هزار گناهش محو مىشود و صد هزارهزار درجه برايش بالا مىرود. و اگر به نمازش شركت كند صد هزارهزار فرشته به تشييع جنازه خودش كرده برايش طلب مغفرت مينمايند. و چنانچه تا دفن ميّت بماند، تمام آن فرشتگان براى او تا روز قيامت طلب آمرزش مىكنند.[1]
شركت امام باقر (ع) در تشييع جنازه
محدث قمى در كتاب منتهى الآمال از زراره نقل ميكند كه روزى امام باقر (ع) براى تشييع جنازه مردى از قريش حاضر شد و من هم در حضور آن بزرگوار بودم و عطاء كه مرجع تقليد مكه بود نيز در ميان آن جمعيت حضور داشت در اين بين ناله و فرياد زنى بلند شد. عطا به آن زن گفت:
خاموش باش و الّا ما باز مىگرديم. آنزن خاموش نشد و عطا مراجعت كرد.
من بحضرت گفتم عطا بازگشت، فرمود: براى چه؟ گفتم: اين زن كه بناى گريه و زارى را نهاد، عطا به وى گفت: فرياد و بيقرارى مكن و الا ما برميگرديم اما آن زن از گريه و زارى خوددارى نكرد لذا عطا مراجعت نمود.
حضرت فرمود: بيا تا تشييع جنازه كنيم، اگر ما بوسيله باطل (كه فرياد زدن آن زن باشد) برگرديم حق را (كه تشييع جنازه آن مرد مسلمان باشد) اداء نكردهايم زراره ميگويد: موقعى كه از نماز ميت فراغت يافتيم وارث آن ميّت بحضرت باقر (ع) گفت: خدا شما را رحمت كند برگرديد كه اجر زيادى برديد، زيرا شما نمىتوانيد پيادهروى كنيد ولى امام باقر (ع) اين پيشنهاد را نپذيرفت من به آن بزگوار عرض كردم: اين مرد كه بشما اجازه مراجعت داد و من هم در نظر دارم كه از شما تقاضاى مراجعت نمايم
[1]. وسائل جلد 1 ص 821.
(پس جا دارد كه برگرديم).
امام (ع) در جوابم فرمود: مقصود خود را انجام بده، زيرا ما به اذن اين مرد نيامدهايم تا باجازه او مراجعت نمائيم، بلكه ما اين عمل را بمنظور آن اجرى كه خواهان آنيم انجام ميدهيم. زيرا انسان بهمان مقدارى كه تشييع جنازه كند مأجور خواهد بود.
باز هم عمل امام (ع)
ابن شهرآشوب از موسى بن سيار روايت ميكند كه گفت: من و حضرت على بن موسى الرضا (ع) موقعى كه بديوارهاى طوس نزديك شديم من صداى شيون و فغانى شنيدم، وقتى بدنبال آن صدا رفتيم ناگاه با جنازهاى مواجه شديم، در اين اثناء ديدم مولاى من حضرت على بن موسى الرضا (ع) پا از ركاب تهى كرد و از اسب پياده شده نزد آن جنازه رفت و آنرا بلند كرد، آن بزگوار بنحوى خود را به آن جنازه چسبانده بود كه برّه نوزاد، خود را به مادر مىچسباند. پس از اين جريان آنحضرت متوجه من شد و فرمود: اى موسى كسيكه جنازهاى از دوستان ما را تشييع نمايد، بگونهاى از گناه خارج مىشود كه گويا تازه از مادر متولد شده باشد.
همينكه آن جنازه را نزديك قبر بر روى زمين نهادند ديدم حضرت رضا (ع) متوجه آن ميّت شد و مردم را كنار كرد تا خويش را بجنازه رسانيد و دست مبارك خود را بر سينه آن ميّت نهاد و به او فرمود: اى فلان بن فلان! مژده باد تو را به بهشت، بعد از اين ساعت وحشت و ترس از براى تو نخواهد بود.
من بحضرت گفتم: آيا شما اين ميّت را مىشناسيد در صورتيكه تاكنون به اين سرزمين نيامدهايد؟!
فرمود: اى موسى! آيا نميدانى كه اعمال شيعيان ما هر صبح و شام
بر ما عرضه خواهد شد؟! چنانچه تقصير و گناهى از ايشان بنظر ما برسد از خداى رئوف ميخواهيم كه او را عفو فرمايد و اگر عمل خوبى از او بنظر ما برسد از خداى سبحان تقاضا ميكنيم كه اجر و پاداش باو عطا فرمايد![1].
اين بود پارهاى از روايات در اهميت تشييع جنازه.
[1]. ستارگان درخشان جلد 7 صفحه 27.
