بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 246

كنيد كه او تجاوزگران را دوست ندارد.* بعد از آبادى زمين، در آن فساد نكنيد. در حال ترس از كيفر او و طمع به رحمتش، او را بخوانيد.

به درستى كه در هر دو سرا رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است.) روايت شده است كه امام صادق7وقتى پاى در حلقه‌ى ركاب مى‌نهاد، مى‌فرمود:

سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ‌.[1](منزّه است خدايى كه اين مركب را براى ما رام گردانيد و گر نه ما هرگز بر (تسخير) آن قادر نبوديم.) هم چنين هفت بار سبحان اللَّه و هفت بار الحمد للَّه و هفت بار لا اله إلّا اللَّه مى‌گفت.[2]نيز صفوان بن مهران جمّال مى‌گويد: چون آن حضرت سوار شترى مى‌شد، مى‌فرمود:

«بسم اللَّه و لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه،سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلى‌ رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ‌.»[3]

مى‌گويم: هنگامى كه بر مركب آرام گرفتى، بخوان:

الحمد للَّه الّذي هدانا للإسلام و منّ علينا بمحمّد6،سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلى‌ رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ‌والْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ*. اللّهمّ أنت الحامل على الظّهر و المستعان على الأمر. اللّهمّ بلّغنا بلاغا نبلغ به إلى خير، بلاغا يبلغ إلى رحمتك و رضوانك و مغفرتك. اللّهمّ لا ضير إلّا ضيرك و لا خير إلّا خيرك و لا حافظ غيرك.

[1]زخرف( 43): 14.

[2]محاسن: 353؛ مكارم الأخلاق: 247.

[3]بحار 76: 298.


صفحه 247

سپاس خدايى را سزد كه ما را به اسلام رهبرى كرد و به وجود حضرت محمّد6منّت نهاد. (پاك است خدايى كه اين مركب را براى ما رام نمود و گر نه بر (رام كردن) آن قادر نبوديم و به درستى كه ما به سوى پروردگارمان بازمى‌گرديم.) (ستايش مخصوص خداوندى است كه آفريدگار جهانيان است.) پروردگارا، تو مرا بر پشت اين حيوان نهاده‌اى و در كارها يارى‌ام مى‌دهى. خدايا، باز گشت ما را به خير گردان؛ بازگشتى كه به رحمت و رضوان و آمرزشت انجامد. پروردگارا، زيانى جز زيان تو و خيرى جز احسان تو نيست و نگه‌دارى هم غير تو نيست.[1]دعاهايى كه ما افزون بر اين‌ها وقت سوار شدن مى‌خوانيم:

پيامبر اكرم و ائمّه‌ى اطهار:مردم را به اندازه‌ى اقتضاى حالشان، در تنگى وقت و سبك بودن عبادت‌ها، به سوى سعادت‌ها و دعاها كشانده‌اند و ما به اندازه‌ى نياز خود از آن‌ها استفاده مى‌كنيم؛ چون امامان:اذن داده‌اند كه در دعا هر چه را خدا به دل انسان انداخت، بخواند، اين دعا را- كه قسمتى از آن به نقل از معصومين عليهم السّلام است- مى‌خوانيم:

الحمد للَّه‌الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلى‌ رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ‌والْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‌. اللّهمّ احفظ علينا دوابّنا و وطّئ لنا ركابنا و سهّل لنا محابّنا و أنجح لنا طلابنا و سيّرنا في بلادك و بين عبادك بإسعادك و إنجادك و اتّباع مرادك. اللّهمّ اطو لنا البعيد و سهّل لنا كلّ صعب شديد و اكفنا شرّ كلّ قريب و بعيد و ضعيف و مريد و كمّل لنا تحف المزيد و العمر المديد و العيش الرّغيد و اجعلنا من خيار العبيد المسعودين في الدّنيا و يوم الوعيد.

ستايش خدايى را (كه رام كرد براى ما اين را و گر نه ما توان (رام كردن) آن را نداشتيم و به راستى به سوى پروردگارمان بازمى‌گرديم.) (حمد پروردگار جهانيان راست.) بار خدايا، مركب‌هاى ما را براى ما

[1]مكارم الأخلاق: 245.


صفحه 248

حفظ فرما و سوارى ما را راحت گردان. رسيدن به دل بستگى‌هايمان را آسان گردان و در خواست‌هاى ما را برآورده ساز و در ميان سرزمين‌ها و بندگانت به كامياب كردن و دست‌گيرى‌ات و پيروى از مرادت ما را رهبرى فرما. پروردگارا، دور را نزديك و هر كار سخت و دشوار را آسان فرما و گزند هر دور و نزديك و ناتوان و رانده شده را از ما بازدار و تحفه‌هاى زياد و عمر دراز و زندگانى با آسايش را براى ما كامل گردان و ما را از بندگان برگزيده‌اى گردان كه در دنيا و روز رستاخيز سعادتمندند.

