بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 54

اجازه بگيرند.

(م 553)ولىّ زن شوهر او است و بعد از او مردهائيكه از ميّت ارث مى‌برند مقدم بر زنهاى ايشانند.

(م 554)اگر كسى بگويد من ولىّ يا وصى ميت هستم يا ولىّ ميّت بمن اجازه داده كه غسل و كفن و دفن او را انجام دهم و احتمال داده شود كه راست ميگويد، انجام كارهاى ميّت با او است مگر آنكه كس ديگر بگويد كه من وصى يا ولى ميت هستم يا از ولى ميت اجازه دارم كه در اين صورت حرف كسى پذيرفته است كه دو نفر عادل بگفته او شهادت دهند.

(م 555)اگر ميت براى غسل و كفن و دفن و نماز خود غير از ولىّ، كسى ديگر را معين كند، احتياط واجب آن است كه ولىّ و آنكس هر دو اجازه بدهند و لازم نيست كسى كه ميّت، او را براى انجام اين كارها معين كرده، اين وصيت را قبول كند، ولىّ اگر قبول كرد، بايد بآن عمل نمايد، و همچنين اگر بعد از موت از وصيت مطلع شد احتياط واجب عمل بوصيت است.

ثواب آنكه جنازه مؤمنى را غسل دهد

عبد اللّه بن سنان ميگويد: امام صادق (ع) فرمود: هركس ميّت مؤمنى را غسل دهد و امانت را رعايت نمايد خداوند او را بيامرزد، عبد اللّه پرسيد چگونه حق امانت را اداء كند؟ فرمود اگر عيبى در پيكر او ديد افشا نكند[1].

[1]. ثواب الاعمال ص 434.


صفحه 55

احكام غسل ميّت‌

(م 556)واجب است ميّت را سه غسل بدهند:

اوّل: بآبى كه با سدر مخلوط باشد.

دوم: بآبى كه با كافور مخلوط باشد.

سوم: با آب خالص.

(م 557)سدر و كافور بايد باندازه‌اى نباشد كه آبرا مضاف كند و باندازه‌اى هم كم نباشد، كه نگوئيد سدر و كافور با آب مخلوط شده است.

(م 558)اگر سدر و كافور باندازه‌اى كه لازم است پيدا نشود بنابر احتياط واجب بايد مقدارى كه بآن دسترسى دارند در آب بريزند.

(م 559)كسيكه براى حج يا عمره احرام بسته است اگر پيش از تمام كردن طواف حج يا عمره بميرد، نبايد او را با آب كافور غسل دهند و بجاى آن بايد با آب خالص غسلش بدهند.

(م 560)اگر سدر و كافور يا يكى از اينها پيدا نشود، يا استعمال آن جايز نباشد مثل آنكه غصبى باشد، بايد بجاى هركدام كه ممكن نيست، ميت را با آب خالص غسل بدهند.


صفحه 56

كسيكه ميت را غسل ميدهد، بايد مسلمان دوازه امامى و بالغ و عاقل باشد و مسائل غسل را هم بداند.

(م 562)كسيكه ميّت را غسل ميدهد بايد قصد قربت داشته باشد يعنى غسل را براى انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد و در اوّل غسل دوّم و سوّم هم، نيت غسل را تجديد نمايد.

(م 563)غسل بچّه مسلمان اگرچه از زنا باشد واجب است و غسل و كفن و دفن كافر و اولاد او، جايز نيست و كسى كه از بچّگى ديوانه بوده و بحال ديوانگى بالغ شده، چنانچه پدر و مادر او يا يكى از آنان مسلمان باشند، بايد او را غسل داد و اگر هيچ كدام آنان مسلمان نباشند، غسل دادن او جايز نيست و اگر بچّه در دار السلام پيدا شود و معلوم نباشد كه پدر و مادر او يا يكى از آنان مسلمان است يا نه محكوم به اسلام است و بايد او را غسل دهند.

(م 564)بچه سقط شده را اگر چهار ماه يا بيشتر دارد يا اگر چهار ماه ندارد و خلقتش تمام باشد بايد غسل بدهند و اگر چهار ماه ندارد و خلقتش تمام نشده، بايد در پاچه‌اى به پيچند و بدون غسل دفن كنند.

(م 565)اگر مرد، زن را و زن، مرد را غسل بدهد باطل است ولى زن ميتواند شوهر خود، و شوهر هم ميتواند، زن خود را غسل دهد، اگرچه احتياط مستحب آن است كه زن، شوهر خود و شوهر، زن خود را غسل ندهد.

(م 566)مرد ميتواند دختر بچه‌اى را كه سن او از سه سال بيشتر نيست غسل دهد زن هم ميتواند پسر بچه‌اى را كه سه سال بيشتر ندارد، غسل دهد.

