بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 68

فصل 1: تعيين ساعتى از روز كه براى سفر خوب است.

فصل 2: تحت الحنك بستن هنگام محقّق شدن تصميم بر سفر، براى سلامت از خطر.

فصل 3: در بستن تحت الحنك با عمامه‌ى سفيد؛ هر گاه در روز شنبه سفر كند.

فصل 4: دعاهايى كه در ساعت حركت و هنگام رسيدن به آستانه‌ى در، جهت گشوده شدن درهاى دوستى خوانده مى‌شود.

فصل 5: آداب و دعاهاى برگزيده‌ى ما هنگام سوار شدن بر چارپايان.

بخش هشتم‌

دعاهاى هنگام پيمودن راه و آن چه در دست‌يابى به توفيقات با اهمّيّت مؤثّر است و نيز دعاهايى كه از حوادث نگران‌كننده و از به تأخير افتادن سفر جلوگيرى مى‌كنند. اين بخش شامل چند فصل است:

فصل 1: گفتار و تدبير نيك در بين راه.

فصل 2: گذشتن از پل‌ها و امور مربوط به آن.

فصل 3: مواردى كه مسافر به آن‌ها فال بد مى‌زند و احساس خطر مى‌كند و آن چه بدى‌ها را دور مى‌سازد.

بخش نهم‌

مطالبى در آداب سفر با كشتى يا گذر مسافر در آن و بيان ملزوماتى كه در اين باب بر ما معلوم گشته است. اين بخش شامل چند فصل است:

فصل 1: آداب هنگام وارد شدن مسافر در كشتى.

فصل 2: دعاهايى كه براى زمان نشستن در كشتى و نيز اثناى سفر با آن انشا كرده‌ايم.

فصل 3: آياتى از قرآن كه خواندنش موجب نجات در كشتى است. اين‌


صفحه 69

آيات را ذكر مى‌كنيم تا مؤمنان از آن پيروى كنند.

فصل 4: ذكر وسيله‌ى نجات در اين مواقع كه صلوات بر محمّد و خاندان او و لعن دشمنان ايشان است.

فصل 5: ذكر دعايى كه شخصى هنگام سقوط در دريا خواند و خداوند نجاتش داد.

فصل 6: دعايى كه- مطابق آن چه در تاريخ آمده است- مسلمانان آن را خواندند و از دريا گذشتند و بر دشمنان پيروز شدند.

فصل 7: دعايى كه از مولايمان، حضرت امير المؤمنين7، در مورد ترس از غرق شدن ذكر شده است تا شخص از آن چه مى‌ترسد، رهايى يابد.

فصل 8: آن چه براساس روايات، هنگام گم كردن راه مى‌گوييم.

فصل 9: ذكر شواهدى در تصديق بيان پيامبر6كه فرمود: «در زمين جن‌هايى هستند كه گمشدگان را راه نمايى مى‌كنند.» فصل 10: آن چه در راه و هنگام ترس از دشمنان و دزدها خوانده مى‌شود.

فصل 11: دعايى كه هنگام گرفتار شدن به چنگ دزد خوانده مى‌شود تا گرفتار از دست او رهايى يابد.

فصل 12: دعاى مولايمان، امير المؤمنين7، براى دفع حيله‌ى دشمن.

فصل 13: خداوند چنان هيبتى به مؤمن- اگر با اخلاص باشد- مى‌دهد كه همه از او بترسند.

فصل 14: دعا براى ايمنى از زيان‌هاى باران و خطر تشنگى و رهايى از آن.

فصل 15: دعا براى وقتى كه آب براى مسافر ناياب شود.

فصل 16: وقتى مسافر از شيطان يا جادوگرى بترسد.

فصل 17: دعاى ديگر براى ايمنى از درندگان.

فصل 18: روايات ديگر جهت سالم ماندن از درندگان.

فصل 19: [ذكرى براى‌] دفع خطر شير كه با آن مى‌توان زيان هر كسى را دفع كرد.


صفحه 70

فصل 20: در ترس از دزديده شدن اموال.

فصل 21: دعا براى رفع چموشى حيوان.

فصل 22: دعايى كه هر گاه ملعونه در چشم چارپا نمودار شود، آن را مى‌خوانند و به چشم و صورت حيوان دست مى‌كشند يا آن را مى‌نويسند و نوشته را با نيّت خالص به پشت حيوان مى‌كشند.

فصل 23: دعايى ارزشمند براى زمانى كه مسافر به شهر يا روستا يا يكى از منزل‌هاى بين راه اشراف مى‌يابد.

فصل 24: انتخاب مكان‌هايى كه براى استراحت مناسب است و برخى مطالب عقلى و نقلى كه بر ما معلوم گشته است.

فصل 25: در انتخاب استراحتگاه كه شناخت خوبى آن، گاه به ديد ظاهر و گاه به الهام الهى است.

بخش دهم‌

دعاهايى كه از ائمّه:رسيده است و نيز آن چه ما انشا كرده‌ايم براى هنگام فرود آمدن در منزل‌ها و دعاهايى كه به سبب آن‌ها خود را از هراس و نگرانى حفظ مى‌كنيم.

فصل 1: دعايى كه هر گاه مسافر در يكى از منزل‌ها فرود آمد، مى‌خواند.

فصل 2: آن چه باعث پشت گرمى بيشتر با حصول شادمانى و دفع حوادث ناگوار مى‌گردد.

