سؤال 21-در يكى از جلسات روضه زنانه، خانم گوينده مىگفت: شستشوى لباس در دو وقت، كار خوبى نيست:
نخست به هنگام شب؛ زيرا موقع استراحت آب است،
و ديگر روزهاى جمعه؛ بخاطر اين كه آب مهريّه حضرت زهرا (عليها السلام) است؛ مگر اين كه لباس سيّدى را به همراه لباسهايتان بشوئيد!
آيا اين سخنان صحيح است؟ در صورت عدم صحّت، لطفاً چنين گويندگانى را نصيحت كنيد.
جواب:اين سخنان صحيح نيست، و لازم است اين خواهران بدون تحقيق عهدهدار بيان مسائل نشوند، كه مسئوليّت آن سنگين است.
استبراء
مسأله 22-براى زنان استبراء نيست، بنابراين هرگاه رطوبت مشكوكى از آنها خارج شود، پاك است؛ وضو و غسل هم ندارد.
مسأله 23-غير از «بول» و «منى» رطوبتهاى ديگرى كه از انسان خارج مىشود چند قسم است:
اوّل) آبى كه گاه بعد از بول بيرون مىآيد، و كمى سفيد و چسبنده است، و به آن «ودى» مىگويند.
دوم) آبى كه هنگام ملاعبه و بازى كردن با همسر بيرون مىآيد، و به آن «مذى» مىگويند، و اين موضوع در مورد بانوان هم جارى است.
سوم) آبى كه گاه بعد از منى بيرون مىآيد، و به آن «وذى» مىگويند.
همه اين آبها در صورتى كه مجرا آلوده به بول و منى نباشد، پاك است و وضوء و غسل را هم باطل نمىكند.
سؤال 24-معمولا هنگام شستن لباسهاى زير، لكّههاى سفيد لزجى بر روى آن مشاهده مىكنم، و فكر مىكنم كه غالب زنان به چنين مسألهاى مبتلا هستند، آيا اين لكّهها پاك است؟
جواب:آرى پاك است.
سؤال 25-بتازگى و در كنار مرقد پاك و منوّر حضرت ثامن الحجج (عليه السلام) مراسم عقدمان انجام شد. از آن پس هرگاه با شوهرم دست مىدهم و يا حتّى سخن مىگويم، مايعى از من خارج مىشود، البتّه در اين گونه موارد به اوج لذّت نمىرسم؛ آيا اين مايع پاك است؟
جواب:آرى پاك است.
مسكر مايع و الكلها
سؤال 26-پرستار بخش زنان و زايمان يكى از بيمارستانها هستم، و در مورد طهارت و نجاست الكل سؤالى داشتم: آيا استفاده از الكل براى ضدّ عفونى كردن محلّ تزريقات، يا ناف بچّه، موجب نجاست پوست مىشود؟
جواب:اشكالى ندارد، و پاك است.
سؤال 27-عطرها و ادكلنها بطور گسترده، مورد مصرف خانمها قرار مىگيرد، حال اگر اينها حاوى الكل باشند، از نظر طهارت چه حكمى دارد؟ منظور عطرها و ادكلنهاى خارجى است كه در بازار به فروش مىرسد، آيا براى نماز اشكال دارد؟
جواب:اشكالى ندارد.
عرق جُنب از حرام
مسأله 28-نزديكى كردن با همسر در حال عادت ماهيانه، يا در حال روزه ماه مبارك رمضان حرام است. و اگر عرق كند، احتياط واجب آن است كه با آن معامله عرق جنب از حرام كند.[1]
سؤال 29-هرگاه زنى كه در حال نفاس است، و يا زن مستحاضه، قبل از انجام وظائفش (نعوذ باللّه) با همسرش نزديكى كند و عرق نمايد، و يا دخترى (پناه بر خدا)
[1]. منظور از عرق جُنب از حرام، عرقى است كه در آن حال، يا بعد از آن و پيش از آن كه غسل نمايد، از بدن او بيرون مىآيد.
