فصل 4: اگر مسافرت به اندازهى يك هفته يا كمى زياده و كم باشد، چه كتابى مىتواند وى را در دفع حوادث ناگوار يارى كند؟
شايسته است كتاب «زهرة الرّبيع في أدعية الأسابيع» ما را با خود بردارد؛ چون دعاهايى در آن گرد آورى شده كه مانند ابزار دفعكنندهى خطر است.
هم چنين كتاب «جمال الأسبوع» ما را با خود بردارد كه در آن مطالب پر اهمّيّت و نمازها و عبادتها، آن اندازه هست كه در حضر و سفر، شخص را از امور ترسناك ايمن كند.
فصل 5: اگر سفرش نزديك به يك ماه باشد
بايد كتاب «الدّروع الواقية من الأخطار» ما را- كه حاوى يك صد و بيست موضوع از نيازمندىهاى انسان در وطن و سفرهايش است- جهت دفع تيرگىهاى زمانه و خطرهايش هم راه خود بردارد. در آن كتاب عملى هست كه هر كس آن را انجام دهد و بر آن اعتماد كند، حضرت صادق7ايمن بودن او را ضمانت كرده است.
فصل 6: اگر سفرش يك سال يا چند ماه باشد، چه كتابهايى براى عبادت زياد و شادمانى و دفع خطرات سودمند است؟
خوب است كتابهاى ما را كه راجع به دستور يك سال گرد آوردهايم، هم راه داشته باشد؛ از آن جمله كتابى است در مورد دستورهاى ماه رمضان به نام «المضمار» و هم چنين است كتاب «التّمام لمهامّ شهر الصّيام» و كتاب «الإقبال بالأعمال الحسنة». اين دو كتاب اخير در دو جلد تدوين شده است: جلد اوّل از آغاز ماه شوّال است تا پايان ذى الحجّة و جلد دوم از ماه محرّم تا پايان ماه شعبان المعظّم را شامل است. در اين دو جلد ذكرهاى پر اهمّيّتى گرد آورى شده است كه مانند كليدى جهت گشايش قفل درهاى ايمنى و احسان و دور كردن خطرهاى زمان است.
فصل 7: كتابهايى كه جهت افزودن شادى و دفع خطرها مفيد است
برداشتن كتاب ما، «المنتقى في العوذ و الرّقى» سودمند است؛ زيرا چيزهايى در آن است كه ممكن است مسافر هنگام بيمارى و حوادثى كه از حملهور شدن آنها آسوده نيست، نيازمندشان گردد.
در آخر همين كتاب، رسالهى محمّد بن زكريّاى رازى را به نام «برء ساعة» يا «كنّاش»- كه در حدود 5 ورق است- آوردهايم[1]و در قبل يا بعد از آن پارهاى از مطالب مهم را جهت بيمارىهاى نو ظهور و درمان كردن به امور الهى- در صورتى كه خدا خواسته باشد- آوردهايم.
چون انسان در سفرها به كتابى روح بخش و جان فزا نياز دارد، خوب است كتابى مانند «الفرج بعد الشّدّة»[2]و كتاب «المنامات الصّادقات»[3]و كتاب «البشارات بقضاء الحاجات على يد الأئمّة:بعد الممات»[4]و كتاب «الإهليلجة» را با خود بردارد. كتاب اخير بحث و گفت و گوى مولايمان حضرت صادق7با يك هندى در بارهى شناخت خدا از راههاى شگفت انگيز و استثنايى و الزام آور است؛ به گونهاى كه مرد هندى به خداوند و يگانگى او اعتراف مىكند.
[1]رك. پاورقى ص 71.
[2]احتمالا از قاضى ابو على محسّن بن علىّ التّنوخى.
[3]. الذّريعه اين دو كتاب را به دليل ذكر نامشان در الأمان به سيّد ابن طاوس نسبت داده است؛ امّا چنان كه از متن الأمان، يعنى كتاب حاضر، بر مىآيد هيچ دليلى بر نفى يا اثبات اين انتساب ملاحظه نمىشود.( ويراستار)
[4]. الذّريعه اين دو كتاب را به دليل ذكر نامشان در الأمان به سيّد ابن طاوس نسبت داده است؛ امّا چنان كه از متن الأمان، يعنى كتاب حاضر، بر مىآيد هيچ دليلى بر نفى يا اثبات اين انتساب ملاحظه نمىشود.( ويراستار)
همچنين است كتاب «توحيد مفضّل» كه از امام صادق7در مورد شناخت جهات گوناگون حكمت، در پديد آوردن عالم سفلى و آشكار نمودن اسرار آن، روايت شده و در موضوع خودش كتابى شگفت انگيز است.
نيز كتاب «مصباح الشّريعة و مفتاح الحقيقة»- كه از امام صادق7نقل شده و كتاب نغز و ارزشمندى است- در بارهى سير و سلوك به سوى خدا و روى آوردن به خدا و به دست آوردن رموز آن. اين سه كتاب- كه به اندازهى يك جلد مىشود- بسيار سودمند است و اگر مسافر نتوانست اين كتابها را فراهم سازد، هم سفرى از اهل علوم ربّانى پيدا كند؛ كسى كه گفت و گوى با او، در بارهى كارهاى دنيا و دين، انسان را خوش بخت و شادمان سازد.
