بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 62

انديشيدم كتاب مستقلّى تأليف كنم كه انسان در سفرهايش بدان نيازمند باشد و از لابه‌لاى آن، به يارى خداوند بزرگ، از براى لغزش‌ها و تيره روزى‌ها وسيله‌ى ايمنى خويش برگيرد. آن را كتاب «ايمنى از خطرهاى سفرها و زمان‌ها» ناميدم. مطالب آن را در طىّ چند بخش خواهم آورد كه هر يك از بخش‌هاى كتاب داراى چند فصل خواهد بود و در آن‌ها آن چه از پيشوايان معصوم:روايت شده و آن چه خداى- جلّ جلاله- دريچه‌ى فهمش را به روى عقل‌هاى ما گشوده است، مى‌نگارم. گاه سلسله‌ى سند حديث و نيز نام كتاب‌هايى را كه روايتى از آن‌ها انتخاب كرده و به آن‌ها اعتماد كرده‌ام، ذكر نمى‌كنم؛ زيرا هدف از اين كتاب رعايت اختصار و ذكر برنامه‌ها و آدابى است كه در مقام عمل- ان شاء اللَّه- مى‌توان به آن اكتفا كرد.

فصل:

هر گاه راجع به مطالب و نيازمندى‌هاى پر اهمّيّت انسان كه در اين كتاب مطرح گرديده است، دعاهاى روايت شده از معصومين:را مختصر ديده‌ام يا به جهت برخى از امور، دعايى در اين موارد نيافته‌ام، خود با بهره‌گيرى از عطاها و بخشش‌هاى خداوند مهربان- كه بزرگوارترين كريمان است و به انسان راه‌يابى به حقايق ناشناخته‌اش را آموخته است- دعايى انشا مى‌كنم؛ چرا كه در ثلث نخست از نيمه‌ى دوم كتاب عبد اللَّه بن حمّاد انصارى ديدم كه به سند خود چنين روايت كرده است: به امام صادق7عرض كردم: دعايى به من ياد دهيد. فرمود:

«همانا بهترين دعا همان است كه بر زبانت روان گردد.» نيز سعد بن عبد اللَّه در «كتاب الدّعاء» به سند خود از زراره روايت كرده است كه گفت: به امام صادق7عرض كردم: به من دعايى بياموزيد. در پاسخم فرمود: «بهترين دعا آن است كه بر زبانت جارى گردد.»[1]

[1][ شايد اين دستور مربوط به زمانى باشد كه براى گرفتن حاجتى خاص دعا مى‌كنيم؛ و إلّا روشن است كه معارفى كه در ادعيه‌ى مأثور نهفته است، در گفته‌هاى هيچ حاجتمندى پيدا نمى‌شود و از ديگر سو هدف بسيارى از دعاهاى مأثور تقرّب به خداوند است؛ نه فقط گرفتن حاجات.]


صفحه 63

فصل:

دعاهايى كه پرداخته‌ى انديشه‌ى من است، گاهى مثل دانه‌هاى به رشته كشيده شده، مرتّب و به هم پيوسته و با سجع و وزن مشخّص است. آن چه از برخى روايات بر مى‌آيد كه سجع و وزن در دعا و غير آن پسنديده نيست- اگر اين روايات درست باشد- شايد منظور آن گونه موزون بودن است كه با تكلّف هم راه باشد يا آن كه اين عمل براى غير خدا انجام گيرد و يا از آداب كتاب و سنّت به دور باشد؛ زيرا ما در دعاهاى بسيارى كه از پيامبر اكرم6و امامان:به ما رسيده است، جملات هم آهنگ و موزونى را مشاهده كرده‌ايم و در صحيفه‌هاى مولاى ما، حضرت زين العابدين- كه درود خدا بر او باد- بسيارى از آن چه گفتيم موجود است و در قرآن شريف نيز آثار كلمات هم آهنگ، به گونه‌اى كه بيان كرديم، فراوان است.

