بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 177

لا يتحرّك و أسألك بالعين الّتي لا تنام و بالحياة الّتي لا تموت و بنور وجهك الّذي لا يطفأ و بالاسم الأكبر الأكبر الأكبر و بالاسم الأعظم الأعظم الأعظم الّذي هو محيط بملكوت السّماوات و الأرض و بالاسم الّذي أشرقت به الشّمس و أضاء به القمر و سجّرت به البحار و نصبت به الجبال و بالاسم الّذي قام به العرش و الكرسىّ و باسمك المكتوب على سرادق العرش و باسمك المكتوب على سرادق العظمة و باسمك المكتوب على سرادق البهاء و باسمك المكتوب على سرادق القدرة و باسمك العزيز و بأسمائك المقدّسات المكرّمات المخزونات في علم الغيب عندك و أسألك من خيرك خيرا ممّا أرجو و أعوذ بعزّتك و قدرتك من شرّ ما أخاف و أحذر و ما لا أحذر.

يا صاحب محمّد يوم حنين و يا صاحب عليّ يوم صفّين، أنت يا ربّ مبير الجبّارين و قاصم المتكبّرين. أسألك بحقّ طه و يس و القرآن العظيم و الفرقان الحكيم أن تصلّي علي محمّد و آل محمّد و أن تشدّ عضد صاحب هذا العقد، و أدر أبك في نحر كلّ جبّار عنيد و كلّ شيطان مريد و عدوّ شديد و عدوّ منكر الأخلاق و اجعله ممّن أسلم إليك نفسه و فوّض إليك أمره و ألجأ إليك ظهره.

اللّهمّ بحقّ هذه الأسماء الّتي ذكرتها و قرأتها و أنت أعرف بحقّها منّي و أسألك يا ذا المنّ العظيم و الجود الكريم وليّ الدّعوات المستجابات و الكلمات التّامّات و الأسماء النّافذات و أسألك يا نور النّهار و يا نور اللّيل و يا نور السّماء و الأرض و نور النّور و نورا يضي‌ء به كلّ نور يا عالم الخفيّات كلّها في البرّ و البحر و الأرض و السّماء و الجبال و أسألك يا من لا يفنى و لا يبيد و لا يزول و لا له شي‌ء


صفحه 178

موصوف و لا إليه حدّ منسوب و لا معه إله و لا إله سواه و لا له في ملكه شريك و لا تضاف العزّة إلّا إليه و لم يزل بالعلوم عالما و على العلوم واقفا و للأمور ناظما و بالكينونة عالما و للتّدبير محكما و بالخلق بصيرا و بالأمور خبيرا.

أنت الّذي خشعت لك الأصوات و ضلّت فيك الأحلام و ضاقت دونك الأسباب و ملأ كلّ شي‌ء نورك و وجل كلّ شي‌ء منك و هرب كلّ شي‌ء إليك و توكّل كلّ شي‌ء عليك و أنت الرّفيع في جلالك و أنت البهيّ في جمالك و أنت العظيم في قدرتك و أنت الّذي لا يدركك شي‌ء و أنت العليّ الكبير، مجيب الدّعوات قاضي الحاجات مفرّج الكربات وليّ النّعمات. يا من هو في علوّه دان و في دنوّه عال و في إشراقه منير و في سلطانه قويّ و في ملكه عزيز؛ صلّ على محمّد و آل محمّد و احرس صاحب هذا العقد و هذا الحرز و هذا الكتاب بعينك الّتي لا تنام و اكنفه بركنك الّذي لا يرام و ارحمه بقدرتك عليه فإنّه مرزوقك.

بسم اللَّه الرّحمان الرّحيم بسم اللَّه و باللَّه لا صاحبة له و لا ولد بسم اللَّه قويّ الشّأن عظيم البرهان شديد السّلطان، ما شاء اللَّه كان و ما لم يشأ لم يكن. أشهد أنّ نوحا رسول اللَّه و أنّ إبراهيم خليل اللَّه و أنّ موسى كليم اللَّه و نجيّه و أنّ عيسى بن مريم صلوات اللَّه عليه و عليهم أجمعين كلمته و روحه و أنّ محمّدا6خاتم النّبيّين لا نبيّ بعده و أسألك بحقّ السّاعة الّتي يؤتى فيها بإبليس اللّعين يوم القيامة و يقول اللّعين في تلك السّاعة: و اللَّه ما أنا إلّا مهيّج مردة. اللَّه نور السّماوات و الأرض و هو القاهر و هو الغالب له القدرة السّابغة و هو الحليم الخبير.


