.
سؤال 918-جهت بستن لولههاى رحم (TL)، هيچ الزامى بر مشاهده عورت خانمها به هنگام عمل، وجود ندارد، و عمل از طريق شكم صورت مىگيرد. آيا انجام عمل مذكور توسّط پزشك زن جايز است؟ (با توجّه به اين كه لمس و نظر در ناحيه شكم صورت مىگيرد).
جواب:از نظر لمس و نظر اشكالى ندارد.
سؤال 919-خانمى است كه به علّت ديگرى تحت عمل جرّاحى قرار گرفته، و شكم بيمار بازشده است. با توجّه به باز بودن شكم، بستن لولهها چه حكمى دارد؟ آيا باز مسأله لمس و نظر مطرح مىشود؟ در صورتى كه پزشك مرد مسئول جرّاحى مشكل اوّليّه بيمار باشد چطور؟
جواب:لمس و نظر بايد به مقدار ضرورت باشد، و بيش از آن مجاز نيست. علاوه بر آن كه احراز شرايط فوق و رضايت بيمار و همسرش نيز لازم است.
سؤال 920-در صورتى كه شكم زن بيمار توسّط دستيار زن بازشود، با توجّه به اين كه نظر به پوست ظاهر شكم صورت نمىگيرد، و بيشتر داخل شكم مشاهده مىگردد، آيا پزشك مرد مىتواند با دستكش، به عمل بستن لولهها بپردازد؟
جواب:تنها در موارد ضرورت جايز است.
سؤال 921-«I U D» براى جلوگيرى از حاملگى در زنان استفاده مىشود. اين وسيله بايستى از طريق مهبل در داخل رحم گذارده شود، و غالباً متخصّصين زن مبادرت به اين كار مىنمايند؛ ولى زنان كافى در تمام مراكز بهداشتى- درمانى و يا بيمارستانها، براى اين كار آموزش داده نشدهاند. آيا پزشك مرد مىتواند اين كار را انجام دهد؟ در صورتى كه اين كار توسّط پزشك زن صورت گيرد، آيا مشاهده آن توسّط دانشجويان پزشكى پسر، به منظور يادگيرى، اشكال دارد؟
جواب:اين كار جز در موارد ضرورت جايز نيست. و اگر ضرورتى باشد، مادام كه دسترسى به جنس موافق است، مراجعه به جنس مخالف جايز نيست.
سؤال 922-در صورت ضرورت كنترل باردارى در زن و شوهر خاصّى، و عدم موفقيّت آنها در رعايت مناسب ساير روشها، بستن لولهها چه حكمى دارد؟ آيا از موارد اضطرار است؟
جواب:در صورتى كه خطرى از ناحيه باردارى متوجّه مادر باشد مانعى ندارد.
سؤال 923-جهت بستن لولههاى رحمى (TL)، روش «لاپاراسكوپى» مىتواند مورد استفاده قرار گيرد (يعنى با برشهاى حدود نيم تا يكسانتيمترى از روى شكم اين عمل انجام مىشود) حكم اين روش ذاتاً چيست؟
جواب:چنانچه اين روش مانند ساير روشها سبب عقيم شدن باشد جايز نيست؛ مگر در موارد ضرورت.
سؤال 924-در سؤال فوق، با توجّه به پوشيده بودن بدن بيمار و فرستادن وسايل «لاپاراسكوپى» از منفذهاى نيم تا يكسانتيمترى به داخل شكم بيمار، و عدم لزوم لمس و نظر، و با توجّه به آماده كردن محيط عمل تا پوشش كامل، توسّط خانمها، آيا پزشك مرد مىتواند اقدام به اين عمل كند؟
جواب:اگر لمس و نظر لازم نيايد، از اين جهت مشكلى نيست.
