بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 93

فصل 10: دعاهاى هنگام شانه كردن ريش و نگريستن در آينه‌

روايت شده است كه محاسن را بايد از پايين به بالا شانه زد و سوره‌ى‌إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِرا خواند[1]. در حديث ديگرى آمده است كه اين كار را چهل مرتبه تكرار مى‌كنى وإِنَّا أَنْزَلْناهُ‌را مى‌خوانى و هفت بار نيز شانه را از بالا به پايين مى‌كشى و سوره‌ى «و العاديات» را مى‌خوانى و سپس مى‌گويى:

«اللّهمّ سرّح عنّي الهموم و الغموم و وحشة الصّدور.»

«پروردگارا، مرا از هر همّ و غمّ و اندوه و هراس نهانى در سينه‌ام برهان.»[2]روايت شده است كه هر كس هفتاد مرتبه ريش خود را شانه زند و هر نوبت را شماره كند، تا چهل روز شيطان به او نزديك نمى‌گردد.[3]هم چنين در خبر ديگرى وارد شده است كه انسان هنگام شانه زدن محاسنش بگويد:

«اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و اكسني جمالا في خلقك و زينة في عبادك و حسّن شعري و بشري و لا تبتلني بالنّفاق و ارزقني المهابة بين بريّتك و الرّحمة من عبادك؛ يا أرحم الرّاحمين.»

«پروردگارا، بر محمّد و خاندانش درود فرست و در ميان آفريدگانت لباس بزرگوارى و در ميان بندگانت لباس زينت بر من بپوشان‌

[1]مكارم الأخلاق: 72.

[2]مكارم الأخلاق: 72، با اندكى تغيير.( ويراستار)

[3]كافى 6: 489؛ فقيه 1: 75؛ مكارم الأخلاق: 70.


صفحه 94

و مو و چهره‌ام را زيبا گردان و مرا به نفاق مبتلا نساز و بين آفريدگانت شكوه و هيبت به من ارزانى دار و مهرورزى بندگانت را روزى‌ام ساز؛ اى مهربان‌ترين مهربانان.»[1]

نگاه كردن در آينه‌

روايت شده است كه آينه را به دست چپ بگير و پس از آن كه چهره‌ى خود را در آن ديدى، بگو:

«الحمد للَّه الّذي أحسن و أكمل خلقي و حسّن خلقي و خلقني خلقا سويّا و لم يجعلني جبّارا شقيّا. الحمد للَّه الّذي زيّن منّي ما أشان من غيري. اللّهمّ كما أحسنت خلقي فصلّ على محمّد و آل محمّد و حسّن خلقي و تمّم نعمتك عليّ و زيّنّي في عيون خلقك و جمّلني في عيون بريّتك و ارزقني القبول و المهابة و الرّأفة و الرّحمة؛ يا أرحم الرّاحمين.»

«ستايش خدايى را سزد كه بدنم را زيبا و بى‌نقص آفريد و خوى مرا نيكو گرداند و در اندامم كم و زيادى قرار نداد و مرا زورگو و بى‌رحم نساخت. پروردگارى را ثنا مى‌گويم كه اندام‌هايى از مرا كه در ديگران زشت كرده بود، آراست. پروردگارا، چنان كه ظاهر بدنم را نيكو گردانيدى بر محمّد و خاندانش درود فرست و خوى مرا نيز نيكو و نعمتت را بر من كامل گردان و مرا در ديد مخلوقاتت بياراى و در ديد آفريدگانت زيبا كن و پذيرفته شدن كردار و شكوه و مهرورزى و بخشايش را نصيبم ساز؛ اى مهربان‌ترين مهربانان.» در حديث ديگرى آمده است كه وقتى چهره‌ات را در آينه ديدى، بگو:

«الحمد للَّه الّذي خلقني بشرا سويّا و زانني و لم يشنّي و فضّلني على كثير من خلقه تفضيلا و منّ عليّ بالإسلام و رضيه لي دينا.»

[1]بحار 76: 116.


