بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 359

فصل 1: دستورى براى رفع تب كه آن را آزموديم و مطابق واقع يافتيم‌

سه طلسم است كه شخص هر يك را جداگانه، در يكى از روزهاى يك شنبه و چهارشنبه در كاغذى مى‌نويسد و هر يك را جداگانه در رقعه‌اى قرار مى‌دهد.

بدين ترتيب اوّلى را روز يك شنبه و دومى را دوشنبه و سومى را سه شنبه در نوشيدنى يا آب مى‌شويد و آبش را در آن روز مى‌آشامد. بايد چنان بشويد كه اثرى از مركّبش در برگ كاغذ باقى نماند. اگر در يكى از اين سه روز، تب بر طرف نگردد، مجدّدا در روز چهارشنبه در سه برگ جداگانه بنويسد و اوّلى را همان روز چهارشنبه بشويد و آبش را بياشامد و دومى را پنجشنبه بشويد و آبش را ميل كند و سومى را روز جمعه شستشو دهد و آبش را بياشامد؛ به يارى خداوند، تب بر طرف مى‌گردد و شكل سه طلسم اين گونه است‌[1]:

[1]اين طلسم با اختلاف بسيار جزئى در بحار 95: 34 آمده است.


صفحه 360

فصل 2: تعويذى كه براى شفاى ساير بيمارى‌ها آن را آزموديم و به قدرت خداوند متعال- كه در پيشگاهش هيچ اميدوارى مأيوس نمى‌گردد- آن بيمارى‌ها برطرف شد

هر وقت جايى از بدنت درد گرفت، دست راست خود را بر آن موضع بگذار و بگو:

اسكن أيّها الوجع و ارتحل السّاعة من هذا العبد الضّعيف، سكنتك و رحلتك بالّذي سكن له ما في اللّيل و النّهار و هو السّميع العليم.

اى درد، آرام گير و الآن از اين بنده‌ى ناتوان دور شو. تو را آرامش دادم و بيرونت كردم به نيروى آن كه هر چه در شب و روز است، قائم به اوست و او شنوا و آگاه است.

پس اگر در نخستين بار آرام نشد، سه مرتبه آن را بگو يا آن قدر تكرار كن تا- إن شاء اللَّه- آرامش يابد.


صفحه 361

فصل 3: ذكرى كه براى از بين رفتن بيمارى‌ها آن را آزموديم و به نهايت مقصود خود رسيديم‌

در رقعه‌اى نوشته مى‌شود:

يا من اسمه دواء و ذكره شفاء، يا من يجعل الشّفاء فيما يشاء من الأشياء، صلّ على محمّد و آل محمّد و اجعل شفائي من هذا الدّاء في اسمك هذا: يا اللَّه يا اللَّه يا اللَّه يا اللَّه يا اللَّه يا اللَّه يا اللَّه يا اللَّه يا اللَّه يا اللَّه، يا ربّ يا ربّ يا ربّ يا ربّ يا ربّ يا ربّ يا ربّ يا ربّ يا ربّ يا ربّ، يا أرحم الرّاحمين يا أرحم الرّاحمين يا أرحم الرّاحمين يا أرحم الرّاحمين يا أرحم الرّاحمين.

اى آن كه نامش دوا و يادش شفاست، اى كسى كه شفا را در هر چيز كه بخواهى مى‌نهى، بر محمّد و خاندانش درود فرست و درمان مرا از اين بيمارى در اين نامت قرار ده: يا اللَّه، يا اللَّه، يا اللَّه، يا اللَّه، يا اللَّه، يا اللَّه، يا اللَّه، يا اللَّه، يا اللَّه، يا اللَّه، يا ربّ، يا ربّ، يا ربّ، يا ربّ، يا ربّ، يا ربّ، يا ربّ، يا ربّ، يا ربّ، يا ربّ، يا أرحم الرّاحمين، يا أرحم الرّاحمين، يا أرحم الرّاحمين، يا أرحم الرّاحمين، يا أرحم الرّاحمين.[1]

[1]بحار 95: 67.