دعاهايى كه ما خود انشا كرده‌ايم نيز چنان است كه در بيان آن‌ها هيچ فكر و مشقّتى تحمّل نكرده‌ايم؛ بلكه خداوند تعالى- كه همه چيز از آن اوست و تنها پروردگار من است و زمام كارهايم به دست قدرت اوست- به من افاضه فرموده و بر زبانم جارى ساخته است؛ هم چنان كه حضرت يوسف7فرمود:

(اين دانش را خداى به من آموخته است.)[1]اكنون بخش‌ها و فصل‌هاى كتاب و عناوين محتويات آن‌ها را- كه از مطالب عقلى و نقلى تركيب يافته است- و هم چنين شماره‌ى آن‌ها را به طور كامل مى‌آوريم تا خواننده‌ى كتاب جاى مطلب مورد نظر خود را بداند و به آسانى و سرعت، آن را به دست آورد.

ذكر تفصيل آن چه از ابواب و فصول مجملا بيان كرديم:

[1]يوسف( 12): 38:ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي‌.


صفحه 64

بخش اوّل‌

چگونگى تصميم‌گيرى و نيّت براى سفر و آن چه مسافر پيش از خروج از منزل بدان نياز دارد. اين بخش شامل چند فصل است:

فصل 1: تصميم انسان براى سفر با خواسته‌هاى گوناگونى كه دارد.

فصل 2: تعيين روزهاى نيك براى مسافرت بر اساس روايات.

فصل 3: نيّت ما هنگام سفر چه بايد باشد؟

فصل 4: نگاشتن وصيّت- كه بدان امرشده‌ايم- به هنگام سفر و تأييد آن بر اساس اخبار و پندها.

فصل 5: روزها و اوقاتى كه آغاز سفر در آن‌ها مكروه است.

فصل 6: غسل پيش از سفر و دعاهايى كه خداوند بر قلب ما جارى كرده است.

فصل 7: دعاهايى كه هنگام بيرون آوردن لباس براى غسل كردن مى‌خوانم و نيّت و نيايشم هنگام غسل.

فصل 8: دعاى هنگام پوشيدن لباس.

فصل 9: خوش بو شدن.

فصل 10: دعاهاى هنگام شانه كردن ريش و نگريستن در آينه.

فصل 11: صدقه دادن و دعاى آن هنگام سفر و دفع پيش آمدهاى هولناك.

فصل 12: نماز و دعا و گفتار نيك در زمان وداع با زن و فرزند.

فصل 13: روايت ديگرى در توديع خانواده با چهار ركعت نماز و نيايش.

فصل 14: وداع با ملايكى كه مسافر هم راه خانواده‌اش در خانه به جا مى‌گذارد و گفتارش با آنان.

فصل 15: چگونگى هشدار و نويد دادن به افراد خانواده پيش از حركت.

بخش دوم‌

آن چه انسان براى ايمنى از حوادث و آشفتگى‌هاى سفر با خود به هم راه‌


صفحه 65

دارد. اين بخش شامل چند فصل است:

فصل 1: هم راه داشتن عصاى چوب بادام تلخ در سفرها كه سبب ايمنى از خطرهاست.

فصل 2: تربت شريف حرم مطهّر امام حسين7كه در سفر و حضر انسان را از خطر حفظ مى‌كند.

فصل 3: برداشتن انگشترى جهت زيان نديدن.

فصل 4: تكميل دعاها و دستورهايى كه در سه فصل گذشته آورديم.

فصل 5: بيان آثار و نتايج به دست كردن انگشترى عقيق در سفر و هنگام ترس از پيش آمدهاى ناگوار و اين كه دفع‌كننده‌ى ضررها و زيان‌هاست.

بخش سوم‌

هم سفران و زاد و توشه‌اى كه بايد به هم راه مسافر باشد. اين بخش شامل چهار فصل است:

فصل 1: نهى از تنها سفر كردن و بيان يافتن رفيقان سفر براى دفع خطرها.

فصل 2: وسايلى كه مطابق روايات و نيز آن چه ما خود افزوده‌ايم، خوب است مسافر به هم راه داشته باشد.

فصل 3: تهيّه‌ى غذا جهت مسافرت و آداب و اذكار آن.

فصل 4: آداب خوردن و آشاميدن بر اساس روايات.