سؤال 925-فتواى مشهور فقها كراهت عزل (جلوگيرى از ريختن نطفه در رحم همسر) مىباشد، با توجّه به اين مسأله، به دو پرسش زير پاسخ دهيد:
اوّلا: آيا اين فتوا شامل ساير راهها و طرق جلوگيرى از انعقاد نطفه، كه در زمان ما
مرسوم است، نيز مىشود؟
ثانياً: آيا در عصر و زمان ما، كه ضرورتهاى فردى و اجتماعى كنترل جمعيّت را اقتضاء مىكند، نيز كراهت وجود دارد؟
جواب:كراهت شامل تمام اسباب جلوگيرى مىشود، ولى ضرورتهاى فردى و جمعى كراهت را بر طرف مىسازد.
سؤال 926-در كل، با توجّه به سؤالات مطروحه، در صورتى كه حضر تعالى ارشاد و نظر خاصّى داريد، لطفاً جهت استفاده پزشكان بيان فرمائيد.
جواب:توصيه حقير اين است كه بايد در مسأله كنترل مواليد، مانند همه مسائل اجتماعى، از افراط و تفريط پرهيز كرد، و تنها مسائل كوتاه مدّت را در نظر نگيرند، و به واقعيّتها توجّه كنند؛ نه شعارها.
سقط جنين
سؤال 927-آيا سقط جنين صورت مجازى دارد؟
جواب:در صورتى كه يقين، يا خوف خطر، يا ضرر مهمّى براى مادر داشته باشد، در مراحل اوليّه جايز است.
سؤال 928-سقط جنين كافر و مسلمان چه حكمى دارد؟
جواب:واضح است كه ساقط كردن جنين مسلمان جايز نيست؛ حتى اگر فرزند نامشروع باشد. و در مورد بچّههاى كفّار نيز ساقط كردن مجاز نيست؛ حتّى اگر در مذهب آنها فرزند نامشروع باشد.
سؤال 929-آيا سقط جنين جايز است، و در صورت جواز ديه دارد؟
جواب:در صورتى كه از گفته متخصّصين يقين، يا خوف خطر، يا ضرر مهمّى حاصل شود اقدام به سقط جنين جايز است؛ (البتّه مادامىكه به صورت انسان كامل در نيامده باشد). و چون احتمال تعلّق ديه مىرود، احتياط آن است كه ورثه اين كودك ديه را ببخشند.
سؤال 930-آيا در موارد زير، قبل از ولوج روح[1]مىتوان سقط درمانى انجام داد:
الف) در بيماريهايى كه مىدانيم مسلّماً جنين پس از تولّد خواهد مرد.
ب) در بيماريهاى ژنتيكى.
ج) در ناهنجاريهاى نوزادان «مثل آنانسفالى».
جواب:سقط جنين در اين موارد اشكال دارد، به خصوص اين كه پيشبينىهاى فوق جنبه قطعى ندارد؛ ولى پس از ولوج روح جايز نيست.
سؤال 931-سقط جنين غير شيعه چگونه است؟
جواب:سقط جنين در هيچ مورد جايز نيست؛ مگر در موارد ضرورت.
سؤال 932-آيا سقط جنين پس از ولوج روح، اگر علم به تلف شدن مادر و جنين باشد، جايز است؟
جواب:در فرض مسأله كه اگر مادر به همان حال باقى بماند، هر دو مىميرند، مىتوان با سقط جنين، جان مادر را نجات داد.
سؤال 933-اگر مادرى براى سقط بچّهاش كارى انجام ندهد، لكن با مراعات نكردن موارد لازم، و تهيّه نكردن شرايط حفظ جنين، باعث سقط بچّه شود، آيا كار حرامى كرده است؟
جواب:اگر در حفظ جنين مطابق معمول كوتاهى كرده باشد مسئول است.
سؤال 934-زنى كه در ماه هفتم حاملگى به سر مىبرد، در اثر تصادف نياز به عمل جرّاحى فورى پيدا مىكند، كه لازمهاش بيهوش نمودن اوست؛ ولى در اثر بيهوشى بچّه مىميرد (يقين به فوت بچّه داريم) آيا لازم است مادر، جرّاحى و عمل شود؟
جواب:اگر جان مادر در خطر است و راه منحصر به عمل جرّاحى و بيهوشى باشد، مانعى ندارد.
