سؤال 978-رانندگى اتومبيل براى زنان چه حكمى دارد؟
جواب:با حفظ حجاب اسلامى و جهات شرعى ديگر، مانعى ندارد.
سؤال 979-آيا بانوان مىتوانند آموزش فنون نظامى ببينند؟
جواب:اگر مستلزم گناهى نباشد اشكالى ندارد.
سؤال 980-حكم دوچرخه سوارى و موتور سوارى خواهران با مانتو در سطح شهر، با توجّه به آثار و تبعات سوء اجتماعى و اخلاقى آن، چيست؟
جواب:با توجّه به پيامدهاى سوئى كه اين گونه امور دارد، لازم است از آن پرهيز شود. و به وسوسههايى كه اين و آن مىكنند توجّه نكنند.
سؤال 981-آيا زوجه را مىتوان به علّت عدم تمكين در امور زوجيّت تعزير نمود؟
جواب:تعزير به دست حاكم شرع است، كه پس از شكايت زوج مبنى بر عدم تمكين زوجه و ثبوت آن انجام مىگيرد. زوجه نيز مىتواند به حاكم شرع شكايت كرده، و براى زوج در برابر خلافكاريهايش تقاضاى مجازات كند.
سؤال 982-زنى با آرايشزننده و حالت بدحجابى در معابر عمومى ظاهر شده، و بدين جهت او را دستگير كردهاند. آيا مىتوان به عنوان تعزير سر او را تراشيد؟
جواب:تراشيدن سر مطلقاً جزء تعزيرات نيست و بايد راه ديگرى را براى تعزير، مانند جريمه نقدى يا زندان يا مجازات بدنى، انتخاب كرد؛ ولى گاه در زندانها براى ملاحظه مسائل امنيّتى سر متّهمين را مىتراشند، و اين مربوط به عناوين ثانويّه است.
سؤال 983-با توجّه به اين كه زنان طبيعتاً احساساتىترند، و زودتر تحت تأثير وسوسههاى شيطانى قرار مىگيرند، آيا كيفر خطاهايشان با مردان تفاوت مىكند؟
جواب:در مسائل تعزيرات مسئوليّت هر كس در برابر اعمالش رابطهاى با ميزان تأثيرپذيرى از عوامل مختلف و ميزان جرم او دارد.
سؤال 984-شنيدهايم كه زن در خصوص قتل عمد شوهر خود و بالعكس حقّ درخواست قصاص ندارد، آيا اين مطلب در مورد مادر مقتول و ساير ورثه مؤنّث مقتول، به صرف مؤنّث بودن صدق مىكند؟
جواب:اين حكم در مورد زوجه است، و شامل ساير زنان خويشاوند نمىشود.
سؤال 985-در بحث قَسامه، آيا زن مىتواند به تنهائى مدّعى قتل عمد باشد و اقامه قَسامه نمايد؟
جواب:زن مىتواند مدّعى باشد؛ ولى قسامه را بايد از مردان انتخاب كنند.
سؤال 986-اگر ديه زن به ثلث ديه كامله نرسد، امّا مجموع ديه و ارش او به ثلث برسد، آيا بازهم حاصل جمع ديه و ارش او نصف مىشود؟ يا اين كه تنصيف تنها در صورتى است كه ديه او به ثلث ديه كامله برسد؟
جواب:تفاوتى بين ديه و ارش در اين مسأله نيست، و محاسبه مجموع در صورتى صحيح است كه هر دو مربوط به يك جنايت باشد.
سؤال 987-متأسّفانه شوهرم به كوچكترين بهانهاى مرا به باد كتك و ناسزا مىگيرد، به گونهاى كه گويا اين كار را نشانه مردانگى مىداند! در بيشتر اوقات بر اثر اين كتكها، بدنم كبود، يا قرمز، يا سياه مىگردد، و آثار آن تا چند روز باقى مىماند و گاهى هم بدنم زخم مىشود. لطفاً بفرمائيد:
الف) آيا اين كارها از نظر شرعى جايز است؟
ب) آيا ديهاى به اين جانب تعلّق مىگيرد؟
جواب:متأسّفانه عدّهاى از شوهرها گرفتار اين گناه بزرگ و ظلم عظيم هستند، و بايد هر چه زودتر، ان شاء اللّه، خود را اصلاح كنند، و اين كار، علاوه بر اين كه گناه بزرگى محسوب مىشود، ديه هم دارد، و گاه ديه آن سنگين است.
سؤال 988-چرا در اسلام ديه زنها نصف ديه مردان مىباشد؟
جواب:خون زن و مرد مؤمن هر دو محترم است؛ ولى با توجّه به اين كه ديه جبران خسارت مادّى است، و پرواضح است كه خسارت حاصله از فقدان مردان در خانواده غالباً بيشتر از خسارت حاصله از فقدان زنان است، شارع مقدّس ديه مردان را دو برابر قرار داده است.[1]
[1]. شرح بيشتر اين مطلب را در تفسير نمونه، جلد اوّل، صفحه 611، مطالعه فرمائيد.
