ننمايند و اشخاصى كه ممانعت از عمل بوصيت مينمايند معصيت كارند.
تأخير در عمل بوصيت جائز نيست
س-آيا خود ورثه ميتوانند سهم ثلث را از ملك مورث بردارند و بتدريج در ظرف چند سال پول آنرا بپردازند تا در مصارفيكه مورث تعيين نموده خرج شود يا اينكه لازم است بدون تأخير خرج نمود؟
ج-در صورتيكه موصى اذن در تأخير نداده تأخير در عمل به وصيت جايز نيست.
س-زيد شخصى را وصى قرار داده كه بعد از فوت او چند سال نماز و روزه و يك حج از اموالش استيجار نمايند و همچنين وجوه و مظالم و بدهكاريهاى او را از مالش جدا نموده و بمصاف شرعيه برساند فعلا موصى فوت كرده و اموال در دست ورثه است و اگر بخواهند همه اموال وصيت شده را يكدفعه بدهند چون نقد نيست بايد املاك معينى را بفروشند آيا وصى ميتواند ورثه را اجبار نمايد يا نه؟
ج-بر وصى واجب است عمل بوصيت و اگر موصى اذن در تأخير نداده تأخير جايز نيست و ورثه حق ممانعت از عمل بوصيت را ندارند مگر در زائد بر ثلث مال كه نفوذ وصيت در آن موقوف بامضاء ورثه است.
اثبات وصيت
س-زنى است داراى سيصد تومان وجه نقد و وصيت نموده كه مبلغ مذكور را بدهند به شخص معينى كه مصرف خيرات بنمايد و براى اثبات وصيت چند نفر زن شهادت ميدهند آيا بر ورثه لازم است اجراء
وصيت نسبت بتمام يا ثلث آن يا نه آنچه حكم اللّه است بيان فرمائيد.
ج-وصيت در ثلث تركه نافذ است و در زائد بر ثلث محتاج بامضاء ورثه است و شهادت زن در وصيت باموال اگر يكنفر باشد نسبت به 4/ 1 و اگر دو نفر باشند نسبت به نصف و اگر سه نفر باشند نسبت به 4/ 3 و چهار نفر باشند نسبت بتمام آنچه به آن شهادت مىدهند با رعايت شرائطى كه در شاهد معتبر است پذيرفته ميشود.
س-زنى فوت شده وارث او سه برادر و سه خواهر و شوهر است و در حال حيات بواسطه ناسازگارى زوج كرارا و صراحتا اظهار ميداشته كه از اموالم چيزى باو ندهيد ولى اين موضوع را در حين وصيت چه كتبى و چه شفاهى بيان نكرده در اين صورت شوهر ميتواند از اموال زن ارث ببرد يا نه و چون وصيت نماز و روزه نموده از ثلث مال خود حق دارد يا نه و از حيث وصيت فرقى بين كتبى و شفاهى هست يا نه؟
ج-وصيت در ثلث نافذ است چه براى نماز و روزه باشد و يا غير آن و در مورد سؤال در صورت وصيت از دو ثلث باقيمانده اموال كه مورد وصيت نيست نصف آنرا شوهر ارث ميبرد و در صورت عدم وصيت از تمام اموال ارث ميبرد و در وصيت كتابت و نوشته لازم نيست، بهر نحوى كه ثابت شود عمل بآن واجب است.
وصيت در ثلث نافذ است
س-شخصى چند سال قبل وصيتى نموده و در وصيتنامه ثلث مال خود را به يكى از ورثه بخشيده ولى اين شخص بعد از وصيت چند سال ديگر زندگى نموده و اموال خود را زيادتر كرده و هم داراى اولادى
غير از اولاد قبلى شده و اكنون آن اولاد صغير ميباشند و آنشخص از دنيا رفته آيا وصيتنامهاى كه چند سال قبل بطريق مذكور نوشته شده در اموال حين الوصيه نافذ است و يا اموال فعلى را شامل ميشود؟
ج-در صورتيكه از وصيتنامه قبل برنگشته باشد اموال بعد را شامل است و در ثلث مال فعلى نافذ است.
س-شخصى نسبت باموال خوش وصيت به ثلث نموده كه بعد از فوت او بمصارفيكه معن كرده خرج نمايند و بعد از فوتش ورثه منكر وصيت شدند و نگذاشتند كه ثلث مصرف شود الحال ورثه ميخواهند بوصيت متوفى عمل نمايند در اين صورت بايد قيمت زمان متوفى حساب شود يا بقيمت حاليه كه املاك و اشجار ترقى كرده است، و اگر كسى اينها را خريدارى نمايد، صحيح است يا نه؟
ج-در صورتيكه خود موصى ثلث را در اعيان مخصوصى معين نموده همان عين ثلث حين الموت است و بايد بقيمت فعلى حساب شود و اگر وجه معين نموده مثلا گفته هزار تومان ثلث خرج كنيد همان هزار تومان فعلى بايد مصرف شود و ترقى قيمت مال ورثه است.
