نمازى را كه ميخواند صبح باشد يا ظهر يا عصر و همچنين بايد با آنها قرار بگذارد كه در هر دفعه نماز يكشبانهروز را تمام كنند و اگر ناقص بگذارند آن را حساب نكنند و دفعه بعد نماز يكشبانهروز را از سر شروع نمايند.
(م 1556)اگر كسى اجير شود كه مثلا در مدت يك سال نمازهاى ميّت را بخواند و پيش از تمام شدن سال بميرد، بايد براى نمازهائى كه ميدانند بجا نياورده ديگريرا اجير نمايند و همچنين براى نمازهائيكه احتمال ميدهند بجا نياورده باشد بنابر احتياط واجب.
(م 1557)كسى را كه براى نمازهاى ميت اجير كردهاند، اگر پيش از تمام كردن نمازها بميرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد، چنانچه شرط كرده باشند كه تمام نمازها را خودش بخواند، بايد اجرت مقدارى را كه نخوانده از مال او به ولّى ميّت بدهند مثلا اگر نصف آنها را نخوانده بايد نصف پولى را كه گرفته از مال او به ولّى ميت بدهند و اگر شرط نكرده باشند، بايد ورثهاش از مال او اجير بگيرند اما اگر مال نداشته باشد بر ورثه او چيزى واجب نيست.
(م 1558)اگر اجير پيش از تمام كردن نمازهاى ميت بميرد و خودش هم نماز قضا داشته باشد، بايد از مال او براى نمازهائى كه اجير بوده ديگرى را اجير نمايئد. و اگر چيزى زياد آمد. در صورتيكه وصيت كرده باشد و ورثه اجازه بدهند، براى تمام نمازهاى او اجير بگيرند، و اگر اجازه ندهند ثلث آن را بمصرف نماز خودش برسانند.
احكام روزه
(م 1572)كسى كه براى بجا آوردن روزه ميتى اجير شده، اگر روزه مستحبى بگيرد اشكال ندارد ولى كسيكه روزه قضا يا روزه واجب ديگرى دارد، نمىتواند روزه مستحبّى بگيرد و چنانچه فراموش كند و روزه مستحب بگيرد، درصورتيكه پيش از ظهر يادش بيايد، روزه مستحبّى او بهم ميخورد و مىتواند نيّت خود را بروزه واجب برگرداند و اگر بعد از ظهر ملتفت شود، روزه او باطل است بلكه اگر بعد از مغرب يادش بيايد معلوم نيست روزهاش صحيح باشد.
(م 1653)كسيكه مس ميت كرده يعنى جائى از بدن خود را ببدن ميّت رسانده، ميتواند بدون غسل مس ميّت روزه بگيرد و اگر در حال روزه هم ميت را مس نمايد، روزه او باطل نميشود[1].
نماز قضا:
س-شخصى كه سكته كرده و مدّتى بسترى بوده و هيچگونه قدرت بر حركت نداشته و بعلاوه حواسش هم بجا نبوده آيا نماز از گردن او ساقط است يا نه و بعد از او بر ورثه قضاء نماز او لازم است يا نه؟
ج-در فرض مسئله اگر مريض حواسّ نداشته كه اوقات نماز را تميز دهد نمازهاى فوت شده قضاء ندارد و اگر ملتفت بوده و مسامحه كرده قضاء نمازها را بجا بياورند.
[1]. توضيح المسائل.
س-پدرى كه در مدّت عمرش بىنماز بوده آيا بعد از مرگ او قضاى نماز و روزهاش بر پسر بزرگتر واجب است يا نه؟
ج-بنظر اينجانب، احتياط لازم آنستكه پسر بزرگتر نمازهاى قضا شده عمدى پدر را هم بجا آورد، ولى ميتواند در اين احتياط به علمائى مراجعه كند كه عمل به اين احتياط را لازم نميدانند، با رعايت الاعلم فالاعلم.
س-اگر پسر بزرگتر (كه اداء دين پدر و مادر، بر او واجب است) مريض باشد و ثروتى ندارد، آيا بر پسر ديگر واجب است يا نه؟
ج-اگر مقصود از دين پدر، ديون مالى است كه بايد ورثه، از تركه پدر، ادا كنند و اگر مقصود، نماز و روزه است، كه بر پسر بزرگتر واجب است و در صورتيكه او قادر بر قضا نيست و قدرت بر استيجار هم ندارد و شرعا معذور است، احتياط لازم آنست كه پسر بعدى بجا آورد.
