چهارم: موقع بريدن سر حيوان يا موقع گذاشتن كارد به گلوى حيوان به نيّت خدا بسم الله بگويد
پنجم: حيوان پس از سر بريدن حركت كند ولو به اينكه چشم يا دم خود را حركت دهد
33- 10- اگر فراموش كرد كه حيوان را رو به قبله كند يا مسئله را نمىدانست يا قبله را اشتباه گرفت و حيوان را سر بريد اشكال ندارد
33- 11- اگر از روى فراموشى نام خدا را نبرد، اشكال ندارد
احكام شكار كردن با اسلحه
33- 12- اگر حيوان وحشى حلال گوشت را با اسلحه شكار كنند با پنج شرط پاك و حلال است
اول: آنكه اسلحه شكار تيز يا برنده باشد و بدن حيوان را پاره كند
دوم: آنكه شكار كننده مسلمان يا بچه مسلمان باشد
سوم: اسلحه را براى شكار حيوان بكار برد و اگر مثلًا جايى را نشانه رفته و اتفاقاً به حيوانى برخورد كند و آن را بكشد پاك وحلال نيست
چهارم: در وقت استفاده از اسلحه نام خدا را ببرد
پنجم: وقتى انسان به حيوان برسد مرده باشد يا اگر زنده استفرصت براى سربريدن او نيست و الا بايد سر حيوان را ببرد تاپاك و حلال شود
صيد ماهى
33- 13- اگر ماهى فلسدار را زنده از آب بگيرند وبيرون آب جان دهد، پاك است وخوردن آن حلال است و چنانچه در آب بميرد پاك
است وخوردن آن حرام مىباشد وماهى بىفلس را اگرچه زنده از آب بگيرند وبيرون آب جان دهد، حرام است.
33- 14- اگر ماهى از آب بيرون بيفتد يا آن را بيرون بيندازند يا آب فرو رود وماهى در خشكى بماند، چنانچه پيش از آن كه بميرد، با دست يا بوسيله ديگر كسى آن را بگيرد، بعد از جان دادن حلال است.
33- 15- كسى كه ماهى را صيد مىكند، لازم نيست مسلمان باشد و در موقع گرفتن، نام خدا را ببرد ولى بايد بداند كه در بيرون آب جان دادهاست.
خوردنيها و آشاميدنيها
34- 1- خوردن گوشت مرغى كه مثل شاهين چنگال دارد، حرام است و خوردن پرستو وهدهد مكروه است.
34- 2- اگر چيزى را كه روح دارد از حيوان زنده جدا نمايند، مثلا دنبه يا مقدارى گوشت از گوسفند زنده ببرند، نجس وحرام مىباشد.
34- 3- پانزده چيز از حيوان حلال گوشت حرام است:
1- خون، 2- فضله، 3- نرى، 4- فرج، 5- بچهدان، 6- غدد كه آن را دشول مىگويند، 7- تخم كه آن را دنبلان مىگويند، 8- چيزى كه در مغز كلّه است و به شكل نخود مىباشد، 9- مغز حرام كه در ميان تيره پشت است، 10- پى كه در دو طرف تيره پشت است، 11- زهره دان، 12- سپرز (طحال)، 13- بولدان (مثانه)، 14- حدقه چشم 15- چيزى كه در ميان سم است و به آن ذاتالاشاجع مىگويند.
34- 4- خوردن سرگين و بول حيوان و آب دماغ و چيزهاى خبيث ديگر كه طبيعت انسان از آن متنفّر است، حرام مىباشد ولى اگر پاك باشد ومقدارى از آن به طورى با چيزحلال مخلوط شود كه در نظر مردم نابود حساب شود، خوردن آن اشكال ندارد.
34- 5- خوردن خاك، حرام است ولى خوردن كمى كه از اندازه
نخود تجاوز نكند از تربت حضرت سيّد الشهداء7براى شفا، وخوردن گل داغستان وگل ارمنى براى معالجه اشكال ندارد.
34- 6- فرو بردن آب بينى وخلط سينه كه در دهان آمده، حرام نيست و نيز فرو بردن غذايى كه موقع خلال كردن، از لاى دندان بيرون مىآيد، اگر طبيعت انسان از آن متنفّر نباشد، اشكال ندارد.
34- 7- خوردن چيزى كه براى انسان ضرر دارد، حرام است.
34- 8- اگر با حيوان حلال گوشتى مانند گاو وگوسفند نزديكى كنند، بول و سرگين آنها نجس مىشود وآشاميدن شير آنها هم حرام است و بايد فورى حيوان را بكشند و بسوزانند و كسى كه با آن وطى كرده، پول آن را به صاحبش بدهد.
34- 9- آشاميدن شراب، حرام است و از بزرگترين گناهان است و كسى كه آن را حلال بداند كافر است
34- 10- نشستن سر سفرهاى كه در آن شراب مىخورند، اگر انسان يكى از آنان حساب شود حرام و چيز خوردن از آن سفره نيز حرام است.