بخش چهارم‌

در بيان آداب پوشيدن كفش و نعلين و برگرفتن اسلحه و وسايل ايمنى هنگام سفر. اين بخش شامل چند فصل است:

فصل 1: آداب پوشيدن كفش و نعلين.

فصل 2: هم راه داشتن شمشير و تعويذهاى‌[1]مربوط به آن براى دفع خطر.

[1]دعايى كه نوشته به گردن يا بازو بندند تا دفع چشم زخم و بلا كند.( فرهنگ معين)


صفحه 66

فصل 3: هم راه داشتن تير و كمان و ذكر آن كس كه اين فنّ (تيراندازى) را بنا نهاد و نيز اين كه مقصود از حمل اين سلاح رضاى خداوند است.

بخش پنجم‌

تعويذهايى براى اسب سواران و مركب‌هايشان تا از خطرات محفوظ بمانند. اين بخش شامل چند فصل است:

فصل 1: تعويذى كه از مولاى ما، امام جواد7نقل شده و براى پيش‌گيرى از ضربات شمشير و هر ترسى مفيد است.

فصل 2: تعويذى تجربه شده جهت دور كردن خطرها كه خوب است انسان در سفر آن را به هم راه داشته باشد.

فصل 3: تعويذى كه جهت سلامتى كامل در دستار نهاده مى‌شود.

فصل 4: تعويذى براى اسب سوار و اسب و چارپايان بنا بر آن چه مربوط به اين باب يافته‌ايم.

فصل 5: دعايى كه كسى بر اسب مرده‌ى خود خواند و حيوان زنده شد.

بخش ششم‌

در بيان كتاب‌هايى كه هم راه داشتن آن‌ها مسافر را بر عبادت يارى مى‌دهد و موجب كام‌يابى بيشتر مى‌گردد. اين بخش شامل چند فصل است:

فصل 1: برداشتن قرآن و ذكر چيزهايى كه براى دفع امور هراس انگيز روايت شده است.

فصل 2: كتابى كه شايسته است مسافر در سفر يك روزه به هم راه داشته باشد.

فصل 3: مسافرتى كه يك شبانه روز يا اندكى كمتر و بيشتر باشد و آن چه كه مسافر بايد براى عبادت و حفاظت و پشت گرمى به هم راه داشته باشد.

فصل 4: اگر مسافرت به اندازه‌ى يك هفته يا كمى زيادتر و كمتر باشد، چه‌


صفحه 67

كتابى مى‌تواند وى را در دفع حوادث ناگوار يارى كند؟

فصل 5: اگر سفرش نزديك به يك ماه باشد.

فصل 6: اگر سفرش يك سال يا چند ماه باشد، چه كتاب‌هايى براى عبادت زياد و شادمانى و دفع خطرات سودمند است؟

فصل 7: كتاب‌هايى كه جهت افزودن شادى و دفع خطرها مفيد است.

فصل 8: نماز مسافران و آن چه از ديد اهل معرفت بايد به آن همّت گماشت.

فصل 9: مطالبى كه مسافر براى شناخت قبله جهت خواندن نماز به آن نيازمند است. (در اين جا نشانه‌هايى كه بيان مى‌شود ويژه‌ى اهل عراق است؛ زيرا ما اكنون در اين نواحى ساكن‌ايم.) فصل 10: اگر شخصى در جايگاه بر آمدن خورشيد ترديد پيدا كرد يا هوا ابرى بود يا مانعى پديد آمد كه نتوانست سمت قبله را پيدا كند تا به آن طرف بايستد، چه بايد بكند؟

فصل 11: اخبارى كه در باره‌ى عمل كردن طبق قرعه‌ى شرعى رسيده است.

فصل 12: نقل احاديثى كه در چگونگى انجام قرعه‌ى شرعى وارد شده است و ما آن‌ها را در كتاب «فتح الأبواب» ذكر كرده‌ايم.

فصل 13: گفتار لقمان در باره‌ى آداب سفر كه از امام صادق، زاده‌ى صادقان و نيكان، صلوات اللَّه عليهم أجمعين روايت شده است و ما به مقدار نياز از آن نقل مى‌كنيم.