س-شخصى حدود شصت سال عمر كرده و در حدود سى سال آخر عمرش اختلال حواسّ و بعارضه روانى مبتلا بوده بنحوى كه در اوائل سى سال اخير، فرائض يوميّه خود را بطور ناقص انجام و بقيه را بر اثر بيمارى مزبور، ابدا توجّهي به انجام فرائض خويش نداشته، حال آيا لازم است كليّه فرائض متروكه (در زمان بيمارى موصوف متوفّى از نماز و روزه) را قضا نمود يا نه؟
ج-اگر شعور خود را بكلّى از دست داده بوده كه اصلا درك تكليف نميكرده، نماز و روزهاش قضا ندارد و اگر متوجّه تكليف بوده و مع ذلك ترك كرده اگر با عذر ترك كرده بر پسر بزرگ واجب است كه آنرا قضا نمايد و اگر بى غذر ترك كرده احتياط آنستكه قضاء آن مقدار،
نماز و روزه را بجا آورد.
س-پسرى كه به تكليف نرسيده ميتواند نماز قضاء پدر و مادر را بخواند يا نه؟
ج-اگر مميز باشد و صحيح هم بخواند اشكال ندارد.
س-آيا پسر بزرگ مىتواند در زمان حيات پدر و مادر به آنها بگويد من نمىتوانم قضاء نماز و روزه شما را بجا آورم و يا بگويد من در برابر نماز و روزه شما اجرت مىگيرم؟ و آيا مىشود از تركه ميّت با ندازه خرج نماز و روزه را برداشت يا نه و راستى چگونه ممكن است يك فرزند، به خاطر اينكه بزرگتر است اين تكليف سخت بر او بار باشد؟
ج-شرط اجرت، براى پسر بزرگ در برابر قضاء نماز و روزه پدر و مادر، مشكل است ولى اگر پدر و مادر وصيت كنند كه آنچه نماز و روزه از آنها فوت شده استيجار كنند و مبلغى را هم در مقابل، تعيين نمايند، در صورتيكه اجير، انجام دهند از پسر بزرگتر ساقط است.
نماز استيجارى:
س-كسيكه خودش نماز قضاء در ذمّه دارد ميتواند براى قضاء نماز اجير شود و همراه نماز قضاى خودش بخواند يا نه؟
ج-بلى ميتواند ولى در قضاى نماز خود، مسامحه ننمايد.
س-زن ميتواند نماز وحشت بخواند، و همچنين براى بجا آوردن نماز و روزه، جهت غير اجير شود يا نه؟
ج-بلى ميتواند نماز وحشت بخواند و براى نماز و روزه قضاء اجير شود[1].
نماز استيجارى
س-شخصى اجير ميشود براى چند نفر كه مدتى نماز و روزه بجا آورد ولى مدت نماز و روزه را فراموش نموده و نميداند چند مدت است تكليف او چيست؟
ج-اگر مراد مقدار نماز و روزه است ميتواند بقدرى كه يقين دارد اكتفا كند لكن احتياط آن است كه بقدرى بجا آورد كه يقين حاصل شود برئ الذمّه شده است.
س-شخصى كه قضاء يقينى عبادت از خود بر ذمه دارد اجير شدنش براى انجام عبادت غير جايز است يا نه و در هر صورت بين نماز و روزه فرقى هست يا نه؟
ج-در فرض مسئله اجير شدن بنظر حقير جايز است و فرقى بين نماز و روزه نيست.
س-شخصى اجير براى روزه و يا نماز ديگرى شده و قبل از انجام همه اعمال از دنيا رفته آيا اينهم مثل عبادات بالاصاله بگردن پسر بزرگتر است كه بايد پس از فوت بجا آورد يا خير؟
ج-در فرض مسئله آنچه از نماز و روزه باقيمانده دين است و بايد از تركه بصاحب وجه برگردانند.
س-كسى نمازى را عهدهدار شده جهت ميتى بجا آورد و مقدارى
[1]. مجمع المسائل جلد اوّل.
هم خوانده آيا ميتواند بقيه را به شخصى ديگر واگذار كند در صورت موثق بود آن شخص دوم يا نه؟
ج-در صورتيكه شرط و قيد مباشرت نشده باشد مىتواند به ديگرى واگذار كند و چون غالبا خصوصيت اشخاص در نماز استيجارى ملحوظ است بدون اذن صاحب وجه يا وكيل او بديگرى واگذار نكند.
