او واجب است قسمت كنند و اگر ماليكه خمس و زكات آن واجب شده از بين رفته باشد، بايد مال او را به خمس و زكات و قرض و نذر و مانند اينها قسمت نمايند مثلا اگر چهال تومان خمس بر او واجب است و بيست تومان بكسى بدهكار است و همه مال او سى تومان است، بايد بيست تومان بابت خمس و ده تومان بدين او بدهند.
(م 2021)اگر كسى بعد از غروب عيد فطر بميرد، بايد فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند ولى اگر پيش از غروب بميرد، واجب نيست فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند.
مسلئه حج
(م 2056)اگر در سال اوليكه مستطيع شده حج نكند و بعد بواسطه پيرى يا مرض و ناتوانى نتواند حج نمايد و نااميد باشد از اينكه بعدا خودش حج كند بايد ديگرى را از طرف خود بفرستد، بلكه اگر در سال اوليكه بقدر رفتن حج مال پيدا كرده، بواسطه پيرى يا مرض يا ناتوانى نتواند حج كند، احتياط واجب آنست كسى را از طرف خود بفرستد كه حج نمايد.
احكام وديعه (امامت)
(م 2348)اگر صاحب مال بميرد، امانتدار بايد مال را بوارث برساند، يا بوارث او خبر دهد و چنانچه مال را بوارث او ندهند و از خبر دادن هم كوتاهى كند و مال تلف ضامن است، ولى اگر براى آنكه ميخواهد بفهمد كسيكه ميگويد من وارث ميتمّ راست ميگويد يا نه يا ميّت وارث ديگرى دارد يا نه، مال را ندهند و از خبر دادن هم كوتاهى كند و مال تلف شود ضامن نيست.
(م 2349)اگر صاحب مال بميرد و چند وارث داشته باشد، كسيكه امانت را قبول كرده بايد مال را بهمه ورثه بدهد، يا بكسى بدهد كه همه آنان گرفتن مال را باو واگذار كردهاند، پس اگر بدون اجازه ديگران تمام مال را بيكى از ورثه بدهد ضامن سهم ديگران است.
(م 2350)اگر كسيكه امانت را قبول كرده بميرد، يا ديوانه شود، هركس كه امانت در پيش او باشد بايد هرچه زودتر آنرا بصاحبش برساند.
(م 2351)اگر امانتدار نشانههاى مرگ را در خود ببيند، چنانچه ممكن است، بايد امانت را بصاحب آن يا وكيل او برساند و اگر ممكن نيست بايد آنرا بحاكم شرع بدهد و چنانچه بحاكم شرع دسترسى ندارد، در صورتيكه وارث او امين است و از امانت اطلاع دارد، لازم نيست وصيت كند وگرنه بايد وصيت كند و شاهد بگيرد و بوصى و شاهد اسم صاحب مال و جنس و خصوصيات مال و محل آنرا بگويد.
(م 2352)اگر امانتدار نشانههاى مرگ را در خود ببيند و بوظيفهايكه در مسأله پيش گفته شد عمل نكند، چنانه آن امانت از بين برود، بايد بنابر احتياط لازم عوضش را بدهد، اگرچه در نگهدارى آن كوتاهى نكرده باشد و مرض او خوب شود، يا بعد از مدتى پشيمان شود و وصيت كند.
احكام عاريه
(م 2360)اگر عاريهدهنده بميرد، عاريهگيرنده بايد چيزى را كه
عاريه كرده بورثه او بدهد.
(م 876)نماز خواندن در ملكى كه منفعت آن مال ديگرى است بدون اجازه كسى كه منفعت ملك، مال او ميباشد باطل است، مثلا در خانه اجارهاى اگر صاحب خانه يا ديگرى بدون اجازه كسى كه آن خانه را اجاره كرده نماز بخواند، نمازش باطل است و همچنين است اگر در ملكى كه ديگرى در آن حقى دارد نماز بخواند، مثلا اگر ميت وصيت كرده باشد كه ثلث مال او را بمصرفى برسانند، تا وقتى ثلث را جدا نكنند نميشود در ملك او نماز خواند.
(م 884)تصرف در ملك ميتى كه خمس يا زكات بدهكار است حرام و نماز در آن باطل است ولى اگر بدهى او را بدهند يا ضامن شوند كه ادا نمايند بنحويكه دين از عهده ميت ساقط شود جايز است اگر عين زكات يا خمس در مال ميت موجود باشد فقط تصرف در آن عين قبل از ادا جايز نيست ولى تصرف و نماز در غير آن اشكال ندارد.
(م 885)تصرف در ملك ميتى كه به مردم بدهكار است، حرام و نماز در آن باطل است ولى اگر ضامن شوند كه قرضهاى او را بپردازند، يا اينكه طلبكارها و وصى ميت يا طلبكارها و حاكم شرع اجازه بدهند، تصرف و نماز در ملك او مانعى ندارد.
