سؤال 60-مدّتى بود كه دخترم با آفتابه آب مىريخت و من وضو مىگرفتم، در يكى از جلسات زنانه گفته شد: «هر كس بايد خودش وضو بگيرد، و نبايد كسى كمكش كند». آيا وضوهاى من به شكل فوق اشكال دارد؟ نمازهائى كه با چنين وضوئى خواندهام چه حكمى دارد؟
جواب:در صورتى كه آب را در دست شما مىريخته، و شما آن را به صورت يا دستها مىزدهايد وضوى شما باطل نبوده، ولى اين كار كراهت دارد.
سؤال 61-ناخنهايم بيش از حدّ معمول بلند است، آيا براى وضو اشكالى ندارد؟
جواب:اشكالى ندارد.
سؤال 62-در آرايشگاههاى زنانه، خطّ ابروى خانمها را ترميم مىكنند، حكم اين عمل چيست؟ آيا براى وضو و غسل اشكالى دارد؟
جواب:اگر منظور از ترميم، كاشتن مو است و آب به پوست بدن براى وضو و غسل مىرسد، اشكالى ندارد، و اگر منظور خالكوبى با رنگ است، كه زير پوست قرار مىگيرد، آن هم اشكالى ندارد.
سؤال 63-آيا جوهرِ خودكار، ماژيك، رنگ و مانند آن، مانع رسيدن آب به پوست بدن مىگردد؟ رنگى كه خانمها براى موى سر استفاده مىكنند چطور؟
جواب:اگر جرم نداشته باشد مانع نيست؛ در مورد خودكار، كه رنگ غليظترى دارد، تجربه كردهاند و به اين نتيجه رسيدهاند كه جرم ضعيفى دارد كه مانع آب نمىباشد.
سؤال 64-زنانى كه خود را براى شوهرانشان آرايش كردهاند، آيا بايد به هنگام وضو صورت و دستهاى خويش را با صابون و مانند آن بشويند، يا مىتوانند به همان شكل وضو بگيرند؟
جواب:در صورتى كه موادّ آرايشى مورد استفاده جرم زيادى، كه مانع از رسيدن آب به پوست صورت است، نداشته باشد وضو صحيح است. و شستن با صابون لازم نيست.
سؤال 65-آيا لاكى كه خانمها روى ناخن پاهايشان مىزنند، براى مسح پا اشكالى دارد؟
جواب:آرى اشكال دارد. آنها مىتوانند يكى از ناخنها (غير از انگشت كوچك) را آزاد بگذارند، و روى آن انگشت مسح كنند.
مسأله 66-وجود انگشتر و دستبند و مانند آن، اگر مانع رسيدن آب نباشد، براى وضو ضررى ندارد. و مىتواند آن را جابجا كند، تا آب به زير آن برسد و شسته شود.
سؤال 67-برخى از فقها معتقدند كه مردها به هنگام وضو و شستن دست راست و چپ، از پشت دست، و زنها از داخل دست آب بريزند، نظر حضرتعالى در اين زمينه چيست؟
جواب:چنانچه اين كار را به قصد رجا انجام دهند، خوب است.
5- غسل حيض و احكام آن
مقدّمه:
اقوام پيشين در مورد عادت ماهيانه زنان عقائد مختلفى داشتند. يهوديان فوقالعاده سختگيرى مىكردند، و در اين ايّام به كلّى از زنان در همه چيز از جمله، در خوردن و آشاميدن و بستر و مجلس جدا مىشدند، در تورات كنونى احكام شديدى در اين باره ديده مىشود.[1]
به عكس آنان، مسيحيان هيچ گونه ممنوعيّت و محدوديّتى براى خود، در برخورد با زنان، در اين ايّام قائل نبودند. و امّا بتپرستان عرب، دستور و سنّت خاصّى در اين زمينه نداشتند، ولى ساكنان مدينه و اطراف آن، بعضى از آداب يهود را در اين زمينه اقتباس كرده بودند، و در معاشرت با زنان در حال حيض سختگيريهايى داشتند، در حالى كه ساير عربها چنين نبودند، و حتّى شايد آميزش جنسى را در اين حال جالب مىدانسته و معتقد بودند كه اگر فرزندى
[1]. مثلا در باب 15 از سِفر لاويان تورات چنين مىخوانيم: «اگر زنى صاحبه جريان باشد، و جريان از بدنش خون حيض باشد تا هفت روز جدا خواهد بود و هر كس او را مس كند، تا به شام ناپاك باشد، و هر چيزى كه وقت جدا ماندنش بر آن بخوابد ناپاك باشد، و هر چه كه بر آن نشسته باشد ناپاك باشد، و هر كسى كه بسترش را لمس نمايد (بايد) لباس خود را بشويد، و خويشتن را با آب شستشو دهد، و تا به شام ناپاك باشد ...» (به نقل از تفسير نمونه، جلد دوم، صفحه 143).
