بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 293

فصل 15: دعا براى وقتى كه آب براى مسافر ناياب شود

در حديثى- كه سندش را انداختم؛ چرا كه مقصود عمل به آن بود- ديدم:

گروهى از حاجيان (در راه) دچار بى‌آبى شدند؛ به گونه‌اى كه در معرض مرگ و نيستى قرار گرفتند. يكى از آنان بى‌هوش شد و بر روى زمين افتاد. او در حال اغما مولايمان، امير مؤمنان7، را مشاهده كرد كه به او فرمود: «چرا از كلمه‌ى نجات غافلى؟!» پرسيد: كلمه‌ى نجات چيست؟ فرمود: «بگو:

أدم ملكك على ملكك بلطفك الخفيّ‌

به لطف پنهانت، فرمانروايى‌ات را بر قلم‌رو حكومتت به كار گير.

من علىّ بن ابى طالب‌ام.» مرد به هوش آمد و نشست و دعا را خواند. با آن كه وقت باران نبود، خداوند ابرى پديد آورد كه از آن باران باريد و بدان وسيله آن حاجيان، با بهره‌مندى از عفو و بخشش و احسان خدا، جان خود را نجات دادند و زنده ماندند.


صفحه 294

فصل 16: وقتى مسافر از شيطان يا جادوگرى بترسد

از كتاب «منية الدّاعى و غنية الواعى» تأليف علىّ بن محمّد بن [علىّ بن علىّ ابن‌] عبد الصّمد تميمى، با سند خود او نقل مى‌كنيم كه گفت: پيامبر خدا6فرمود:

«على جان، هر كه از شيطان يا جادوگرى بترسد، بايد اين آيه را بخواند:

إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‌ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ. أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ‌.[1]

(به درستى كه پروردگار شما خدايى است كه آسمان‌ها و زمين را در شش روز آفريد. سپس بر عرش مستولى شد. او به پرده‌ى شب، روز را- كه شتابان به دنبال اوست- پوشانيد و آفتاب و ماه و ستارگان به فرمان او رام گرديدند. آگاه باشيد كه آفريدن و فرمان دادن از آن اوست.

پاك و منزّه است خداوند كه آفريننده‌ى جهان و جهانيان است.)» در كتاب، قسمتى از آيه آمده بود و گفته شده بود: «تا آخر آيه» و ما براى كسى كه بدان نياز دارد و آن را حفظ نيست، تمامش را نوشتيم.[2]

[1]أعراف( 7): 55.

[2]بحار 95: 132.


صفحه 295

فصل 17: دعاى ديگر براى ايمنى از درندگان‌

در صفحات پيش، در فصل نيازمندى‌هاى كسى كه در سفر از درندگان بيم دارد، اندكى از آن را ياد آورى كرديم و در اين جا جهت بهره‌مندى بيشتر، حديث ديگرى را از كتاب «منية الدّاعي» متذكّر مى‌شويم كه مؤلّفش با سند خود از مولايمان، جعفر بن محمّد8، نقل مى‌كند كه ايشان از پدرانش نقل فرمود كه أمير المؤمنين7فرمود:

«كسى كه از درنده‌اى بر جان خود يا گوسفندانش ترسان باشد، بايد بگويد:

اللّهمّ ربّ دانيال و ربّ الجبّ و ربّ كلّ أسد مستأسد، احفظني و احفظ عليّ غنمي.

اى پروردگار دانيال و اى خداوند چاه و زمام دار هر شير پر جرأت، من و گوسپندانم را حفظ فرماى.»


صفحه 296

فصل 18: نقل روايات ديگر جهت سالم ماندن از درندگان‌

صاحب كتاب «محاسن» به سند خود از ابن ابى فاخته و او از پدرش، چنين نقل كرده است: جعدة بن هبيرة [بن أبي وهب، والى امير المؤمنين7بر خراسان،] مرا به سوى سوراء[1]فرستاد. مطلب را به امير مؤمنان7عرض كردم.

فرمود:

«سخنى يادت مى‌دهم كه اگر بگويى، شير درنده زيانى به تو وارد نخواهد ساخت. سه بار بگو:

أعوذ بربّ دانيال و الجبّ من شرّ الأسد

از گزند شير به خداى دانيال و چاه پناهنده‌ام.» (راوى مى‌گويد:) حركت كردم. در بين راه، نزديك پلى، ديدم شيرى نشسته است. دعا را خواندم؛ مزاحم من نگرديد؛ ولى به چند گاو- كه در حال عبور بودند- حمله برد و يكى از آن‌ها را شكار كرد.[2]

[1]مكانى در حوالى بغداد يا خود آن.( معجم البلدان)

[2]محاسن: 368.