صفحه 179

اللّهمّ و أسألك بحقّ هذه الأسماء كلّها و صفاتها و صورها و هي‌[1]:

سبحان الّذي خلق العرش و الكرسيّ و استوى عليه و أسألك أن تصرف عن صاحب كتابي هذا كلّ سوء و محذور فهو عبدك و ابن عبدك و ابن أمتك و عبدك و أنت مولاه. فقه اللّهمّ الأسواء كلّها و اقمع عنه أبصار الظّالمين و ألسنة المعاندين و المريدين به السّوء و الضّرّ و ادفع عنه كلّ محذور و مخوف و أيّ عبد من عبيدك أو أمة من إمائك أو سلطان مارد أو شيطان أو شيطانة أو جنّيّ أو جنّيّة أو غول أو غولة أراد صاحب كتابي هذا بظلم أو ضرّ أو مكر أو كيد أو خديعة أو نكاية أو سعاية أو فساد أو غرق أو اصطدام أو عطب أو مغالبة أو غدر أو قهر أو هتك ستر أو اقتدار أو آفة أو عاهة أو قتل أو حرق أو انتقام أو قطع أو سحر أو مسخ أو

[1]براى ديدن شكل‌هاى ديگر اين نقش، رك. مهج الدّعوات( چاپ آفاق): 98.


صفحه 180

مرض أو سقم أو برص أو بؤس أو فاقة أو سغب أو عطش أو وسوسة أو نقص في دين أو معيشة فاكفه بما شئت و كيف و أنّى شئت‌إِنَّكَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ*و صلّى اللَّه على سيّدنا محمّد و آله الطّاهرين أجمعين و سلّم تسليما كثيرا و لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه العليّ العظيم والْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ*.»

« (به نام خداوند بخشاينده‌ى مهربان؛* ستايش خدايى را سزد كه پروردگار جهانيان است؛* خدايى كه بخشاينده و مهربان است؛* حاكم روز قيامت است؛* پروردگارا، تنها تو را مى‌پرستيم و تنها از تو يارى مى‌جوييم.* ما را به راه راست رهبرى فرما.* راه آنان كه به آن‌ها انعام فرمودى، نه راه كسانى كه بر آنان خشم ورزيدى و نه گمراهان.)[1](آيا نديدى كه خدا رام كرد بر شما آن چه در زمين است و كشتى كه در دريا به مشيّت او در حركت است و نگاه مى‌دارد آسمان را از اين كه بر زمين فرود آيد، مگر به اذن او؟ همانا او به مردم مهربان و رحيم است)[2].

خداوندا، يگانه حكمران و پاداش دهنده‌ى روز جزايى. هر چه بخواهى، انجام مى‌دهى؛ بى‌آنكه كسى بر تو چيره گردد و به هر كه بخواهى، بدون منّت مى‌دهى. كارى را كه اراده كنى، انجام مى‌دهى و به آن چه خود بخواهى، حكم مى‌نمايى و چرخ روزگار را به گردش در مى‌آورى و آن‌ها را پياپى كامياب مى‌سازى و آن‌ها را از حالى به حال ديگر مى‌گردانى. خدايا، تو را مى‌خوانم به نامت كه بر سرا پرده‌ى عظمت نقش بسته است و به نامت كه بر سر سراى محرم خانه‌ى رازهايت نوشته شده است و به نام پيشى‌گيرنده و شكافنده، نيكو و تازه‌ات؛ اى پروردگار ملائكه‌ى هشتگانه و عرشى كه از جاى خود نمى‌جنبد. از تو مى‌خواهم به چشمى كه به خواب نمى‌رود و به حياتى كه پايانى ندارد و به پرتو نور وجه تو كه به خاموشى نمى‌گرايد و به نام بزرگ‌تر بزرگ‌تر بزرگ‌ترت و به نام برتر برتر برترت كه ملكوت‌

[1]سوره‌ى حمد.

[2]حج( 22): 66.


صفحه 181

آسمان‌ها و زمين را فرا گرفته است و به نامى كه خورشيد با آن نور افشانى و ماه با آن روشنگرى مى‌كند و طوفان دريا با آن فروكش مى‌كند و كوه‌ها با آن پا بر جا مى‌شوند و به نامت كه عرش و كرسى با آن برپاست و به نامت كه بر سراپرده‌ى عرش نوشته شده است و به نامت كه بر سراپرده‌ى بزرگوارى نگاشته شده است و به نامت كه بر خيمه‌ى شكوه نوشته شده است و به نامت كه بر قبّه‌ى توانايى‌ات رقم زده شده است و به نام ارجمندت و به نام‌هاى پاكيزه و ارزشمندى كه در علم غيب نزد تو نگاه‌دارى مى‌شوند؛ از تو مى‌خواهم كه از نيكى‌ات، بهتر از آن چه را كه آرزومندم، به من عطا فرمايى و از زيان هر چه مى‌ترسم و گريزانم و يا ترسان نيستم، به بزرگوارى و نيرويت پناه مى‌برم.