(م 567)اگر براى غسل دادن ميتى كه مرد است مرد پيدا نشود، زنانى كه با او نسبت دارند و محرمند، مثل مادر و خواهر و عمه و خاله، يا بواسطه شير خوردن با او محرم شده‌اند، ميتوانند با رعايت ستر عورت او را غسل دهند و نيز اگر براى غسل ميت زن، زن ديگرى نباشد، مردهائيكه با


صفحه 57

او نسبت دارند و محرمند، يا بواسطه شير خوردن با او محرم شده‌اند، ميتوانند با رعايت ستر عورت او را غسل دهند.

(م 568)اگر ميت و كسيكه او را غسل ميدهد هر دو مرد يا هر دو زن باشند، بهتر آنست كه غير از عورت، جاهاى ديگر ميت برهنه باشد.

(م 569)نگاه كردن به عورت ميّت حرام است، و كسيكه او را غسل ميدهد اگر نگاه كند معصيت كرده، ولى غسل باطل نمى‌شود.

(م 570)اگر جائى از بدن ميت نجس باشد، بايد پيش از آنكه آنجا را غسل بدهند آب بكشند. و احتياط مستحب آنست كه تمام بدن ميّت، پيش از شروع بغسل پاك باشد.

(م 218)تخته يا سنگى كه روى آن، ميّت را غسل ميدهند و پارچه‌اى كه با آن عورت ميّت را مى‌پوشانند و دست كسيكه او را غسل مى‌دهد، بعد از تمام شدن غسل پاك مى‌شود.

(م 571)غسل ميت مثل غسل جنابت است و احتياط واجب آنست كه تا غسل ترتيبى ممكن است، ميت را غسل ارتماسى ندهند و در غسل ترتيبى هم فروبردن هر يك از سه قسمت بدن ميّت در آب كثير بى‌اشكال است.

(م 572)كسى را كه در حال حيض يا در حال جنابت مرده، لازم نيست غسل حيض يا غسل جنابت بدهند، بلكه همان غسل ميت براى او كافيست.

(م 573)مزد گرفتن براى غسل دادن ميت حرام است و اگر كسى براى گرفتن مزد، ميت را غسل دهد، آن غسل باطل است ولى مزد گرفتن براى كارهاى مقدماتى غسل حرام نيست.

(م 574)اگر آب پيدا نشود، يا استعمال آن مانعى داشته باشد،


صفحه 58

بايد عوض هر غسل، ميت را يك تيمم بدهند و احتياط واجب آن است كه يك تيمم ديگر هم عوض هر سه غسل بدهند و اگر كسى كه تيمم ميدهد، در تيمم سوم قصد ما فى الذمه نمايد يعنى نيت كند كه اين تيمم را براى آنكه بتكليف عمل شده باشد، انجام ميدهم، تيمم چهارم لازم نيست.

(م 575)كسيكه ميت را تيمم ميدهد، بايد دست خود را بزمين بزند و بصورت و پشت دستهاى ميت بكشد و اگر ممكن باشد، احتياط لازم آنست كه با دست ميت هم او را تيم بدهد.[1]

س-ميّت را غسل ميدهند در آنحال اگر بول از او خارج شود يا خون حيض و مانند آن كه قطع شدنش مدّتى طول مى‌كشد آيا جائز است كه او را غسل بدهند و فورا كفن و دفن كنند يا نه؟

ج-صبر كنند تا خون يا بول، قطع شود مگر آنكه معرض فساد بدن باشد.

س-هرگاه ميّت، مجروح باشد بطوريكه حتّى آنى هم خون از آن قطع نمى‌شود آيا مى‌شود مقدارى پلاستيك روى زخم گذارد و با چسپ محكم كرد و غسل داد و كفن نمود؟

ج-در فرض مسئله اگر بصبر كردن، خون قطع مى‌شود صبر كنند و اگر قطع نميشود موضع خون را بعلاج مسدود نموده و غسل بدهند ليكن اگر مقدارى از بدن شسته نشود، نظير غسل جبيره، احتياطا تيمم هم ضميمه نمايند.

س-شخصى با ماشين، تصادف كرده و سر او از بين رفته و تمام بدنش خورد است و او را ميان كيسه گذاشته‌اند بايد او را غسل داد يا تيمم؟

[1]. توضيح المسائل.


صفحه 59

ج-اگر شستن ممكن است و موجب جدا شدن اعضاء نميشود بشويند و غسل دهند و در صورتيكه شستن، ممكن نباشد چنانچه دستهاى او كه جاى تيمّم است باقى باشد احتياطا تيمّم بدهند و اگر دستها و سر او نيست، تيمّم هم ساقط است بهمان حال، دفن كنند.

س-اگر كسى در بيابانى كه اصلا دسترسى به آبادى ندارد زنى را به بيند كه مرده و بدنش عريان و هوا هم خيلى سرد است و نمى‌تواند از پوشش خودش او را بپوشاند زيرا خودش سرما ميخورد تكليف اين شخص، نسبت بآن زن برهنه، در موضوع غسل و كفن و دفن چيست؟

ج-در فرض مسئله كه محرم، در بين نيست غسل ميّت، ساقط است، اگر متمكّن است او را بدون غسل دفن كند و اگر متمكن نيست تكليف ندارد، بلى در صورت تمكّن، واجب است برود به آبادى و اسباب غسل و كفن و دفن او را فراهم آورد و الّا تكليفى ندارد.

