1- آب
يكى از بهترين وسايل پاك كننده آب است و آن يا مطلق است و يا مضاف و آب مطلق بر پنج قسم است: 1- آب كر 2- آب قليل 3- آب جارى 4- آب باران 5- آب چاه
مسأله 1- آب كر در صورتى نجس مىشود كه بو يا رنگ يا مزه آن بوسيله نجاست تغيير كند اما آب قليل به محض اتصال با نجاست، نجس مىشود
مسأله 2- آب قليلى كه براى برطرف كردن عين نجاست روى چيز نجس ريخته مىشود و از آن جدا مىگردد نجس است و اگر به بدن يا لباس هم ترشح كند آن را نجس مىكند
مسأله 3- اگر مخرج بول يا غائط را با آب قليل بشويند، اين آب با پنج شرط پاك است:
1- بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد
2- نجاست ديگرى از خارج به آن نرسد
3- نجاست ديگرى مثل بو يا خون يا غائط از مخرج بول يا غائط بيرون نيامده باشد
4- ذرههاى غائط در آب پيدا نباشد
5- بيشتر از مقدار معمول نجاست به اطراف مخرج بول يا غائط نرسيده باشد
مسأله 4- آب جارى مثل آب نهر يا لوله و امثال آن نجاست را پاك مىكند مگر اينكه بو يا رنگ يا مزه آب تغيير كند
مسأله 5- آب باران اگر به چيزى كه عين نجاست در آن نيست يك مرتبه ببارد آن را پاك مىكند و اگر آب باران از روى نجاست ترشح به جاى ديگر كند در صورتيكه عين نجس در آن نباشد يا بو يا رنگ يا مزه آن تغيير نكند، پاك است.
مسأله 6- آب مضاف به آبى گفته مىشود كه آن را از چيز ديگر بگيرند مثل آب هندوانه و آب پرتقال
مسأله 7- آب مضاف نجاست را پاك نمىكند هرچند زياد هم باشد و اگر ذرهاى نجاست در آب مضاف بريزد تمام آب نجس مىشود هر چند آن آب زياد هم باشد
مسأله 8- آب با چهار شرط چيز نجس را پاك مىكند:
اوّل آن كه مطلق باشد، پس آب مضاف مانند گلاب و عرق بيد چيز نجس را پاك نمىكند،
دوم آن كه پاك باشد،
سوم آن كه وقتى چيز نجس را مىشويند، آب مضاف نشود وبو يا رنگ يا مزه نجاست هم نگيرد،
چهارم آن كه بعد از آب كشيدن چيز نجس، عين نجاست در آن نباشد
پاك شدن چيز نجس با آب قليل يعنى آب كمتر از كر شرطهاى ديگرى هم دارد كه بعداً گفته مىشود.
مسأله 9- ظرف نجس را با آب قليل بايد سه مرتبه شست، و شستن آن در آب كر و جارى يك مرتبه كافى است، ولى ظرفى را كه سگ
ليسيده يا از آن ظرف آب يا چيز روان ديگر خورده، بايد اوّل با خاك پاك، خاك مال كرد و بعد يك مرتبه در آب كر يا جارى يا دو مرتبه با آب قليل شست و همچنين ظرفى را كه آب دهان سگ درآن ريخته باشد.
مسأله 10- ظرف نجس را با آب قليل دو گونه مىشود آب كشيد:
1- آن كه سه مرتبه پر كنند وخالى كنند، 2- آن كه سه دفعه قدرى آب در آن بريزند و در هر دفعه آب را طورى در آن بگردانند كه به جاهاى نجس آن برسد و بيرون بريزند.
مسأله 11- اگر چيز نجس را بعد از برطرف كردن عين نجاست يك مرتبه در آب كر يا جارى فرو برند كه آب به تمام جاهاى نجس آن برسد، پاك مىشود، و در فرش ولباس ومانند اينها فشار لازم نيست.
مسأله 12- اگر بخواهند چيزى را كه به بول نجس شده با آب قليل آب بكشند ابتدا يك مرتبه آب روى آن بريزند بطوريكه بول در آن چيز نماند و سپس دو مرتبه ديگر آب روى آن بريزند تا پاك شود ولى در لباس و فرش و مانند اينها بايد بعد از هر دفعه فشار دهند تا غساله آن بيرون آيد (وغساله آبى است كه معمولًا در وقت شستن و بعد از آن از چيزى كه شسته مىشود، خود بخود يابوسيله فشار مىريزد).
مسأله 13- اگر چيزى به بول پسر شيرخوارى كه غذاخور نشده نجس شود و يك مرتبه آب روى آن بريزند كه به تمام جاهاى نجس آب برسد پاك مىشود
مسأله 14- اگر چيزى بغير بول نجس شود، چنانچه بعد از برطرف كردن نجاست يك مرتبه آب روى آن بريزند و از آن جدا شود پاك
مىگردد و نيز اگر در دفعه اوّل كه آب روى آن مىريزند نجاست آن برطرف شود و بعد از برطرف شدن نجاست هم آب روى آن بريزند پاك مىشود ولى در هر دو صورت لباس ومانند آن را بايد فشار دهند تا غساله آن بيرون آيد.
