بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 111

خداوند و به سبب آن چه كه از موهبت كردن و گرامى داشتن ويژه‌ى شما ساخته است، به سوى شما روى مى‌آوريم و از شما مى‌خواهيم كه ما را به حفاظت و امنيّت خداوند بلند مرتبه بسپاريد و از خدا بخواهيد هر نگهدارى و بهره‌مندى‌اى كه به آن نياز داريم، به ما عطا فرمايد و ما را صحيح و تن درست به خاندانمان برگرداند؛ در حالى كه آنان هم تن درست باشند و هم راه سودى كه عايد ما و آن‌ها شده باشد. هم چنين از شما مى‌خواهيم براى زن و فرزند ما بهترين جانشين و بهترين نگاهبان از هر آسيب و ترسى باشيد و به كامل‌ترين شكل در هر مهر و محبّتى يارى كنيد و در همه‌ى روزهاى زندگى با آنان با صفا و وفا باشيد.


صفحه 112

فصل 15: چگونگى هشدار و نويد دادن به افراد خانواده پيش از حركت‌

بسيار مى‌شود كه بعضى يا بسيارى از افراد خانواده به يك ديگر رشك مى‌ورزند يا با هم ستيز مى‌كنند. اين‌ها به هنگام حضور سرپرست خانواده و با اين كه او را مى‌بينند، نياز به اصلاح و حكم رانى دارند تا چه رسد كه از ديد آنان دور گردد و در ميانشان نباشد؛ بنا بر اين لازم است در آخرين ديدار خود به آن كس كه سفارش‌هايش را بپذيرد و در غياب او بر چيزهاى موجب خشنودى او مواظبت كند، نويد دهد كه پس از باز گشت، به او خوبى و احسان خواهد كرد و با وى چنان رفتار خواهد نمود كه شايستگى آن را يافته است و آن‌ها را كه مى‌داند فتنه انگيز و بلند پرواز و حسود و ستيزه جويند، بيم دهد و به آن‌ها گوش زد كند كه اگر در غياب او كارهاى زشتى كنند كه سزاوار باز خواست او گردند، مسلّما كيفر آن‌ها را چند برابر مى‌كند و از آن چه براى دوستان و خواهندگان مى‌آورد به آن‌ها كم خواهد داد و با اين سخنان اسباب پاى دارى ايشان را در طول سفر و در همه‌ى زندگى فراهم سازد.


صفحه 113

بخش دوم در بيان آن چه انسان براى ايمنى از حوادث و آشفتگى‌هاى سفر با خود به هم راه دارد


صفحه 114

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 115

فصل 1: هم راه داشتن عصاى چوب بادام تلخ در سفرها كه سبب ايمنى از خطرهاست‌

چند روايت از ابن بابويه رضوان اللَّه عليه را كه در كتاب «من لا يحضره الفقيه» در باب حمل العصا في السّفر (برداشتن عصا در سفر) نقل كرده است، به سند خود در اين جا مى‌آوريم. امير المؤمنين7فرمود:

«پيامبر خدا6مى‌فرمود: هر كس به مسافرتى برود و عصاى چوب بادام تلخ هم راه داشته باشد و اين آيات را بخواند:وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى‌ رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ‌... تا:وَ اللَّهُ عَلى‌ ما نَقُولُ وَكِيلٌ‌[1]خداى- عزّ و جلّ- او را از هر حيوان درنده و از هر دزد ستيزه‌گر و از گزند جانوران زهر آگين، تا هنگام بازگشت به منزل و خاندان خود، ايمن نگه مى‌دارد و هفتاد و هفت نگهبان وى را هم راهى مى‌كنند و برايش آمرزش مى‌طلبند تا آن گاه كه باز گردد و عصا را به جاى خود گذارد.»[2]

[1]قصص( 28): 23- 29.

[2]فقيه 2: 176؛ روضة المتّقين 4: 203؛ مكارم الأخلاق: 257.


صفحه 116

هم چنين فرمود:

« [عصا برداشتن‌] فقر را مى‌زدايد و [سبب مى‌شود] شيطان به او نزديك نگردد.»[1]نيز مى‌فرمود:

«هر كس مى‌خواهد راهش زود طى گردد- چنان كه گويى زمين برايش در هم نورديده مى‌شود- عصاى چوب بادام تلخ با خود به هم راه برد.»[2]هم چنين غير از احاديث كتاب شيخ صدوق، روايتى به ما رسيده است كه امير المؤمنين7فرمود:

«حضرت آدم7به بيمارى سختى مبتلا گرديد. به سبب آن اندوهگين و وحشت زده شد. حال خود را با جبرئيل7در ميان گذاشت.

جبرئيل به او گفت: قطعه چوبى از درخت بادام تلخ جدا كن و به سينه‌ات بچسبان. حضرت آدم اين كار را انجام داد. [به اين خاطر] خداوند دلهره را از او دور ساخت.»[3]نيز از ائمّه:روايت شده است كه فرمودند: «هر گاه يكى از شما خواست مسافرت نمايد، عصايى از چوب درخت بادام تلخ هم راه خود بردارد و اين حروف را بر ورقى بنويسد:

؟؟؟[4][سپس عصا را سوراخ كند و نوشته را در آن بگذارد.]

