بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 5

بياد مرگ بودن‌

پيش از آنكه لحظات آخر عمر فرا رسد و دوران عمر سپرى گردد و انسان سراسيمه و بدون تهيّه زاد و توشه آنجهان، ناگهان عازم رفتن از اين جهان شود. سزاوار است كه مؤمن از خواب غفلت بيدار گشته و با انجام وظيفه، خود را جهت رفتن بسراى ابدى آماده سازد.

زيرا هنگام رفتن، انسان از دو حال خارج نيست يا دست راستى است و يا دست چپى كه اگر دست راستى محسوب شود خوش‌عاقبت و اگر دست چپى شد زيانكار خواهد بود ازاينرو بجا و مناسب است كه درباره مقدمه احتضار كه همانا بياد مرگ بودن است گفتار خود را با احاديث معصومين آغاز كنيم.

مؤمن زرنگ كدام است؟

1- از پيامبر اكرم (ص) سئوال شد كه مؤمن زرنگ كدام است؟

فرمودند: كسيكه از همه بيشتر بفكر مردن باشد و بيش از همه خود را جهت مرگ آماده سازد[1]

[1]. سئل رسول اللّه( ص) أيّ المؤمنين اكيس؟ قال: أكثرهم ذكرا للموت و أشدّهم استعدادا له.( بحار.-- جلد 6 طبع جديد ص 126)


صفحه 6

2- شخصى از امير المؤمنين (ع) پرسيد مهيّا بودن از براى مرگ چگونه است؟

فرمود: به ادا كردن واجبات و اجتناب كردن از امور حرام و متصف شدن بر صفات نيك است، كه اگر چنين شد ديگر مهم نيست كه انسان بسراغ مرگ برود يا آنكه مرگ بسراغ انسان بيايد.

و اللّه لا يبالي ابن أبي طالب أوقع على الموت أم وقع الموت عليه‌[1].

3- محمود بن لبيد از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود: دو چيز است كه فرزندان آدم از آن ناخوش دارند:

1- مرگ، در صورتيكه مرگ راحتى مؤمن است از فتنه.

2- كمى مال و حال آنكه در كمى مال كمى حساب نيز هست‌[2].

4- پيامبر اكرم (ص) فرمود: پيوسته بياد خراب‌كننده لذّات باشيد.

شخصى عرض كرد اى رسول خدا خراب‌كننده لذّات چيست؟

حضرت فرمود: مرگ است، زيرا اگر بنده‌اى كه در اوج خوشى و نعمت است بياد مرگ بيفتد دنيا در نظرش تنگ (و تاريك) مى‌شود. و اگر در نهايت سختى و مشقت باشد با ياد مرگ دنيا براى او وسيع (و از زندگى راضى) مى‌شود.

پس مرگ اوّل منزل آخرت و آخرين منزل دنيا است و خوشا حال كسى كه در اولين منزل مورد احترام و استقبال و در آخرين منزل مورد مشايعت (و رضايتمندى خلق و خالق) قرار گيرد.

[1]. قيل لامير المؤمنين( ع): ما الاستعداد للموت؟ فقال: أداء ألفرائض و اجتناب المحارم و الاشتمال على المكارم، ثمّ لا يبالي أوقع على الموت او وقع الموت عليه.( بحار جلد 6 طبع جديد ص 138)

[2]. عن محمود بن لبيد أنّ رسول اللّه( ص) قال: شيئان يكرههما ابن آدم: يكره الموت و الموت راحة للمؤمن من الفتنة، و يكره قلّة المال و قلّة المال أقلّ للحساب.( بحار جلد 6 طبع جديد ص 128)


صفحه 7

نزديكترين چيزها به انسان مرگ است در صورتيكه انسان او را خيلى دور ميشمارد، پس (با وجود نزديك بودن مرگ) چه چيز باعث جرأت انسان گشته كه با گناه كردن بر ضرر خود اقدام ميكند.

در مرگ نيز نجات مخلصين و هلاكت مجرمين نهفته است ازاينرو كسى كه مشتاق نجات از اين جهان است مشتاق مرگ و كسى كه از هلاكت نگران است از مرگ كراهت دارد[1].

