بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 249

مادران جابه‌جا كردى، خوراكى‌ها و پوشاك و نيازهاى مهمّ اجدادمان را فراهم ساختى و آنان و ما را از آسيب‌ها و امراض نگه‌داشتى؛ در حالى كه از كسانى نبودم كه به معرفتت شرافتمندم كنى و براى عبادتت مرا بپسندى.

خداوندا، اكنون كه افتخار شناخت خودت را به من داده‌اى و مرا براى خدمتت برگزيده‌اى، مبادا راهى كه در پيش گرفته‌ام، به غير آن راه (منحرف شود) و انديشه‌ام در غير آن به كار رود! در اين سفرم و پس از آن، در سفرهاى بعدى، مرا به سلامت و بزرگوارى و عنايت كامل و مراعات تمام و ايمنى از پشيمانى در دنيا و روز باز پسين ره سپار فرماى.

خدايا، حركت‌ها و آرامش‌هاى ما را خالص و ويژه‌ى خود گردان و دل‌ها و خردهاى ما را وقف بر طاعت كن تا فقط الهام‌گيرنده و پيرو اراده‌ى تو باشند و هر گفته يا كارى را كه خشنودى‌ات در آن است و مايه‌ى وارد شدن در حريم نگهبانى تو و آسودگى و ايمنى در دنيا و روز ملاقات توست، به ما بياموز؛ به رحمتت، اى مهربان‌ترين مهربانان.


صفحه 250

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 251

بخش هشتم دعاهاى هنگام پيمودن راه و آن چه در دست‌يابى به توفيقات با اهمّيّت مؤثّر است و نيز دعاهايى كه از حوادث نگران‌كننده و از به تأخير افتادن سفر جلوگيرى مى‌كند


صفحه 252

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 253

فصل 1: گفتار و تدبير نيك در بين راه‌

برقى در كتاب «محاسن» گفته است: هر گاه امام صادق7مى‌خواست به سفر برود، چنين مى‌فرمود:

«اللّهمّ خلّ سبيلنا و أحسن تسييرنا (يا: مسيرنا) و أعظم عافيتنا.

پروردگارا، راه را بر ايمان آسان و رفتن (يا: راه رفتن) ما را نيكو گردان و تن درستى ما را بزرگ دار.»[1]نيز در كتاب من لا يحضره الفقيه، از علاء، از ابو عبيده، از امام باقر يا امام صادق8، نقل شده است كه فرمود:

«هنگامى كه در سفر بودى، بگو:

اللّهمّ اجعل مسيري عبرا و صمتي تفكّرا و كلامي ذكرا.

پروردگارا، رفتنم را مايه‌ى پند آموزى و سكوتم را وسيله‌ى انديشيدن و گفتارم را ذكر قرار ده.»[2]

[1]محاسن: 350.

[2]فقيه 2: 179.


صفحه 254

شايسته است مسافر وقت فرود آمدن سبحان اللَّه و وقت بر نشستن اللَّه اكبر بگويد؛ چنان كه شيخ صدوق از حضرت صادق7روايت كرده است كه فرمود:

«پيامبر خدا6در هنگام مسافرت، زمان پياده شدن‌

سبحان اللَّه‌

و وقت سوار شدن‌

اللَّه اكبر

مى‌گفت.»[1]هم چنين پيامبر اكرم6فرموده است:

«سوگند به آن كه جان أبو القاسم به دست اوست، هيچ يك از شما بر بلندى كه مى‌رسد،

لا إله إلّا اللَّه و اللَّه اكبر

نمى‌گويد؛ مگر اين كه هر چه در پشت سر اوست، با تهليل او، تهليل و هر چه در پيش روى اوست، با تكبيرش، تكبير مى‌گويند تا به پايين برسد.»[2]در خصوص لفظ اللَّه اكبر روايت شده است: «هر گاه بر جاى بلندى از زمين يا تپّه يا بالاى پلى قرار گرفتى، بگو:

