سهو را اعاده نمايد.
دستور سجده سهو
مسأله 1- دستور سجده سهو اين است كه بعد از سلام نماز فوراً نيّت سجده سهو كند و بنابر احتياط واجب پيشانى را به چيزى كه سجده بر آن صحيح است بگذارد و بگويد: «بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ أيُّها النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُه»، بعد بايد بنشيند و دوباره به سجده رود و ذكرى كه گفتهشد، بگويد و بنشيند و بعد از خواندن تشهّد سلام دهد.
قضاى سجود و تشهّد فراموش شده
مسأله 1- سجده وتشهّد را كه انسان فراموش كرده و بعد از نماز قضاى آن را بجا مىآورد، بايد تمام شرائط نماز مانند پاك بودن بدن ولباس ورو به قبله بودن وشرطهاى ديگر را داشته باشد.
مسأله 2- اگر بين سلام نماز وقضاى سجده يا تشهّد كارى كند كه براى آن سجده سهو واجب مىشود، مثل آن كه سهواً حرف بزند، بنابر احتياط واجب بايد سجده يا تشهّد را قضا كند وغير از سجده سهوى كه براى قضاى سجده يا تشهّد لازم است، بنابر احتياط واجب دو سجده سهو ديگر بنمايد.
مسأله 3- اگر نداند كه سجده را فراموش كرده يا تشهّد را، بايد هر دو را قضا نمايد و هركدام را اوّل بجا آورد اشكال ندارد در صورتى كه
تقدّم را در فرض فوق نداند.
مسأله 4- كسى كه بايد سجده يا تشهّد را قضا نمايد، اگر براى كار ديگرى هم سجده سهو بر او واجب شود، بايد بعد از نماز، سجده يا تشهّد را قضا نمايد، بعد سجده سهو را بجا آورد.
+/ استفتائات شكيات و نماز احتياط
سئوال 1: اخيراً مهرى براى نماز درست كردهاند كه عدد ركعات را مشخص مىكند آيا براى اثبات عدد ركعات شرعاً حجيّت دارد؟
جواب: اگر اطمينان حاصل كند حجيّت دارد
سئوال 2: كسى كه مشغول نماز عشاء است و در بين نماز، شك مىكند كه نماز مغرب را خوانده يا نه تكليف او چيست؟
جواب: اگر به ركوع ركعت چهارم نرسيده و در وقت مشترك نماز است، نيّتش را عدول دهد به نماز مغرب و اگر در وقت مختص نماز عشاء شك كند بنا بگذارد بر اينكه نماز مغرب را بجا آورده است.
سئوال 3: اگر انسان در نماز چهار ركعتى يكى از شكهاى صحيح برايش پيش آيد ولى بعد از نماز نمىداند كدام بوده است وظيفه او چيست؟
جواب: يك ركعت نماز احتياط ايستاده و همچنين دو ركعت نماز احتياط ايستاده و دو سجده سهو بقصد مافى الذمّه انجام دهد
كم و زياد كردن اجزاء و شرايط نماز
مسأله 1- اگر به واسطه ندانستن مسأله، چيزى از واجبات نماز را
كم يا زياد كند، اگر ركن باشد نمازش باطل است و اگر ركن نباشد نماز او بنابر احتياط واجب باطل است، ولى اگر به واسطه ندانستن مسأله حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشاء را آهسته بخواند، يا حمد وسوره ظهر و عصر را بلند بخواند، يا در مسافرت نماز ظهر و عصر و عشاء را چهار ركعتى بخواند، نمازش صحيح است.
مسأله 2- اگر در بين نماز بفهمد وضو يا غسلش باطل بوده، يا بدون وضو يا غسل مشغول نماز شده، بايد نماز را به هم بزند و دوباره باوضو يا غسل بخواند و اگر بعد از نماز بفهمد، بايد دوباره نماز را با وضو يا غسل بجا آورد و اگر وقت گذشته، قضا نمايد.
مسأله 3- اگر پيش از گفتن السلام علينا والسلام عليكم يادش بيايد كه دو سجده ركعت آخر را بجا نياورده، بايد دو سجده را بجا آورد ودوباره تشهّد بخواند ونماز را سلام دهد وواجب است دو سجده سهو براى زيادتى تشهّد بجا آورد.
