بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 86

13- 10- تيمّم به زمين گود و خاك جاده و زمين شوره‌زار كه نمك آن را نگرفته، مكروه است و اگر نمك روى آن را گرفته باطل است.

دستور تيمم بدل از غسل و وضو

13- 11- در تيمّم بدل از وضو چهار چيز واجب است: اوّل نيّت، دوم زدن كف دو دست با هم بر چيزى كه تيمّم به آن صحيح است، سوم كشيدن تمام كف هر دو دست به تمام پيشانى و دو طرف آن، از جايى كه موى سر مى‌رويد تا ابروها وبالاى بينى و بنابر احتياط واجب بايد دستها روى ابروها هم كشيده شود، چهارم كشيدن تمام كف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن كشيدن تمام كف دست راست به تمام پشت دست چپ.

13- 12- در تيمّم بدل از غسل، بعد از آن كه نيّت كرد و به دستورى كه در مسأله پيش گفته شد، دستها را به زمين زد و به پيشانى وپشت دستها كشيد، به احتياط واجب بايد يك مرتبه ديگر دستها را به زمين بزند و به پشت دستها بكشد و احتياط آن است كه تيمّم را چه بدل از وضو باشد چه بدل از غسل، به اين ترتيب بجا آورد: يك مرتبه دستها را به زمين بزند و به پيشانى وپشت دستها بكشد ويك مرتبه ديگر به زمين بزند وپشت دستها را مسح نمايد.

احكام تيمم‌

13- 13- اگر مختصرى از پيشانى وپشت دستها را هم مسح نكند، تيمّم باطل است چه عمداً مسح نكند يا مسأله را نداند يا فراموش كرده باشد، ولى دقّت زياد هم لازم نيست وهمينقدر كه بگويند تمام پيشانى‌


صفحه 87

وپشت دست مسح شده كافى‌است.

13- 14- براى آن كه يقين كند تمام پشت دست را مسح كرده، بايد مقدارى بالاتر از مچ را هم مسح نمايد، ولى مسح بين انگشتان لازم‌نيست.

13- 15- پيشانى وپشت دستها را بايد از بالا به پايين مسح نمايد و كارهاى آن را بايد پشت سر هم بجا آورد و اگر بين آنها به قدرى فاصله دهد، كه نگويند تيمّم مى‌كند باطل است.

13- 16- انسان بايد براى تيمّم انگشتر را از دست بيرون آورد و اگر در پيشانى‌يا پشت دستها يا در كف دستها مانعى باشد مثلا چيزى به آنها چسبيده باشد، بايد برطرف نمايد.

13- 17- اگر وظيفه او تيمّم است ونمى‌تواند تيمّم كند بايد نايب بگيرد، و كسى كه نايب مى‌شود، بايد او را با دست خود او تيمّم دهد و اگر ممكن نباشد بايد نايب، دست خود را به چيزى كه تيمّم به آن صحيح است بزند و به پيشانى وپشت دستهاى او بكشد.

13- 18- اگر در بين تيمّم شك كند كه قسمتى از آن را فراموش كرده يا نه و از محلّ آن هم نگذشته است بايد آن قسمت را با آنچه بعد از آن است بجا آورد و اگر بعد از گذشتن از محل شك كند مثل اين كه در وقت مسح دست چپ شك كند كه پيشانى را مسح كرده است يا نه، احتياط واجب آن است كه پيشانى را مسح و بعد دست راست و بعد دست چپ را مسح كند.

13- 19- كسى كه نمى‌تواند وضو بگيرد، يا غسل كند، اگر احتمال ندهد كه عذرش بزودى برطرف شود، مى‌تواند نمازهاى قضاى خود را


صفحه 88

با تيمّم بخواند، ولى اگر احتمال دهد، بزودى عذر او برطرف مى‌شود، خواندن نماز قضا براى او اشكال دارد.

13- 20- اگر به واسطه نداشتن آب يا عذر ديگرى تيمّم كند، بعد از برطرف شدن عذر تيمّم او باطل مى‌شود.

13- 21- چيزهائى كه وضو را باطل مى‌كند، تيمّم بدل از وضو را هم باطل مى‌كند وچيزهائى كه غسل را باطل مى‌نمايد، تيمّم بدل از غسل را هم باطل مى‌نمايد.

13- 22- كسى كه نمى‌تواند غسل كند اگر چند غسل بر او واجب باشد يك تيمم به نيّت همه انجام دهد كافى است.