صفحه 362

فصل 4: درمان با عسل و آب‌

بدان كه خداوند بزرگ مى‌فرمايد:

وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‌ءٍ حَيٍ‌.[1](و ما آب را مايه‌ى اصلى هر چيز زنده گردانيديم.) هم چنين در باره‌ى عسل فرمود:

يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ‌.[2](از شكم آن، نوشيدنى‌اى بيرون مى‌تراود با رنگ‌هاى گوناگون كه در آن براى مردم شفاست.) بنا بر اين، هنگامى كه براى بيمار، عسل با آب آميخته شد و او به گفتار قرآن يقين كامل داشت- إن شاء اللَّه تعالى- به وسيله‌ى آن شفا مى‌يابد.

[1]أنبياء( 21): 31.

[2]نحل( 16): 70.


صفحه 363

فصل 5: ذكر ديگرى كه آزموده شد و به سبب آن به خواسته‌ى خود رسيديم‌

اللّهمّ إن كان هذا المرض عرض من باب العدل، و عبدك قد قصد إليه من بابك باب الفضل، و سلطان الفضل أرجح للكامل بذاته من ديوان العدل، فاسكن أيّها المرض و ارتحل السّاعة بحكم الفضل، و بما اللَّه- جلّ جلاله- له أهل.

پروردگارا، اگر [در اثر اعمالم‌] از باب عدالت تو، به اين بيمارى دچار گرديده‌ام، بنده‌ى تو براى بيرون راندن آن از در تو، يعنى در فضل تو، آمده است. گستردگى فضل براى آن كس كه كمالش ذاتى است، بر ديوان عدل برترى دارد. پس اى بيمارى، به حكم فضل الهى و به آن چه خدا شايسته‌ى آن است، آرام گير و برو.

فصل:

اگر (بيمار) مى‌خواست، جهت شفا يافتن، اندكى عسل با آب بياشامد، بگويد:

اللّهمّ إنّك شرّفتني بالدّلالة على معرفتك و الهداية إلى معرفة رسولك و خاصّتك و جعلتني من المصدّقين لقرآنك و المشمولين بإحسانك و قد وجدت في القرآن المجيدوَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‌ءٍ حَيٍ‌[1]فكان الماء من أسباب الحياة و البقاء، و قلت- جلّ جلالك-

[1]أنبياء:( 21): 31.


صفحه 364

في العسل و الظّفر منه بالشّفاءيَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ‌[1]، و قد جمعت بين الماء الّذي هو سبب الحياة و بين العسل الّذي جعلته للعافية و النّجاة. اللّهمّ فعجّل رحمتي و إجابتي في عافيتي و تصديق ما وجدته في كتابك الصّادق على لسان رسولك الصّادق و اجعلني ممّن يطلب البقاء و الشّفاء لسعادتي بعبادتي في دنياي و آخرتي؛ برحمتك يا أرحم الرّاحمين، و اجعل اللّهمّ ذلك داعيا للشّاكّين في ربوبيّتك و المخالفين لرسالتك إلى هدايتهم و سلامتهم من ضلالتهم؛ يا أكرم الاكرمين.