صفحه 95

«ستايش مى‌كنم خداوندى را كه مرا بشرى معتدل آفريد و مرا آراست و معيوبم نساخت و بر بسيارى از آفريدگانش برترى فراوان داد و به وسيله‌ى اسلام بر من منّت نهاد و راضى شد كه آن دين من باشد.» هر گاه آينه را بر زمين نهادى بگو:

«اللّهمّ لا تغيّر ما بنا من نعمتك و اجعلنا لأنعمك من الشّاكرين.»

«خداوندا، نعمتى را كه به ما ارزانى فرموده‌اى دگرگون مساز و ما را شكرگزار نعمت‌هايت قرار ده.»


صفحه 96

فصل 11: صدقه دادن و دعاى آن هنگام سفر و دفع پيش آمدهاى هولناك‌

برقى در كتاب محاسن به سند خود از حمّاد بن عثمان نقل كرده است كه:

به امام صادق7عرض كردم: آيا مسافرت در يكى از روزهايى كه براى سفر خوب نيست، مانند چهارشنبه و دوشنبه، مكروه است؟ فرمود:

«با دادن صدقه و خواندن آية الكرسى، مسافرت را در هر زمان كه خواستى آغاز كن.»[1]هم چنين در همان كتاب به سند خود از عبد اللَّه بن سليمان، از يكى از آن دو امام8‌[2]نقل كرده است كه فرمودند:

«پدرم هر وقت مى‌خواست روز چهارشنبه‌ى آخر ماه و هر روزى كه مردم مسافرت را به جهت محاق‌[3]يا سبب ديگرى خوب نمى‌دانند مسافرت كند، صدقه مى‌داد و سپس حركت مى‌كرد.»[4]نيز به سند خود از سفيان بن ابى عمر[5]نقل مى‌كند كه گفت: من قواعد فنّ اختر بينى و طالع نگرى را مى‌دانستم و از جهت آن‌ها در دلم نگرانى‌هايى پيدا مى‌شد. آن را خدمت امام صادق7عرضه كردم. فرمود:

«وقتى دل نگران شدى، به نخستين فقير كه رسيدى صدقه بده.

[1]محاسن: 348.

[2]امام باقر7يا امام صادق7.( ويراستار)

[3]شب‌هاى محاق، سه شب آخر ماه قمرى را گويند كه ماه در آن‌ها ديده نمى‌شود.

[4]محاسن: 348.

[5]ظاهرا سفيان بن ابى عمرو بارقى كوفى درست است. رك. رجال شيخ طوسى.( ويراستار)


صفحه 97

سپس حركت كن كه خداوند بلا را از تو بر طرف مى‌سازد.»[1]هم چنين در روايتى ديدم كه در هنگام صدقه دادن قبل از سفر گفته مى‌شود:

«اللّهمّ إنّي اشتريت بهذه الصّدقة سلامتي و سلامة سفري و ما معي. اللّهمّ احفظني و احفظ ما معي و سلّمني و سلّم ما معي و بلّغني و بلّغ ما معي ببلاغك الحسن الجميل.»

«پروردگارا، من سلامت خود و سلامت سفرم و آن چه را به همراه دارم، با اين كار نيك مى‌خرم. پروردگارا، مرا و آن چه به همراهم است حفظ فرما و سلامت بدار و به كفايت نيك و پسنديده‌ات من و آن‌ها را به مقصد برسان.»[2]آن چه را كه افزون بر آن چه گذشت ذكر خواهيم كرد، در فصلى جداگانه مى‌آوريم.

فصل: آن چه هنگام دادن صدقه مى‌گوييم‌

در آن هنگام، مى‌گوييم:

اللّهمّ إنّك قلت لقوم يتصدّقون‌وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ‌[3]و قد علمت- يا اللَّه- ما جرى في الإسلام من اختلاط الحلال بالحرام؛ فأنا أسألك بمن يعزّ عليك و بجميع الوسائل إليك أن تطهّر هذا من الأدناس و حقوق النّاس و الحرامات و الشّبهات و تصانع عنه أصحابه من الأحياء و الأموات، حتّى يصير طاهرا يصلح للصّدقة بين يديك و عرضه عليك و التّقرّب به إليك.