5- مردى به ابا ذر رحمة اللّه عليه گفت: چرا ما از مرگ خوشمان نمى‌آيد؟

ابا ذر در جواب فرمود: چون شما دنياى خود را آباد و آخرت خود را ويران كرده‌ايد، ازاينرو كراهت داريد كه از منزل آباد دنيا بسوى منزل ويران خود در آخرت منتقل شوديد.

باو گفته شد: چگونه است رفتن ما بسوى خدا فرمود: امّا نيكوكاران پس بمنزله مسافرى هستند كه از سفر برميگردد بسوى خانواده‌اش و بدكاران همانند غلامى هستند كه فرار كرده بسوى آقاى خود مراجعت ميكند.

(يعنى همانگونه كه مسافر از سفر شادمان برگشته مورد استقبال خانواده قرار ميگيرد نيكوكار نيز مورد استقبال فرشتگان و حوران بهشتى قرار ميگيرد و بدكار هم مانند غلامى كه فرار كرده در هنگام مراجعت ترسان و لرزان است، با ورود بدادگاه الهى از پرونده زشت خود هراسان خواهد بود).

[1]. قال النّبي( ص): اذكروا هادم اللّذّات، فقيل: و ما هو يا رسول اللّه؟ فقال: الموت؛ فما ذكره عبد على الحقيقة في سعة إلّا ضاقت عليه الدنيا، و لا في شدة الّا اتّسعت عليه.

و الموت اوّل منزل من منازل الآخرة، و آخر منزل من منازل الدنيا، فطوبى لمن أكرم عند النّزول بأوّلها، و طوبى لمن احسن مشايعته في آخرها، و الموت أقرب الأشياء من بني آدم و هو يعدّه أبعد، فما أجرأ الإنسان على نفسه و ما أضعفه من خلق! و في الموت نجات المخلصين و هلاك المجرمين، و لذلك اشتاق من اشتاق إلى الموت و كره من كره.( بحار ص 133 جلد 6 طبع جديد)


صفحه 8

سئوال شد پس چگونه خواهد بود حال ما در پيشگاه خداوند؟

فرمود: كردار خويش را بر قرآن عرضه نمائيد آنجا كه ميفرمايد:

بدرستيكه نيكان در ناز و نعمت بهشت هستند و بدكاران در جهنم سوزان بسر ميبرند.

سائل پرسيد در آن هنگام رحمت خدا كجاست؟

فرمود: بدرستيكه رحمت خدا به نيكوكاران نزديك خواهد شد[1].

6- امام باقر (ع) از پيامبر اكرم (ص) روايت ميكند كه فرمود:

مردم (در هنگام مردن) دو دسته هستند.

يكى با مردن راحت ميشود و ديگرى با مردنش ديگران راحت ميشوند.

و امّا آنكه راحت ميشود مؤمن است كه با مردنش از دنيا و بلاهاى آن آسوده مى‌شود.

و امّا آنكه ديگران از مردنش راحت مى‌شوند كافر است، كه با مردنش درخت و جنبندگان و عده زيادى از مردم از مرگ وى راحت مى‌شوند[2].

7- امام صادق (ع) از پيامبر اكرم (ص) روايت ميكند كه فرمود: مرگ كفّاره گناهان مؤمن است‌[3].

[1]. و قال رجل لأبي ذرّ رحمة اللّه: ما لنا نكره الموت؟ قال: لأنّكم عمرتم الدنيا و خربتم الآخرة فتكرهون أن تنتقلوا من عمران إلى خراب، قيل له: فكيف ترى قدومنا على اللّه؟ قال: أما المحسن فكالغائب يقدم على أهله، و امّا المسيئ فكالآبق يقدم على مولاه؛ قيل: فكيف ترى حالنا عند اللّه؟ قال: أعرضوا أعمالكم على كتاب اللّه تبارك و تعالى:« إنّ الأبرار لفي نعيم و إنّ الفجّار لفي جحيم»قال الرجل فأين رحمة اللّه؟ قال: أنّ رحمت اللّه قريب من المحسنين.( بحار جلد 6 طبع جديد ص 137)