فصل 8: نماز مسافران و آن چه از ديد اهل معرفت بايد به آن همّت گماشت
آن را به طور مختصر بيان مىكنيم؛ چون در كتاب «فلاح السّائل و نجاح المسائل»- كه محتوى دستورهاى روز و شب است- مشروحا بيان كردهايم.
كسى كه در راه اطاعت از خداى بزرگ و عمل به حكم مقدّس او مسافرت مىكند، خداوند از نمازش كم مىكند؛ چون از ضعف بشر و كوتاهى همّتش آگاه است. بدين ترتيب از هر يك از نمازهاى ظهر و عصر و عشا دو ركعت آخر ساقط شده است؛ ولى نماز مغرب را- همان گونه كه در وطن مىخواند- سه ركعت و نماز صبح را دو ركعت مىخواند.
طريق خواندن آن دو ركعت: آنها را بايد همان گونه كه در حضر مىخواند، در سفر هم بخواند؛ فقط در تشهّد اوّل، سلام را مىافزايد و تعقيب هر كدام را نيز به اندازهى ممكن انجام مىدهد. در كتاب «فلاح السّائل» تعقيبات مهمّ نماز بيان شده است.
امّا نافلهها: نافلهى نماز ظهر و عصر از مسافر ساقط شده است و شايد بدان جهت باشد كه آن زمان هنگام رفتن و حركت در جادّههاست. از نافلههايى كه بر طبق عادت در حضر بين نماز مغرب و عشا و نماز شب مىخوانده است، هر چه بخواهد، بخواند و در نجات خود از هر خطر اهتمام ورزد.
مبادا نمازها را شتاب زده بخوانى كه موجب ترك يارى خواستن (از خدا) مىگردد؛ زيرا اگر انسان چنين كند، مثل مردى است كه 24 اشرفى به زمام دارى بدهكار است و او از روى دلسوزى 20 عدد آن را ببخشد و وام خود را به 4 اشرفى كاهش دهد. در منطق عقل و نقل و قاعدهى تخفيف در بده كارى، چگونه
شايسته است كه 4 دينار باقى مانده را با عيارى ناقص و ارزشى كمتر از اندازه بپردازد؟! بدين سبب اين سخن را گفتيم كه نافلههاى ظهر هشت ركعت و خود نماز ظهر در منزل چهار ركعت و نافلههاى عصر هشت ركعت و نماز عصر هم چهار ركعت است و جمعش مىشود 24 ركعت و خداوند از اين تعداد به چهار ركعت اكتفا كرده است؛ دو ركعت ظهر و دو ركعت عصر. پس چگونه مىخواهد آن را با كاستن ادا نمايد؟! هم چنين مسافر بايد دقّت كند مبادا در قصد سفرهايش مطلب بر او مشكل شود و در اشتباه افتد؛ به خاطر هوا و هوس و طمع و ميلها و كارهاى دنيوى مسافرت كند؛ ولى بپندارد كه اين فرمان بردارى پروردگار است و بر اين نيّت، نمازش را شكسته بخواند! نيز هشدار مىدهم در لابهلاى نيّتش به سفرى كه ظاهرش بندگى مولايش است، به جهت بهرههاى دنيا، تصميم به نافرمانى خدا را در چيزهاى ديگر، وارد نكند و اگر چنين تصميمى داشت طاعتش معصيت شده تباه مىگردد! نيز [در اين حال] روا نيست نماز خود را بشكند. پس خود را فريب ندهد؛ زيرا به راستى خداوند بر خواستهى واقعى او آگاه است.
فصل 9: مطالبى كه مسافر براى شناخت قبله جهت خواندن نماز به آن نيازمند است
نشانههايى كه بيان مىشود، ويژهى اهل عراق است؛ زيرا ما اكنون در اين نواحى ساكنايم.
اگر كسى جهت اداى نماز صبح، بخواهد قبله را بشناسد، بايد طورى بايستد كه در زمان عادى، جايگاه بر آمدن سپيدهى فجر از سمت چپش باشد؛ در اين حالت قبله جلوى روى وى قرار گرفته است. اگر براى اداى نماز ظهر يا غير آن بخواهد قبله را به دست آورد، اگر افقى را كه طلوع خورشيد از آن جاست مىشناسد، طورى بايستد كه جاى طلوع خورشيد از جانب چپش باشد و صورت به جانب آسمان نمايد. هر گاه خورشيد را بر انتهاى ابروى راست از سمت راست بينىاش ببيند، هنگام اداى فريضهى ظهر فرا رسيده است و اگر خواست براى نماز عشا قبله را به دست آورد، بايد جاى پنهان شدن خورشيد را در زمان معتدل، از جانب راستش قرار دهد و نماز بگزارد؛ چون رو به قبله قرار دارد. اگر ستارهى جدى در معرض ديد اوست، آن را پشت سر خود از سمت راست قرار دهد كه در اين حالت رو به قبله خواهد بود. همچنين اگر بخواهد در شب نماز ديگرى بخواند، بايد قبله را با ستارهى جدى به دست آورد.