پروردگارا، با راه‌نمايى‌ام بر شناختن خودت و شناخت پيامبرت و خاصّان درگاهت، مرا مفتخر كردى و از جمله‌ى تصديق‌كنندگان به قرآنت و آنان كه احسانت آن‌ها را فرا گرفته است، قرارم دادى. اين آيه را در قرآن مجيد يافتم: (و ما زندگى همه چيز را از آب قرار داديم.) بنا بر اين آب از وسايل زندگى و ادامه‌ى حيات است و تو در باره‌ى عسل و شفا يافتن به آن فرموده‌اى: (از درون آن شربتى رنگارنگ بيرون مى‌آيد كه در آن براى مردم شفا قرار داده شده است.) من آب را كه مايه‌ى زندگانى و عسل را كه باعث تن درستى و رهايى از دردمندى قرار داده‌اى با هم گرد آورده‌ام. پروردگارا، در مهرورزيدن به من و پذيرفتن دعايم در شفا دادنم، شتاب فرماى و آن چه را كه در كتاب راست‌گويت، بر زبان پيامبر درست گفتارت، يافته‌ام، جامه‌ى عمل بپوشان و از كسانى قرارم ده كه شفا و بقا را مى‌خواهند تا بتوانم به سبب عبادت در دنيا و آخرت سعادتمند گردم؛ به رحمتت، اى مهربان‌ترين مهربانان. خدايا، آن را براى آنان كه در ربوبيّت تو ترديد مى‌كنند و با پيامبرت ستيز مى‌كنند، برهان و دليلى جهت راه‌نمايى و رهايى آنان از گمراهيشان گردان؛ اى گرامى‌ترين بزرگواران.

[1]نحل( 16): 70.


صفحه 365

[خاتمه‌]

سرور ما نقيب پاك سرشت، فقيه، دانشمند فرزانه، عمل‌كننده، صاحب فضيلت، رهبر دينى، بى‌نقص و عيب، پارساى عبادت‌كننده، مجاهد قوى دل، نقيب نقيبان خاندان ابو طالب در خويشاوندان و دور دستان، زينت دودمان، افتخار امّت اسلام، پشتوانه‌ى ملّت، رضى الدّين و ركن اسلام و مسلمين، زيور مجتهدان و مركز توجّه خاصّ عارفان، ابو القاسم علىّ بن موسى بن جعفر بن محمّد بن محمّد طاوس علوى فاطمى- كه خداوند يارى‌اش را بر او فزون‌تر گرداند و در ميان مردم شرافت و نامش را گسترده‌تر و بلند آوازه‌تر سازد- مى‌گويد:

اين بود آن چه كه در نظر گرفته بودم به يارى خداوند- كه شكوهش بزرگ است- در كتاب «الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان» بنگارم. اگر به چيزى از آن چه كه گفتيم آسيب‌ها و موانع دست‌يابى به كام‌ها را بر طرف مى‌سازد، عمل كردى و به آن دست نيافتى، بايد بدانى كه بى‌شك در آن حال گناه از توست. چه بسا به عنوان آزمايش به آن عمل مى‌كنى يا ترديد دارى و به رسيدن به آرزوهايت اطمينان ندارى يا هنوز بر گناهانى كه به سبب آن‌ها از آستان داننده‌ى نهان‌ها دور گشته‌اى، اصرار مى‌ورزى! تو در به كار بستن اين دار و مانند ساختمانى هستى كه در دست تعمير است، ولى پشت آن، خانه‌هاى مخروبه‌ى زيادى وجود دارد كه چند برابر آن چه تعمير مى‌كنى و اسباب شفا را فراهم مى‌سازى، آن‌ها ويرانى به بار مى‌آورند و ميان آن و اميدوارى فاصله مى‌اندازند. بنا بر اين يقين به پروردگار جهانيان و باور كردن و پذيرفتن رسالت مهتر پيامبران و اطمينان به بخشندگى و


صفحه 366

وعده‌ها و بردبارى و مهرورزى خداوند، از نيرومندترين وسيله‌ها براى به اجابت رسيدن دعا و به نتيجه رسيدن آن و جلب توجّه خاصّ پروردگار و اعطاى تن درستى مى‌باشد. رحمت خداوند بر برترين پيامبران، محمّد، و خاندان پاكش باد! با سپاس و امتنان از آفريدگار، كتاب به پايان رسيد. نيازمند رحمت خداوند والا، حسين بن عمّار بصرى، به رونويسى آن مشغول شد و روز چهاردهم ربيع الأوّل، از سال 632، به پايان رسيد.