استمناء كند، آيا عرق اينها نيز عرق جُنب از حرام محسوب مىشود؟
جواب:بنابر احتياط واجب احكام جُنب از حرام در اين موارد نيز جارى مىشود. و مادام كه عرق در بدن يا لباس است و خشك نشده، نماز خواندن با آن اشكال دارد؛ ولى در هر حال نجس نيست.
راههاى ثابت شدن نجاست
مسأله 30-نجس بودن چيزى از سه راه ثابت مىشود:
اوّل) آن كه انسان يقين پيدا كند؛ ولى گمان، حتّى گمان قوى، كافى نيست.
دوم) آن كه كسى كه چيزى در اختيار اوست (مثل صاحب خانه) خبر دهد كه آن چيز نجس است.
سوم) آن كه دو نفر عادل، و يا حتّى يك عادل گواهى دهد.
سؤال 31-زنى هستم كه زود حكم به نجاست مىكنم، آيا در مسأله نجاست يقين لازم است؟ يا ظنّ و گمان كافى است؟
جواب:در مسأله نجاست يقين قطعى و صد در صد لازم است. و مادامىكه چنين يقينى حاصل نشود تكليفى ندارد، و اگر يقين صد در صد حاصل شد اجتناب لازم است؛ مگر در موارد اضطرار.
سؤال 32-پس از بازگشت از مشهد مقدّس خانمهاى همسايه به ديدنم آمدند، يكى از بچّههاى همسايه، قسمتى از فرش منزل ما را نجس كرد، اكنون فراموش كردهام كه كجاى آن فرش دوازده مترى نجس شده است، آيا مىتوان روى اين فرش نماز خواند؟ اگر دست يا پاى مرطوب روى يك قسمت آن نهاده شود، آيا نجس مىشود؟
جواب:نماز خواندن روى آن اشكال ندارد، و تماسّ با يك قسمت از آن، موجب نجاست نمىشود، ولى بهتر است فرش را بشوئيد.
احكام وسواس
مسأله 33-افراد وسواسى نبايد به علم خود در طهارت و نجاست توجّه كنند، بلكه بايد
ببينند افراد معمولى در چه مورد يقين به طهارت يا نجاست پيدا مىكنند، و به همان ترتيب عمل كنند، و براى ترك وسواس بهترين راه بىاعتنايى است.
سؤال 34-اين جانب فهيمه الف مبتلا به بيمارى وسواس هستم، و متأسّفانه بسيار شديد و غير قابل تحمّل است، مثلا در مورد تطهير و غسل وسواس من به گونهاى است كه گاهى اوقات وقتى شب به حمام مىروم نزديك طلوع آفتاب موفّق به تطهير و انجام غسل مىشوم! باور كنيد در اين چند سال به اندازه بيست سال آب مصرف كردهام! براى درمان اين بيمارى به نزد برخى از علما رفتم، ولى مؤثّر نشد، به مشهد رفتم، با چه گرفتاريهايى كه در سفر و هنگام تشرّف داشتم، و بسيار دعا و تضرّع كردم، ولى متأسّفانه شفا نيافتم. اين بيمارى نزديك است مرا از پاى در آورد، نه تنها خود، كه خانواده را نيز نگران و در زحمت انداختهام، وسواس باعث شده كه نتوانم عبادتهايم را انجام دهم، بدين جهت ماه رمضان را سفر مىكنم، تا مشكل روزه گرفتن نداشته باشم؛ اگر چه در سفر نيز هيچ چيز نمىخورم! چه كنم تا از اين وضع غمبار نجات يابم، و از زخم زبان اطرافيان آسوده گردم؟
جواب:مشكل شما در واقع از خود شماست، و مقصّر اصلى خودتان هستيد، و به همين دليل دعاى شما هم مستجاب نمىشود، و علّت اصلى آن ندانستن مسأله است. مسأله اصلى اين است كه بر شما واجب نيست يقين به طهارت و غسل و مانند آن پيدا كنيد، آنچه بر شما، به عنوان يك وظيفه شرعى، لازم مىباشد اين است كه به مقدار ساير مردم آب بريزيد، و به همان قناعت كنيد، هر چند در غسل و طهارت شك داشته باشيد و ما مسئوليّت شرعى اين كار را مىپذيريم.