[1]محاسن: 349؛ مكارم الأخلاق: 256.

[2]مصباح الزّائر: 9؛ بحار 76: 236؛ مكارم الأخلاق: 246؛ محاسن: 350.

[3]بقره( 2): 268.


صفحه 98

اللّهمّ إنّ هذه لك و منك و هي صدقة عن مولانا- صلوات اللَّه عليه- و بين يدي أسفاره و حركاته و سكناته في ساعات ليله و نهاره و صدقة عمّن يعنيه أمره و ما يعنيه أمره و ما يصحبه و ما يخلّفه و صدقة عنّي و عن ذرّيّتي و أهل عنايتي و ما أصحبه و ما أخلّفه و بين يدي حركاتي و سكناتي في ساعات الأسفار باللّيل و النّهار لتكفيه و تكفينا بها كلّ خطر ممّا بطن أو ظهر و تفتح بها عليه و علينا أبواب المسارّ و طول الأعمار و الانتصار و تلهمنا ما فيه رضاك و الدّخول في حماك و الأمان في الدّنيا و يوم نلقاك و ما فيه كمال سلامتنا و سعادتنا في دنيانا و آخرتنا. اللّهمّ فتلقّها بالقبول و نجاح المسئول و بلوغ المأمول؛ برحمتك يا أرحم الرّاحمين.

پروردگارا، خود به صدقه دهندگان فرموده‌اى: (به چيزهاى پست روى نياوريد كه از آن‌ها انفاق كنيد) و اى آفريدگار، به رواج يافتن آميختگى حلال با حرام در ميان مسلمانان آگاه‌اى. پس به حقّ شرافتمندان درگاهت و به آنان كه وسيله‌هاى ما به سوى تواند، از تو مى‌خواهم كه اين صدقه را از آلودگى‌ها و حقوق مردم و حرام‌ها و شبهه‌ها پاك گردانى و صاحبان آن را از زندگان و مردگان، چنان كنى كه راضى شوند و به گونه‌اى پاك شود كه ارزش صدقه دادن در پيشگاهت و عرضه داشتن بر تو و نزديكى جستن به محضر مقدّست را با آن بيابد.

بار خدايا، بى‌ترديد اين صدقه براى تو و موهبت توست و اين صدقه‌اى است از جانب مولاى ما صلوات اللَّه عليه و پيشاپيش مسافرت‌ها و جنبش‌ها و آرامش‌هاى آن بزرگوار در تمامى لحظات شب و روز و صدقه‌اى است از جانب هر چيز و هر كس كه به امر او اهتمام مى‌ورزد و آن چه هم راه اوست و آن چه پشت سر نهاده و صدقه‌اى است پيشاپيش حركت‌ها و آرامش‌هايم در زمان سفر به هنگام شب و روز، از جانب خود و فرزندانم و آنان كه مورد توجّه من‌اند و هر آن چه هم راه دارم و آن چه به جاى گذارده‌ام تا به سبب اين صدقه، سرور ما- كه درود خدا بر او


صفحه 99

باد!- و ما را از هر چه سلامتيمان را، چه پنهان و چه آشكار، تهديد مى‌كند، رهايى دهى و درهاى شادمانى و طول عمر و پيروزى را بر آن بزرگوار و ما بگشايى و آن چه را خوشنودى‌ات در آن است و ما را در ظلّ حمايت تو درمى‌آورد و سبب ايمنى در دنيا و روز ملاقات توست و نيز آن چه كمال آسودگى و كام‌يابى‌مان را در دنيا و آخرت فراهم مى‌سازد، به ما الهام فرمايى. پروردگارا، از ما بپذير و خواسته‌هايمان را برآورده ساز و ما را به آرزويمان برسان؛ به مهربانى‌ات، اى مهربان‌ترين مهربانان.