سپس مى‌گوييم:

اللّهمّ إنّك ابتدأتنا بخلق ما نحتاج إليه من منافع الأرض و السّماء و ابتدأتنا بالإنشاء و النّعماء و سيّرتنا من لدن آدم7و إلى هذه الغايات في ظهور الآباء و بطون الأمّهات و أقمت لهم بالأقوات و الكسوات و المهمّات و وقيتهم و وقيتنا من الآفات و العاهات و لم أكن ممّن شرّفتني بمعرفتك و لا ارتضيتني لعبادتك. اللّهمّ و حيث قد شرّفتني لمعرفتك و ارتضيتني لخدمتك فلا يكن تسييري دون ذلك التّسيير و لا تدبيري دون ذلك التّدبير و سيّرني في سفري هذا و ما بعده بالسّلامة و الكرامة و العناية التّامّة و الرّعاية العامّة و الأمن من النّدامة في الدّنيا و يوم القيامة.

و اجعل اللّهمّ حركاتنا و سكناتنا صادرة عن المعاملة بالإخلاص لك و الاختصاص بك و اجعل قلوبنا و عقولنا وقفا على طاعتك و ملهمة بمراقبتك و اتّباع إرادتك و ألهمنا كلّ قول أو فعل يكون فيه رضاك و الدّخول في حماك و الأمان في الدّنيا و يوم نلقاك؛ برحمتك يا أرحم الرّاحمين.

بار الاها، تمام نيازمندى‌هاى سودمند ما را پيشاپيش در زمين و آسمان آفريدى و از همان آغاز آفرينش ما، نعمت‌هايى را بر ايمان ايجاد كردى و از زمان حضرت آدم7تا به حال، ما را در پشت پدران و شكم‌


صفحه 249

مادران جابه‌جا كردى، خوراكى‌ها و پوشاك و نيازهاى مهمّ اجدادمان را فراهم ساختى و آنان و ما را از آسيب‌ها و امراض نگه‌داشتى؛ در حالى كه از كسانى نبودم كه به معرفتت شرافتمندم كنى و براى عبادتت مرا بپسندى.

خداوندا، اكنون كه افتخار شناخت خودت را به من داده‌اى و مرا براى خدمتت برگزيده‌اى، مبادا راهى كه در پيش گرفته‌ام، به غير آن راه (منحرف شود) و انديشه‌ام در غير آن به كار رود! در اين سفرم و پس از آن، در سفرهاى بعدى، مرا به سلامت و بزرگوارى و عنايت كامل و مراعات تمام و ايمنى از پشيمانى در دنيا و روز باز پسين ره سپار فرماى.

خدايا، حركت‌ها و آرامش‌هاى ما را خالص و ويژه‌ى خود گردان و دل‌ها و خردهاى ما را وقف بر طاعت كن تا فقط الهام‌گيرنده و پيرو اراده‌ى تو باشند و هر گفته يا كارى را كه خشنودى‌ات در آن است و مايه‌ى وارد شدن در حريم نگهبانى تو و آسودگى و ايمنى در دنيا و روز ملاقات توست، به ما بياموز؛ به رحمتت، اى مهربان‌ترين مهربانان.


صفحه 250

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 251

بخش هشتم دعاهاى هنگام پيمودن راه و آن چه در دست‌يابى به توفيقات با اهمّيّت مؤثّر است و نيز دعاهايى كه از حوادث نگران‌كننده و از به تأخير افتادن سفر جلوگيرى مى‌كند


صفحه 252

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 253

فصل 1: گفتار و تدبير نيك در بين راه‌

برقى در كتاب «محاسن» گفته است: هر گاه امام صادق7مى‌خواست به سفر برود، چنين مى‌فرمود:

«اللّهمّ خلّ سبيلنا و أحسن تسييرنا (يا: مسيرنا) و أعظم عافيتنا.

پروردگارا، راه را بر ايمان آسان و رفتن (يا: راه رفتن) ما را نيكو گردان و تن درستى ما را بزرگ دار.»[1]نيز در كتاب من لا يحضره الفقيه، از علاء، از ابو عبيده، از امام باقر يا امام صادق8، نقل شده است كه فرمود:

«هنگامى كه در سفر بودى، بگو:

اللّهمّ اجعل مسيري عبرا و صمتي تفكّرا و كلامي ذكرا.

پروردگارا، رفتنم را مايه‌ى پند آموزى و سكوتم را وسيله‌ى انديشيدن و گفتارم را ذكر قرار ده.»[2]

[1]محاسن: 350.

[2]فقيه 2: 179.