نماز مسافر
مسافر بايد نماز ظهر و عصر و عشاء را با هشت شرط شكسته بجا آورد يعنى دو ركعتى بخواند
شرط اول: آنكه سفر او كمتر از هشت فرسخ شرعى (5/ 5 كيلومتر) نباشد
مسأله 1- اگر محلّى دو راه داشته باشد، يك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت فرسخ يا بيشتر باشد، چنانچه انسان از راهى
كه هشت فرسخ است به آنجا برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر از راهى كه هشت فرسخ نيست برود، بايد تمام بخواند.
شرط دوم: آنكه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد
مسأله 2- كسى كه قصد هشت فرسخ دارد، اگرچه در هر روز مقدار كمى راه برود، وقتى به جايى برسد كه ديوار شهر را نبيند و اذان آن را نشنود، بايد نماز را شكسته بخواند ولى اگر در هر روز مقدار خيلى كمى راه برود كه نگويند مسافر است بايد نمازش را تمام بخواند.
شرط سوم:آنكه در بين راه از قصد خود برنگردد
مسأله 3- اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود وتصميم داشته باشد كه همان روز يا شب آن برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند و همچنين اگر در همان روز يا همان شب برنگردد وبخواهد كمتر از ده روز در آنجا بماند، نمازش را شكسته بخواند.
شرط چهارم:آنكه پيش از هشت فرسخ از وطن خود يا جايى كه قصد ماندن ده روز در آنجا را كرده، نگذرد.
مسأله 4- كسى كه نمىداند پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش مىگذرد يا نه، يا ده روز در جايى مىماند يا نه، بايد نماز را تمام بخواند.
شرط پنجم:آنكه براى كار حرام همانند دزدى سفر نكند
مسأله 5- سفرى كه اسباب اذيّت پدر ومادر باشد حرام است وانسان بايد در آن سفر نماز را تمام بخواند وروزه هم بگيرد.
مسأله 6- كسى كه سفر او حرام نيست وبراى كار حرام هم سفر
نمىكند، اگرچه در سفر معصيتى انجام دهد، مثلًا غيبت كند يا شراب بخورد بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله 7- اگر به قصد تفريح وگردش مسافرت كند، حرام نيست و بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله 8- اگر براى لهو وخوشگذرانى به شكار رود، نمازش تمام است و چنانچه براى تهيّه معاش شكار رود، نمازش شكسته است و اگر براى كسب وزياد كردن مال برود، احتياط واجب آن است كه نماز را هم شكسته وهم تمام بخواند، ولى بايد روزه نگيرد گرچه در روزه هم اگر احتياط كند بسيار خوب است.
مسأله 9- كسى كه براى معصيت سفر كرده، موقعى كه از سفر برمىگردد بايد نماز را شكسته بخواند خواه توبه كرده باشد يا توبه نكرده باشد مگر اين كه در برگشتن هم قصد معصيت كند يا برگشتن آن هم جزو سفر قبلى حساب شود.
مسأله 10- كسى كه براى معصيت سفر نكرده، اگر در بين راه قصد كند كه بقيّه راه را براى معصيت برود، بايد نماز را تمام بخواند ولى نمازهايى را كه شكسته خوانده صحيح است.
شرط ششم:آن كه از صحرانشينان و عشاير نباشد
شرط هفتم:آنكه شغل او مسافرت نباشد پس راننده و ناخدا بايد نماز را تمام بخوانند
شرط هشتم:آنكه بحد ترخّص برسد يعنى از وطن يا جايى كه قصد ده روز در آنجا را كرده بقدرى دور شود كه ديوار شهر را نبيند و صداى
اذان آن را نشنود.
وطن و احكام آن
مسأله 1- جايى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن اوست چه در آنجا بدنيا آمده ووطن پدر ومادرش باشد ياخودش آنجا را براىزندگى اختيار كرده باشد.
مسأله 2- اگر قصد دارد در جايى كه وطن اصليش نيست مدّتى بماند و بعد به جاى ديگر رود آنجا وطن او حساب نمىشود ولى اگر قصد دارد كه بيش از دو سال در آنجا بماند حكم وطن را دارد.