گاه بر اين دعاها مى‌افزاييم و مى‌گوييم:

يا من يدفع بالصّدقة و الدّعاء عن أعنان السّماء ما حتم و أبرم من سوء القضاء، صلّ على محمّد و آل محمّد و ادفع بهذه الصّدقة و الدّعاء ما حتمت و أبرمت من سوء القضاء و سائر أنواع البلاء و شماتة الحسّاد و الأعداء و افتح علينا بها ما أنت أهله من طول البقاء و النّعماء و الآلاء و الشّفاء و الدّواء و بلوغ الرّجاء و إجابة الدّعاء؛ برحمتك يا أرحم الرّاحمين.

اى آن كه به سبب صدقه و دعا مقدّرات ناگوارى را كه محتوم و مسلّم شده است، از اطراف و نواحى آسمان‌ها دور مى‌گردانى، بر محمّد و خاندانش درود فرست و به اين صدقه و دعا از مقدّرات بد و بلاهاى ديگر و دل شادى حاسدان و دشمنان آن چه را كه بر ما محتوم و مقرّر داشته‌اى، از ما دور ساز و از طول عمر و آسايش و نعمت و بهبود و درمان و رسيدن به آرزو و استجابت دعا و آن چه را كه شايسته‌ى كرم توست به ما ارزانى دار؛ به رحمتت، اى مهربان‌ترين مهربانان.

هم چنين بعد از صدقه دادن دعاى روايت‌شده‌ى زير را مى‌خوانم:

«لا إله إلّا اللَّه الحليم الكريم، لا إله إلّا اللَّه العليّ العظيم، سبحان اللَّه ربّ السّماوات السّبع و ربّ الأرضين السّبع و ما فيهنّ و ما بينهنّ و ربّ العرش العظيم‌وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‌


صفحه 100

و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطّيّبين الطّاهرين.

اللّهمّ كن لي جارا من كلّ جبّار عنيد و من كلّ شيطان مريد؛ بسم اللَّه دخلت و بسم اللَّه خرجت. اللّهمّ إنّي أقدّم بين يدي نسياني و عجلتي بسم اللَّه و ما شاء اللَّه في سفري هذا ذكرته أم نسيته.

اللّهمّ أنت المستعان على الأمور كلّها و أنت الصّاحب في السّفر و الخليفة في الأهل. اللّهمّ هوّن علينا سفرنا و اطولنا الأرض و سيّرنا فيها بطاعتك و طاعة رسولك. اللّهمّ أصلح لنا ظهرنا و بارك لنا فيما رزقتنا و قنا عذاب النّار. اللّهمّ إنّا نعوذ بك من وعثاء السّفر و كآبة المنقلب و سوء المنظر في الأهل و المال و الولد. اللّهمّ أنت عضدي و ناصري. اللّهمّ اقطع عنّي بعده و مشقّته و اصحبني فيه و اخلفني في أهلي بخير و لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه العليّ العظيم.»

«معبودى جز خداى بردبار بزرگوار نيست. معبودى جز خداى بلند مرتبه‌ى والامقام نيست. پروردگار آسمان‌هاى هفت‌گانه و زمين‌هاى هفت‌گانه و نيز آن چه در آن‌ها و بين آن‌هاست و پروردگار عرش بزرگ از هر نقصى به دور است و درود بر فرستادگان خدا! ستايش مخصوص خداوند جهانيان است. درود خدا بر محمّد و خاندان نيك و پاكش باد! پروردگارا، از هر گردن‌كش ستيزنده و از هر شيطان سركش به تو پناه مى‌برم. به نام خدا آمدم و به نام خدا مى‌روم. آفريدگارا، من نام خدا و خواست خدا را در اين سفرم- چه به ياد داشته باشم و چه فراموش كنم- پيش مى‌دارم.

خداوندا، تويى كه همه‌ى كارها به كمك تو انجام مى‌شود و در سفر، هم راه و بعد از من، در خانواده‌ام جانشينم مى‌گردى. پروردگارا، سفر را بر ما آسان كن و زمين را بر ايمان در هم نورد و با اطاعت خود و پيامبرت قدممان در راه گذار. خداوندا، فرزندان ما را صالح گردان و در آن چه روزى ما ساخته‌اى، بركت قرار ده و ما را از آتش دوزخ بازدار.

خداوندا، از رنج و سختى سفر و اندوه و ملال بازگشت و از سوء نيّت‌