اين ياور محمّد6در نبرد حنين و اى نگه دارنده‌ى على7در جنگ صفّين، تويى نابودكننده‌ى سركشان و در هم كوبنده‌ى گردن كشان؛ از تو درخواست مى‌كنم، به حقّ طاها و ياسين و به حقّ قرآن عظيم و فرقان حكيم كه بر محمّد و خاندانش درود فرستى و دست دارنده‌ى اين بازو بند را نيرومند گردانى تا هر گردن كش ستيزنده و هر شيطان خبيث و دشمن قوى پنجه و زشت سيرت را از خود دور كند و او را از كسانى قرار دهى كه خود را به تو تسليم و كارش را به تو واگذار كرده و تو را پشتيبان خود ساخته است.

پروردگارا، به حقّ نام‌هايى كه ياد كردم و خواندم- و حقّ آن‌ها را تو بهتر از من مى‌شناسى- از تو درخواست مى‌كنم اى دارنده‌ى منّت بزرگ و بخشش‌هاى بزرگوارانه، اى پذيرنده‌ى دعاهاى قبول شده و كلمات تامّه و نام‌هاى روان و رسا و از تو مى‌خواهم اى روشنى بخش روز و اى تابنده‌ى شب و اى مايه‌ى درخشندگى آسمان و زمين و اى پر تو بخش نور و اى فروغ هستى كه فرو زندگى هر روشنايى از توست، اى آن كه به تمامى پنهانى‌ها در خشكى و دريا و در زمين و آسمان و كوه‌ها آگاهى و از تو مى‌خواهم اى پاينده‌اى كه هرگز از بين نرود و از حالى به حال ديگر تغيير نكند و به چيزى توصيف نگردد و محدود نگردد و معبودى با وى نباشد و خدايى جز او نيست و در قلمرو فرمانروايى‌اش شريك و انبازى ندارد و ارجمندى و عزّت [از آن اوست‌


صفحه 182

و] به ديگرى نسبت داده نمى‌شود و همواره به دانش‌ها آگاه و به علم‌ها داناست و نظم دهنده‌ى كارها است و به ايجاد خلق‌ها آگاه است و تدبير [امور] را استوار مى‌دارد و بر مخلوقات بصير و به كارها آگاه است.

تويى كه آواها در برابر عظمتت لرزان است و خيالات را به حريمت راهى نيست و پيش قدرت تو هر وسيله‌اى از كار مى‌افتد. پرتو نورت همه جا را فرا گرفته است و همگى موجودات از تو ترسان‌اند. همه چيز به سوى تو در شتاب و اعتماد هر چيز بر توست. تو در شوكتت بلند مرتبه و در نيكويى‌ات ارزشمند و در توانايى‌ات بزرگى و آن چنان والايى كه هيچ انديشه‌اى نتواند تو را دريابد و تويى بلند مرتبه‌ى والا، پذيرنده‌ى دعاها، بر آورنده‌ى نيازها، گشاينده‌ى گره‌هاى كور دشوارى‌ها و بخشنده‌ى نعمت‌ها. اى كسى كه در عين بلندمرتبگى نزديك و در نزديك بودنت والامقامى، در درخشندگى تابان و در حكم رانى‌ات نيرومند و در زمام دارى قوى و شكست ناپذيرى، بر محمّد و خاندانش درود فرست و دارنده‌ى اين بازوبند و اين حرز و اين نوشته را به چشم هميشه بيدارت نگهبانى فرما و به قوّت و غلبه‌اى كه شكست ندارد، يارى‌اش نما و به توانايى‌ات بر وى، به او مهر ورز؛ زيرا او روزى خوار توست.

به نام خداوند بخشاينده‌ى مهربان؛ به نام خدا و به يارى او، خدايى كه همسر و فرزندى ندارد؛ به نام خدايى كه شوكتش قوى و برهانش بزرگ و حكومتش خلل ناپذير است؛ با اراده‌اش هر چه بخواهد، پديد مى‌آيد و هر چه را اراده نكند، ايجاد نمى‌گردد. گواهى مى‌دهم حضرت نوح7فرستاده‌ى خداست و حضرت ابراهيم7دوست خدا و حضرت موسى7هم سخن و هم راز خدا و حضرت عيسى بن مريم8كلمه و روح اوست و گواهى مى‌دهم حضرت محمّد6آخرين پيامبران است؛ پس از وى كس ديگرى به رسالت مبعوث نگرديده است. از تو درخواست مى‌كنم به حقّ لحظه‌اى كه ابليس ملعون را روز قيامت مى‌آورند و آن تبه كار در آن وقت مى‌گويد: به خدا سوگند، من تنها سركشان را آشفته مى‌كردم.