[2]. عن ابي جعفر( ع) قال: رسول اللّه( ص): النّاس اثنان: واحد أراح و آخر استراح، فأمّا الذي استراح فالمؤمن إذا مات استراح من الدنيا و بلائها، و أمّا الّذي اراح فالكافر إذا مات أراح الشجر و الدوابّ و كثيرا من الناس.( بحار ص 151 جلد 6 طبع جديد)

[3]. عن أبي عبد اللّه( ع) قال: قال رسول اللّه( ص): الموت كفّارة لذنوب المؤمنين.( بحار ص 151 جلد-- 6 طبع جديد)


صفحه 9

8- امام رضا (ع) از پدارنش نقل ميكند كه فرمودند: هنگامى كه وفات امام مجتبى (ع) فرارسيد آنحضرت بگريه افتاد. خدمتش عرضه داشتند اى فرزند رسول خدا چرا گريه ميكنيد با وجود اينكه شما منسوب به رسول خدا هستيد و درباره شما رسول خدا چيزهائى فرموده (كه حاكى از عظمت و بزرگى شماست) و علاوه بر آن شما بيست بار پياده حج كرده‌ايد و مال خود را در راه خدا سه بار قسمت كرده‌ايد حتى كفشها را؟

حضرت فرمود: من بدو جهت گريه ميكنم:

يكى از فراق دوستان و ديگر بر اثر هول و وحشت مرگ و ما بعد آن‌[1].

حقيقت توبه‌

توبه كردن از گناه دومين مقدمه احتضار است، كه اگر كسى بعد از ارتكاب گناه موفق به توبه گرديد همانند آنست كه اصلا گناه نكرده.

چنانكه در حديثى از پيامبر اكرم (ص) روايت شده كه فرمود: توبه كننده از گناه همانند آنست كه اصلا گناه نكرده‌[2].

ليكن همين توبه با اين وسعتى كه دارد داراى شرائطى است كه دانستن آن خالى از لطف نيست.

[1]. عن الرضا( ع) عن آبائه( ع) قال لمّا حضرت الحسن بن علي( ع) الوفات بكى، فقيل: يابن رسول اللّه أتبكي و مكانك من رسول اللّه( ص) مكانك الّذي أنت به، و قد قال فيك رسول اللّه( ص) ما قال، و قد حججت عشرين حجّة ماشيا، و قد قاسمت ربك مالك ثلاث مرّات حتّى النعل و النعل؟ فقال( ع)، انّما أبكى لخصلتين: لهول المطّلع، و فراق الأحبّة.( بحار ص 160 جلد 6 طبع جديد)

[2]. عن الرضا( ع) عن آبائه( ع) قال: قال رسول اللّه( ع) التّائب من الذّنب كمن لا ذنب له.( بحار ص 21 جلد 6 طبع جديد)


صفحه 10

1- شخصى در حضور أمير المؤمنين (ع) گفت: استغفر اللّه- حضرت فرمود: مادرت بعزايت بنشيند آيا معنى و مفهوم استغفار را ميدانى؟ بدرستيكه استغفار از درجات عليين و مراتب بلند (پروردگار) است و آن اسمى است كه داراى شش معنا است:

1- پشيمانى بر گناه و آنچه گذشته است.

2- تصميم بر ادامه گناه و بازگشت بسوى آن نداشته باشى.

3- اينكه حق مردم اگر بگردنت هست آنرا ادا نمائى.

4- آنكه هر واجبى را كه ادا نكرده ادا نمائى (مثلا اگر نماز نخوانده بخوانى و هر قدر نميتوانى وصيت كنى تا اينكه برايت قضا نمايند و اگر حج نكرده‌اى وصيت كنى بعد از تو برايت انجام دهند و چنانچه حقوق مالى از قبيل خمس و زكات بگردنت باشد آنرا ادا و يا با حاكم شرع مصالحه نمائى).

5- گوشتهائيكه از راه حرام در تو بوجود آمده آنرا بوسيله سختى‌ها آب و از نو گوشت و پوست حلال برويانى.

6- بدنت را همچنانكه به لذت گناه بهره‌مند كرده از اين پس به مشقت عبادت بيندازى، كه اگر چنين كردى آنگاه بگو استغفر اللّه‌[1].

