29- 9- اگر انسان از نگهدارى امانت منصرف شود و وديعه را به هم بزند بايد در صورت امكان هرچه زودتر مال را به صاحب آن يا وكيل يا ولىّ صاحبش برساند، يا به آنان خبر دهد كه به نگهدارى حاضر نيست و اگر بدون عذر، مال را به آنان نرساند وخبر هم ندهد، چنانچه مال تلف شود، بايد عوض آن را بدهد.
29- 10- كسى كه امانت را قبول مىكند، اگر در نگهدارى آن كوتاهى نكند وتعدّى يعنى زيادهروى هم ننمايد واتّفاقاً آن مال تلف شود، ضامن نيست ولى اگر آن را در جايى بگذارد كه گمان مىرود ظالمى بفهمد يا در جايى بگذارد كه ايمن از فهميدن ظالم نيست هرچند گمان بفهميدن ظالم نرود و ظالم آن را ببرد، چنانچه تلف شود بايد عوض آن را به صاحبش بدهد.
29- 11- اگر صاحب مال بميرد، امانت دار بايد مال را به وارث او برساند و اگر نمىتواند برساند به وارث او خبر دهد و چنانچه مال را به وارث او ندهد و از خبر دادن هم كوتاهى كند ومال تلف شود ضامن است، ولى اگر براى آن كه مىخواهد بفهمد كسى كه مىگويد من وارث ميّتم راست مىگويد يا نه، يا ميّت وارث ديگرى دارد يا نه، مال را ندهد و مال تلف شود، ضامن نيست.
احكام عاريه
29- 12- عاريه آن است كه انسان مال خود را به ديگرى بدهد كه از آن استفاده كند و در عوض چيزى هم از او نگيرد.
29- 13- چيزى را كه منفعتش مال انسان است مثلا آن را اجاره
كرده مىتواند عاريه بدهد اگر عاريه گيرنده محلّ وثوق باشد ولى اگر در اجاره شرط كرده باشد كه خودش از آن استفاده كند، نمىتواند آن را به ديگرى عاريه دهد.
29- 14- اگر در نگهدارى چيزى كه عاريه كرده كوتاهى نكند و در استفاده از آن هم زيادهروى ننمايد واتّفاقاً آن چيز تلف شود ضامن نيست، ولى چنانچه شرط كنند كه اگر تلف شود عاريه كننده ضامن باشد، يا چيزى را كه عاريه كرده طلا ونقره باشد، بايد عوض آن را بدهد.
29- 15- اگر عاريه دهنده بميرد، عاريه گيرنده بايد چيزى را كه عاريه كرده به ورثه او بدهد.
29- 16- كسى كه چيزى را عاريه داده هر وقت بخواهد مىتواند آن را پس بگيرد و كسى هم كه عاريه گرفته هر وقت بخواهد مىتواند آن را پس دهد.
29- 17- چيزى را كه عاريه گرفته بدون اجازه صاحب آن نمىتواند به ديگرى اجاره يا عاريه دهد.
ازدواج
30- 1- به واسطه عقد ازدواج زن به مرد حلال مىشود و آن بر دو قسم است
1- عقد موقت: كه مدّت زناشويى در آن معين شود مثلًا زن را به مدّت يك روز يا يك ماه يا بيشتر عقد نمايند كه آن را متعه يا صيغهمىنامند
2- عقد دائم: كه مدت زناشويى در آن معيّن نشود
30- 2- در زناشويى چه دائم و چه غير دائم بايد صيغه خوانده شود وتنها راضى بودن زن و مرد كافى نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مىخوانند يا ديگرى را وكيل مىكنند كه از طرف آنان بخواند.
30- 3- وكيل لازم نيست مرد باشد، زن هم مىتواند براى خواندن صيغه عقد از طرف ديگرى وكيل شود.
30- 4- زن و مرد تا يقين نكنند كه وكيل آنها صيغه را خوانده است، نمىتوانند بيكديگر نگاه محرمانه نمايند و گمان به اين كه وكيل صيغه را خوانده است كفايت نمىكند ولى اگر وكيل بگويد صيغه را خواندهام كافىاست.
