ج-نبش قبر مسلمان جائز نيست مگر اينكه استخوانهاى آنها در اثر مرور زمان مانند خاكستر پودر شده باشد و اين امر بحسب اماكن از نظر زمان مختلف است و با فرض جواز نبش، دو طبقه كردن قبر اشكال ندارد.
و اللّه العالم.
س-آيا دفن اموات در سردابهها، درب سردابه بايد رعايت جهت قبل شود و يا در تدفين ميّت رو به قبله بودن لازم است؟
ج-دفن اموات واجب است چه در قبر متعارف و چه در سرداب و در دفن بايد روبروى بدن و صورت ميّت رو به قبله باشد و اللّه العالم.[1]
مستحبات دفن
(م 635)مستحب است قبر را باندزه قد انسان متوسط گود كنند و ميت را در نزديكترين قبرستان دفن نمايند، مگر آنكه قبرستان دورتر از جهتى بهتر باشد، مثل آنكه مردمان خوب در آنجا دفن شده باشند يا مردم براى فاتحه اهل قبور بيشتر بآنجا بروند و نيز مستحب است جنازه را در چند ذرعى قبر، زمين بگذارند و تا سه مرتبه كمكم نزديك ببرند و در هر مرتبه زمين بگذارند و بردارند و در نوبت چهارم وارد قبر كنند و اگر ميت مرد است در دفعه سوم طورى زمين بگذارند كه سر او طرف قبر باشد و در دفعه چهارم از طرف سر وارد قبر نمايند و اگر زن است در دفعه سوم طرف قبله قبر بگذارند و بپنها وارد قبر نمايند و در موقع وارد كردن، پارچهاى روى قبر بگيرند. و نيز مستحب است جنازه را بآرامى از تابوت بگيرند. و وارد قبر كنند و دعاهائيكه دستور داده شده، پيش از دفن و موقع دفن بخوانند و بعد از آنكه ميت را در لحد گذاشتند، گرههاى كفن را باز كنند و صورت ميت را روى خاك بگذارند و بالشتى از خاك زير سر او بسازند و پشت ميّت
[1]. مجمع المسائل جلد اوّل
خشت خام يا كلوخى بگذارند كه ميت بپشت برنگردد و پيش از آنكه لحد را بپوشانند، دست راست را بشانه راست ميت بزنند و دست چپ را بقوت بر شانه چپ ميت بگذارند و دهان را نزديگ گوش او ببرند و بشدت حركتش دهند و سه مرتبه بگويند:
(اگر مرد است) اسمع افهم يا فلان بن فلان و بجاى فلان بن فلان اسم ميت و پدرش را بگويند:
(و اگر ميت زن هست بگويند) اسمعي افهمي يا (بعد اسم زن و پدرش را بگويند) و بجاى ابن بنت بگويند و سپس اين چنين ادامه دهند:
«هل انت على العهد الّذي فارقتنا عليه من شهادة ان لا اله الّا اللّه وحده لا شريك له و أنّ محمّدا (ص) عبده و رسوله و سيّد النّبيّن و خاتم المرسلين و أنّ عليّا أمير المؤمنين و سيّد الوصيّين و امام افترض اللّه طاعته على العالمين، و أن الحسن و الحسين و علىّ بن الحسين و محمّد بن عليّ و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و عليّ بن موسى و محمّد بن عليّ و عليّ بن محمّد و الحسن بن عليّ و القائم الحجّة المهدي صلوات اللّه عليهم ائمة المؤمنين و حججّ اللّه على الخلق اجمعين و ائمتك ائمّة هدى ابرار يا (اسم ميت و پدرش برده شود).
و بعد بگويد: «اذا اتاك الملكان المقرّبان رسولين من عند اللّه تبارك و تعالى و سئلاك عن ربّك و عن نبيّك و عن دينك و عن كتابك و عن قبلتك و عن ائمّتك فلا تخف ولا تحزن و قل في جوابهما (و اگر زن باشد گفته شود: و لا تخافي و لا تحزني و قولي في جوابهما)
اللّه ربّي و محمّد (ص) نبيّي و الاسلام ديني و القرآن كتابي و الكعبة قبلتي و امير المؤمنين عليّ بن ابي طالب امامي و الحسن بن عليّ المجتبى امامي و الحسين بن عليّ الشّهيد بكربلا امامه و عليّ زين العابدين امامي و محمّد الباقر امامي و جعفر الصّادق امامي و موسى الكاظم امامي و عليّ الرّضا امامي و محمّد الجواد امامي و عليّ الهادي امامي و الحسن العسكري امامي و الحجّة المنتطر
امامي هؤلآء صلوات اللّه عليهم ائمّتي و سادتي و قادتي و شفعائي بهم اتولّى و من اعدائهم اتبرّأ في الدّنيا و الاخرة، ثمّ اعلم يا (اسم ميت و پدرش برده شود) و چنانچه ميت زن باشد بايد گفت ثمّ اعلمي: يا (و اسم ميت و پدرش گفته شود).