13- 23- اگر بدل از غسل جنابت تيمّم كند، لازم نيست براى نماز وضو بگيرد ولى اگر بدل از غسلهاى ديگر تيمّم كند بايد وضو بگيرد و اگر نتواند وضو بگيرد، بايد تيمّم ديگرى هم بدل از وضو بنمايد.

13- 24- اگر بدل از غسل تيمّم كند و بعد كارى كه وضو را باطل مى‌كند براى او پيش آيد، چنانچه براى نمازهاى بعد نتواند غسل كند، بايد وضو بگيرد، و بنابر احتياط مستحبّ بدل از غسل تيمّم نمايد، و اگر نمى‌تواند وضو بگيرد، بايد دو تيمّم كند: يكى بدل از غسل به احتياط مستحبّ و ديگرى بدل از وضو، ولى اگر تيمّم او بدل از غسل جنابت باشد، يك تيمم به قصد ما فى الذمّه انجام دهد.

13- 25- كسى كه وظيفه‌اش تيمّم است اگر براى كارى تيمّم كند، تا تيمّم و عذر او باقى است، كارهائى را كه بايد با وضو يا غسل انجام داد، مى‌تواند بجا آورد، ولى اگر عذرش تنگى وقت بوده، يا با داشتن آب براى نماز ميّت يا خوابيدن، تيمّم كرده فقط كارى را كه براى آن تيمّم‌


صفحه 89

نموده، مى‌تواند انجام دهد.

13- 26- در چند مورد مستحبّ است نمازهايى را كه انسان باتيمّم خوانده دوباره بخواند: اوّل آن كه از استعمال آب ترس داشته وعمداً خود را جنب كرده و با تيمّم نماز خوانده است، دوم آن كه مى‌دانسته يا گمان داشته كه آب پيدا نمى‌كند وعمداً خود را جنب كرده و با تيمّم نماز خوانده است، سوم آن كه تا آخر وقت، عمداً در جستجوى آب نرود و با تيمّم نماز بخواند و بعد بفهمد كه اگر جستجو مى‌كرد، آب پيدا مى‌شد، چهارم آن كه عمداً نماز را تأخير انداخته و در آخر وقت با تيمّم نماز خوانده است، پنجم آن كه مى‌دانسته يا گمان داشته كه آب پيدا نمى‌شودو آبى را كه داشته ريخته است، ششم آن كه از ترس مزاحمت جمعيّت و نرسيدن به نماز جماعت و نماز جمعه آنها را با تيمّم خوانده است اگرچه بعيد نيست به عنوان ظهر در اين صورت اعاده نماز واجب‌باشد.


صفحه 90

نماز

نماز مهمترين اعمال دينى است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادتهاى‌ديگر هم قبول مى‌شود، و اگر پذيرفته نشود، اعمال ديگر هم قبول نمى‌شود وهمانطور كه اگر انسان شبانه روزى پنج نوبت در نهر آبى شستشو كند، چرك در بدنش نمى‌ماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مى‌كند و سزاوار است كه انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و كسى كه نماز را پست و سبك شمارد، مانند كسى است كه نماز نمى‌خواند، پيغمبر اكرم صلى‌الله عليه وآله وسلم فرمود: كسى كه به نماز اهميّت ندهد و آن را سبك بشمارد سزاوار عذاب آخرت است.

روزى حضرت در مسجد تشريف داشتند، مردى وارد ومشغول نماز شد و ركوع و سجودش را كاملا بجا نياورد، حضرت فرمودند: اگر اين مرد در حالى كه نمازش اينطور است از دنيا برود، به دين من از دنيا نرفته است، پس انسان بايد مواظب باشد كه بعجله وشتابزدگى نماز نخواند و در حال نماز بياد خدا و با خضوع وخشوع و وقار باشد و متوجّه باشد كه با چه كسى سخن مى‌گويد و خود را در مقابل عظمت و


صفحه 91

بزرگى خداوند عالم بسيار پست وناچيز ببيند و اگر انسان در موقع نماز كاملا به اين مطلب توجّه كند، از خود بى‌خبر مى‌شود، چنانكه در حال نماز تير را از پاى مبارك امير المؤمنين7بيرون كشيدند و آن حضرت متوجّه نشدند، و نيز بايد نمازگزار توبه و استغفار نمايد و گناهانى كه مانع قبول شدن نماز است، مانند حسد، كبر، غيبت، خوردن حرام، آشاميدن مسكرات و ندادن خمس و زكاة بلكه هر معصيتى را ترك كند و همچنين سزاوار است كارهائى كه ثواب نماز را كم مى‌كند بجا نياورد، مثلا در حال خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نايستد و در موقع نماز به آسمان نگاه نكند و نيز كارهائى كه ثواب نماز را زياد مى‌كند بجا آورد، مثلا انگشترى عقيق به دست كند ولباس پاكيزه بپوشد و شانه و مسواك كند و خود را خوشبو نمايد.