نصيب آنها شود بسيار خونريز خواهد بود، و اين از صفات بارز و مطلوب نزد اعراب باديهنشين خونريز بود![1]
امّا اسلام، كه در همه مسائل از افراط و تفريط پرهيز مىكند، و آن را نشانه نادانى و جهالت معرّفى مىنمايد، دستور عادلانهاى در مورد عادت ماهيانه زنان داد، و ضمن حفظ كرامت و شخصيّت زنان، آنها را در اين وضعيّت از برخى مسئوليّتهاى دينى معاف نمود. شرح اين مطلب را در مسائل آينده مطالعه فرمائيد.
1- ماهيّت خون حيض
مسأله 68-حيض، كه گاهى از آن تعبير به «عادت ماهيانه» و گاهى «پريود» و برخى اوقات «رگل» مىشود، خونى است كه غالباً در هر ماه چند روزى از رحم زنان خارج مىشود، و به هنگام انعقاد نطفه، غذاى فرزند است.
زن را در موقع ديدن اين خون «حائض» مىگويند، و در شرع مقدّس اسلام احكامى دارد كه در مسائل آينده خواهد آمد.
سؤال 69-در مسأله شماره 426 توضيح المسائل مرقوم فرمودهايد: «حيض خونى است كه در هر ماه چند روزى از رحم زن خارج مىشود، و به هنگام انعقاد نطفه غذاى فرزند است». انطباق اين مسأله با توجّه به نكات مشروحه ذيل، با موازين علمى مبهم است. لذا خواهشمند است توضيحات بيشترى مرقوم فرماييد:
يك دوره عادت ماهيانه در يك زن بالغ قبل از يائسگى معمولا داراى مراحل ذيل مىباشد:
1- مرحله افزايش حجم رحم؛ در اين مرحله، رحم زن در اثر ترشّح هورمون استروژن ضخيم مىشود، ضخيم شدن ديواره رحم به منظور آمادگى رحم براى پذيرفتن جنين مىباشد.
2- در صورتى كه آبستنى صورت پذيرد و جنين تشكيل شود، جنين موجود در لايه ضخيم و پرخون لانهگزينى مىكند، در اينجا جنين تا مدّتى از موادّ غذايى كه به وسيله
[1]. تفسير نمونه، جلد 2، صفحه 143.
خون حمل مىگردد تغذيه مىكند و رشد مىنمايد؛ در واقع جنين از خود خون به عنوان غذا تغذيه نمىنمايد؛ بلكه از اكسيژن و موادّ غذايى كه به وسيله خون حمل مىشود استفاده مىكند.
3- تقريباً سه هفته پس از لانهگزينى، جفت تشكيل مىشود، در اينجا وظيفه جفت، گرفتن موادّ غذايى و اكسيژن از بافت ضخيم شده رحم، و انتقال آن به جنين از طريق بند ناف مىباشد، همين طور گاز كربنيك حاصل از فعّاليّتهاى حياتى، جنين را به خون مادر انتقال مىدهد و ... وظيفه ديگر جفت، ترشّح هورمون مادرى يا پرژسترون مىباشد، كه از عادت ماهيانه جلوگيرى مىكند.