سؤال 935-در فرض بالا، در صورتى كه احتمال فوت بچّه برود، آيا بازهم جايز است مادر عمل شود؟
جواب:با شرايط بالا، اين فرض به طريق اولى جايز است.
سؤال 936-دكترها به مادرى دارويى دادهاند كه بخورد تا بچّهاش سالم بماند و سقط
[1]. ولوج روح زمانى است كه بچّه در شكم مادر به حركت در مىآيد، كه معمولا در حدود چهارماهگى است.
نشود، آيا زن مىتواند به منظور سقط جنين دارو را استفاده نكند؟
جواب:جايز نيست.
سؤال 937-زن حاملهاى مبتلا به سرطان رحم شده، و درمان آن به اشعه درمانى نياز دارد، و اين كار باعث ناقص الخلقه شدن جنين مىشود. آيا مىتوان قبل از اشعه درمانى، سقط درمانى كرد؟
جواب:اگر ناقص الخلقه شدن او قطعى و شديد است، و در مراحل نخستين باردارى و قبل از رسيدن به مرحله جنين كامل باشد، و راه درمان نيز منحصر به اين راه گردد، مانعى ندارد.
سؤال 938-اگر پزشك به طور قطع تشخيص دهد كه فرزندان بعدى زن و شوهرى، ناقص العضو خواهند شد، لطفاً بفرماييد:
1. در صورت سؤال والدين، آيا بر طبيب واجب است واقعيّت را اطّلاع دهد؟
جواب:واجب نيست، مگر اين كه در سرنوشت بيمار اثر مهمّى داشته باشد.
2. در صورت عدم پرسش آنان، آيا بر طبيب واجب است به آنان بگويد، تا از تولّد چنين فرزندانى جلوگيرى نمايند؟ اگر واجب نيست، آيا گفتنش حرام مىباشد؟
جواب:در اين گونه موارد اگر مسأله مهمّى است طبيب كتمان نكند.
3. اگر طبيب احتمال دهد كه آنان در صورت اطّلاع از اين مطلب، هر بار كه فرزند پيدا كنند اقدام به سقط وى خواهند نمود، در اينجا وظيفه طبيب چيست؟
جواب:طبيب بايد به وظيفه خود عمل كند، و اگر بيمار عمل خلافى انجام دهد او مسئول نيست؛ البتّه طبيب بايد وظيفه خود را در امر به معروف و نهى از منكر انجام دهد.
سؤال 939-خانمى دچار بيمارى چشمى گرديده، و اطبّاء نظر به عمل جرّاحى بطور اورژانسى دادهاند، امّا متأسّفانه اين خانم داراى حمل سهماهه مىباشد، كه بايد اوّل سقط جنين انجام دهد، و بعد عمل جرّاحى چشم را به انجام برساند، و اگر چشم خود را عمل نكند نابينا مىشود، و همچنين ضررهاى زيادى نسبت به جنين وارد مىگردد، در اين صورت آيا سقط جنين جايز است؟
جواب:در فرض مسأله پايان دادن به باردارى ظاهراً مانعى ندارد.
سؤال 940-آيا سقط عمدى جنينى كه مطمئنّيم، يا احتمال مىدهيم، معيوب و نارسا مىباشد، در هر ماهى از باردارى، اگر ديه لازمه هم پرداخت شود، مجاز است؟
جواب:هرگاه جنين در مراحل ابتدايى باشد، و به صورت انسان كامل در نيامده باشد، و باقى ماندن جنين در آن حالت و سپس تولّد ناقص آن، باعث عُسر و حرج شديد براى پدر و مادر گردد، با اين شرايط مانعى ندارد. و احتياطاً بايد ديه را بدهند.
سؤال 941-اگر طبيب تشخيص قطعى دهد كه ماندن جنين در شكم مادر موجب مرگ مادر مىگردد، لطفاً بفرماييد:
1. آيا جايز است جنين را در شكم مادر از بين ببرد، تا مادر سالم بماند؟
جواب:چنانچه خلقت جنين كامل نشده مانعى ندارد.
2. آيا مىتوان مادر را به همان حال باقى نهاد، تا بچّه سالم بماند و مادر بميرد؟
جواب:هرگاه بچّه به صورت انسان كامل در نيامده باشد، سقط جنين براى نجات مادر اشكال ندارد.