[1]. قال( ع) لقائل بحضرته: أستغفر اللّه-: ثكلتك امّك، اتدري ما الاستغفار؟ أنّ الاستغفار درجة العلّيّين و هو اسم واقع عل ستّة معان، أوّلها الندم على ما مضى؛ و الثاني العزم على ترك العود إليه أبدا، و الثالث أن تودّي إلى المخلوقين حقوقهم حتى تلقى اللّه أملس ليس عليك تبعة؛ و الرابع أن تعمد إلى كلّ فريضة عليك ضيّعتها فتؤدي حقّها؛ و الخامس أن تعمد الى اللّحم الّذي نبت على السّحت فتذيبه بالأحزان حتّى يلصق الجلد بالعظم و ينشأ بينهما لحم جديد؛ و السادس أن تذيق الجسم ألم الطاعة كما أذقته حلاوة المعصية، فعند ذلك تقول: استغفر اللّه.( بحار الأنوار ص 37 جلد 6 طبع جديد)


صفحه 11

احكام وصيّت‌

اكنون كه با گوشه‌اى از روايات توبه و ياد مرگ آشنا شديم بجاست كه با يكى ديگر از مسائل قبل از مرگ يعنى وصيت نيز آشنا شده آنگاه وارد بحث احكام اموات شويم. تا اينكه اين مجموعه قابل استفاده همگان قرار گيرد.

يكى از مسائل مهمى كه در اسلام مورد تأكيد زياد قرار گرفته مسئله وصيت است تا جائيكه امام صادق (ع) ميفرمايد: من مات بغير وصية مات ميتة جاهلية. يعنى كسيكه بدون وصيت از دنيا برود مثل اينست كه در جاهليت از دنيا رفته‌[1].

و باز در حديث ديگرى ميفرمايد: سزاوار است كه مسلمان شب هنگام كه ميخوابد وصيت‌نامه‌اش زير سرش باشد[2].

و در حديثى از أبى صبّاح كنانى روايت شده كه ميگويد: از امام صادق (ع) سئوال كردم از حقيقت وصيت. فرمود: اين مسئله از امور مسلّمه و بر

[1]. وسائل جلد 6 ص 352.

[2]. وسائل جلد 6 ص 352.


صفحه 12

حقى است كه بر هر مسلمانى لازم است‌[1].

وصيت صحيح در اسلام‌

با وجود اين همه تأكيد در امر وصيت باز هم بايد وصيت صحيح را زير نظر ائمه معصومين (ع) انجام دهيم و وصيت صحيح هنگامى تحقق مى‌پذيرد كه حق تمام ورثه رعايت شده و كسى مورد ضرر واقع نشود.

امام صادق (ع) از پدرش امام باقر (ع) روايت ميكند كه: على (ع) فرمود هرگاه كسى در وصيت خود بگونه‌اى عمل كند كه حيف و ميل بوجود نيايد و ضررى متوجه كسى نشود اجر چنين شخصى مانند كسى است كه همه آن اموال مورد وصيت را در زمان حياتش در راه خدا انفاق كرده باشد[2].

و باز در حديث ديگرى ميفرمايد: كسى كه در وصيت خود عدالت را رعايت كند مانند كسى است كه همه آن اموال را در زمان خود در راه خدا انفاق كرده و كسى كه در وصيت خود (نسبت به حقوق بعضى از ورثه) ظلم كند، خداوند را در قيامت بر عليه خود خشمناك ملاقات ميكند[3].

وصيت بر يك سوّم 3/ 1 يا يك پنجم 5/ 1

همينكه انسان از دنيا رفت اختيار اموالش از او سلب مى‌شود و هيچگونه اختيارى به اين مال ندارد مگر اينكه در زمان حياتش جهت خود وصيت كرده باشد و آنچه ميتواند جهت خود اختصاص دهد 3/ 1 مال است چنانكه در حديثى از على بن يقطين روايت شده كه ميگويد: از امام كاظم (ع) سئوال كردم كه انسان چقدر از مالش را ميتواند بعد مرگش سهم‌

[1]. وسائل جلد 6 ص 352.

[2]. وسائل جلد 6 ص 356.

[3]. وسائل جلد 6 ص 359.