بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 43

ج-در فرض مذكور، مفاد صلح، بعد از موت مصالح، بقوّت خود باقى است و احتياج به تنفيذ ورثه ندارد و امّا اصل مال ملك ورثه مصالح است.

س-اگر شخصى املاك خود را به نوادگان پسرى خود كه بعضى از آنان بالغ و بعضى نابالغ بوده‌اند بده سير نمك مصالحه نمايد و براى خود تا سى سال حق فسخ قرار دهد و قبل از گذشت اين سى سال، دو قطعه از همان املاك را بفروشد و قطعه ديگرى را براى اداء ديون و مخارج بعد از فوتش وصيّت نمايد و همچنين يك قطعه از همان املاك را كه منزل مسكونى بوده پس از آن مصالحه اوّل به عروسش مصالحه نمايد، آيا فروش اين دو قطعه و وصيّت قطعه ديگر و مصالحه آن به شخص ديگر موجب فسخ كل آن مصالحه اوّل ميشود يا مصالحه، نسبت به بقيّه املاك صحيح و بقوّت خود باقى است؟

ج-در فرض سئوال كلّ مصالحه فسخ نمى‌شود و صلح نسبت به بقيّه بقوت خود باقى است.

س-شخصى نسبت باموالش وصيّت كرده و صلح‌نامه‌اى هم دارد كه اموالش را بزوجه‌اش صلح نموده و صلح‌نامه داراى تاريخ است و اختيار فسخ را با مصالح گذارده ولى وصيّت‌نامه تاريخ ندارد و يكى از ورثه اظهار ميدارد كه وصيّت‌نامه، بعد نوشته شده حكم مسئله را بيان فرمائيد.

ج-با فرض آنكه در مصالحه، اختيار فسخ داشته اگر محقّق شود كه بعد از آن، وصيّت برخلاف آن نموده، كاشف از فسخ مصالحه ميباشد و بايد بوصيّت عمل شود و اگر نزاع موضوعى در بين باشد مرافعه شرعيه لازم دارد.


صفحه 44

س-شخصى روستائى در موقع حيات خود جزئى آب و ملك و خانه گلى و اثاث خانه‌اى كه داشته و با آنها زندگى ميكرده صلح شرعى نموده بدو پسر عيال خود و در ضمن عقد، شرط كرده، مادام كه زنده است از منافع آن استفاده نمايد اكنون دختر متوفّى از تركه مورد مصالحه ادّعاى ارث مينمايد آيا شرعا حق دارد يا خير؟

ج-در فرض سئوال اگر منظور از شرط، اين باشد كه منافع آن ما دامى كه زنده هست مال خودش باشد اين صلح صحيح است و بعد از موت او مال مصالح لهم است و امّا اگر مقصود اين است كه مادامى كه زنده است مورد صلح، بملك خودش باقى باشد اين صلح باطل است و در نزاع موضوعى مرافعه شرعيه لازم است‌[1].

س-آيا مهريّه زن مقدم بر سائر ديون است يا خير حكمش چيست؟

ج-مهريّه زن از ديون محسوب است و بايد با غرماء، تركه را حسب السهم تقسيم نمايند[2].

احكام دعوى‌

س-شخصى از دنيا رفته و مالى از خود باقى گذاشته و ورثه او اولاد و زوجه و مادرش ميباشند، زوجه شخص متوفّى اظهار ميكند كه زوج به اين تعبير گفته كه ته خانمان را بتو بخشيدم و وصيّت‌نامه يا وصيّت‌

[1]. مجمع المسائل جلد سوّم.

[2]. مجمع المسائل جلد دوم ص 182.


صفحه 45

شفاهى نداشته آيا اينگونه بخشش با اين لفظ نافذ است يا خير و در صورت نفوذ شامل اشياء منزل مانند فرش و يخچال و تلفن و راديو تلويزيون و امثال اينها ميشود يا نه؟

ج-در فرض سئوال مجرّد ادعاى همسر ميّت، بدون اقرار ورثه و بدون بيّنه فايده ندارد بخصوص اگر اولاد ميّت صغير باشند. بلى اگر كبار ورثه مدعاى همسر را قبول داشته باشند هرچه در عرف محلّ از ته خانه محسوب است از سهم كبار كه مدعاى او را قبول كرده‌اند بايد باو واگذار شود.

دعواى بر ميّت‌

س-شخصى فوت كرده و داراى چند نفر اولاد صغار مى‌باشد خواهر او آمده از صغار برادرش ارث پدرى مطالبه مى‌نمايد اوّلا اين دعوى صحيح است يا نه و بر فرض صحت آيا از تمامى دارائى و زندگى برادرش كه كارگرى و بنّائى نموده و بعد از گذشتن سى سال از فوت پدر براى خود زندگى فراهم نموده ارث مى‌برد يا فقط از آن ماليكه از پدر مانده ارث ميبرد؟ لطفا جواب مرحمت فرمائيد.