استفتائات خوردن و آشاميدن
سئوال 1: حكم سوسيس و كالباسهايى كه از كشورهاى ديگر وارد مىكنند چيست؟
جواب: محل اشكال است مگر احراز شود كه از حيوان حلال گوشت و تذكيه شده است
سئوال 2: در بعضى شربتها كه مصرف پزشكى دارد الكل وجود
دارد آيا مىتوان آن را مصرف كرد؟
جواب: تا يقين پيدا نكند كه الكل آن مست كننده است مصرف آن اشكال ندارد
سئوال 3: خوردن از غذاى اهل كتاب چگونه است؟
جواب: در صورتيكه علم به تنجّس (نجس شدن) آن غذا داشته باشد استفاده از آن جايز نيست
سئوال 4: خوردن دنبلان حيوان چه حكمى دارد؟
جواب: حرام است
سئوال 5: نوشيدن ماء الشعير چه حكمى دارد؟
جواب: اگر جزو فقّاع يا آب جو مست كننده نباشد نوشيدن آنها جايز است.
سئوال 6: خوردن چه نوع پرندگانى جايز است؟
جواب: هر پرندهاى كه در هنگام پرواز بال زدن او بيشتر از بازكردن بالهايش بطور ثابت باشد و همچنين پرندگانى كه سنگدان و چينهدان و ناخن در پشت پا دارند، حلال گوشت هستند
نذر
35- 1- احكام نذر آن است كه انسان بر خود واجب كند كه كار خيرى را براى خدا بجا آورد، يا كارى را كه نكردن آن بهتر است براى خدا ترك نمايد.
35- 2- در نذر بايد صيغه خوانده شود و لازم نيست آن را به عربى بخوانند، پس اگر بگويد چنانچه مريض من خوب شود، براى خدا ده تومان به فقير مىدهم بايد وفا به نذر خود بنمايد.
35- 3- اگر فرزند با اجازه پدر نذر كند، بايد به آن نذر عمل نمايد، بلكه اگر بدون اجازه او نذر كند، بنابر احتياط عمل كردن به آن نذر واجب است مگر آن كه او را منع كرده باشد كه نذرش در اينصورت صحيح نيست.
35- 4- انسان كارى را مىتواند نذر كند كه انجام آن برايش ممكن باشد، بنابراين كسى كه نمىتواند پياده به كربلا برود، اگر نذر كند كه پياده برود، نذر او صحيح نيست.
35- 5- اگر نذر كند كه كار حرام يا مكروهى را انجام دهد، يا كار واجب يا مستحبّى را ترك كند، نذر او صحيح نيست.
35- 6- اگر انسان با اختيار به نذر خود عمل نكند گناه كرده و بايد
كفاره بدهد و كفاره نذر همانند كفاره روزه است يعنى يا دو ماه روزه بگيرد و يا شصت فقير را سير كند يا يك بنده آزاد كند
35- 7- اگر نذر كند كه به زيارت يكى از امامان مثلا به زيارت حضرت اباعبدالله7مشرّف شود، چنانچه به زيارت امام ديگر برود كافى نيست و اگر به واسطه عذرى نتواند آن امام را زيارت كند چيزى بر او واجب نيست.
35- 8- نذر زن اگر همسرش او را منع كند صحيح نيست گرچه از مال خودش نذر كرده باشد ولى نذر زن مشروط به اذن شوهر نيست ولى اگر زن نذر كرد، مرد مىتواند آن نذر را به هم بزند ولى اگر زن اجازه گرفت نذر منعقد است و مرد حق ندارد كه در نذر دخالت نمايد.
35- 9- اگر نذر را به زمان معين مخصوص كرد بايد در همان زمان انجام دهد و اگر در غير آن زمان انجام دهد جايز نيست و همچنين اگر نذر را به مكان معينى اختصاص داد بايد در همان مكان معين اداكند.
35- 10- اگر مثلا ده روز روزه نذر كرده چنانچه نحوه انجام آن از پشت سر هم بودن يا جدا جدا بودن را مشخص كرده بايد به همان نحو عمل كند ولى اگر معين نكرده مخيّر است كه پشت سر هم انجام دهد يا جدا جدا.
35- 11- اگر روز معينى را نذر روزه كند و عملا آن روزه را افطار كند واجب است كه آن را قضا كند و كفاره هم بدهد.
35- 12- اگر نذر را براى يكى از اماكن مقدسه بنمايد بايد در همان اماكن هزينه شود مثل تعمير و يا وسائل مورد لزوم و امثال آن ولى اگر
براى يكى از ائمه اطهار:و امامزادگان نذر كرده، جايز است در راههاى خير مصرف شود به نيّت آنكه ثوابش به آن بزرگوارى كه براى او نذر كرده است، برسد.
35- 13- اگر كسى نذر كرد و به نذر خود عمل نكرد، واجب است كه كفاره بدهد و كفاره آن هم شصت روز روزه گرفتن است كه سى و يك روز آن پشت سر هم بايد باشد و يا آنكه شصت فقير را اطعام كند.