سؤال 989-زن يا دخترى (نعوذ باللّه) به ميل خود مرتكب عمل منافى عفّت مىگردد، و عمل زشت او در ملأ عام افشا مىشود، سپس به خاطر عمل ننگين خود، دست به خودكشى مىزند. آيا ديه اين زن، يا دختر، بر عهده زانى است؟
جواب:زانى مرتكب گناه بسيار بزرگى شده است؛ ولى ديه بر عهده او نيست.
سؤال 990-برخى از معلّمان زن در ساعت كار و تدريس، به فعاليّتهاى جنبى ديگرى، مثل بافتنى و خواندن روزنامه و مانند آن- كه مربوط به تدريس نيست- مىپردازند، اين امور در ساعت رسمى كار چه حكمى دارد؟
جواب:جايز نيست.
سؤال 991-آيا از حديث
«خير للنساء ان لا يرين الرجال و لا يراهن الرجال»
[1]كه از حضرت فاطمه زهراء، سلام اللّه عليها، روايت شده، استحباب پوشانيدن چهره و عدم ورود در مسائل اجتماعى، به جزء مواردى كه با اذن ولىّ فقيه زمان باشد، استفاده نمىشود؟
جواب:هنگامى كه ضرورتهاى سياسى و اجتماعى ايجاب كند، زنان مىتوانند با حفظ جهات عفّت، وارد اين صحنهها شوند؛ همانگونه كه از آن بانوى بزرگوار نيز نقل شده است.
سؤال 992-آيا در صورت بىحجابى ارحام و خويشاوندان، و عدم وجود شرايط نهى از منكر، بازهم صله رحم واجب است؟
جواب:در صورتى كه سبب امضاء اعمال آنها نشود، بايد صله رحم[2]را به جا آورد؛ و تا آنجا كه ممكن است با زبان خوش امر به معروف و نهى از منكر كرد.
سؤال 993-كنوانسيون «محو كلّيه أشكال تبعيض عليه زنان» بزودى جهت بررسى در دستور كار مجلس شوراى اسلامى قرار خواهد گرفت، از آنجا كه اين معاهده بين المللى مشتمل بر موادّى است كه از نظر فقهى مورد سؤال واقع شده، نظر مبارك خود را نسبت به
[1]. بحار الانوار، جلد 43، صفحه 54.
[2]. صله رحم يعنى پيوند با خويشاوندان، گاه با ديدار آنها حاصل مىشود، و گاه با نامه، يا تلفن، يا دعوت از آنان، يا طرق ديگر، تحقّق مىيابد. و خويشاوندان خيلى دور را شامل نمىشود. و مادام كه محذور و مانع شرعى و عرفى در كار نباشد، نبايد قطع گردد.
موارد زير بيان فرمائيد:
الف) بر اساس مادّه اوّل اين معاهده، بايد هر گونه تمايز، استثناء و يا محدوديّت بر اساس جنسيّت، در زمينههاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، مدنى، و يا هر زمينه ديگر لغو گردد.
با توجّه به اين مادّه، تفاوت زن و مرد در مواردى همچون ميزان پوشش واجب بدن، نظر و لمس بدن جنس مخالف، ديه، قصاص، شهادت، ارث، طلاق، تعدّد همسران، امامت جماعت، لزوم تمكين جنسى، ولايت بر فرزندان، سرپرستى خانواده، حقّ حضانت، عيوب موجب فسخ نكاح، نشوز، لزوم سپرى شدن عدّه براى ازدواج بعدى، مرجعيّت و قضاوت، تبعيض تلقّى مىگردد، و بايد از ميان برداشته شود! آيا تساوى زن و مرد در موارد مذكور، با احكام شرع مطابقت دارد؟
جواب:بىشك مساوات كامل، نه تنها مخالف ضرورت فقه شيعه، بلكه مخالف ضرورت اسلام، و بر خلاف نصّ صريح قرآن و روايات متواتره است، و هيچ يك از علماء اسلام، نه در گذشته و نه در حال، اعتقاد به چنين مساواتى نداشتهاند.
اصولا بايد اين معنى براى مجامع جهانى تبيين گردد كه: «ملّتها نمىتوانند با فرهنگ و مذهب خود وداع كنند، و چشم و گوش بسته تسليم مقرّراتى شوند كه نه در تصويب آن حضور داشتهاند و نه از نظر وجدان و منطق قطعيّت دارد».
البتّه ممكن است در بعضى از موارد جزئى، گفتگويى در ميان علماى اسلام باشد، امّا مساوات كامل، به صورتى كه گفته شد، هيچ موافقى ندارد.
