موظف است كه از اموالش برداشته و جهت بدهكاريها و انجام واجبات قضا شدهاش به پردازد.
اما اگر پولى و مال باارزشى هم نداشته باشد، باز بايد فريضههاى قضايىاش را اعلام كند چون از طرفى اعلام كردن اين مسائل از واجباتى است كه شخص محتضر بر عهده دارد. و از طرف ديگر بعيد نيست كه افراد خيرخواهى پيدا شوند و قضاى اين اعمال واجب را براى رضاى خدا جهت او انجام دهند.
وظيفه اطرافيان محتضر
(م 539)مسلمانى را كه محتضر است يعنى در حال جان دادن ميباشد، مرد باشد يا زن، بزرگ باشد يا كوچك، بايد به پشت بخوابانند، بطورى كه كف پاهايش بطرف قبله باشد و اگر خواباندن او كاملا باين طور ممكن نيست، تا اندازهايكه ممكن است بايد باين دستور عمل كنند و چنانچه خواباندن او بهيچ قسم ممكن نباشد، بايد او را رو بقبله بنشانند و اگر آن هم نشود، بايد او را بپهلوى راست يا بپهلوى چب رو بقبله بخوابانند.
(م 540)احتياط واجب آنست كه تا وقتى غسل ميت تمام نشده، او را رو بقبله بخوابانند ولى بعد از آنكه غسلش تمام شد، بهتر است او را مثل حالتيكه بر او نماز ميخوانند بخوابانند.
(م 541)رو بقبله كردن محتضر بر هر مسلمان واجب است و بنابر احتياط لازم بايد تا ممكن ميشود از ولى او اذن بگيرد.
(م 542)مستحب است شهادتين و اقرار به دوازده امام (ع) و ساير عقائد حقه را، بكسيكه در حال جان دادن است، طورى تلقين كنند كه بفهمد و نيز مستحب است چيزهائى را كه گفته شد، تا وقت مرگ تكرار كنند.
(م 543)مستحب است اين دعاها را طورى بمحتضر تلقين كنند كه بفهمد:
اللّهّمّ اغفر لي الكثير من معاصيك و اقبل منّي اليسير من طاعتك يا من يقبل اليسير و يعفو عن الكثير اقبل منّي اليسير و اعف عنّي الكثير انّك انت العفوّ الغفور اللهمّ ارحمني فانّك رحيم.
(م 544)مستحب است كسى را كه سخت جان ميدهد، اگر ناراحت نميشود، بجائى كه نماز مىخوانده ببرند.
(م 545)مستحبّ است براى راحت شدن محتضر بر بالين او، سوره مباركه يس و و الصّافات و احزاب و آية الكرسى و آيه پنجاه و چهارم از سوره اعراف و سه آيه آخر سوره بقره بلكه هرچه از قرآن ممكن بخوانند.
(م 546)تنها گذاشتن محتضر و گذاشتن چيزى روى شكم او و بودن جنب و حائض نزد او و همچنين حرفزدن زياد و گريه كردن و تنها گذاشتن زنها نزد او مكروه است.
س-گاهى بعضى از محتضرها را بجهت تعجيل در راحت شدن، موادّ مهلكه تزريق ميكنند آيا اين عمل جائز است يا نه و در صورت عدم جواز، شريك در خون او و مورد ديه قتل نفس و نحو آن خواهند بود يا نه؟
ج-عمل مذكور جائز نيست و با استناد موت بآن عمل، عامل آن قاتل محسوب مىشود و حكم آن را در احكام ديه مراجعه نمائيد[1].
[1]. مجمع المسائل جلد اوّل ص 105.
ثواب رو بقبله كردن كسيكه در حال مرگ است
زيد بن علىّ بن الحسين از پدرانش (ع) نقل كرد كه امير المؤمنين (ع) فرمود: رسول خدا ببالين محتضرى كه از دودمان عبد المطلّب بود آمد و مريض رو بقبله نبود، حضرت فرمود: او را رو بقبله كنيد زيرا اگر شما چنين كرديد فرشتگان و خداوند باو توجه نمايند و پيوسته متوجه او هستند تا از دنيا برود[1].
ثواب تلقين كلمه شهادت بمحتضر
اسحاق عمّار گويد: امام صادق (ع) از پدرانش (ع) روايت كرد كه رسول خدا (ص) فرمود: به بيماران خود هنگام مردن كلمه «لا اله الا اللّه» را تلقين كنيد، زيرا هر كس كه كلمه آخرش «لا اله الّا اللّه» باشد ببهشت خواهد رفت[2].
احكام بعد از مرگ
(م 547)بعد از مرگ مستحب است، چشمها و لبها و چانه ميّت را ببندند و دست و پاى او را دراز كنند و پارچهاى روى او بيندازند و اگر شب مرده است، در جائيكه مرده، چراغ روشن كنند و براى تشييع جنازه او، مؤمنين را خبر كنند و در تشييع، آداب اسلام را رعايت كنند و از شركت بانوان در تشييع كه مكروه است مخصوصا حركت آنان جلوتر از مردان آنهم با مظاهر غير اسلامى جلوگيرى نمايند. و منظره عبرتآور تشييع جنازه را بمعصيت و تشبّه به عادات و رسوم كفار كه حاكى از عدم
[1]. ثواب الاعمال ص 433.