صفحه 297

فصل 19: [ذكرى براى‌] دفع خطر شير كه با آن مى‌توان زيان هر كسى را دفع كرد

در كتاب «الدّلائل» تأليف نعمانى، به سند خود او از امام صادق7، ديدم كه براى دفع زيان شير- هر گاه مزاحم انسان شد- از آن حضرت نقل مى‌كند كه فرمود: «پس از خواندن آية الكرسى، بگويد:

عزمت عليك بعزيمة اللَّه جلّ جلاله و عزيمة محمّد رسول اللَّه6و عزيمة سليمان بن داود8و عزيمة عليّ بن أبي طالب7و الأئمّة من بعده، إلّا تنحّيت عن طريقنا و لا تؤذينا.

تو را به خداى بزرگ و حضرت محمّد، پيامبر خدا6و سليمان بن داود8و علىّ بن ابى طالب7و ائمّه‌ى بعد از آن بزرگوار سوگند مى‌دهم كه از جلوى راه ما دور گردى و زيان به ما نرسانى.» در اين صورت، قطعا آزارى نمى‌رساند. (نعمانى) گفته است: اين دعا آزموده شد و درست بود. اصل حديث بيش از اين مقدار است.[1]

[1]بحار 95: 142.


صفحه 298

فصل 20: در بيان ترس از دزديده شدن اموال‌

صاحب كتاب «منية الدّاعي» به سند خود نقل كرده است كه پيامبر اكرم6فرمود:

«يا على، ايمنى امّت من از دزدى به (خواندن) اين (آيات) است:

قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‌ وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا* وَ قُلِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً.[1](بگو: پروردگار را به نام اللَّه يا رحمان- به هر كدام (كه مى‌خواهيد)- بخوانيد. نام‌هاى نيكو از آن اوست. نماز خود را (بسيار) بلند و (بسيار) آهسته مخوان و ميان اين دو، راهى برگزين.* بگو:

سپاس خداى را كه فرزندى نگرفت و در حكومتش بى‌همتاست و او را هيچ سرپرستى، از (روى) زبونى نيست و او را بس بزرگ دار.) در حديث چنين بود: «آيه تا آخر سوره) و ما آيه را براى كسى كه نيازمند آن است، كامل آورديم.[2]

[1]إسراء( 17): 111- 112.

[2]بحار 76: 260 و 95: 124.


صفحه 299

فصل 21: دعا براى (رفع) چموشى حيوان‌

از كتاب «منية الدّاعي» به سند مؤلّفش، از پيامبر خدا6، نقل است كه فرمود:

«يا على، هر كه اسبش چموشى كرد، بايد در گوش چپش بخواند:

وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ‌.[1](هر كه در آسمان‌ها و زمين است- چه بخواهد و چه نخواهد- تسليم اوست و (همه) به سوى وى بازمى‌گردند.)»

[1]آل عمران( 3): 84.


صفحه 300

فصل 22: دعايى كه هنگام نمودار شدن ملعونه‌[1]در چشم چارپا مى‌خوانند و به چشم و صورت حيوان دست مى‌كشند يا آن را مى‌نويسند و نوشته را با نيّت خالص به پشت حيوان مى‌كشند

بسم اللَّه الرّحمان الرّحيم؛ باسم اللَّه الشّافي؛ باسم اللَّه الكافي؛ باسم اللَّه المعافي؛ باسم اللَّه الّذي لا يضرّ مع اسمه شي‌ء في الأرض و لا في السّماء و هو السّميع العليم.وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ‌[2]و اردد العين الحابس و الحجر اليابس و ماء فارس و شهاب ثاقب من العين إلى العين و اردد العين إلى العين.

فقال جبرئيل7و ميكائيل7: إلى أين تذهب يا عين السّوء؟ قالت: أذهب إلى الثّور في نيره و الجمل في قطاره و الدّابّة في رباطها، فقالا لها8عزمنا عليك بتسعة و تسعين اسما أن تلقي الثّور في نيره و الجمل في قطاره و الدّابّة في رباطها. كذلك يطفئ اللَّه الوجع من العين بلا حول و لا قوّة إلّا باللَّه العليّ العظيم، بسم اللَّه، سلام سلام من اللَّه الّذي لا إله إلّا هوالسَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ. سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ‌

.______________________________
(1) روشن نشد كه چه نوع آفتى است در چشم حيوان.

(2) إسراء (17): 83.

~hr /~

[1]روشن نشد كه چه نوع آفتى است در چشم حيوان.

[2]إسراء( 17): 83.