ج-مفروض سئوال كه ادّعاى بر ميّت است اثبات آن محتاج به بيّنه با قسم مدّعى است. و با فرض ثبوت به بيّنه و قسم، حق در همان مالى است كه از پدر براى اين خواهر و برادر به ارث رسيده و نتائج آن، و امّا مالى كه برادر در حال حيات خود بدست آورده خواهر در آن حقى ندارد و در صورت نزاع مرافعه شرعيه لازم است‌[1].

[1]. مجمع المسائل حضرت آيت اللّه العظمى آقاى گلپايگانى جلد سوّم ص 144.


صفحه 46

احكام محتضر

«محتضر» در لغت به معنى كسى است كه در آستانه مرگ قرار گرفته و باصطلاح معروف «دم مرگ» است.

هرگاه كسى به چنين حالتى دچار شده و آثار مرگ در او مشاهده گرديده، بطورى كه خودش يا اطرافيانش احساس كردند كه دارد نفس‌هاى آخر را مى‌كشد و مثلا نيم ساعت يا يك ساعت ديگر جان خواهد سپرد، احكام محتضر در مورد او اعتبار پيدا مى‌كند.

احكام محتضر، بدين معنى است كه در آن لحظات واپسين يك دسته از واجبات، يعنى اعماليكه انجام آنها واجب است، بگردن خود شخص محتضر ميآيد، و يك دسته از واجبات ديگر هم بعهده اطرفيان او قرار مى‌گيرد.

احكام محتضر، مسائلى است كه انواع اين واجبات و چگونگى انجام هر يك را، چه از نظر شخصى محتضر و چه از لحاظ اطرافيان او بيان مى‌كند.


صفحه 47

واجبات شخص محتضر

آنچه در لحظات واپسين عمر و در حال احتضار و جان كندن، بر شخص محتضر واجب مى‌شود، ابتداء توبه كردن از گناهان است و آن اينكه انسان از پيشگاه خداوند متعال طلب آمرزش و رحمت كند. كه هيچكس از طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوند، بخصوص در لحظات احتضار، بى‌نياز نيست. چرا كه متقى‌ترين و پاكدامن‌ترين افراد نيز، نمى‌توانند مطمئن باشند كه تا لحظه مرگ، مرتكب هيچگونه معصيت و مكروهى نشده باشند ازاينرو مى‌بينيم كه ائمه معصومين (ع) با وجود مقام عصمت و طهارت دائما از درگاه خداوند طلب مغفرت مى‌نمودند.

وصيت درباره حقوق مردم‌

ديگر آن كه بر شخص محتضر واجب است كه اگر امانتى از مردم نزد خود دارد يا اگر به كسى يا كسانى بدهكار است، در صورتيكه خود نتواند آن را ادا كند. موضوع را بصورت وصيت، براى بازماندگان و اطرافيانش بيان كند.

وصيت درباره واجبات قضا شده‌

بر محتضر واجب است كه اگر قسمتى از واجبات دينى خود را انجام نداده و قضاى آنها به گردنش مانده است به صورت وصيت بيان كند. مثلا بگويد كه من يك سال يا كمتر يا بيشتر نماز قضائى دارم و يا يك ماه بيشتر يا كمتر روزه به گردنم مانده است و همچنين درباره حج اگر نرفته و يا خمس و زكاتى اگر بگردنش مانده و نيز بدهكاريهاى ديگرى اگر دارد همه را مورد سفارش و تأكيد قرار دهد.

در مورد اينگونه فرائض قضا شده، و نيز در مورد بدهكارى‌هائى كه به مردم دارد فرقى ندارد كه مال و ثروتى يا چيز قابل فروختن داشته باشد البته اگر چيزى داشته باشد كه تكليف روشن است چون وصى و وارث او


صفحه 48

موظف است كه از اموالش برداشته و جهت بدهكاريها و انجام واجبات قضا شده‌اش به پردازد.

اما اگر پولى و مال باارزشى هم نداشته باشد، باز بايد فريضه‌هاى قضايى‌اش را اعلام كند چون از طرفى اعلام كردن اين مسائل از واجباتى است كه شخص محتضر بر عهده دارد. و از طرف ديگر بعيد نيست كه افراد خيرخواهى پيدا شوند و قضاى اين اعمال واجب را براى رضاى خدا جهت او انجام دهند.