30- 5- يك نفر مىتواند براى خواندن صيغه عقد دائم يا غير
دائم از طرف دو نفر وكيل شود وامّا زوج بنابر احتياط واجب نمىتواند از طرف زن وكيل شود و او را براى خود بطور دائم يا غير دائم عقد كند ولى زن مىتواند وكيل از زوج در قبول عقد خود بشود و احتياط مستحبّ آن است كه عقد را دو نفر بخوانند.
دستور خواندن عقد دائم و موقت
30- 6- اگر صيغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند، اوّل زن بگويد: «زَوَّجْتُكَ نَفْسى عَلَى الصِّداقِ المَعْلوم» (يعنى خود را زن تو نمودم به مهرى كه معيّن شده) پس از آن بدون فاصله مرد بگويد: «قَبِلْتُ التَّزْويج» (يعنى قبول كردم ازدواج را) كه عقد صحيح است و اگر ديگرى را وكيل كنند كه از طرف آنها صيغه عقد را بخواند، چنانچه مثلا اسم مرد احمد واسم زن فاطمه باشد و وكيل زن بگويد: «زَوَّجْتُ مُوَكِّلَتى فاطِمَةَ مُوَكِّلَكَ أحْمَدَ عَلى الصِّداقِ المَعْلوُم»، پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: «قَبِلْتُ لمِوُكِّلى أحْمَدَ عَلَى الصِّداق»، صحيح مىباشد و بنابر احتياط مستحبّ بايد لفظى كه مرد مىگويد با لفظى كه زن مىگويد مطابق باشد، مثلا اگر زن «زَوَّجتُ» مىگويد، مرد هم «قَبِلْتُ الْتَّزويج» بگويد.
30- 7- اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غير دائم را بخوانند، بعد از آن كه مدّت و مهر را معيّن كردند، چنانچه زن بگويد: «زَوَّجْتُكَ نَفْسِى فِى المُدَّةِ المَعْلُومَةَ عَلى المَهْرِ المَعْلوم»، بعد بدون فاصله مرد بگويد: «قَبِلْتُ ذلِك»، صحيح است و اگر ديگرى را وكيل كنند و اوّل وكيل زن به وكيل مرد بگويد: «مَتَّعْتُ مُوَكِّلَتى مُوَكِّلَكَ فِى المُدّةِ المَعْلُومَةِ
عَلى المَهْرِ المَعْلوم»، پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: «قَبِلْتُ لِمُوَكِّلى هكَذا»، صحيح مىباشد.
شرائط عقد
30- 8- عقد ازدواج چند شرط دارد:
اوّل: آن كه بنابر احتياط واجب به عربى صحيح خوانده شود، و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند، چنانكه ممكن باشد احتياط آن است كسى را كه مىتواند به عربى صحيح بخواند، وكيل كنند و اگر ممكن نباشد، خودشان مىتوانند به غير عربى بخوانند امّا بايد لفظى بگويند كه معنى زوّجتُ وقبلت را بفهماند؛
دوم: مرد و زن، يا وكيل آنها كه صيغه را مىخواند قصد انشاء داشته باشند يعنى اگر خود مرد و زن صيغه را مىخوانند، زن به گفتن زوّجتك نفسى قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن قبلت التزويج، زن بودن او را براى خود قبول نمايد و اگر وكيل مرد و زن صيغه را مىخوانند، به گفتن زوّجت وقبلت قصدشان اين باشد كه مرد و زنى كه آنان را وكيل كردهاند، زن و شوهر شوند؛
سوم: كسى كه صيغه را مىخواند، بايد بالغ و عاقل باشد چه براى خودش بخواند يا از طرف ديگرى وكيل شده باشد؛
چهارم: اگر وكيل زن و شوهر يا ولىّ آنها صيغه را مىخوانند، در عقد، زن و شوهر را معيّن كنند مثلا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند پس كسى كه چند دختر دارد اگر به مردى بگويد «زوّجتك احدى بناتى» (يعنى زن تو نمودم يكى از دخترانم را) و او بگويد قبلت (يعنى
قبول كردم)، چون در موقع عقد، دختر را معيّن نكردهاند عقد باطلاست؛
پنجم: زن و مرد به ازدواج راضى باشند ولى اگر زن ظاهراً به سختى اذن دهد ومعلوم باشد قلباً راضى است، عقد صحيح است.
30- 9- اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را عوض كند، عقد باطل است.
