بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 10

7- نظم در كار را شعار خود دهيد و تمام زندگى خود را بر اساس نظم به پيش ببريد

8- علم را وسيله كسب فضايل و اخلاق و تقوا قرار دهيد تا به مقامات بالاى معنوى برسيد.

9- هرچه در اين دنيا دلمشغولى و سرگرمى بيشتر داشته باشيد، در آخرت بيشتر معطل خواهيد شد و بيشتر حساب پس خواهيد داد.

10- زير سايه ولايت اهل بيت:زندگى كنيد و اميرالمؤمنين7را الگوى خود قرار بدهيد چرا كه على7«باب العرفان» است.

11- هميشه در حال استغفار كردن باشيد تا خدا شما را مورد عفو قرار دهد.

12- خدا را فراموش نكنيد.

13- صله رحم را بجا آوريد و نمونه باشيد.

14- كمال مرد به ادب اوست. سعى كنيد در زندگى و گفتار خود ادب داشته باشيد و از بدزبانى پرهيز كنيد.

15- مراقب زبان خود باشيد. اگر مواظب زبان باشيد، خيلى از گناهان كم مى‌شود.

16- خوشا به حال جوانانى كه اهل مسجدند و كبوتران حرم خدا هستند.

17- همه كارهايتان به خدا منتهى مى‌شود. براى خدا كار كنيد كه اگر روزى از اين دنيا رفتيم مرگمان هم اثر داشته باشد.

18- در دوران جوانى خود را اصلاح كنيد كه در پيرى نخواهيد توانست.


صفحه 11

بسم اللَّه الرحمن الرحيم‌

الحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمينَ والصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلى خَيرِ خَلقِهِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ وَلَعْنَةُ اللّهِ عَلى أعْدائِهِمْ أجْمَعينَ إلى يَوْمِ الديّن‌

احكام تقليد

مسأله 1- عقيده مسلمان به اصول دين بايد از روى دليل باشد و نمى‌تواند در اصول دين تقليد نمايد اما در احكام دينى يا بايد انسان خود مجتهد باشد تا بتواند احكام را از روى دليل بدست آورد يا از مجتهد تقليد كند يا احتياط كند.

مسأله 2- به مجتهدى كه ديگران از او تقليد مى‌كنند مرجع تقليد گفته مى‌شود و به كسى كه از مرجعى تقليد مى‌كند «مقلّد» گفته مى‌شود.

مسأله 3- تقليد در احكام، عمل كردن به دستور مجتهد است.


صفحه 12

مسأله 4- مجتهدى كه از او تقليد مى‌شود بايد داراى شرائط زير باشد:

1- مرد باشد 2- بالغ باشد 3- عاقل باشد 4- شيعه دوازده امامى باشد 4- حلال‌زاده باشد 5- زنده باشد

مسأله 5- عادل كسى است كه داراى ملكه عدالت باشد و كارهايى را كه بر او واجب است بجا آورد و كارهايى را كه بر او حرام است ترك كند و اگر از اهل محل يا همسايگان او يا دوستان او حال او را بپرسند خوبى او را تصديق نمايند.

مسأله 6- بهتر است انسان از مجتهدى كه اعلم است تقليد كند و در صورتيكه اعلميت مجتهدى احراز شود واجب است از او تقليد شود گرچه احراز اعلميت مشكل است‌

مسأله 7- مجتهد و اعلم را از سه راه مى‌توان شناخت:

1- خود انسان يقين به اجتهاد يا اعلميت او پيدا كند

2- دو نفر عادل اجتهاد يا اعلميت او را تصديق كنند به شرط آن كه دو نفر عادل ديگر با گفته آنان مخالفت نكند

3- بطورى شايع شود كه انسان اطمينان پيدا كند

مسأله 8- تقليد ابتدايى از مجتهد مرده جايز نيست و اگر مجتهدى كه انسان از او تقليد مى‌كند بميرد احوط اين است كه از مجتهد زنده تقليد كند گرچه اگر مجتهد مرده اعلم باشد باقى ماندن بر تقليد او در مسائل عمل كرده شده جايز است‌

مسأله 9- راههاى بدست آوردن فتواى مجتهد بدين گونه است‌


صفحه 13

1- ديدن در رساله مجتهد

2- شنيدن از خود مجتهد

3- شنيدن فتواى مجتهد از دو نفر عادل‌

4- شنيدن از فردى كه به گفته او اطمينان دارد

مسأله 10- زمانى تقليد بر انسان واجب مى‌شود كه به سن بلوغ برسد

مسأله 11- علائم بلوغ پسران يكى از اين امور است:

1- خروج منى 2- روييدن موى خشن در زير شكم (بالاى عورت) 3- كامل شدن پانزده سال قمرى‌

مسأله 12- علائم بلوغ دختران يكى از اين دو امر است‌

1- روييدن موى خشن در زير شكم (بالاى عورت)

2- تمام شدن 9 سال قمرى‌

مسأله 13- واجب است انسان مسائلى را كه غالباً به آنها احتياج دارد، ياد بگيرد

مسأله 14- در موارديكه مجتهد در مسأله‌اى احتياط واجب كند و فتوا ندهد مقلّد مى‌تواند در آن مسئله رجوع به مجتهد ديگر كند.