شما از امروز فقط به مقدار مردم آب بريزيد و قناعت كنيد، و با بدن نجس و حال جنابت (به گمان خودتان) نماز بخوانيد، و هيچ اشكالى هم ندارد، و نماز و روزه شما كاملا صحيح است. و ما به اين وسيله بر شما، و تمام افراد وسواسى، إتمام حجّت مىكنيم، و مخالفت با آن گناه است. ما از خداوند مىخواهيم كه به شما توفيق توجّه به اين مسأله را عنايت كند، و از دام شيطان نجات پيدا كنيد.
سؤال 35-مدّتى قبل، تقريباً در همه امور، در دام وسواس افتادم. اكنون تا حدودى آن را از خود دور كردهام، ولى مشكلى كه هنوز دارم طول كشيدن غسل (در حدود چهل دقيقه) و گاه تكرار الفاظ نماز است. لطفاً مرا راهنمايى كنيد.
جواب:بهترين راه براى ترك وسواس، بىاعتنايى به آن است؛ يعنى ملاحظه كنيد ديگران چه مقدارى، مثلا براى غسل، معطّل مىشوند، شما هم چنين كنيد، مثلا ده دقيقه يا حد اكثر يك ربع ساعت؛ اگر شيطان گفت درست نشد، اعتنا نكنيد، عمل شما صحيح است و نگران نباشيد، و ما مسئوليّت آن را بر عهده مىگيريم.
سؤال 36-آيا اعمال وسواسىها ضررى به اعتقادات آنها نمىزند؟ به عنوان مثال، زن وسواسى هنگامى كه يك چيز نجس را ده بار آب مىكشد، او در واقع وقتى دو بار با آب قليل آب كشيد، معتقد است كه هنوز نجس است، در حالى كه خدا و پيامبر (صلى الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) مىگويند پاك است، آيا چنين شخصى عملا با شرع مقدّس اسلام مخالفت نكرده است؟
جواب:عمل به وسواس كار خلافى است؛ ولى ضررى به اعتقادات او نمىزند.
سؤال 37-در مصرف آب زياده روى مىكنم، و هر چه تلاش مىنمايم نمىتوانم جلوى اين كار زشت را بگيرم. به همين جهت همواره با شوهرم مشاجره داريم. او مىگويد: «گذشته از اين كه كار حرامى انجام مىدهى و ضامن هستى، من كه شوهر تو هستم راضى به عمل تو نيستم». لطفاً بفرمائيد:
الف) آيا كار من حرام و موجب ضمان است؟
ب) آيا در وضو و نمازم اشكالى ايجاد مىشود؟
جواب:سعى كنيد به مقدار متعارف آب مصرف كنيد. اگر بيش از آن باشد و همسرتان راضى نباشد، حرام و موجب ضمان است. و اگر شيطان وسوسه كند كه فلان مقدار آب كافى نيست، اعتنا نكنيد و اعمالتان اشكالى نخواهد داشت، و ما مسئوليّت آن را به عهده مىگيريم. و به فرض كه همسرتان هم راضى باشد، اسراف در آب وضو و غسل جايز نيست.