احكام دفن
(م 620)واجب است ميت را بطورى در زمين دفن كنند، كه بوى او بيرون نيايد و درّندگان هم نتوانند بدنش را بيرون آورند و اگر ترس آن باشد كه جانور بدن او را بيرون آورد، بايد قبر را با آجر و مانند آن محكم كنند.
(م 621)اگر دفن ميّت در زمين ممكن نباشد، ميتوانند بجاى دفن، او را در بنا يا تابوت بگذارند.
(م 622)ميّت را بايد در قبر بپهلوى راست بطورى بخوابانند كه جلو بدن او رو بقبله باشد.
(م 623)اگر كسى در كشتى بميرد، چنانچه جسد او فاسد نميشود و بودن او در كشتى مانعى ندارد، بايد صبر كنند، تا بخشكى برسند و او را در زمين دفن كنند وگرنه، بايد در كشتى غسلش بدهند و حنوط و كفن كنند و پس از خواندن نماز ميت چيز سنگينى بپايش ببندند و بدريا بيندازند، يا او را در خمره بگذارند و درش را ببندند و بدريا بيندازند، و اگر
ممكن است بايد او را در جائى بيندازند كه فورا طعمه حيوانات نشود.
(م 624)اگر بترسند كه دشمن قبر ميت را بشكافند و بدن او را بيرون آورد و گوش يا بينى يا اعضاى ديگر او را ببرد، چنانچه ممكن باشد بايد بطوريكه در مسئله پيش گفته شد او را بدريا بيندازند.
(م 625)مخارج انداختن در دريا و مخارج محكم كردن قبر ميت را در صورتى كه لازم باشد، بايد از اصل مال ميت بردارند.
(م 626)اگر زن كافره بميرد و بچه در شكم او مرده باشد، يا هنوز روح ببدن او داخل نشده باشد، چنانچه پدر بچه مسلمان باشد، بايد زن را در قبر به پهلوى چپ پشت بقبله بخوابانند كه روى بچه بطرف قبله باشد.
(م 627)دفن مسلمان، در قبرستان كفار و دفن كافر، در قبرستان مسلمانان جايز نيست.
(م 628)دفن مسلمان در جائى كه بىاحترامى باو باشد، مانند جائى كه خاكروبه و كثافت ميريزند جايز نيست.
(م 629)دفن ميت در جاى غصبى و در زمينى كه مثل مسجد براى غير دفن كردن وقف شده جايز نيست.
(م 630)دفن ميّت در قبر مرده ديگر جايز نيست، مگر آنكه قبر كهنه شده و ميت اولى از بين رفته باشد.
(م 631)چيزى كه از ميّت جدا ميشود، اگرچه مو و ناخن و دندانش باشد بايد با او دفن شود و دفن ناخن و دندانى كه در حال زندگى از انسان جدا مىشود مستحب است.
(م 632)اگر كسى در چاه بميرد و بيرون آوردنش ممكن نباشد، بايد در چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند.
(م 633)اگر بچه در رحم مادر بميرد و ماندنش در رحم براى مادر خطر داشته باشد، بايد بآسانترين راه او را بيرون آورند و چنانچه ناچار شوند كه او را قطعهقطعه كنند اشكال ندارد، ولى بايد بوسيله شوهرش اگر اهل فنّ است يا زنيكه اهل فن باشد، او را بيرون بياورند و اگر ممكن نيست، مرد محرمى كه اهل فن باشد و اگر آنهم ممكن نشود، مرد نامحرمى كه اهل فن باشد بچه را بيرون بياورد و در صورتيكه آنهم پيدا نشود كسيكه اهل فن نباشد ميتواند بچه را بيرون آورد.
(م 634)هرگاه مادر بميرد و بچّه در شكمش زنده باشد، اگرچه اميد زنده ماندن طفل را نداشته باشد بايد بوسيله كسانيكه در مسئله پيش گفته شد پهلوى چپ او را بشكافند و بچّه را بيرون آورند و دوباره بدوزند مگر اينكه تشخيص داده شود كه بچّه از طرف ديگر سالم بيرون ميايد و از طرف چپ سالم بيرون نمىآيد.
س-دائى ميتواند زن خواهرزاده خود را در لحد بخواباند يا نه؟
ج-در لحد خواباندن ميّت، شرطش محرّميت نيست لكن از لمس و نظر خوددارى نمايد.