وظيفه اطرافيان محتضر

(م 539)مسلمانى را كه محتضر است يعنى در حال جان دادن ميباشد، مرد باشد يا زن، بزرگ باشد يا كوچك، بايد به پشت بخوابانند، بطورى كه كف پاهايش بطرف قبله باشد و اگر خواباندن او كاملا باين طور ممكن نيست، تا اندازه‌ايكه ممكن است بايد باين دستور عمل كنند و چنانچه خواباندن او بهيچ قسم ممكن نباشد، بايد او را رو بقبله بنشانند و اگر آن هم نشود، بايد او را بپهلوى راست يا بپهلوى چب رو بقبله بخوابانند.

(م 540)احتياط واجب آنست كه تا وقتى غسل ميت تمام نشده، او را رو بقبله بخوابانند ولى بعد از آنكه غسلش تمام شد، بهتر است او را مثل حالتيكه بر او نماز ميخوانند بخوابانند.

(م 541)رو بقبله كردن محتضر بر هر مسلمان واجب است و بنابر احتياط لازم بايد تا ممكن ميشود از ولى او اذن بگيرد.

(م 542)مستحب است شهادتين و اقرار به دوازده امام (ع) و ساير عقائد حقه را، بكسيكه در حال جان دادن است، طورى تلقين كنند كه بفهمد و نيز مستحب است چيزهائى را كه گفته شد، تا وقت مرگ تكرار كنند.


صفحه 49

(م 543)مستحب است اين دعاها را طورى بمحتضر تلقين كنند كه بفهمد:

اللّهّمّ اغفر لي الكثير من معاصيك و اقبل منّي اليسير من طاعتك يا من يقبل اليسير و يعفو عن الكثير اقبل منّي اليسير و اعف عنّي الكثير انّك انت العفوّ الغفور اللهمّ ارحمني فانّك رحيم.

(م 544)مستحب است كسى را كه سخت جان ميدهد، اگر ناراحت نميشود، بجائى كه نماز مى‌خوانده ببرند.

(م 545)مستحبّ است براى راحت شدن محتضر بر بالين او، سوره مباركه يس و و الصّافات و احزاب و آية الكرسى و آيه پنجاه و چهارم از سوره اعراف و سه آيه آخر سوره بقره بلكه هرچه از قرآن ممكن بخوانند.

(م 546)تنها گذاشتن محتضر و گذاشتن چيزى روى شكم او و بودن جنب و حائض نزد او و همچنين حرف‌زدن زياد و گريه كردن و تنها گذاشتن زنها نزد او مكروه است.

س-گاهى بعضى از محتضرها را بجهت تعجيل در راحت شدن، موادّ مهلكه تزريق ميكنند آيا اين عمل جائز است يا نه و در صورت عدم جواز، شريك در خون او و مورد ديه قتل نفس و نحو آن خواهند بود يا نه؟

ج-عمل مذكور جائز نيست و با استناد موت بآن عمل، عامل آن قاتل محسوب مى‌شود و حكم آن را در احكام ديه مراجعه نمائيد[1].

[1]. مجمع المسائل جلد اوّل ص 105.


صفحه 50

ثواب رو بقبله كردن كسيكه در حال مرگ است‌

زيد بن علىّ بن الحسين از پدرانش (ع) نقل كرد كه امير المؤمنين (ع) فرمود: رسول خدا ببالين محتضرى كه از دودمان عبد المطلّب بود آمد و مريض رو بقبله نبود، حضرت فرمود: او را رو بقبله كنيد زيرا اگر شما چنين كرديد فرشتگان و خداوند باو توجه نمايند و پيوسته متوجه او هستند تا از دنيا برود[1].

ثواب تلقين كلمه شهادت بمحتضر

اسحاق عمّار گويد: امام صادق (ع) از پدرانش (ع) روايت كرد كه رسول خدا (ص) فرمود: به بيماران خود هنگام مردن كلمه «لا اله الا اللّه» را تلقين كنيد، زيرا هر كس كه كلمه آخرش «لا اله الّا اللّه» باشد ببهشت خواهد رفت‌[2].

احكام بعد از مرگ‌

(م 547)بعد از مرگ مستحب است، چشمها و لبها و چانه ميّت را ببندند و دست و پاى او را دراز كنند و پارچه‌اى روى او بيندازند و اگر شب مرده است، در جائيكه مرده، چراغ روشن كنند و براى تشييع جنازه او، مؤمنين را خبر كنند و در تشييع، آداب اسلام را رعايت كنند و از شركت بانوان در تشييع كه مكروه است مخصوصا حركت آنان جلوتر از مردان آنهم با مظاهر غير اسلامى جلوگيرى نمايند. و منظره عبرت‌آور تشييع جنازه را بمعصيت و تشبّه به عادات و رسوم كفار كه حاكى از عدم‌

[1]. ثواب الاعمال ص 433.

[2]. ثواب الاعمال ص 434.