ب) با توجّه به اين كه مادّه نهم و بند چهارم از مادّه پانزدهم در مورد كسب، تردّد، تغيير و يا حفظ تابعيّت خود و فرزندان، زن و مرد را مساوى مىداند، آيا زن مىتواند بدون موافقت همسرش به تابعيّت هر كشورى در آيد، و يا در هر شهرى سكنى گزيند؟
جواب:اين، يكى از مواردى است كه در بالا به آن اشاره شد، و با احكام و فرهنگ اسلامى سازگار نيست. به علاوه، بدون شك سرچشمه مفاسد زيادى در جوامع انسانى مىشود، كه نمونههاى آن را در همان كشورهاى صنعتى مشاهده مىكنيم. آمارها در مورد
متلاشى شدن خانوادهها شاهد گويايى بر اين مطلب است.
آرى اگر زن تابعيّت كشور مورد نظرش را بپذيرد، ولى عملا محلّ سكونت را با رضايت زوج انتخاب كند اشكالى ندارد.
سؤال 994-آرايش براى خانمها در ماه مبارك رمضان، ماه محرّم و صفر و روزهاى شهادت و وفات معصومين (عليهم السلام) چه حكمى دارد؟
جواب:حرام نيست؛ ولى سزاوار است در ايّام وفات رعايت احترام را بنمايند.
سؤال 995-مرسوم است كه خانمها در دو ماه عزادارى سرور و سالار شهيدان، ماه محرّم و صفر، صورت خود را اصلاح نمىكنند، آيا اين كار شرعاً ايراد دارد؟
جواب:اين كار اشكالى ندارد، ولى اصلاح كردن هم مانعى ندارد، البتّه سزاوار است در روزهاى قتل از اين كار پرهيز كنند.
سؤال 996-برخى از زنان و دختران اعتقاد زيادى به انواع فال، از جمله فال قهوه و نيز كفبينى و طالعبينى دارند، به گونهاى كه گاه مسير زندگى خود را بر اساس آن پىريزى مىكنند! اين كار براى اين خانمها و انجامدهندگان آن چه حكمى دارد؟
جواب:فال قهوه و امثال آن از خرافات است، و سزاوار نيست كه هيچ كس به سراغ آن برود.
سؤال 997-متأسّفانه كم نيستند زنانى كه به كوچكترين بهانهاى با ديگران قهر كرده، و گاه سالها آن را ادامه مىدهند، و حاضر به آشتى نيستند، و افعال ناپسند آنها در پارهاى از اوقات بر روابط شوهر و فرزندان، بلكه كلّ فاميل، اثر نامطلوب مىگذارد، كار اين گروه از زنان چه حكمى دارد؟
جواب:قهر كردن بطور كلّى از نظر اسلام كار بسيار نامطلوبى است؛ مخصوصاً اگر براى بهانههاى كوچكى باشد. و در روايتى از پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) آمده است: «اگر دو نفر مسلمان از هم قهر كنند، و سه روز به طول بيانجامد، و با هم آشتى نكنند، از اسلام خارج مىشوند ... و هر كدام پيشقدم در آشتى شود، در روز قيامت زودتر از ديگرى وارد
بهشت مىشود!».[1]
سؤال 998-بلند كردن ناخن براى خانمها چه حكمى دارد؟ اگر بيش از حدّ متعارف بلند باشد، به گونهاى كه زحمت زيادى براى محافظت از آن لازم باشد چطور؟
جواب:بلند كردن ناخن در حدّ معقول اشكالى ندارد.
سؤال 999-نظر شما در مورد ورزش بانوان چيست؟ كدام يك از رشتههاى ورزشى را، در تحت چه شرايطى، براى خانمها مجاز مىدانيد؟
جواب:ورزش براى همه، و از جمله بانوان، كار خوبى است و مايه سلامت جسم و جان است؛ ولى خانمها بايد در ورزشگاههاى مخصوص خود به ورزش بپردازند؛ آن هم ورزشهايى كه در آن بيم خطرى براى آنها نباشد.
سؤال 1000-گاهى از اوقات به هنگام پختن غذاهاى گوشتى، علىرغم دقّت زيادى كه در شستشوى گوشت آن مىنمايم، لكّههايى از خون بر روى گوشت ملاحظه مىكنم، لطفاً بفرمائيد:
الف) آيا اين خونها نجس، و خوردن چنين غذايى حرام است؟
ب) در صورتى كه جواب مثبت است، آيا لازم است كه اين موضوع را به شوهر و فرزندان و احياناً ميهمانها، اطّلاع دهم، يا همين كه خودم اجتناب كنم كافى است؟
جواب:اين خونها نجس نيست، و اگر جدا كردن آن از گوشت زحمت و مشقّت دارد، يا به هنگام پخته شدن مستهلك مىشود، خوردن آن نيز مانعى ندارد.
وَ آخِرُ دَعْوانا انِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ
پايان
[1]. وسائل الشيعة، جلد 8، ابواب احكام العشره، باب 144. روايات تكاندهنده ديگرى نيز در اين باب آمده است.