سؤال 38-دخترى 20 ساله هستم، و به شدّت وسواس دارم، اين وسواس مانع ترقّى من شده است. يك بار براى شما در اين مورد نامه نوشتم، و شما اين گونه جواب داديد:
«ما راهى نشان مىدهيم كه به افراد زيادى توصيه كردهايم، و بسيار مؤثّر است، و آن اين است كه شما به افراد متديّن معمولى نگاه كنيد، ببينيد آنها چقدر آب مىكشند، به همان مقدار قناعت كنيد. بقيّه براى شما پاك است، و ما مسئوليّت آن را شرعاً مىپذيريم». در حالى كه من در نامه قيد كرده بودم كه فقط از شما يك فتوى مىخواهم، و آن اين كه: «چيزهاى نجس و متنجّس را براى مدّتى بر من پاك بدانيد». ولى شما جوابى كه در بالا ذكر شد را مرقوم داشتيد، و من بازهم روى حرفم هستم، اين فتوى را بدهيد تا من چيزهاى نجس و متنجّس را پاك بدانم.
جواب:شما بايد تسليم حكم خدا باشيد. حكم خدا اين است كه به مقدار متعارف بشوئيد، بقيّه براى شما «پاك» است، هر چند حالت وسواس به شما مىگويد نجس است، اين روشنترين راه است، و بسيارى از اين طريق درمان شدهاند.
سؤال 39-چند مسأله در مورد طهارت و نجاست برايم پيش آمده كه همواره فكر و ذهن مرا مشغول كرده است. و مرا به شدّت عذاب مىدهد، از درس و مطالعه افتادهام، و خانوادهام نيز از رفتار من به تنگ آمدهاند. شما را به مقام رسول اللّه (صلى الله عليه و آله) قسم مىدهم، مرا نجات دهيد. اگر شما بفرمائيد: «اعتنا به اين موارد حرام است؛ و در صورت اعتنا، به جهنّم مىروى». و گناهش را به گردن بگيريد، نجات پيدا مىكنم.
جواب:به يقين اعتنا كردن شما به مواردى كه برخاسته از وسواس است حرام مىباشد، و بايد آن را ترك كنيد، و ما مسئوليّت آن را به گردن مىگيريم.
سؤال 40-تكليف من در موارد زير چيست؟
الف) گاهى زمينى نجس مىشود، بعداً برف يا باران مىآيد، و تمام زمينها خيس مىشود، مردم و وسايل نقليّه از روى آن زمين نجس عبور مىكنند، و به همه جا مىروند (مسجد، حرم، نانوائى، قصّابى، داخل اتوبوس شركت واحد، مدرسه، بازار و ...) و به خاطر خيس بودن زمين، نجاست را به همه آن مكانها منتقل مىكنند، به همين جهت آن مكانها را نجس مىدانم، همان گونه كه گرد و خاكهاى آن خيابانها و مكانها نيز نجس است.
ب) هرگاه توالت مىروم با اين كه در موقع بول كردن بسيار مواظب هستم تا ترشّح نكند، در عين حال قطع پيدا مىكنم كه به شلوار و پايم ترشّح كرده است؛ لذا توالت رفتن برايم مشكل شده، و تا آن موضع را آب نكشم راحت نمىشوم.
ج) بعضى مواقع پشت و جاهاى ديگر دستم به لبه ميز، يا لبه كتاب، يا چيزهاى زبر برخورد مىكند، و بدون اين كه دستم زخم شود، يا خونى بيرون بيايد، از گوشه و كنار ناخنها و جاهاى ديگر دستم چيزى با احساس كمى درد جدا مىشود، يا روى انگشتهاى دستم پوستهاى مختصرى وجود دارد كه با فرو بردن دست به داخل جيب، يا تماس گرفتن با چيز ديگر، آنها با احساس كمى درد از دستم جدا مىشود، لطفاً در اين موارد تكليف مرا بيان فرمائيد.