س-شخصى در زير ماشين مانده و بكلّى سر و شكم و عورتين او از بين رفته تكليف غسل او را بيان فرمائيد؟

ج-هر عضويكه استخوان در او باشد بايد آنرا غسل دهند و در پارچه‌اى به پيچند و دفن نمايند و اگر سينه باشد كه قلب در آن باشد يا خود قلب علاوه بر غسل و كفن نماز هم بر آن بخوانند.

س-شخصى را ماشين زير گرفته بطورى كه سر و صورتش از بين رفته و آثارى از صورتش نيست و اعضاى ديگرش سالم است بفرمائيد كه آن ميّت را بايد غسل داد، يا تيمّم، و اگر تيمّم لازم است چون قسمت صورتش از بين رفته به چه نحو بايد تيمّم دارد؟

ج-اگر به غسل دادن، اجزاء ميّت از هم جدا نشود، غسل دهند و اگر به غسل دادن اجزاء از هم جدا ميشوند تيمّم بدهند و با نبودن پيشانى، مسح آن ساقط است.


صفحه 60

س-چند نفر كارگر از مسلمان و ارمنى و يهودى و بهائى در كارخانه‌اى كار ميكردند، كارخانه آتش گرفته و كارگران هم همگى سوختند و بدنهايشان مخلوط شده راجع به غسل و دفن آنها چه تكليفى داريم؟

ج-براى اينكه يقين حاصل شود كه نسبت به مسلمانها بتكليف شرعى عمل شده بايد اگر امكان دارد همه را غسل دهند و كفن كنند، و جدا جدا باحتمال اينكه شايد مسلمان باشد نماز بخوانند و همه را مطابق دستور اسلام، دفن نمايند.

س-اگر مرده‌اى را بيابند كه ندانند مسلمان است يا كافر آيا بايد او را غسل و كفن نموده بر او نماز خواند يا نه؟

ج-اگر در بلاد مسلمين باشد حكم ميّت مسلمان را دارد.

س-ميّتى را كه براى كالبدشكافى ميبرند پس از دوختن پوست، مقدارى از بشره، مخفى ميماند، آيا غسل او با اينكه آب بتمام پوست نميرسد چه صورت دارد؟

ج-بهمان نحو كه هست او را غسل دهند و احتياطا تيمّم هم بدهند ولى شكافتن بدن ميّت مسلمان، حرام است.[1]

س-اشخاصى كه در جبهه بدرجه رفيعه شهادت ميرسند بعضى در حين تبادل آتش شهيد مى‌شوند و بعضى در جبهه مجروح و در سنگر جان مى‌سپارند و بعضى در بيمارستان، كدام يك از شهدا را بايد غسل ميت داد و كدام ندارد و ضمنا مسّ بدن كدام يك از آنان موجب غسل مسّ ميّت مى‌شود؟

ج-كسى كه در موقع برقرارى جنگ در معركه جان ميدهد احكام‌

[1]. مجمع المسائل آيت اللّه العظمى گلپايگانى احكام اموات جلد اوّل.


صفحه 61

شهيد بر او جارى ميشود و مسّ او غسل ندارد و كسى كه در خارج معركه جان مى‌سپارد احكام شهيد بر او جارى نمى‌شود و احتياج به غسل و كفن دارد و مسّ بدن او نيز قبل از غسل موجب غسل است، و اللّه العالم.

س-شهيدى كه در جبهه شهيد شده و سر در بدن ندارد آيا نسبت به غسل دادن آن واجب است و شستشو نياز دارد يا خير؟

ج-چنانچه شهيد در ميدان نبرد جان بدهد احتياج به غسل و كفن ندارد و اللّه العالم.

س-جنازه شهيدى كه در جبهه مانده و بعد از مدّتى پيدا ميكنند و ميآورند و در موقع شستن پوستهاى بدن او كنده مى‌شود آيا اين جنازه قابل شستشو و غسل دادن هست يا خير؟

ج-در فرض مسئله تيمم بدهند و اللّه العالم.

س لاى ناخن را تميز كردن بوسيله چيزى واجب و يا گرفتن آن با ناخن‌گير جايز است يا خير؟

ج-اگر چركى كه مانع از رسيدن آب به بشره باشد واجب است برطرف كنند ولى گرفتن ناخن حرام و اگر خودش جدا شده آنرا در كفن گذاشته دفن كنند.

س-يك نفر در اثر تصادف فوت نموده و محل تيمّمش پانسمان شده كه اگر پانسمان را بردارند خون جارى مى‌شود تيمم صحت دارد يا نه؟

ج-در صورتيكه بعد از برداشتن پانسمان اگر ميّت را مدّت كمى بگذارند خون قطع مى‌شود بايد بعد از تطهير بدنش او را غسل دهند. و اللّه العالم.

س-واجب است ميت را رو بقبله غسل و كفن نمايند و اگر رو بقبله نباشد غسل و كفن باطل است يا نه؟

ج-غسل و كفن صحيح است و اللّه العالم.