بخش هفتم‌

در بيان آداب و ادعيه‌ى بيرون آمدن از منزل به قصد مسافرت و آن چه در درگاه منزل و هنگام سوار شدن بر مركب انجام مى‌دهند. اين بخش شامل چند فصل است:


صفحه 68

فصل 1: تعيين ساعتى از روز كه براى سفر خوب است.

فصل 2: تحت الحنك بستن هنگام محقّق شدن تصميم بر سفر، براى سلامت از خطر.

فصل 3: در بستن تحت الحنك با عمامه‌ى سفيد؛ هر گاه در روز شنبه سفر كند.

فصل 4: دعاهايى كه در ساعت حركت و هنگام رسيدن به آستانه‌ى در، جهت گشوده شدن درهاى دوستى خوانده مى‌شود.

فصل 5: آداب و دعاهاى برگزيده‌ى ما هنگام سوار شدن بر چارپايان.

بخش هشتم‌

دعاهاى هنگام پيمودن راه و آن چه در دست‌يابى به توفيقات با اهمّيّت مؤثّر است و نيز دعاهايى كه از حوادث نگران‌كننده و از به تأخير افتادن سفر جلوگيرى مى‌كنند. اين بخش شامل چند فصل است:

فصل 1: گفتار و تدبير نيك در بين راه.

فصل 2: گذشتن از پل‌ها و امور مربوط به آن.

فصل 3: مواردى كه مسافر به آن‌ها فال بد مى‌زند و احساس خطر مى‌كند و آن چه بدى‌ها را دور مى‌سازد.

بخش نهم‌

مطالبى در آداب سفر با كشتى يا گذر مسافر در آن و بيان ملزوماتى كه در اين باب بر ما معلوم گشته است. اين بخش شامل چند فصل است:

فصل 1: آداب هنگام وارد شدن مسافر در كشتى.

فصل 2: دعاهايى كه براى زمان نشستن در كشتى و نيز اثناى سفر با آن انشا كرده‌ايم.

فصل 3: آياتى از قرآن كه خواندنش موجب نجات در كشتى است. اين‌


صفحه 69

آيات را ذكر مى‌كنيم تا مؤمنان از آن پيروى كنند.

فصل 4: ذكر وسيله‌ى نجات در اين مواقع كه صلوات بر محمّد و خاندان او و لعن دشمنان ايشان است.

فصل 5: ذكر دعايى كه شخصى هنگام سقوط در دريا خواند و خداوند نجاتش داد.

فصل 6: دعايى كه- مطابق آن چه در تاريخ آمده است- مسلمانان آن را خواندند و از دريا گذشتند و بر دشمنان پيروز شدند.

فصل 7: دعايى كه از مولايمان، حضرت امير المؤمنين7، در مورد ترس از غرق شدن ذكر شده است تا شخص از آن چه مى‌ترسد، رهايى يابد.

فصل 8: آن چه براساس روايات، هنگام گم كردن راه مى‌گوييم.

فصل 9: ذكر شواهدى در تصديق بيان پيامبر6كه فرمود: «در زمين جن‌هايى هستند كه گمشدگان را راه نمايى مى‌كنند.» فصل 10: آن چه در راه و هنگام ترس از دشمنان و دزدها خوانده مى‌شود.

فصل 11: دعايى كه هنگام گرفتار شدن به چنگ دزد خوانده مى‌شود تا گرفتار از دست او رهايى يابد.

فصل 12: دعاى مولايمان، امير المؤمنين7، براى دفع حيله‌ى دشمن.

فصل 13: خداوند چنان هيبتى به مؤمن- اگر با اخلاص باشد- مى‌دهد كه همه از او بترسند.

فصل 14: دعا براى ايمنى از زيان‌هاى باران و خطر تشنگى و رهايى از آن.

فصل 15: دعا براى وقتى كه آب براى مسافر ناياب شود.

فصل 16: وقتى مسافر از شيطان يا جادوگرى بترسد.

فصل 17: دعاى ديگر براى ايمنى از درندگان.

فصل 18: روايات ديگر جهت سالم ماندن از درندگان.

فصل 19: [ذكرى براى‌] دفع خطر شير كه با آن مى‌توان زيان هر كسى را دفع كرد.