خداوند باعث درخشندگى آسمان‌ها و زمين است و اوست‌


صفحه 183

پيروزمند و اوست فايق‌شونده؛ او كه توانايى‌اش گسترده است و بردبار و آگاه است.

خداوندا، تو را مى‌خوانم به حقّ تمامى اين نام‌ها و صفات و شكل‌هايشان و آن اين چنين است.[1]منزّه است آن كه عرش و كرسى را آفريد و بر آن‌ها مستولى گرديد. از تو مى‌خواهم كه دارنده‌ى اين نوشته را از هر بدى و امر وحشتناكى دور گردانى؛ چون او بنده‌ى تو و فرزند بنده‌ى تو و پسر كنيز توست. او برده‌ى توست و تو صاحب اختيار وى هستى. پروردگارا، تمامى بدى‌ها را از وى دور گردان و چشم‌هاى طمع بزه‌كاران و زبان‌هاى دشمنان و نيّت‌هاى بد خواهان و زيان رسانندگان را ريشه كن ساز و هر حادثه‌ى بلا انگيز و ترس‌زايى را از وى بگردان و هر بنده‌اى از بندگانت يا كنيزى از كنيزانت يا حاكم سركش و شيطان مرد و زن يا جنّ نر و ماده يا ديو نر و ماده‌اى كه خواسته باشد به دارنده‌ى اين نوشته هر نوع آسيبى وارد سازد يا ستم كند يا زيان برساند يا حيله و نيرنگ بزند يا قصد كشتن و مجروح ساختن وى را داشته باشد يا بخواهد باج و خراج بگيرد يا فسادى به پا كند يا او را در آب خفه سازد يا او را ريشه‌كن كند يا سخت بر او خشم گيرد يا درگير شود يا حقّه بازى و چيره دستى يا آبرو ريزى كند يا از خود ضرب شستى نشان دهد يا مايه‌ى آسيب و سيه‌روزى گردد يا خواستار مرگ يا سوزاندن وى يا كينه‌توزى يا بريدن يا جادو كردن يا دگرگونى خلقت يا بيمارى يا ملالت يا پيسى يا گرفتارى يا درماندگى، يا گرسنگى توان فرسا يا تشنگى زياد يا انديشه‌ى بد يا كمبود در دين و زندگانى او باشد، از همه‌ى اين‌ها به هر چه و هر گونه و هر وقت كه مى‌خواهى او را محافظت فرما؛ همانا تو بر هر كار توانايى. درود بسيار خدا بر محمّد و خاندان پاكيزه‌ى او باد! هيچ جنبش و نيرويى نيست جز به خداى بلند مرتبه‌ى بزرگ و سپاس‌گزارم خداوندى را كه پروردگار جهانيان است.»

[1]در صفحات قبل، در قسمت عربى دعا، آن را نقل كرديم.


صفحه 184

امّا كلماتى كه بر لوله‌ى نقره- كه بايد از نقره‌ى خالص باشد- نوشته مى‌شود، اين است:

«يا مشهورا في السّماوات، يا مشهورا في الأرضين، يا مشهورا في الدّنيا و الآخرة، جهدت الجبابرة و الملوك على إطفاء نورك و إخماد ذكرك فأبى اللَّه إلّا أن يتمّ نورك و يبوح بذكرك‌وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ*.»

«اى كه در آسمان‌ها نام دارى و اى كه نامت در زمين‌ها مشهور است و اى كه نامت در دنيا و آخرت معروف است، سركشان و حكم‌رانان تلاش كردند نور تو را خاموش سازند و ياد تو را از دل‌ها بزدايند؛ ولى خدا نخواست جز اين را كه نور تو تابنده بماند و بر خلاف خواسته‌ى مشركان يادت جاودان باشد.» در قسمت سوم از كتاب «الواحدة»[1]ديدم كه مقصود از قولش: «اى مشهور در آسمان‌ها و ...» مولايمان، علىّ بن ابى طالب7، است و اين گفته‌اش كه: «خدا نخواست جز اين را كه نورت تمام گردد» يعنى نور تو اى اسم اعظمى كه در حرز نوشته‌شده‌اى.[2]در نسخه‌ى ديگرى ديدم كلام به گونه‌ى ديگرى نقل شده و آن اين است:

«و تو نخواستى مگر آن كه نورت كامل گردد». روايت اوّلى يعنى: «خدا نخواست»، با آن كه مولا على7مراد از دعا، تا آخر آن، باشد، شايسته‌تر است و مقصود من از آن چه گفتم بر همه روشن است.

[1]تأليف محمّد بن حسن بن جمهور عمّى بصرى.( ويراستار)

[2]مهج الدّعوات: 89 تا 100 و نيايش‌هايى از سويداى دل( ترجمه‌ى مهج الدّعوات)، حرزهاى حضرت جواد الائمّة7.( ويراستار)