(م 886)اگر ميّت قرض نداشته باشد ولى بعضى از ورثه او صغير يا ديوانه يا غائب باشند، تصرف در ملك او بدون اذن ولى شرعى حرام و نماز در آن باطل است.[1]
[1]. توضيح المسائل.
احكام دين مؤجل:
س-هرگاه مديون قبل از اينكه وقت پرداختن دين برسد از دنيا برود آيا لازم است همانوقت ورثه دينش را بدهند يا ميتوانند تا موعدى كه براى پرداخت دين، خود طلبكار و مديون تعيين نمودهاند صبر كنند و نيز حكم موردى را كه طلبكار پيش از رسيدن موعد دين بميرد بفرمائيد؟
ج-هرگاه مديون قبل از موعد دين بميرد واجب است ورثه بلا فاصله بدهى او را بپردازند ولى اگر طلبكار بميرد ورثه مىتوانند تا موعدى كه براى پرداخت دين تعيين شده صبر كنند پس اگر زن براى وصول مهريه خود وقتى را تعيين نموده باشد و قبل از رسيدن آن وقت شوهر از دنيا برود زن ميتواند بمحض موت شوهر مهريه را مطالبه كند ولى اگر زن پيش از رسيدن آن وقت بميرد ورثه او نميتوانند قبل از رسيد وقت تعيين شده براى پرداختن مهريه، آنرا مطالبه نمايند.[1]
مستثنيات دين
س-آيا خانه محل سكونت مديون كه از مستثنيات دين است مخصوص به حال حيات مديون است يا شامل بعد از موت هم ميشود؟
ج-مخصوص به حال حيات مديون است پس اگر بميرد و غير از خانه محل سكونت مال ديگرى نداشته باشد بايد همان خانه فروخته شود و مصرف دين گردد.
دين مستغرق تركه
س-اگر دين مستغرق شد آيا براى ورّاث صغير و يا كبير چيزى منظور ميگردد يا خير؟
[1]. مجمع المسائل جلد دوّم احكام دين.
ج-براى ورثه در فرض مسئله لازم نيست چيزى از تركه منظور شود.
س-اگر كسى از سيدى طلب داشته باشد و سيد مديون فوت كند و دين هم نسبت به تركه مستغرق است آيا در اين صورت ميتوان طلب را بابت خمس با بچههاى مديون حساب كرد يا خير؟
ج-دائن از تركه حق دارد دين خود را استيفا نمايد و اگر ورّاث سيّد و فقير هستند بآنها بابت خمس رد كند.
س-شخصى فوت نموده و مدركى از او با امضاء خود و چند شهود بر مديون بودنش در سابق در دست است ولى نزديك فوتش اقرار جديدى بدينش نكرده آيا بايد از مالش قرض او ادا شود يا نه و احتياج بقسم دارد يا نه؟
ج-اگر ورثه احتمال ميدهند كه قبل از فوت دينش را ادا كرده باشد اين ادعاء دعوى بر ميت است و بايد مرافعه شرعيه نمايند.
س-شخصى طلبى از كسى دارد و طلبكار فوت ميكند و شخص مديون ميداند كه طلبكار خمس نميداده و ورثه او هم خمس نميدهند آيا ميتواند آن طلب را انكار كند و از طرف ميت بابت خمس بمستحقين رد نمايد يا خير؟
ج-با علم باشتغال ذمه ميت و امتناع ورثه از اداء دين او واجب است با استيذان از حاكم شرعى آنرا بمستحقين برساند.
س-اينجانب مبلغ چهل و شش تومان مديون زنى ميباشم و آن زن فوت نموده و وارث هم ندارد چون براى پرداخت آن متحيرم مستدعى است
كه هر نوع دستور شرع است مرقوم فرمائيد.
ج-لازم است تفحص كنيد تا مأيوس شويد پس از يأس وجه مزبور را بفقيه جامع الشرايط برسانيد تا بتكليف خود عمل كند.[1]
احكام شركت
س-چند نفر با هم شريك شدند كه تجارت كنند در اين بين يك نفر از آنها فوت نموده است و مقدار اموال شركتى را تعيين كردند و مال چندين برابر شد مىخواهند شركت را بهم بزنند آيا بورثه متوفى بايد سهم روز فوت پدرشان را بدهند يا روزى كه شركت بهم ميخورد؟
ج-اگر از مال ميت شريك در نزد شركاء باقى بوده و با آن معامله نمودهاند به نسبت ماليكه در شركت باقيمانده بايد منافع آنرا در موقع تفكيك شركت بورثه ميت شريك بدهند.