اللَّه أكبر، اللَّه أكبر، اللَّه أكبر، لا إله إلّا اللَّه و اللَّه أكبر، و الحمد للَّه ربّ العالمين، اللّهمّ لك الشّرف على كلّ شرف‌

سپس بگو:

خرجت بحول اللَّه و قوّته، بغير حول منّي و لا قوّة، لكن بحول اللَّه و قوّته، برئت إليك يا ربّ من الحول و القوّة. اللّهمّ إنّي أسألك بركة سفري هذا و بركة أهله. اللّهمّ إنّي أسألك من فضلك الواسع رزقا حلالا طيّبا تسوقه إليّ و أنا خافض في عافية بقوّتك و قدرتك. اللّهمّ سرت في سفرى هذا بلا ثقة منّي لغيرك و لا رجاء لسواك، فارزقنى في ذلك شكرك و عافيتك و وفّقني لطاعتك و عبادتك حتّى ترضى و بعد الرّضا.

به توان و نيروى الهى بيرون شدم؛ بى‌آنكه در خود توان و

[1]. همان.

[2]. همان.


صفحه 255

نيرويى داشته باشم؛ بلكه توان و نيرويى است كه خدا به من داده است.

خداوندا، از تمسّك به هر حول و قوّه‌اى، (در پيشگاه تو) بيزارى مى‌جويم. پروردگارا، از تو مى‌خواهم در اين سفر به من بركت دهى و براى اهل اين سفر نيز بركت مى‌طلبم. بار الها، از فضل گسترده‌ات روزى حلال پاكيزه‌اى مى‌خواهم كه به سوى من روان سازى. مرا در زندگى آسوده و تن درست بدار كه به نيرو و مدد تو آرامش داشته باشم.

پروردگارا، اين سفرم را فقط با اعتماد به تو، بدون اتّكا و اميد بر ديگرى، مى‌پيمايم. پس در اين سفر توفيق شكرگزارى و عافيت را به من مرحمت فرماى و براى فرمان بردارى و عبادتت، تا سر حدّ خشنودى و فوق آن، به من توفيق عنايت كن.»[1]

[1]بحار 76: 254.


صفحه 256

فصل 2: گذشتن از پل‌ها و امور مربوط به آن‌

بدان كه انسان بر حال و موقعيت خود آگاهى دارد و جانش از آن خدا و وديعه‌اى است كه آفريدگار در اختيار بنده نهاده و بر او لازم است كه اين امانت را براى مالكش حفظ كند و از حوادث كوچك و بزرگ دور بدارد. بنا بر اين وقتى به پل باريك يا عريض ترسناكى رسيد، اگر سواره است، بايد پياده شود تا به سلامت خود اطمينان و دل گرمى پيدا كند و به خاطر بهانه‌هاى واهى، هم چون تنبلى و خودنمايى، از پياده شدن سر باز نزند؛ بهانه‌هايى مثل اين كه مبادا او را ببينند كه پياده شده يا بگويند او خوار يا ناتوان يا ترسوست! بى‌شك براى عاقل كامل، احتياط براى سلامت ماندن، شايسته‌تر است از به مقابل خطر رفتن- كه منجر به نقص عضو مى‌شود- و كوتاهى در حفظ جان كه امانت مولاى اوست و روز قيامت از او باز خواست خواهد شد.

ذكرهايى كه مسافر مى‌گويد: روايت شده است كه بر روى هر پلى شيطانى است كه انسان را به بازى مى‌گيرد. پس عابر از روى پل بگويد:

«بسم اللَّه، اللّهمّ ادحر عنّي الشّيطان.»

«به نام خدا؛ پروردگارا، شيطان را از من دور گردان.»[1]اين جمله‌ى كوتاه، متن دعايى است كه در روايت آمده است و اگر كسى مايل بود كه دعايى بيشتر از اين بخواند، بگويد:

[1]مكارم الأخلاق: 261.