مسأله 15- اگر فتواى مجتهدى عوض شود و مقلّد به آن فتوا آگاهى پيدا كند بايد طبق آن عمل كند و نمى‌تواند به فتواى سابق عمل كند اما تا زمانيكه علم به فتواى جديد پيدا نكرده مى‌تواند به فتواى قبلى عمل كند و در موارديكه شك كند كه فتواى مجتهد عوض شده جستجو لازم نيست.


صفحه 14

+/ استفتائات تقليد

سئوال: آيا زن در انتخاب مرجع تقليد خود تابع شوهر است؟

جواب: زن در انتخاب مرجع تقليد مستقل است‌

سئوال: حكم ولايت امر يا فتواى او در صورت مخالفت با رأى مرجع تقليد كدام رجحان دارد؟

جواب: در صورتيكه فتواى مجتهد با فتواى ولايت فقيه متفاوت باشد مقلد هر كدام بايد به فتواى مجتهد خود عمل كند ولى اگر حكم حكومتى ولى فقيه با حكم مجتهد متفاوت باشد حكم ولىّ فقيه مقدم است.


صفحه 15

مطَهّرات (پاك‌كننده‌ها)

از نظر اسلام طهارت و پاكى بدن و محيط اطراف در زندگى انسان اهميت فراوانى دارد و لذا دانستن مطهرات براى هر مكلّفى لازم است.

دوازده چيز نجاست را پاك مى‌كند و آنها را مطهرات گويند

1- آب‌

2- زمين‌

3- آفتاب‌

4- استحاله‌

5- كم شدن دو سوم انگور

6- انتقال‌

7- اسلام‌

8- تبعيّت‌

9- برطرف شدن عين نجاست‌

10- استبراء حيوان نجاستخوار

11- غائب شدن مسلمان‌

12- انقلاب‌


صفحه 16

1- آب‌

يكى از بهترين وسايل پاك كننده آب است و آن يا مطلق است و يا مضاف و آب مطلق بر پنج قسم است: 1- آب كر 2- آب قليل 3- آب جارى 4- آب باران 5- آب چاه‌

مسأله 1- آب كر در صورتى نجس مى‌شود كه بو يا رنگ يا مزه آن بوسيله نجاست تغيير كند اما آب قليل به محض اتصال با نجاست، نجس مى‌شود

مسأله 2- آب قليلى كه براى برطرف كردن عين نجاست روى چيز نجس ريخته مى‌شود و از آن جدا مى‌گردد نجس است و اگر به بدن يا لباس هم ترشح كند آن را نجس مى‌كند

مسأله 3- اگر مخرج بول يا غائط را با آب قليل بشويند، اين آب با پنج شرط پاك است:

1- بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد

2- نجاست ديگرى از خارج به آن نرسد

3- نجاست ديگرى مثل بو يا خون يا غائط از مخرج بول يا غائط بيرون نيامده باشد

4- ذره‌هاى غائط در آب پيدا نباشد

5- بيشتر از مقدار معمول نجاست به اطراف مخرج بول يا غائط نرسيده باشد

مسأله 4- آب جارى مثل آب نهر يا لوله و امثال آن نجاست را پاك مى‌كند مگر اينكه بو يا رنگ يا مزه آب تغيير كند


صفحه 17

مسأله 5- آب باران اگر به چيزى كه عين نجاست در آن نيست يك مرتبه ببارد آن را پاك مى‌كند و اگر آب باران از روى نجاست ترشح به جاى ديگر كند در صورتيكه عين نجس در آن نباشد يا بو يا رنگ يا مزه آن تغيير نكند، پاك است.

مسأله 6- آب مضاف به آبى گفته مى‌شود كه آن را از چيز ديگر بگيرند مثل آب هندوانه و آب پرتقال‌

مسأله 7- آب مضاف نجاست را پاك نمى‌كند هرچند زياد هم باشد و اگر ذره‌اى نجاست در آب مضاف بريزد تمام آب نجس مى‌شود هر چند آن آب زياد هم باشد

مسأله 8- آب با چهار شرط چيز نجس را پاك مى‌كند:

اوّل آن كه مطلق باشد، پس آب مضاف مانند گلاب و عرق بيد چيز نجس را پاك نمى‌كند،

دوم آن كه پاك باشد،

سوم آن كه وقتى چيز نجس را مى‌شويند، آب مضاف نشود وبو يا رنگ يا مزه نجاست هم نگيرد،

چهارم آن كه بعد از آب كشيدن چيز نجس، عين نجاست در آن نباشد

پاك شدن چيز نجس با آب قليل يعنى آب كمتر از كر شرطهاى ديگرى هم دارد كه بعداً گفته مى‌شود.

مسأله 9- ظرف نجس را با آب قليل بايد سه مرتبه شست، و شستن آن در آب كر و جارى يك مرتبه كافى است، ولى ظرفى را كه سگ‌