س-شخصى مبلغى را كه زائد بر ثلث اموالش مىباشد جهت نماز و روزه وصيت كرده و ورثه بيش از ثلث را امضاء نمىنمايند در اين صورت بر وصى واجب است طبق وصيت، تمام آن مبلغ را صرف نماز و روزه كند و لو ورثه راضى نباشند يا نه؟
ج-نفوذ وصيت در زائد بر ثلث اموالش موقوف به امضاء ورثه است ولى در وصيت زائد بر ثلث اگر واجب و غير واجب هر دو ذكر شده واجب مقدم است.
س-اگر كسى وصيت بكند كه از اموال خودم برايم خرج كنيد ولى تعيين مقدار نكرده و مقيد بثلث هم ننموده و صغير هم دارد در اين صورت وصى بعد از فوت موصى چه مقدار مىتواند از مال او برايش خرج كند.
ج-اگر بحسب وجود بعض قرائن و معمول و متعارف وصيت منصرف بمبلغ معينى نباشد ظاهر آنست كه وصى بنظر خودش تا مقدارى كه زائد بر ثلث نباشد ميتواند عمل نمايد.
س-اگر پدر نماز و روز و رد مظالمى را وصيت كرده آيا پرداخت پول آنها بصغير هم تعلق مىگيرد يا نه؟
ج-وصيت تا مقدار ثلث كه نافذ است از تمام مال برداشته مىشود و ما بقى بين ورثه تقسيم مىشود چه صغير باشند و چه كبير يا مختلط.
اگر مال الوصاية براى موارد وصيت كافى نباشد
س-شخصى فوت نموده و وصيت كرده كه از ثلث مالش بيست سال نماز و روزه استيجار كنند و اندازه معينى هم از ثلث به پسر بچه صغيرى كه دارد بدهند حال براى هر دو كافى نيست كدام از آنها مقدم است؟
ج-ظاهرا نماز و روزه مقدم است.
وصى و ناظر
س-شخصى عمارت مسكونى خود را بابت ثلث معين نموده و
عمارت هم وفاء به ثلث مىنمايد و فرزند ارشد خود را وصى خود قرار داده در اين صورت فرزند مزبور كه وصى پدر است مىتواند خانه را تصرف نمايد و نماز و روزه را خودش انجام دهد و ورثه ديگر حق مداخله در اين عمارت دارند يا نه؟
ج-در فرض مسئله اگر عمارت را بابت ثلث معين كرده باشد كه بمصرف نماز و روزه برسد و بغير وصى منصرف نباشد، وصى مىتواند عمارت را خودش بردارد و نماز و روزه را بجا آورد و در نزاع موضوعى محتاج بمرافعه شرعيه است.
س-شخصى در وصيتنامه خود نوشته عوائد ملكى را كه ثلث قرار دادهام صرف نماز و روزه و رد مظالم و كفارات مطلقه و امور خيريه نمائيد آيا بايد عوائد ثلث بطور مساوى در مصارف مزبوره صرف شود يا بتفاوت و بر طبق نظر وصى، ضمناّ مراد از كفارات مطلقه چيست؟
ج-اگر در وصيتنامه تعيين نشده بطور تساوى در موارد مذكوره صرف نمائيد و نسبت به كفارات مطلقه اگر از حال او ظاهر باشد كه خصوص كفارات معينى بذمه دارد در همان كفارات صرف شود و الّا در كفاراتى كه محتمل است بذمه او باشد صرف شود.
س-اگر شخصى وصيت كند كه عوائد ملكى را كه ثلث قرار دادهام صرف در عزادارى و اطعام نمائيد و مازادش در امور خيريه مطابق نظر وصى صرف شود و لكن كمّ و كيف سوگوارى و اطعام را بيان نكرده تا مازاد آن معلوم باشد بنابراين آيا وصى در عمل باين وصيت در كمّ و كيف مجاز است يا نه؟
ج-بلى مختار است مگر آنكه وصيت منصرف به نحو خاصى
باشد.