3. اگر در باقى گذاردن مادر به همان حال، احتمال مرگ، هم براى مادر و هم براى بچّه در كار باشد، تكليف چيست (يعنى احتمال مرگ و سلامتى براى هر دو مساوى باشد)؟
جواب:اگر بدانيم يك از آن آن دو قطعاً نجات پيدا مىكند، بايد آنها را به حال خود گذاشت، تا يكى از آن دو بدون دخالت انسان ديگرى نجات يابد. و اگر امر داير ميان اين است كه هر دو بميرند يا فقط جنين بميرد، مىتوان جنين را سقط كرد تا مادر زنده بماند.
سؤال 942-آيا در موارد زير مىتوان سقط جنين كرد؟
الف) مادر بيمار باشد، و ادامه حاملگى (با تشخيص پزشك، و وضعيّتى كه مادر دارد، و خودش نيز تشخيص داده)، باعث تشديد بيمارى و وخامت حال مادر گردد.
ب) بيمارى فوق به درجهاى برسد كه حيات مادر متوقّف بر سقط جنين باشد.
ج) مادر در كمال صحّت و سلامتى است، و هيچگونه خطرى او را تهديد نمىكند، و جنين نيز سالم است، ولى دو سر دارد، يا سر جنين به شكل انسان نيست، و اگر با چنين حالتى متولّد شود، طبق تشخيص پزشك، ممكن است چند روز پس از تولّد از دنيا برود. يا ادامه حيات چنان فرزندى براى خود او، و والدين و جامعه مشكلاتى خواهد داشت.
د) در فروض فوق، حكم مسأله را قبل و بعد از ولوج روح بيان فرماييد.
ه-) در هر صورت، آيا مسئوليتى از نظر شرعى براى پزشك و زوجين وجود دارد؟
و) چنانچه لازم باشد پزشك مرد اقدام به سقط جنين نمايد، چه حكمى دارد؟
جواب:سقط جنين تنها در صورتى جايز است كه جان مادر در خطر باشد. همچنين اگر بيمارى شديدى مادر را تهديد كند، و جنين هنوز به مرحله دميدن روح نرسيده باشد. و نيز اگر تشخيص قطعى داده شود كه جنين به گونهاى ناقص است كه براى پدر و مادر و اطرافيان اسباب عسر و حرج شديد مىشود، مشروط بر اين كه روح در آن دميده نشده باشد. در اين سه صورت، ختم حاملگى جايز است، و اگر راه منحصر به طبيب مرد باشد، در اين صورت مانعى ندارد. و احتياط آن است كه پدر و مادر، طبيب را نسبت به ديه تبرئه كنند.
سؤال 943-در صورتى كه پدر و مادر به اتّفاق هم (نعوذ باللّه) سبب سقط جنين شوند، ديه جنين به چه كسى مىرسد؟
جواب:در صورتى كه هر دو سبب شوند ديه به طبقه دوم از ورثه مىرسد، و اگر طبقه دوم موجود نباشد، به طبقه سوم مىرسد.
سؤال 944-در مواردى كه پزشك بايد سقط جنين كند، ديه لازمه بايد توسّط چه كسى پرداخت شود؟ اگر پزشك قبلا شرط كند كه ديه بر عهده وى نيست، آيا اين شرط جهت رفع دين از وى كافى است؟
جواب:احتياط آن است كه طبيب با بيمار يا كسان او شرط كند كه ديه را خودشان بپردازند، و الّا بايد خودش (بنابر احتياط) عهدهدار ديه شود، البتّه به نسبتى كه در سقط جنين تأثير داشته است.
تلقيح
مسأله 945-جايز است نطفه مرد را با سرنگ يا وسائل ديگر در رحم همسر او وارد كنند، لكن بايد مقدّمات آن مشروع و حلال باشد، و از مقدّمات حرام پرهيز شود.
مسأله 946-هرگاه نطفه مرد را در رحم همسرش وارد كنند (خواه با استفاده از مقدّمات