[2]. ثواب الاعمال ص 434.
استقلال فكرى و نفوذ بيگانگان است آلوده نكنند و اجازه ندهند كه آداب و رسوم مخالفين اسلام، باجتماع مسلمين راه پيدا كند. چه خوب است كه مسلمين براى حفظ سنتهاى مذهبى و استقلال فكرى خود در همه شئون روش اولياء اسلام (ع) را سرمشق قرار دهند و از عواقب وخيم تشبه به بيگانگان بپرهيزند و نيز مستحب است در دفن ميّت عجله نمايند، ولى اگر يقين بمردن او ندارند، بايد صبر كنند تا معلوم شود و اگر ميّت حامله باشد و بچّه در شكم او زنده باشد، بايد بقدرى دفن را عقب بيندازند، كه پهلوى چپ او را بشكافند و طفل را بيرون آورند و پهلو را بدوزند.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
احكام غسل و كفن و نماز و دفن ميّت
(م 548)غسل و كفن و دفن مسلمان اگرچه دوازه امامى نباشد، بر هر مكلفى واجب است و اگر بعضى انجام دهند از ديگران ساقط ميشود و چنانچه هيچكس انجام ندهد، همه معصيت كردهاند.
(م 549)اگر كسى مشغول كارهاى ميّت شود بر ديگران واجب نيست، اقدام نمايند ولى اگر او عمل را ناتمام بگذارد، بايد ديگران تمام كنند.
(م 550)اگر انسان يقين كند كه ديگرى مشغول كارهاى ميت شده، واجب نيست بكارهاى ميت اقدام كند ولى اگر شك يا گمان دارد، بايد اقدام نمايد.
(م 551)اگر كسى بداند غسل يا كفن يا نماز يا دفن ميّت را باطل انجام دادهاند، بايد دوباره انجام دهد، ولى اگر گمان دارد كه باطل بوده و يا شك دارد كه درست بوده يا نه، لازم نيست اقدام نمايد.
(م 552)براى غسل و كفن و نماز و دفن ميت، بايد از ولى او
اجازه بگيرند.
(م 553)ولىّ زن شوهر او است و بعد از او مردهائيكه از ميّت ارث مىبرند مقدم بر زنهاى ايشانند.
(م 554)اگر كسى بگويد من ولىّ يا وصى ميت هستم يا ولىّ ميّت بمن اجازه داده كه غسل و كفن و دفن او را انجام دهم و احتمال داده شود كه راست ميگويد، انجام كارهاى ميّت با او است مگر آنكه كس ديگر بگويد كه من وصى يا ولى ميت هستم يا از ولى ميت اجازه دارم كه در اين صورت حرف كسى پذيرفته است كه دو نفر عادل بگفته او شهادت دهند.
(م 555)اگر ميت براى غسل و كفن و دفن و نماز خود غير از ولىّ، كسى ديگر را معين كند، احتياط واجب آن است كه ولىّ و آنكس هر دو اجازه بدهند و لازم نيست كسى كه ميّت، او را براى انجام اين كارها معين كرده، اين وصيت را قبول كند، ولىّ اگر قبول كرد، بايد بآن عمل نمايد، و همچنين اگر بعد از موت از وصيت مطلع شد احتياط واجب عمل بوصيت است.
ثواب آنكه جنازه مؤمنى را غسل دهد
عبد اللّه بن سنان ميگويد: امام صادق (ع) فرمود: هركس ميّت مؤمنى را غسل دهد و امانت را رعايت نمايد خداوند او را بيامرزد، عبد اللّه پرسيد چگونه حق امانت را اداء كند؟ فرمود اگر عيبى در پيكر او ديد افشا نكند[1].
[1]. ثواب الاعمال ص 434.
احكام غسل ميّت
(م 556)واجب است ميّت را سه غسل بدهند:
اوّل: بآبى كه با سدر مخلوط باشد.
دوم: بآبى كه با كافور مخلوط باشد.
سوم: با آب خالص.
(م 557)سدر و كافور بايد باندازهاى نباشد كه آبرا مضاف كند و باندازهاى هم كم نباشد، كه نگوئيد سدر و كافور با آب مخلوط شده است.
(م 558)اگر سدر و كافور باندازهاى كه لازم است پيدا نشود بنابر احتياط واجب بايد مقدارى كه بآن دسترسى دارند در آب بريزند.
(م 559)كسيكه براى حج يا عمره احرام بسته است اگر پيش از تمام كردن طواف حج يا عمره بميرد، نبايد او را با آب كافور غسل دهند و بجاى آن بايد با آب خالص غسلش بدهند.
(م 560)اگر سدر و كافور يا يكى از اينها پيدا نشود، يا استعمال آن جايز نباشد مثل آنكه غصبى باشد، بايد بجاى هركدام كه ممكن نيست، ميت را با آب خالص غسل بدهند.