مسأله 3- جايى را كه انسان محلّ زندگى خود قرار داده ومثل كسى كه آنجا وطن اوست در آنجا زندگى مىكند كه اگر مسافرتى براى او پيش آيد، دوباره به همانجا برميگردد، اگرچه قصد نداشته باشد كه هميشه در آنجا بماند، احكام وطن بر او مترتّب مىشود.
مسأله 4- كسى كه در دو محلّ زندگى مىكند، مثلًا شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر مىماند، هر دو وطن اوست و نيز اگر بيشتر از دو محلّ را براى زندگى خود اختيار كرده باشد، همه آنها وطن او حساب مىشود.
مسأله 5- احكام وطن بر جايى كه صرف نظر از آن كرده است جارى نيست چه در آنجا ملك داشته باشد يا نه، وچه در آنجا شش ماه مانده باشديانه.
احكام قصد ده روز ماندن
مسأله 1- مسافرى كه قصد دارد ده روز پشت سر هم در جايى بماند، يا مىداند كه بدون اختيار ده روز در جايى مىماند در آن محلّ بايد نماز را تمام بخواند.
مسأله 2- مسافرى كه مىخواهد ده روز در جايى بماند، لازم نيست قصد ماندن شب اوّل يا شب يازدهم را داشته باشد وهمين كه قصد كند از اوّل آفتاب روز اوّل تا غروب روز دهم بماند بايد نماز را تمام بخواند و نيز اگر مقصودش اين باشد كه از ظهر روز اوّل تا ظهر روز يازدهم بماند واجب آن است كه نماز را تمام بخواند
مسأله 3- مسافرى كه بخواهد ده روز در محلّى بماند، اگر از اوّل قصد داشته باشد كه در بين ده روز باطراف آنجا برود، چنانچه جايى كه مىخواهد برود به قدرى دور باشد كه از آنجا صداى اذان آن محلّ را نشنود، اگرچه بخواهد همان روزى كه مىرود برگردد، بايد در تمام ده روز نماز را شكسته بخواند و احتياط مستحبّ آن است كه نماز را هم تمام و هم شكسته بخواند و اگر به اين مقدار دور نباشد بايد نماز را تمام بخواند.
مسأله 4- مسافرى كه تصميم ندارد ده روز در جايى بماند مثلًا قصدش اين است كه اگر رفيقش بيايد، يا منزل خوبى پيدا كند، ده روز بماند بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله 5- اگر مسافر قصد كند ده روز در جايى بماند، چنانچه پيش از خواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود، يا مرددّ شود
كه آنجا بماند يا جاى ديگر برود، بايد نماز را شكسته بخواند، و اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود، يا مرددّ شود، تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند.
مسأله 6- مسافرى كه قصد كرده ده روز در جايى بماند، اگر روزه بگيرد و بعد ازظهر ازماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه يك نماز چهار ركعتى خوانده باشد، روزهاش صحيح است وتا وقتى در آنجا هست بايد نمازهاى خود را تمام بخواند و اگر يك نماز چهار ركعتى نخوانده باشد، روزه آن روزش صحيح است اگرچه بنابر احتياط مستحبّ روزه را قضا بنمايد امّا نمازهاى خود را بايد شكسته بخواند وروزهاى بعد هم نمىتواند روزه بگيرد.
احكام ماندن 30 روز در يك مكان
مسأله 1- اگر مسافر بعد از رسيدن به هشت فرسخ سى روز درجايى بماند و در تمام سى روز در رفتن وماندن مردد باشد، بعد از گذشتن سى روز اگرچه مقدار كمى در آنجا بماند بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر پيش از رسيدن به هشت فرسخ در رفتن بقيه راه مردد شود، از وقتى كه مردد مىشود، بايد نماز را تمام بخواند.
مسأله 2- مسافرى كه مىخواهد نه روز يا كمتر در جايى بماند، اگر بعد از آن كه نه روز يا كمتر در آنجا ماند، بخواهد دوباره نه روز ديگر يا كمتر بماند و همينطور تا سى روز، روز سى ويكم بايد نماز را تمام بخواند.