س-مادرم در سال 1330 فوت نموده اكنون كه مدّت 37 سال از فوت آن مرحوم ميگذرد و بنده هم معلوم نيست كه چند وقت ديگر حيات داشته باشم يا نه آيا ميتوانم از قبر مادرم استفاده نمايم و بر فرض جواز ميتوانم قبر را در حال حاضر دو طبقه نموده و با برادرم از آن استفاده نمائيم؟
ج-نبش قبر مسلمان جائز نيست مگر اينكه استخوانهاى آنها در اثر مرور زمان مانند خاكستر پودر شده باشد و اين امر بحسب اماكن از نظر زمان مختلف است و با فرض جواز نبش، دو طبقه كردن قبر اشكال ندارد.
و اللّه العالم.
س-آيا دفن اموات در سردابهها، درب سردابه بايد رعايت جهت قبل شود و يا در تدفين ميّت رو به قبله بودن لازم است؟
ج-دفن اموات واجب است چه در قبر متعارف و چه در سرداب و در دفن بايد روبروى بدن و صورت ميّت رو به قبله باشد و اللّه العالم.[1]
مستحبات دفن
(م 635)مستحب است قبر را باندزه قد انسان متوسط گود كنند و ميت را در نزديكترين قبرستان دفن نمايند، مگر آنكه قبرستان دورتر از جهتى بهتر باشد، مثل آنكه مردمان خوب در آنجا دفن شده باشند يا مردم براى فاتحه اهل قبور بيشتر بآنجا بروند و نيز مستحب است جنازه را در چند ذرعى قبر، زمين بگذارند و تا سه مرتبه كمكم نزديك ببرند و در هر مرتبه زمين بگذارند و بردارند و در نوبت چهارم وارد قبر كنند و اگر ميت مرد است در دفعه سوم طورى زمين بگذارند كه سر او طرف قبر باشد و در دفعه چهارم از طرف سر وارد قبر نمايند و اگر زن است در دفعه سوم طرف قبله قبر بگذارند و بپنها وارد قبر نمايند و در موقع وارد كردن، پارچهاى روى قبر بگيرند. و نيز مستحب است جنازه را بآرامى از تابوت بگيرند. و وارد قبر كنند و دعاهائيكه دستور داده شده، پيش از دفن و موقع دفن بخوانند و بعد از آنكه ميت را در لحد گذاشتند، گرههاى كفن را باز كنند و صورت ميت را روى خاك بگذارند و بالشتى از خاك زير سر او بسازند و پشت ميّت
[1]. مجمع المسائل جلد اوّل
خشت خام يا كلوخى بگذارند كه ميت بپشت برنگردد و پيش از آنكه لحد را بپوشانند، دست راست را بشانه راست ميت بزنند و دست چپ را بقوت بر شانه چپ ميت بگذارند و دهان را نزديگ گوش او ببرند و بشدت حركتش دهند و سه مرتبه بگويند:
(اگر مرد است) اسمع افهم يا فلان بن فلان و بجاى فلان بن فلان اسم ميت و پدرش را بگويند:
(و اگر ميت زن هست بگويند) اسمعي افهمي يا (بعد اسم زن و پدرش را بگويند) و بجاى ابن بنت بگويند و سپس اين چنين ادامه دهند:
«هل انت على العهد الّذي فارقتنا عليه من شهادة ان لا اله الّا اللّه وحده لا شريك له و أنّ محمّدا (ص) عبده و رسوله و سيّد النّبيّن و خاتم المرسلين و أنّ عليّا أمير المؤمنين و سيّد الوصيّين و امام افترض اللّه طاعته على العالمين، و أن الحسن و الحسين و علىّ بن الحسين و محمّد بن عليّ و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و عليّ بن موسى و محمّد بن عليّ و عليّ بن محمّد و الحسن بن عليّ و القائم الحجّة المهدي صلوات اللّه عليهم ائمة المؤمنين و حججّ اللّه على الخلق اجمعين و ائمتك ائمّة هدى ابرار يا (اسم ميت و پدرش برده شود).
و بعد بگويد: «اذا اتاك الملكان المقرّبان رسولين من عند اللّه تبارك و تعالى و سئلاك عن ربّك و عن نبيّك و عن دينك و عن كتابك و عن قبلتك و عن ائمّتك فلا تخف ولا تحزن و قل في جوابهما (و اگر زن باشد گفته شود: و لا تخافي و لا تحزني و قولي في جوابهما)
اللّه ربّي و محمّد (ص) نبيّي و الاسلام ديني و القرآن كتابي و الكعبة قبلتي و امير المؤمنين عليّ بن ابي طالب امامي و الحسن بن عليّ المجتبى امامي و الحسين بن عليّ الشّهيد بكربلا امامه و عليّ زين العابدين امامي و محمّد الباقر امامي و جعفر الصّادق امامي و موسى الكاظم امامي و عليّ الرّضا امامي و محمّد الجواد امامي و عليّ الهادي امامي و الحسن العسكري امامي و الحجّة المنتطر