30- 10- دخترى كه بحدّ بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد اگر بخواهد شوهر كند چنانچه باكره باشد، بنابر احتياط واجب بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر لازم نيست.
30- 11- اگر پدر و جدّ پدرى غائب باشند و دختر نيز احتياج به تزويج داشته باشد يا دختر باكره نباشد، اجازه پدر وجدّ لازم نيست.
عدّهاى از زنها كه ازدواج با آنان حرام است
30- 12- ازدواج با زنهايى كه مثل مادر وخواهر ومادر زن با انسان محرم هستند، حرام است.
30- 13- اگر كسى زنى را براى خود عقد نمايد اگرچه با او نزديكى نكند، مادر ومادر مادر آن زن و مادر پدر او به آن مرد محرم مىشوند.
30- 14- اگر زنى را عقد كند و با او نزديكى نمايد دختر و نوه دخترى و پسرى آن زن هرچه پايين روند چه در وقت عقد باشند يا بعداً به دنيا بيايند، به آن مرد محرم مىشوند.
30- 15- عمّه وخاله پدر وعمّه وخاله پدر پدر وعمّه وخاله مادر
وعمّه وخاله مادر مادر هرچه بالا روند، به انسان محرمند.
30- 16- پدر وجدّ شوهر هرچه بالا روند وپسر ونوه پسرى ودخترى او هرچه پايين آيند چه در موقع عقد باشند يا بعداً به دنيا بيايند، به زن او محرم هستند.
30- 17- اگر زنى را براى خود عقد كند، دائمه باشد يا صيغه، تا وقتى كه آن زن در عقد اوست نمىتواند با خواهر آن زن ازدواج نمايد بلكه همچنين است اگر در عدّه متعه باشد.
30- 18- زن مسلمان نمىتواند به عقد كافر درآيد، مرد مسلمان هم نمىتواند با زنهاى كافره بطور دائم ازدواج كند ولى صيغه كردن زنهاى اهل كتاب مانند يهود ونصارى مانعى ندارد.
30- 19- اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و با او ازدواج كند، بايد از او جدا شود ونمىتواند بعداً هم او را براى خود عقد كند.
احكام عقد دائم
30- 20- زنى كه عقد دائمى شده نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود و بايد خود را براى هر لذّتى كه او مىخواهد تسليم نمايد وبدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند و اگر در اينها از شوهر اطاعت كند تهيّه غذا ولباس ومنزل او بر شوهر واجب است و اگر تهيّه نكند چه توانايى داشته باشد يا نداشته باشد، مديون زن است.
30- 21- اگر زن در كارهائى كه در مسأله پيش گفته شد اطاعت شوهر را نكند، گناهكار است و حقّ غذا و لباس و منزل و همخوابى ندارد ولى مهر او از بين نمىرود.
30- 22- مرد حقّ ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور كند.
30- 23- مرد بنابر احتياط واجب بايد در هر چهار شب يك شب نزد زن دائمى خود بماند.
30- 24- شوهر نمىتواند بيش از چهار ماه نزديكى با عيال دائمى خود را ترك كند.
متعه يا صيغه
30- 25- صيغه كردن زن اگرچه براى لذّت بردن هم نباشد، صحيحاست.
30- 26- احتياط واجب آن است كه شوهر بيش از چهار ماه نزديكى با متعه خود را ترك نكند مگر با رضايت او باشد.
30- 27- زنى كه صيغه مىشود اگر در عقد شرط كند كه شوهر با او نزديكىنكند، عقد و شرط او صحيح است و شوهر فقط مىتواند لذّتهاى ديگر از او ببرد ولى اگر بعداً به نزديكى راضى شود، شوهر مىتواند با او نزديكى نمايد.
30- 28- زنى كه صيغه شده اگرچه آبستن شود، حق خرجى ندارد.
30- 29- زنى كه صيغه شده حقّ همخوابى ندارد و از شوهر ارث نمىبرد و شوهر هم از او ارث نمىبرد.
30- 30- زنى كه صيغه شده اگر نداند كه حقّ خرجى وهمخوابى ندارد عقد او صحيح است وبراى آن كه نمىدانسته حقّى به شوهر پيدانمىكند.
30- 31- اگر مرد مدّت صيغه زن را ببخشد، چنانچه با او نزديكى كرده بايد تمام چيزى را كه قرار گذاشته به او بدهد و اگر نزديكى نكرده