و بعد بگويند: «انّ اللّه تبارك و تعالى نعم الرّبّ، و انّ محمّدا (ص) نعم الرّسول، و انّ عليّ بن أبي طالب و اولاده المعصومين الائمّة الاثنى عشر نعم الائمّة و أنّ ما جاء به محمّد (ص) حقّ و انّ الموت حقّ و سئوال منكر و نكير في القبر حقّ و البعث حقّ و النّشور حقّ و الصّراط حقّ و الميزان حقّ و تطائر الكتب حقّ و انّ الجنّة حقّ و النّار حقّ و أنّ السّاعة آتية لا ريب فيها و انّ اللّه يبعث من في القبور.
پس بگويد: «افهمت يا (اسم ميت را بگويد) ثبّتك اللّه بالقول الثابت و هداك اللّه الى صراط مستقيم، عرّف اللّه بينك و بين اوليائك في مستقر من رحمته».
پس بگويد: «اللّهمّ جاف الارض عن جنبيه و اصعد بروحه اليك و لقّه منك برهانا اللّهمّ عفوك عفوك».
(م 636)مستحب است كسيكه ميت را در قبر ميگذارد، با طهارت و سر برهنه و پا برهنه باشد و از طرف پاى ميت از قبر بيرون بيايد و غير از خويشان ميت كسانيكه حاضرند، با پشت دست خاك بر قبر بريزند و بگويند، انا للّه و انا اليه راجعون.
اگر ميت زن است كسيكه با او محرم است او را در قبر بگذارد و اگر محرمى نباشد خويشان او را در قبر بگذارند.
(م 637)مستحب است قبر را مربع يا مربع مستطيل بسازند و باندازه چهار انگشت از زمين بلند كنند و نشانهاى روى آن بگذارند كه
اشتباه نشود و روى قبر آب بپاشند و بعد از پاشيدن آب كسانيكه حاضرند، دستها را بر قبر بگذارند و انگشتها را باز كرده، در خاك فروبرند و هفت مرتبه سوره مباركه انا انزلناه بخوانند و براى ميت طلب آمرزش كنند و اين دعا را بخوانند.
اللّهمّ جاف الارض عن جنبيه و اصعد اليك روحه و لقّه منك رضوانا و اسكن قبره من رحمتك ما تغنيه به عن رحمة من سواك.
(م 638)پس از رفتن كسانيكه تشييع جنازه كردهاند، مسحب است ولى ميت يا كسيكه از طرف ولى اجازه دارد دعاهائى را كه دستور داده شده، به ميّت تلقين كند.
نماز وحشت
(م 645)مستحب است در شب اوّل قبر، دو ركعت نماز وحشت براى ميت بخوانند و دستور آن اينست كه، در ركعت اول بعد از حمد يك مرتبه آية الكرسى و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره انا انزلناه بخوانند و بعد از سلام نماز بگويند: «اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و ابعث ثوابها الى قبر فلان» و بجاى كلمه فلان اسم ميت را بگويد.
(م 646)نماز وحشت را در هر موقع از شب اول قبر ميشود خواند، ولى بهتر است در اوّل شب بعد از نماز مغرب و عشا خوانده شود.[1]
[1]. توضيح المسائل.
احكام نبش قبر
(م 647)اگر بخواهند ميّت را بشهر دورى ببرند يا بجهت ديگر دفن او تأخير بيفتد بايد نماز وحشت را تا شب اوّل قبر او تأخير بيندازند.
نبش قبر
(م 648)نبش قبر مسلمان، يعنى شكافتن قبر او اگرچه طفل يا ديوانه باشد حرام است ولى اگر بدنش از بين رفته و خاك شده باشد اشكال ندارد.
(م 649)نبش قبر امامزادهها و شهداء و علماء و صلحاء اگرچه سالها بر آن گذشته باشد حرام است.
(م 650)شكافتن قبر در هفت مورد حرام نيست بلكه در بعضى از آنها واجب است:
اوّل- آنكه ميت در زمين غصبى دفن شده باشد و مالك زمين راضى نشود كه در آنجا بماند.
دوّم- آنكه كفن يا چيز ديگرى كه با ميت دفن شده غصبى باشد و صاحب آن راضى نشود كه در قبر بماند و همچنين است اگر چيزى از مال خود ميت كه بورثه او رسيده با او دفن شده باشد و ورثه راضى نشوند كه آنچيز در قبر بماند، ولى اگر وصيت كرده باشد كه دعا يا قرآن يا انگشترى را با او دفن كنند، براى بيرون آوردن اينها نمىتوانند قبر را بشكافند مگر آنكه زيادتر بر ثلث باشد و ورثه امضاء نكرده باشند.
سوم- آنكه ميت بىغسل يا بىكفن دفن شده باشد يا بفهمند غسلش باطل بوده، يا بغير دستور شرع كفن شده، يا در قبر او را رو بقبله نگذاشتهاند ولى اگر نبش در اين صورت باعث هتك ميّت و اذيّت مردم شود جايز نيست.