س-شخصى سرقفلى مغازهاى را خريدارى كرده و در آن مغازه علاوه از بنّائى، تلفن و قفسهگذارى نموده و از دنيا رفته، يكى از ورثه بدون اجازه ديگران آن دكان را از مالك اجاره نموده و سايرين را از آن مغازه محروم نموده بفرمائيد چه صورت دارد؟
ج-آنچه از اعيان، تركه ميت است مشترك ما بين تمام ورثه است و تصرف يكى از آنها بدون رضايت ديگرى جايز نيست و چنانچه سرقفلى به نحو صحيح شرعى خريدارى شده باشد متعلّق به همه ورثه است.
س-دو نفر در يك مغازه شريك و با هم مشغول كسب بودند ولى يكى از دو شريك از دنيا رفته و از او فرزندان صغار باقيمانده است در اين
[1]. مجمع المسائل جلد دوّم
صورت اين شريك كه فعلا در قيد حيات است با صغار رفيقش بهمان شركت باقى باشد يا نه؟
ج-امور صغار با ولى شرعى است كه جد پدرى باشد و اگر جد پدرى نداشته و پدر نيز براى آنها قيّم نصب نكرده باشد ولىّ آنها مجتهد جامع الشرائط است و هيچگونه تصرف در امور آنها بدون اذن ولىّ جايز نيست.
س-شخصى فوت نموده و تركه او تقسيم شده مثلا اطاق تحتانى را دادند بزيد و فوقانى را بعمرو، اگر اطاق فوقانى خراب شد عمرو حق درست كردن آنرا دارد يا آنكه حق او تمام شده و اگر تحتانى خراب شد و عمرو نمىتواند از فوقانى خود استفاده كند آيا ميتواند زيد را مجبور بساختن و تعمير آن كند يا نه؟
ج-در فرض مسئله هيچيك از صاحبان فوقانى و تحتانى حق الزام ديگر به ساختن را ندارد بلكه بعد از خراب شدن طبقه فوقانى، مالك طبقه تحتانى ميتواند از ساختن طبقه فوقانى منع كند بلى اگر زيد و عمرو خانه را خريده باشند بعيد نيست متعارف اين باشد كه در صورت بقاء ديوار تحتانى مالك فوقانى حق احداث بناء روى آن را دارد.[1]
مسئله غصب
س-آيا وصى ميتواند با ملك يكى از ورثه كه نزد او امانت ميباشد و با مطالبه مكرر باو نداده كسب كند يا نه و عوائد مال كه از كسب بدست ميآيد مال صاحب امانت است يا نه؟
ج-بنحو كلى تصرف در مال غير بدون مجوز شرعى جايز نيست و
[1]. مجمع المسائل جلد دوّم احكام شركت.
چنانچه معامله كرد اگر معامله را بعين مال وارث انجام داده باشد معامله فضولى است و در صورتيكه مالك امضاء كند معامله براى او واقع مىشود و منافعش هم مال صاحب مال است ولى اگر معامله را بعين مال غير انجام نداده باشد مثل آنكه خانه و لباس يا چيزهاى ديگرى بخرد بثمن كلى و بعد در مقام اداء ثمن مال غير را داده باشد معامله صحيح است و نماز و ساير تصرفات او در مبيع بىاشكال است ولى از ثمن برئ الذّمه نمىشود و بايد از مال حلال بدهد و همچنين ضامن مال غير نيز هست.[1]
(م 2526)زنى كه شوهرش مرده اگر آبستن نباشد، بايد تا چهار ماه و ده روزه عدّه نگهدارد يعنى از شوهر كردن خوددارى نمايد اگرچه يائسه يا صيغه باشد، يا شوهرش با او نزديكى نكرده باشد، و اگر آبستن باشد، بايد تا موقع زائيدن عده نگهدارد، ولى اگر پيش از گذشتن چهار ماه و ده روز، بچهاش بدنيا آيد، بايد تا چهار ماه و ده روز از مرگ و شوهرش صبر كند و اين عدّه را عده وفات ميگويند.
(م 2527)زنى كه در عدّه وفات ميباشد حرام است لباس الوان بپوشد و سرمه بكشد و همچنين كارهاى ديگرى كه زينت حساب شود بر او حرام مىباشد
(م 2528)اگر زن يقين كند كه شوهرش مرده و بعد از تمام شدن عده وفات شوهر كند، چنانچه معلوم شود شوهر او بعدا مرده است، بايد از شوهر دوّم جدا شود و در صورتيكه آبستن باشد بمقدارى كه در عده طلاق گفته شد يعنى تا موقع زائيدن براى شوهر دوّم عده طلاق و بعد براى شوهر اوّل عده وفات نگهدارد، و اگر آبستن نباشد براى شوهر اوّل عده وفات و بعد براى شوهر دوّم عده طلاق نگهدارد و ابتداء عده وفات را از موقعى كه خبر صحيح وفات شوهر باو رسيده قرار دهد.
(م 2529)ابتداى عدّه وفات از موقعى است كه زن از مرگ شوهر
[1]. مجمع المسائل جلد دوّم احكام غصب.