جواب:بدون شك شما گرفتار وسواس هستيد؛ وظيفه شما اين است كه به ساير مردم نگاه كنيد، و ببينيد آنها تا چه حد به اين امور اعتنا و علم به نجاست پيدا مىكنند (منظور قشر متديّن است)، آن مقدار كه آنها يقين پيدا مىكنند و آب مىكشند شما هم آب بكشيد و نسبت به بقيّه تكليفى نداريد؛ هر چند فكر شما به شما بگويد نجس است؛ زيرا در اين گونه موارد افراد متديّن عادى، علم و يقين به نجاست پيدا نمىكنند. ضمناً پوستهائى كه از دست و بدن جدا مىشود محكوم به پاكى است، مگر اين كه شما آنها را با فشار بكنيد و محلّ آن سوزش پيدا كند، كه در اين صورت احتياط كنيد.
سؤال 41-منزل ما از نظر طهارت مشكل دارد؛ فرشها، دربها، ديوار اطاقها، پنجرهها، پردهها، بخارى زمينى، بخارى ديوارى، جارو برقى، كمدها، بعضى از كتابها، بالشتها، رختخواب و تشكها، قاب عكسها، و خلاصه تمام زندگى ما نجس است، گفتم نامهاى براى شما بنويسم تا شايد در مورد من فتواى خاص (اجازه مخصوص) بدهيد، و اين جانب را از معافيّت مخصوصى در مورد چيزهايى كه تا به حال نجس شده برخوردار سازيد، تا همه چيز و همه كس براى من طاهر باشد.
جواب:شما گرفتار وسواس هستيد، و تنها درمان آن بىاعتنايى است. فتواى ما براى شما اين است كه ببينيد مؤمنان ديگر چه اندازه به اين امور اعتنا مىكنند، به همان اندازه
اعتنا كنيد؛ بقيّه براى شما پاك است.
سؤال 42-مشكل اصلى من ديوار خانه و شستن بچّهام مىباشد، زيرا دستمالى را كه نجس بود روى لبه ديوار كه رنگ روغن شده گذاشتم. البتّه عين نجاست روى ديوار ريخته نشد، ولى رطوبت دستمال با ديوار ارتباط داشت. و چون بچّهام به تازگى چهار دست و پا راه مىرود، و دستهايش را مرتّب به ديوارها مىزند، من مرتّب دستهايش را آب مىكشم، و اين مرا آزار مىدهد. لطفاً به سؤالهاى زير پاسخ دهيد، تا إن شاء الله نجات يابم.
الف) راههاى سرايت نجاست را خواندهام، ولى نمىدانم منظور از رطوبت كم و غير مُسرى چقدر است؟ خواهش مىكنم توضيح دهيد.
ب) آيا ديوارهاى خانه به خاطر مسألهاى كه پيش آمده نجس است؟
ج) ظرفى كه زير شير (منظور آب لولهكشى) گذاشته مىشود، حتّى اگر سر نرود، آيا حكم آب كر را دارد؟ آيا مىتوان لباس نجس را در آن آب كشيد؟
د) اگر جايى مثل دسته در، سردى آن احساس شود، آيا نجاست با دست خشك به آن منتقل مىگردد؟
جواب:الف) شما بىشك گرفتار وسواس شدهايد، و اگر به دستوراتى كه مىدهيم عمل كنيد به زودى نجات خواهيد يافت، و الا مشكلات شما زياد خواهد شد.
ابتدا پاسخ سؤالهاى شما، و بعد يك دستور كلّى:
منظور از رطوبت براى سرايت اين است كه وقتى دست خشك بر آن شىء مرطوب بگذارد، انسان به آسانى آثار ترى را ببيند.
ب) ديوارهاى خانه به خاطر مسألهاى كه پيش آمده، نجس است؟
ج) ظرفى كه زير آب لولهكشى است، حكم آب كر دارد؛ پر باشد، يا خالى.
د) سردى دسته در هيچ ارتباطى به رطوبت ندارد، و نجاست به آن منتقل نمىشود، و اين سؤال دليل وسواسى بودن شماست.
و امّا دستور كلّى:
وسواسى بودن شما به علّت ندانستن مسائل است. اگر مسائل را درست ياد بگيريد،