فصل 3: دعا براى از بين بردن بعضى از موانع و مشكلات.

فصل 4: ذكرهايى كه اگر (مسافر) وقت خوابيدن در منزل‌ها بگويد، خدا او را حفظ مى‌كند.

فصل 5: دعاهايى كه شخص جهت از بين رفتن دلهره و ايمنى از زيان ديدن، به هنگام خواب مى‌خواند.

فصل 6: گفتارى كه مسافر هنگام خوابيدن، جهت رسيدن به عنايت كامل‌


صفحه 71

حق مى‌خواند و باعث فزونى خوش بختى و تن درستى مى‌گردد.

فصل 7: دعاى پيامبر6وقتى در جنگ يا مسافرتى بود و شب فرا مى‌رسيد.

فصل 8: وظيفه‌ى مسافر پس از بيدار شدن از خواب.

فصل 9: آن چه مسافر هنگام كوچ از نخستين منزل مى‌گويد يا انجام مى‌دهد.

فصل 10: دعايى كه در وداع نخستين منزل خود انشا كرده‌ايم.

فصل 11: دعاى وداع با جايگاه نماز و عبادت در منزل نخست.

فصل 12: دعاى هنگام سوار شدن و حركت از منزل دوم، به جاى آن چه در اوايل كتاب آورديم.

[فصل 13: دعاهاى مربوط به منزل سوم‌] [فصل 14: دعاهاى مربوط به منزل چهارم‌] [فصل 15: دعاهاى مربوط به منزل پنجم‌]

بخش يازدهم‌

ذكر دارو براى درمان بعضى از اعضاى انسان كه در طول سفر دچار بيمارى شده‌اند. در اين بخش، كتاب «برء ساعة» تأليف محمّد بن زكريّاى رازى را- كه بيانى روشن دارد- تماما نقل مى‌كنيم‌[1].

بخش دوازدهم‌

آن چه ما خود تجربه كرده‌ايم و به صحّت نزديك است. اين بخش شامل چند فصل است:

[1]على رغم قبول زحمت مترجم محترم در ترجمه‌ى بخش يازدهم، براى حفظ استقلال و يك‌پارچگى اصل اثر، اين بخش در متن كتاب حذف مى‌گردد. علاقه‌مندان مى‌توانند به متن عربى كتاب، به تحقيق مؤسّسة آل البيت:لإحياء التّراث، قم، نشر سال 1409 ق مراجعه كنند.


صفحه 72

فصل 1: دستورى براى رفع تب كه آن را آزموديم و مطابق واقع يافتيم.

فصل 2: تعويذى كه براى شفاى ساير بيمارى‌ها كه آن را آزموديم و به قدرت خداوند متعال- كه در پيشگاهش هيچ اميدوارى مأيوس نمى‌گردد- آن بيمارى‌ها بر طرف شد.

فصل 3: ذكرى كه براى از بين رفتن بيمارى‌ها آن را آزموديم و به نهايت مقصود خود رسيديم.

فصل 4: درمان با عسل و آب.

فصل 5: ذكر ديگرى كه آزموده شد و به سبب آن به خواسته‌ى خود رسيديم.

بخش سيزدهم‌

ذكر مطالبى از كتاب قسطا بن لوقا- كه آن را براى ابو محمّد حسن بن مخلد، در باب حفظ بدان از بيمارى، نگاشته است‌[1]و ما براى اداى امانت و سپاس‌گزارى عين الفاظ مصنّف را به نام خود او مى‌آوريم‌[2].

[1]مقصود كتاب« تدبير الأبدان في السّفر من المرض و الخطر» مى‌باشد.

[2]رك. توضيح پاورقى صفحه‌ى پيش.


صفحه 73

بخش اوّل چگونگى تصميم‌گيرى و نيّت براى سفر و آن چه مسافر پيش از خروج از منزل بدان نياز دارد


صفحه 74

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 75

فصل 1: تصميم و نيّت انسان براى سفر با اهداف گوناگونى كه دارد

عقل دور انديش و گفتارى كه از كانون وحى رسيده است و نيز مقتضاى فضل الهى، آشكار ساخته‌اند كه هر كس به شرف تكليف مفتخر گرديده است، هيچ يك از حركات و سكناتش از دايره‌ى علم خدا بيرون نيست و مانند اسير در كمند قدرت خداوند است و بايد تسليم اراده‌ى او باشد. او در استمرار وجود و حيات و سلامتى خويش مشمول نعمت‌هاى الهى است و وظيفه دارد حرمت مقدّس حضرت پروردگارش را حفظ و در برابر هيبت بزرگ او ادب را مراعات كند؛ همان گونه كه وقتى انسان در پيشگاه زمام دارى كه سفره‌ى احسانش بر همگان گسترده است بار يافت، دقّت مى‌كند تا آداب و رسوم و تعارفات و آيين معاشرت را آن گونه كه بايسته است، مراعات كند و هنگامى كه نزد اوست، تمام اراده و جنبش‌ها و آرامش‌هاى خود را شديدا مراقبت مى‌كند و تمام توان خود را به كار مى‌بندد تا ادب و احترامات شايسته به مقام آن حاكم را بى‌كم و كاست انجام دهد و اگر بر خلاف ميلش كار ناشايستى از او سر زد، عذر او پذيرفته‌