نمازهاى واجب‌

نمازهاى واجب شش مورد است اوّل نماز يوميه دوّم نماز آيات سوّم نماز ميّت چهارم نماز طواف واجب خانه كعبه پنجم نماز قضاى پدر و مادر كه بر پسر بزرگ واجب است ششم نمازى كه به واسطه نذر و عهد و قسم واجب مى‌شود.

نمازهاى واجب يوميه‌

نمازهاى واجب يوميه عبارتند از ظهر و عصر هر كدام چهار ركعت مغرب سه ركعت، عشاء چهار ركعت و صبح دو ركعت و كسى كه مسافر است. نمازهاى چهار ركعتى را بايد دو ركعت بخواند.


صفحه 92

وقت نماز ظهر و عصر

14- 1- اگر چوب يا چيزى مانند آن را، راست در زمين هموار فرو برند، صبح كه خورشيد بيرون مى‌آيد سايه آن بطرف مغرب مى‌افتد و هر چه آفتاب بالا مى‌آيد، اين سايه كم مى‌شود و در شهرهاى ما، در اوّل ظهر شرعى به آخرين درجه كمى مى‌رسد و ظهر كه گذشت، سايه آن بطرف مشرق برمى‌گردد و هر چه خورشيد رو به مغرب مى‌رود، سايه زيادتر مى‌شود، بنابراين وقتى سايه به آخرين درجه كمى رسيد و دو مرتبه رو بزياد شدن گذاشت، معلوم مى‌شود ظهر شرعى شده است ولى در بعضى شهرها مثل مكه كه گاهى موقع ظهر، سايه بكلّى از بين مى‌رود بعد از آن كه سايه دوباره پيدا شد، معلوم مى‌شود ظهر شده است.

14- 2- نماز ظهر وعصر هر كدام وقت مخصوص ومشتركى دارند.

وقت مخصوص نماز ظهر از اوّل ظهر است تاوقتى كه از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد، كه اگر كسى سهواً تمام نماز عصر را در اين وقت بخواند، نمازش صحيح است ولى احتياطاً يك نماز چهار ركعتى به قصد ما فى الذمّة بخواند وقصد ظهر وعصر را بالخصوص ننمايد ووقت مخصوص نماز عصر موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عصر، وقت به مغرب مانده باشد، كه اگر كسى تا اين موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و بايد نماز عصر رابخواند، ومابين وقت مخصوص نماز ظهر ووقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترك نماز ظهر ونماز عصر است، كه اگر كسى در اين وقت اشتباهاً


صفحه 93

تمام نماز عصر را پيش از نماز ظهر بخواند نمازش صحيح است و بايد نماز ظهر را بعد از آن بجا آورد.

14- 3- در زمان حضور امام7واجب است انسان در روز جمعه به جاى نماز ظهر، دو ركعت نماز جمعه بخواند، ولى در اين زمان اگر كسى نماز جمعه را برجاء مطلوبيّت بخواند، واجب است كه نماز ظهر را هم بخواند.

وقت نماز مغرب و عشاء

14- 4- مغرب بنابر احتياط موقعى است كه سرخى طرف مشرق، كه بعد از غروب آفتاب پيدا مى‌شود، از بالاى سر انسان بگذرد.

14- 5- نماز مغرب وعشا هركدام وقت مخصوص ومشتركى دارند: وقت مخصوص نماز مغرب از اوّل مغرب است تا وقتى كه از مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز بگذرد، كه اگر كسى مثلا مسافر باشد وتمام نماز عشا را سهواً در اين وقت بخواند، نمازش صحيح است ولى احتياطاً نماز مغرب را بخواند و عشاء را به صورت شكسته بجا آورد، و وقت مخصوص نماز عشا موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد، كه اگر كسى تا اين موقع نماز مغرب را نخواند، بايد اوّل نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند وبين وقت مخصوص نماز مغرب ووقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترك نماز مغرب و عشا است، كه اگر كسى در اين وقت اشتباهاً نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود، نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.

14- 6- آخر وقت نماز عشا، نصف شب است، و شب را بايد از