س-جوانيكه بسن چهارده سال بيشتر نيست، ميتواند نماز و روزه ميتى را بعهده بگيرد و اجير شود يا نه؟
ج-گرچه اقوى صحت عبادت صبى مميز است لكن اكتفاء بآن مشكل است چون اصالة الصّحه ندارد[1].
روزه استيجارى:
س-شخصى پير شده قادر بگرفتن روزه نيست و روزه قضاء بر ذمّه دارد و از كسان و بازماندگانش اميدوار نيست كه بعد از موت او روزههايش را قضاء نمايند و يا جهت او اجير بگيردند در اين صورت در حال حيوة خود ميتواند براى خود اجير بگيرد كه روزههاى او را قضا نمايد يا نه؟
ج-در زمان حيوة نميتواند براى خود روزه استيجار نمايد.
س-آيا همچنانكه قضاء نماز و روزه پدر و مادر، بر پسر بزرگتر است كفّاره روزههاى ماه رمضان كه عمدا افطار كردهاند نيز بر پسر بزرگتر واجب است يا نه؟
[1]. مجمع المسائل جلد دوم.
ج-كفّاره افطار صوم، بر پسر بزرگتر واجب نيست. بلى اگر ميّت، تركهاى دارد بايد از آن اداء شود.[1]
احكام خمس:
(م 1764)اگر انسان مالى بارث باو برسد و بداند كسيكه اين مال از او بارث رسيده خمس آن را نداده، بايد خمس آن را بدهد و نيز اگر در خود آن مال خمس نباشد ولى انسان بداند كسيكه آن مال از او بارث رسيده، خمس بدهكار است، بايد خمس را از مال او بدهد.
(م 1776)كسيكه مانند تاجر و كاسب بايد براى دادن خمس، سال قرار دهد اگر منفعتى بدست آورد و در بين سال بميرد، بايد مخارج تا موقع مرگش را از آن منفعت كسر كنند و خمس باقيمانده را بدهند[2].
س-آيا زوجه ميتواند بدون اجازه فرزندانش از اموال شوهر خود كه فوت نموده خمس بدهد (چون ممكن است ورثه اداء نكنند و بگويند خمس بدهكار نبوده) يا نه؟
ج-اگر زوجه، يقين داشته باشد كه خمس بر ميّت واجب بوده و بداند كه ورثه ديگر نميدهند و مال هم زير دست او باشد واجب است با اذن حاكم شرع خمس را از آن مال، اداء كند.
س-شخصى فوت نموده و پدر و مادر و فرزند هم ندارد و در وصيّت نامهاش تذكّر داده كه خمس مال خود را نپرداختهام وصىّ و ناظر من خمس اموالم را بپردازند و ثلث خود را هم اختصاص بكفن و دفن و نماز و
[1]. مجمع المسائل جلد اوّل.
[2]. توضيح المسائل
روزه و حجّ داده، حال آيا خمس را از اصل مال بايد داد يا از ثلث؟
ج-در فرض مسئله، خمس از اصل مال بايد خارج شود و پس از اخراج خمس، ثلث باقيمانده را بمصارفيكه وصيّت نموده برسانند.
س-شخصى فوت نموده و اشجارى داشته كه ميدانيم خمس نموّ آنها را نداده آيا خمس اين اشجار را بايد بدهند و يا خمس نموّ آنها را؟
ج-در فرض سئوال خمس نموّ اشجار را بدهند كافى است.
س-وصىّ ميتواند از ثلث ميّت، بسيّد مستمندى شخصا خمس بپردازد يا نه؟
ج-اگر ميداند وصيّت كرده كه از ثلث، خمس واجب او را اداء كند مانعى ندارد و اگر ميّت، وصيّت بخمس نكرده بايد اوّل ديون مالى او را (كه خمس نيز يكى از آنها است) از اصل مال، خارج نموده و ثلث بقيّه را به مصارفيكه تعيين كرده برساند.
س-شخصى ميخواهد پدر خود را از زير دين بيرون بياورد و مال او را حساب كند آيا مىتواند املاك پدر را بهمان قيمت كه او در زمان حيات خود خريده حساب كند يا نه؟
ج-اگر يقين داشته باشد كه پدر، خمس آنها را نداده واجب است خمس قيمت فعلى آنها را بپردازد و تفاوت قيمت را با حاكم شرع، مصالحه نمايد.
س-شخصى قبر آماده، براى خود ميخرد كه پس از فوت، در آنجا دفن شود آيا به اين قبر خمس تعلق ميگيرد يا نه؟