س-شخصى وصيت مىنمايد كه ثلث مال مرا براى من خرج نمائيد در اين صورت وصى ميتواند بعد از فوت موصى ثلث مال ميت را از اجناس نقدى معين كند و يا از هر چيز ثلث را بردارد و اگر ورثه حاضر بقسمت تركه و اموال نباشند و در اثر اختلاف ورثه ممكن است ثلث مال ميّت از بين برود وصى ميتواند با بودن عدول مؤمنين ثلث را از اموال جدا كند يا نميتواند؟
ج-ثلث از تمام تركه بايد خارج شود از منقول و غير منقول و در اخراج و تعيين بايد با رضايت ورثه باشد و در صورت امتناع حاكم شرع آنها را وادار به تعيين مىنمايد و در صورت تمكن با اذن حاكم شرع و يا عدول مؤمنين و در صورت عدم دسترسى بحاكم شرع و عدول مؤمنين ميتواند از اموال بردارد و بمصرف برساند.
س-شخصى املاك خود را باولادش هبه كرده و بعدا از اولاد خود آن املاك را اجاره نموده و مدت اجاره هنوز باقى است و آن شخص از دنيا رفته و وصيت به ثلث اموال براى خودش نموده آيا تا مدت اجاره باقى است هر سال بايد ثلث اخراج گردد يا اينكه بمردن اجاره باطل ميشود؟
ج-اجاره بمرگ موجر يا مستأجر باطل نمىشود و با فرض آنكه وصيت به ثلث جميع اموال خودش كرده باشد ثلث منافع مدت اجاره بايد بمصرف خود ميت برسد. (بحث اجاره ص 56) جلد دوم مجمع
س-هرگاه وصى بعد از فوت موصى ديوانه شود و بعد از مدتى جنون او بكلى از بين برود آيا بوصايت باقى است يا خير؟
ج-به محض جنون وصايت باطل مىشود و بعد از بهبودى هم بر نميگردد و لازم است حاكم شرع كسى را نصب كند بلى در صورتيكه موصى شخصى را وصى قرار دهد و قبل از اينكه از دنيا برود وصى ديوانه شود و موصى تصريح كند به اينكه هر وقت ديوانگى او برطرف شد باز هم وصى من است چنانچه بهبودى حاصل شود باز هم شخص مذكور وصى است.
س-آيا لازم است وصى عادل باشد يا خير؟
ج-لازم نيست و همين اندازه كه موثق و مورد اطمينان باشد كافى است اگرچه اعتبار عدالت مطابق با احتياط است.
خيانت وصى
س-هرگاه خيانت يا عجز وصى ظاهر شود تكليف چيست؟
ج-در مورد خيانت بعضى فرمودهاند حاكم شرع ميتواند او را عزل كند لكن بعيد نيست بنفس خيانت منعزل شود و حاكم شرع ميتواند شخص ديگرى را بجاى او نصب كند يا امين را به او منضم نمايد هرطور صلاح دانست و در صورت عجز اگر طورى باشد كه احتياج به معاون دارد حاكم شرع امينى را تعيين ميكند كه او را كمك كند و اگر بكلى عاجز شود شخص ديگرى را بجاى او نصب ميكند.
س-شخصى در حال صحت جسم كتبا براى خود وصى تعيين نموده و بعد از مدتى در حال مرض موت شفاها در حضور جمعى از افراد مورد اعتماد وصى سابق خود را عزل و وصى جديدى معين نموده در اين صورت وصيت دوم معتبر است يا نه؟
ج-اگر مشاعر او بجا بوده وصيت ثانيه معتبر و وصى قبلى معزول است و در نزاع موضوعى مرافعه شرعيه لازم است.
س-شخصى با كمال صحت و سلامت بدن، وصيت نمود و بعد هم در حال شدت مرض و فشار درد وصيت ديگر نموده آيا وصيت در حال صحت معتبر است يا وصيت در حال مرض و فشار درد آنچه نظر مبارك است بيان فرمائيد؟
ج-در فرض مسئله وصيت ثانى معتبر است مگر آنكه مشاعر او بجا نباشد.
وصيت باطل
س-شخصى در حال حيات، فرزندش را از خودش جدا كرده و وصيت نموده كه از اموالش چيزى باو ندهند آيا اين وصيت صحيح است يا نه؟
ج-وصيت بحرمان وارث صحيح نيست و اگر وصيت كرده باشد كه به بعض ورثه علاوه بر سهم الارث چيزى بدهند بمقدار ثلث نافذ و در ما زاد بر ثلث محتاج بامضاء ورثه است.
س-زيد چند پسر دارد كه يكى مسمى بعمرو است و زيد وصيت مىكند كه عمرو نسبت به مال او حق ندارد چون سهم خود را برده ولى از اثاث رعيتى بايد سهم ببرد آيا گاو و الاغ جزء اثاثيه محسوب است يا نه؟
ج-وصيت باينكه عمرو به اموال بعد از خودش حق ندارد باطل است و عمرو هم با ساير ورثه شريك است.