[1]فقيه 2: 176؛ ثواب الأعمال: 222.

[2]مكارم الأخلاق: 258.

[3]ثواب الأعمال: 222؛ مصباح الزّائر: 10.

[4]مصباح الزّائر: 10؛ بحار 76: 230؛ با اندكى تغيير.


صفحه 117

فصل 2: تربت شريف حرم مطهّر امام حسين7كه در سفر و حضر انسان را از خطر حفظ مى‌كند

در كتاب مصباح الزّائر آورده‌ايم: هنگامى كه امام صادق7به عراق رفتند، مردم خدمت ايشان شرفياب شدند و گفتند: مولاى ما، دانسته‌ايم كه خاك مرقد مطهّر حضرت امام حسين7موجب شفا از هر بيمارى است؛ آيا وسيله‌ى ايمنى از هر ترسى هم مى‌باشد؟ در پاسخ فرمود:

«آرى، اگر كسى بخواهد از هر بيمى در امان بماند، تسبيحى كه از خاك مرقد امام حسين7ساخته شده است را بردارد و هنگامى كه در بستر آرميد، آن را به دست بگيرد و سه بار دعاى ليلة المبيت‌[1]را بخواند.

سپس آن را بوسيده بر روى چشم بگذارد و بگويد:

اللّهمّ إنّي أسألك بحقّ هذه التّربة و بحقّ صاحبها و بحقّ جدّه و بحقّ أبيه و بحقّ أمّه و بحقّ أخيه و بحقّ ولده الطّاهرين، اجعلها شفاء من كلّ داء و أمانا من كلّ خوف و حفظا من كلّ سوء.

[1]دعاى ليلة المبيت به نقل از بحار الأنوار( 86: 276- 277) چنين است:

ُ« أمسيت اللّهمّ معتصما بذمامك و جوارك المنيع- الّذي لا يطاول و لا يحاول من شرّ كلّ غاشم و طارق من سائر من خلقت و ما خلقت من خلقك الصّامت و النّاطق من كلّ مخوف بلباس سابغة حصينة ولاء أهل بيت نبيّك:محتجبا من كلّ قاصد لي أذيّة بجدار حصين الإخلاص في الاعتراف بحقّهم و التّمسّك بحبلهم موقنا أنّ الحقّ لهم و معهم و فيهم، و بهم أوالي من والوا و أجانب من جانبوا و أعادي من عادوا، فصلّ على محمّد و آله و أعذني اللّهمّ بهم من شرّ كلّ ما أتّقيه يا عظيم. حجزت الأعادي عنّي ببديع السّماوات و الأرض. إنّاجَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ‌.»

اين دعا با اندكى تغيير، در مفاتيح الجنان بعد از زيارت اربعين آمده است.


صفحه 118

(پروردگارا، به حقّ اين تربت و به حقّ صاحب آن و به حقّ جدّ او و پدر و مادر و برادر و فرزندان پاكيزه‌اش از تو مى‌خواهم كه آن را وسيله‌ى درمان از هر درد و ايمنى از هر ترس و سبب نگه‌دارى از هر آفت و بدى قرار دهى.) سپس تسبيح را در گريبان پيراهن بگذارد. اگر اين كار را در بامداد انجام دهد، پيوسته تا شب در امان خدا خواهد بود و اگر شب باشد تا صبح در پناه خداوند خواهد ماند.»[1]نيز در حديث ديگرى فرموده است:

«در هنگام برداشتن تربت بگو:

اللّهمّ هذه طينة قبر الحسين7؛ وليّك و ابن وليّك؛ اتّخذتها حرزا لما أخاف و ما لا أخاف.

پروردگارا، اين تربت آرامگاه حضرت حسين7، ولىّ تو و زاده‌ى ولىّ توست. آن را جهت آسودگى و محفوظ ماندن از هر چه از آن مى‌ترسم و آن چه [به سبب عدم آگاهى‌] از آن نمى‌ترسم، برداشته‌ام.»[2]هم چنين به سند ديگرى چنين روايت شده است:

«اللّهمّ إنّي أخذته من قبر وليّك و ابن وليّك فاجعله لي أمنا و حرزا ممّا أخاف و ممّا لا أخاف.

پروردگارا، اين خاك را از مرقد ولىّ تو و زاده‌ى ولىّ تو برداشته‌ام؛ پس آن را باعث حفظ و ايمنى‌ام از زيان آن چه مى‌ترسم و نمى‌ترسم، قرار ده.» روايت شده است كه هر كس از زمام‌دار يا شخص ديگرى مى‌ترسد؛ اگر از منزل خود بيرون رود و به اين كار مبادرت ورزد، [اين كار] پناه او خواهد بود.[3]

[1]فلاح السّائل: 224.

[2]تهذيب 6: 75.

[3]مصباح الزّائر: 10.