4- در صورتى كه آبستنى اتّفاق نيفتد ديواره ضخيم و پرخون شده رحم تخريب و شروع به ريزش مىنمايد، كه به نام عادت ماهيانه معروف مىباشد. پس از پايان خونريزى، ديواره رحم مجدّداً خود را براى پذيرش جنين بعدى آماده مىكند؛ يعنى شروع به ضخيم شدن و پرخون شدن مىنمايد. و لذا وقتى يك زن آبستن مىشود معمولا به دليل ترشّح هورمونهاى مخصوص، كه شرح آن گذشت، اصولا قاعدگى اتّفاق نمىافتد (نه اينكه جنين آن خون را مىخورد) يعنى اصولا خونريزى وجود ندارد، كه جنين آن را بخورد.
5- كلّيه مراحل فوق به وسيله ترشّح هورمونهاى مختلف كنترل مىشود، و اگر اين هورمونها را توسّط تزريق يا خوراكى به يك زن بدهند قاعده نمىشود؛ با توجّه به مطالب فوق چگونه مىتوان خوردن خون را به عنوان غذاى بچّه محسوب داشت؟
جواب:منظور اين نيست كه ديواره رحم خونريزى مىكند و جنين آن را مىبلعد، بلكه منظور اين است كه در موقع باردارى خون در عروق مادر ذخيره مىشود و از طريق جفت يا غير آن به جنين منتقل مىگردد و جنين موادّ غذايى و اكسيژن موجود را از همان خون مادر مىگيرد، همان گونه كه در مدّت شيرخوارگى غالباً عادت ماهانه نيست، زيرا قسمتهايى از خون تبديل به شير مىشود و غذاى نوزاد مىگردد؛ پس اگر بگوييم: «خون غذاى بچّه است» منظور اين معنى است، نه آنچه نوشتهايد.
2- نشانهها و علامتهاى خون حيض
مسأله 70-خون حيض نشانههايى دارد، در بيشتر اوقات:
1- غليظ
2- گرم
3- تيره، يا سرخ رنگ
4- با فشار
5- و كمى سوزش خارج مىشود.
مسأله 71-زنى كه مبتلا به خونريزى است، اگر به طبيب مراجعه كند و او تشخيص دهد خون حيض يا خون زخم و مانند آن است، چنانچه از گفته پزشك اطمينان حاصل كند مىتواند بر طبق احكام آن عمل كند.
سؤال 72-آيا نشانههايى كه براى خون حيض ذكر كرديد، اختصاص به كسانى دارد كه شك در حيض بودن خون موجود دارند، يا شامل همه زنان مىشود؟
جواب:اين نشانهها مربوط به كسانى است كه شك دارند.
3- شرايط خون پريود
مسأله 73-خون حيض شرايط خاصّى دارد كه با فراهم آمدن همه آنها، احكام حيض جارى مىشود؛ خون مذكور با هفت شرط- به شرح ذيل- خون حيض است.
الف) بلوغ
مسأله 74-خونى كه دختر پيش از تمام شدن نُه سال قمرى، و زن بعد از يائسه شدن مىبيند حكم حيض ندارد، و اگر مربوط به زخم و جراحتى نباشد، استحاضه است كه احكام آن خواهد آمد.
مسأله 75-دخترى كه شك دارد نُه سال قمرى او تمام شده يا نه، اگر خونى ببيند كه نشانههاى حيض نداشته باشد، حيض نيست. و اگر نشانههاى قاعدگى داشته باشد، و
اطمينان حاصل كند كه حيض است، دليل بر اين است كه نُه سالش تمام و بالغ شده است.
سؤال 76-آيا فقط تمام شدن نُه سال قمرى از شرايط قاعدگى محسوب مىشود، يا ساير علامتهاى بلوغ نيز از شرايط قاعدگى است، هر چند نُه سال قمرى او تمام نشده باشد؟
جواب:اگر خونى قبل از نُه سالگى ديده شود، خون حيض نيست.
ب) نرسيدن به سن يائسگى
مسأله 77-زنان سيّده و غير سيّده هر دو بعد از تمام شدن پنجاه سال قمرى[1]يائسه مىشوند، يعنى اگر در اين سنّ و سال خونى ببينند خون حيض نيست، مگر اين كه آنچه مىبينند تمام شرايط حيض را داشته باشد، كه در اين صورت بايد مطابق آن عمل كنند.
