بخش سوم در بيان هم سفران و زاد و توشهاى كه بايد هم راه مسافر باشد
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل 1: نهى از سفر كردن به تنهايى و يافتن رفيقان سفر براى دفع خطرها
برقى در كتاب «محاسن» به سند خود، از امام كاظم7روايت كرده است كه ايشان فرمود:
«پيامبر خدا6سه تن را نفرين كرد يكى از آنها سوارهاى است كه بيابان تهى از آب و گياه را به تنهايى طى كند.»[1]هم چنين به سند خود، از سرى[2]بن خالد و او از امام صادق7نقل كرده است كه فرمود:
«پيامبر خدا6فرمود: آيا نمىخواهيد بدترين مردم را به شما معرّفى كنم؟ عرض كردند: آرى، اى پيامبر خدا. فرمود: آن كه به تنهايى مسافرت كند و بذل و بخشش نداشته باشد و بردهى خود را كتك بزند.»[3]
[1]محاسن: 356.
[2]در« محاسن» و هم چنين در« فقيه»،« سندي» آمده است كه درست به نظر مىرسد؛ رك.
معجم رجال الحديث 8: 314.( ويراستار)
[3]محاسن: 356؛ مكارم الأخلاق: 356؛ فقيه 2: 181.
در كتاب شهاب الأخبار [از پيامبر اكرم6] نقل شده است كه فرمود:
«قبل از سفر، همسفرى را برگزين.»[1]نيز در كتاب مذكور به سند خود گفته است: پيامبر6فرمود:
«نخست همسفر را بياب و بعد آمادهى حركت شو.» شخصى كه قصد مسافرت دارد- به تناسب طول راه و خطرها و ناملايماتى كه در آن هست و نيز وضعيّت خودش، از جهت دشمنان و حسودانى كه دارد، هم چنين ارزش ساير وسايل و كالاهايى كه هم راه مىبرد- به همسفر و دوست نياز دارد. من خود- هر گاه به قصد زيارت سفر مىكردم- به حسب موقعيت آن زمان، براى پشتگرمى، به دنبال همراهان پياده و سواره و ساز و برگ نظامى بودم. يكى از بىخبران به من گفت: توكّل بر خداى بزرگ، بشر را از تهيّه و برداشتن اسلحه و پاس دار بىنياز مىسازد. گفتم: پيشواى توكّلكنندگان، حضرت محمّد6است كه آقاى اوّلين و آخرين است؛ با اين حال، خداوند نسبت به عبادت خاص الهى، يعنى بر پا كردن نماز، به او فرموده: هر گاه شخص تو در ميان سپاهيان باشى و بر ايشان نماز به پاى دارى، بايد گروهى از آنها با تو به نماز ايستند و بايد سلاحهايشان را با خود برگيرند و چون سجده كنند (و نماز بگزارند)، به پشت سر شما بروند و گروهى كه نماز نخواندهاند، به نماز ايستند و بايد آنها وسايل دفاعى و سلاحهايشان را با خود بردارند. كافران انتظار آن دارند كه شما از سلاحها و وسايل خود غافل شويد تا ناگهان و يك باره بر شما هجوم آورند.»[2]. هم چنين خداوند فرموده است: (در مقام مبارزه با آن كافران تا آن اندازه كه مىتوانيد از توان [و تسليحات و آلات جنگى] و اسبان سوارى براى
[1]شهاب الأخبار: 319.
[2]نساء( 4): 103:وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ. وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَ أَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً واحِدَةً.
تهديد و ترساندن دشمنان خدا و دشمنان خودتان فراهم سازيد.)[1]در پاسخ شخصى كه در بارهى پشتگرمى در مسافرتها پرسيده بود، گفتم: اين كار انسان را كمك مىكند كه در هر جاى خطرناك جادّه كه باشد، موفّق شود نمازها را در اوّل وقت بخواند و بر شيطان- كه ما را از پيش آمدهاى روزگار بيمناك مىسازد- چيره شود.
[1]انفال( 8): 61:وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ.