چهارم- آنكه براى ثابت شدن حقى بخواهند بدن ميت را به بينند.
پنجم- آنكه ميت را در جائى كه بىاحترامى باوست مثل قبرستان كفار يا جائى كه كثافت و خاكروبه ميريزند دفن كرده باشند.
ششم- آنكه براى يك مطلب شرعى كه اهميت آن از شكافتن قبر بيشتر است، قبر را بشكافند مثلا بخواهند بچه زنده را از شكم زن حاملهاى كه دفنش كردهاند بيرون آورند.
هفتم- آنكه بترسند درندهاى بدن ميّت را پاره كند، يا سيل او را ببرد، يا دشمن بيرون آورد و هرگاه قسمتى از بدن ميت با او دفن نشده باشد احتياط لازم آنست كه آن قسمت از بدن را طورى در قبر بگذارند كه بدن ميت ديده نشود.
س-شخصى ميت را غسل داد و حنوط را فراموش كرد بعد از دو روز يادش آمد كه ميّت را بدون حنوط دفن كردهاند در اين صورت جائز است جهت حنوط نبش قبر كنند يا نه؟
ج-در فرض مسئله نبش قبر و حنوط، واجب است مگر جائى كه بواسطه تعفّن بدن، نبش، موجب هتك حرمت شود.
س-در غسل ميّت كه ترتيب لازم است اگر از روى اشتباه غسل با آب كافور را بر آب سدر مقدّم داشتند آيا لازم است نبش قبر نموده به ترتيب، غسل بعمل بيايد يا نه؟
ج-در فرض مسئله تا زمانيكه نبش قبر، موجب هتك ميّت نباشد- از جهت بوى بد و يا متفرّق شدن اجزاء بدن ميّت- نبش قبر براى رعايت ترتيب اغسال سهگانه، واجب است.
س-قبرستانى است تقريبا مدّت دو سال است متروك شده و فعلا از طرف شهردارى در قسمتى از آن، مشغول ساختمان هستند و ما بقى آن را چون ارتفاع دارد خاكبردارى مينمايند تا اينكه مسطّح شود. و با اين عمل شهردار، اثر قبور از بين ميرود و احتمال دارد كه چون با وسائل امروزه و ماشين آلات خاكبردارى مينمايند، به لحد برسد در اين صورت جائز است اموات را از آن محلّ بيرون آورده و در جاى ديگر دفن نمايند. يعنى نبش قبر را در اين صورت جائز ميدانيد يا نه؟
ج-نبش قبر جائز نيست، اگر معصيت كردند و نبش شد واجب است ميّت را در محل ديگر دفن كنند و اگر در شرف نبش و هتك واقع شد جائز است قبلا نبش كنند و در محلّ ديگر دفن نمايند و به احتمال هتك، نبش كردن جائز نيست، بايد در شرف هتك باشد تا حمل بمكان ديگر، لازم شود.
س-در صورتيكه اثبات حقى مستلزم نبش قبر بشود اجازه مىفرمائيد كه نبش كنند يا نه؟
ج-بلى از مواردى كه نبش قبر، جائز است موردى است كه اثبات حقّى موقوف به رؤيت جسد ميّت باشد.
س-شخصى وصيّت كرده كه بعد ازمرگش او را در زادگاهش بخاك سپارند ولى بعد از فوتش در همان سال او را در شهرى كه محل كار وى بود (در غربت) به امانت دفن نمودند، كسان متوفى اصرار دارند كه بنابر وصيت وى او را در محل خود دفن نمايند آيا نبش قبر او براى اين جهت جايز است يا خير؟
ج-در صورتيكه ميت به نحو شرعى دفن شده و در مورد وصيت از مشاهد مشرفه نيست نقل آن از بلد دفن شده به جاى ديگر جايز نيست و اللّه العالم.
س-پدرم قريب هشت سال قبل برحمت ايزدى پيوست و مادرم سه سال قبل و ما فرزندان قصد داريم چنانچه شارع مقدس اسلام اجازه فرمايد، جسد والدين خود را نبش كرده و در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه (ع) در قم دفن نمائيم. استدعا داريم دستور فرمائيد چه بايد بكنيم؟
ج-در فرض سئوال اگر نقل جنازه موجب هتك او نباشد از جهت بوى بد يا متفرقه شدن اجزاء بدن ميّت، نبش قبر و نقل آن براى دفن در مشاهد مشرفه و اماكن متبركه مشهد مقدّس و يا قم مانعى ندارد چه متوفى وصيّت كرده باشد چه نكرده باشد. و اللّه العالم.
س-قبرستانهائيكه بيش از 150 سال، 200 سال، 250 سال كمتر و بيشتر از دفن اموات مىگذرد و از اينكه آيا زمين مزار وقف است يا نه اطلاعى در دست نيست با اين وجود اهالى با كمبود زمين مواجه هستند و محل نيز احتياج به پاساژ و صندوق قرض الحسنه هست آيا اجازه ميفرمائيد قبور را تخريب كنند البته صحبت از 150 سال به بالا است يا مجاز نيستند