سؤال 78-حضرتعالى در توضيح المسائل، مسأله 428، در مورد سنّ يائسگى تفاوتى بين زنان سيّده و غير سيّده نگذاشته، و فقط زنان قبيله قريش را استثناء كردهايد، لطفاً تفاوت زنان قريش را با ساير زنان سيّده بيان فرمائيد. آيا در كشور ما زنان قريش وجود دارند، يا زنان سيّده كشور ما در اين حكم با ساير زنان تفاوتى ندارند؟
جواب:در كشور ما زنانى از قبيله قريش وجود ندارند، قبيله قريش يك قبيله عربى خاصّى است، و رابطه اين زنان از آن قبيله قطع شده است.
مسأله 79-زنى كه شك دارد يائسه شده يا نه، هرگاه خونى ببيند و نداند حيض است يا نه، بايد بنا بگذارد كه حيض است و هنوز يائسه نشده است.
مسأله 80-زنان باردار، يا زنانى كه بچّه شير مىدهند، ممكن است حائض شوند.
ج) كمتر از سه روز نباشد
مسأله 81-مدّت حيض كمتر از سه روز نمىشود، حتّى اگر مختصرى كمتر باشد حيض نيست.
مسأله 82-لازم نيست شب اوّل و شب چهارم را خون ببيند، ولى بايد در شب دوم و سوم قطع نشود و ادامه داشته باشد.
[1]. پنجاه سال قمرى تقريباً 543 روز و 18 ساعت، يعنى هجده ماه و سه روز، كمتر از پنجاه سال شمسى است، بنابراين سنّ يائسگى به سال شمسى 48 سال و 6 ماه مىشود.
مسأله 83-اگر كمتر از سه روز خونى ببيند و پاك شود، بعداً سه روز يا بيشتر- با نشانههايى كه گفته شد- خون ببيند، فقط خون دوم حيض است.
سؤال 84-در بعضى از اوقات، عادت ماهانه زنان در اثر مصرف دارو دچار اختلال مىشود، از جمله اين كه در ايّام عادت خون كمرنگ و گاهى به صورت لك مشاهده مىكنند، در اين صورت وظيفه آنها نسبت به نماز و روزه و طواف چيست؟
جواب:خون كمرنگ و لك در ايّام عادت، اگر سه روز متوالى ادامه يابد، در حكم عادت است، ولى اگر سه روز متوالى ادامه نيابد حكم استحاضه را دارد.
سؤال 85-خانمى كه عادت وقتيّه و عدديّه دارد، در وقت معيّن عادت ماهيانهاش شروع مىشود، ولى در روز دوم يا سوم با خوردن قرص، از ادامه عادت جلوگيرى مىكند، با توجّه به اين كه در ايّام عادت ماهيانه هميشگى است، و به اختيار خود مانع ادامه عادت ماهيانه شده، چه حكمى دارد؟
جواب:حكم استحاضه بر آن جارى مىشود.
د) بيشتر از ده روز نباشد
مسأله 86-مدّت حيض بيشتر از ده روز نمىشود، بنا بر اين اضافه بر ده روز استحاضه است.
مسأله 87-هرگاه سه روز پشت سر هم خون ببيند و پاك شود، چنانچه دوباره خون ببيند و ايّامى كه خون ديده روى هم رفته از ده روز بيشتر نشود، تمام روزهايى را كه خون ديده حائض است، ولى روزهايى را كه در وسط پاك بوده، حكم زنان پاك را دارد.
سؤال 88-حضرتعالى معتقد هستيد كه زن حائض اگر در بين روزهاى ايّام عادت پاك شود، بايد عبادتهاى خويش را پس از غسل انجام دهد، هرچند بداند دوباره خون مىبيند. آيا پاكى مذكور (طُهر متخلّل) از نظر زمانى حدّ اقلّى دارد؟ مثلًا اگر زن حائض سه ساعت در بين عادت پاك شود، و اين مسأله بعد از اذان ظهر رخ دهد، آيا بايد نماز ظهر و عصر را بخواند؟
جواب:آرى، هرگاه زمان مذكور به اندازه غسل و نماز باشد، بايد عبادت خود را به جا آورد.