فصل 2: در ذكر وسايلى كه مطابق روايات و نيز آن چه ما خود افزودهايم، خوب است مسافر به هم راه داشته باشد
از برقى روايت مىكنيم كه در كتاب محاسن به سند خود از حمّاد بن عيسى و او از امام صادق7نقل كرده است كه فرمود:
«در وصيّت لقمان به فرزندش چنين آمده است: فرزندم، هنگام مسافرت، شمشير و كفش و عمامه و ريسمان و ظرف آب و نخ و سوزن و درفش خود را هم راه بردار. هم چنين داروهايى كه خود و همراهانت به آنها بهرهمند مىشويد را با خود برگير. رفتارت را با همسفرانت هم آهنگ ساز؛ مگر در نافرمانى خدا» و بعضى افزودهاند: «و كمان تيراندازىات را [نيز با خود بردار.].»[1]نويسندهى كتاب «عوارف المعارف» حديثى را با سند نقل كرده است كه پيامبر اكرم6پنج چيز را در مسافرت با خود بر مىداشتند: آينه، سرمهدان، مدرى[2]، مسواك و شانه. در روايت ديگرى اضافه شده است: و قيچى.[3]برداشتن ابزار و وسايل در سفرها به چگونگى آن مسافرت و كيفيّت حال مسافر و مدّت سفر بستگى دارد؛ چون مسلّما مسافرت در گرماى تابستان مانند مسافرت در سرماى زمستان نيست و مسافرت افراد ناتوان با سفر كردن افراد نيرومند و مسافرت تهى دستان با مسافرت ثروتمندان يكسان نيست و هر انسانى
[1]محاسن: 360.
[2]ميل و شانهى باريكى كه با آن موى سر را صاف مىكنند.
[3]بحار 76: 239.
در مسافرتهايش، بنا بر مصلحت و راحتجويىها[1]و رفاهش حالت ويژهاى دارد. آن چه در برداشتن وسايل و ابزار و گزيدن هم سفران در جادّهها حائز اهمّيّت است، آن است كه مقصود مسافر از حمل اين وسايل، فرمان بردارى از فرمان رواى دقيق و شمارهگر (خداوند) و عمل به آيينها و مقرّرات دينى باشد و نيز نگهدارى نفس براى اطاعت از مولايش كه آن را در دنيا و آخرت از براى او آفريده است.
هشدار مىدهم كه مبادا وقتى اسلحه و سپاه براى مسافر مهيّا شد، چنان به آن دل ببندد كه توكّل بر خدايى را كه دنيا و آخرت در قبضهى قدرت اوست، واگذارد و مشمول اين آيهى شريفه گردد: (و در نبرد حنين- كه فريفتهى زيادى ارتش اسلام شديد- ديديد آن سپاه زياد اصلا به كار شما نيامد و زمين با اين فراخى بر شما تنگ شد تا آن كه به دشمن پشت نموديد)[2]! آدمى نبايد چنان بر وسايل تكيه نمايد و دل بستگى پيدا كند كه آفرينندهى آن و خدايى كه آنها را در اختيار وى قرار داده و آن كه مىتواند او را از بسيارى از اين ابزارها بىنياز گرداند، در دلش جايى نداشته باشد؛ بلكه بايد دل را به خدا پيوند زند و آن چنان به او مشغول گردد كه اصلا به ياد ابزار نيفتد و مصداق اين آيه گردد كه خداوند فرمود:
(و هر كه بر خدا توكّل نمايد، او را كفايت خواهد كرد كه خداوند امرش را به انجام رساند)[3]و در نتيجه خداوند قلبش را نيرومند و همّتش را والا و يارىاش را بر او كامل گرداند.
[1]ترجمهى مسارّ.
[2]توبه( 9): 25:وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ.
[3]طلاق( 65): 4:وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ.
فصل 3: تهيّهى غذا جهت مسافرت و آداب و اذكار آن
به اسنادمان از كتاب محاسن برقى روايت مىكنيم و او به اسنادش از امام صادق از پدرانش، از امير المؤمنين صلوات اللَّه عليهم اجمعين، نقل مىكند كه پيامبر خدا6فرمود:
«از نشانههاى بزرگ منشى و شرافت مرد آن است كه چون به مسافرتى رود، توشهى خوب و حلال بردارد.»[1]هم چنين به سند خود از كتاب ياد شده، از امام صادق7، نقل كرده است كه فرمود:
«وقتى به سفر مىرويد، سفره با خود برداريد و غذاهاى خوب (مناسب) در آن نهيد.»[2]برداشتن سفره و غذا در سفرها به اقتضاى حال مسافران و همسفرانشان و به اندازهى رفاه و تنگ دستى و اين كه سفر اختيارى باشد يا اضطرارى، فرق مىكند؛ بنا بر اين ممكن است مقصود از اين روايت سفر افراد متمكّن باشد كه به ارادهى خود به آن اقدام كردهاند.
برداشتن سفره و غذاى مناسب در هنگام رفتن به زيارت امام حسين7خوب نيست. در اين زمينه رواياتى داريم كه از آن جمله است روايتى كه ما به سند خود از ابن بابويه و از كتاب «من لا يحضره الفقيه» نقل مىكنيم؛ امام صادق7به يكى از اصحابش فرمود:
[1]محاسن: 360.
[2]همان؛ نيز مكارم الأخلاق: 267.