مسأله 15- هر چيز نجس، تا عين نجاست را از آن برطرف نكنند پاك نمىشود، ولى اگر بو يا رنگ نجاست در آن مانده باشد اشكال ندارد، پس اگر خون را از لباس برطرف كنند ولباس را آب بكشند ورنگ خون در آن بماند پاك مىباشد، اما چنانچه به واسطه بو يا رنگ يقين كنند يا احتمال بدهند كه ذرههاى نجاست در آن چيز مانده، نجس است.
مسأله 16- غذاى نجسى كه لاى دندانها مانده اگر آب در دهان بگردانند و به تمام غذاى نجس برسد پاك مىشود.
مسأله 17- اگر موى سر و صورت زياد باشد و آب هم قليل، احتياطاً بايد فشار دهند كه غساله آن جدا شود.
2- زمين
مسأله 1: زمين با سه شرط كف پا وته كفش نجس را پاك مىكند:
اوّل آن كه زمين پاك باشد، دوم آن كه خشك باشد، سوم آن كه اگر عين نجس مثل خون و بول، يا متنجس مثل گلى كه نجس شده در كف پا و ته كفش باشد، به واسطه راه رفتن يا ماليدن پا بزمين برطرف شود، و نيز زمين بايد خاك يا سنگ يا آجرفرش ومانند اينها باشد و با راه رفتن
روى فرش و حصير و سبزه، كف پا و ته كفش پاك نمىشود.
مسأله 2- براى پاك شدن كف پا و ته كفش بهتر است پانزده قدم يا بيشتر راهبروند، اگرچه به كمتر از پانزده قدم يا ماليدن پا به زمين، نجاست برطرف شود.
مسأله 3- اگر بعد از راه رفتن، بو يا رنگ يا ذرههاى كوچكى از نجاست كه ديده نمىشود، در كف پا يا ته كفش بماند اشكال ندارد اگرچه احتياط مستحب آن است كه به قدرى راه برود تا آنها برطرف شوند.
مسأله 4- توى كفش و مقدارى از كف پا كه بزمين نمىرسد، به واسطه راه رفتن پاك نمىشود و پاك شدن جوراب به واسطه راه رفتن محل اشكال است.
3- آفتاب
مسأله 1- آفتاب زمين و ساختمان و چيزهائى كه مانند درب و پنجره، در ساختمان به كار برده شده و همچنين ميخى را كه به ديوار كوبيدهاند با پنج شرط پاك مىكند:
اوّل آن كه چيز نجس به طورى تر باشد، كه اگر چيز ديگرى به آن برسد تر شود، پس اگر خشك باشد بايد به وسيلهاى آن را تر كنند تا آفتاب خشك كند،
دوم آن كه اگر عين نجاست در آن چيز باشد پيش از تابيدن آفتاب آن را برطرف كند،
سوم آن كه چيزى از تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند، پس اگر آفتاب از
پشت پرده يا ابر و مانند اينها بتابد و چيز نجس را خشك كند، آن چيز پاك نمىشود، ولى اگر ابر به قدرى نازك باشد كه از تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند، اشكال ندارد،
چهارم آن كه آفتاب به تنهايى چيز نجس را خشك كند، پس اگر مثلًا چيز نجس به واسطه باد و آفتاب خشك شود، پاك نمىگردد، ولى اگر باد به قدرى كم باشد كه نگويند به خشك شدن چيز نجس كمك كرده اشكال ندارد،
پنجم آن كه آفتاب مقدارى از بنا و ساختمان را كه نجاست به آن فرو رفته يك مرتبه خشك كندپس اگر يك مرتبه بر زمين و ساختمان نجس بتابد و روى آن را خشك كند و دفعه ديگر زير آن را خشك نمايد، فقط روى آن پاك مىشود و زير آن نجس مىماند.
مسأله 2- در پاك شدن حصير نجس بوسيله آفتاب اشكال است وليكن درخت و ميوههاى آن و گياه به واسطه آفتاب پاك مىشود.
مسأله 3- اگر آفتاب به زمين نجس بتابد، بعد انسان شك كند كه زمين موقع تابيدن آفتاب تر بوده يا نه، يا ترى آب به واسطه آفتاب خشك شده يا نه، آن زمين نجس است و همچنين است اگر شك كند كه پيش از تابش آفتاب عيننجاست از آن برطرف شده يا نه يا شك كند كه چيزى مانع تابش آفتاب بوده يا نه.
4- استحاله
مسأله 1- اگر جنس عين نجس به طورى عوض شود كه بصورت چيز پاكى در آيد پاك مىشود، و مىگويند استحاله شده است، مثل آن كه
سگ در نمكزار فرو رود و نمك شود ولى اگر جنس آن عوض نشود مثل آن كه گندم نجس را آرد كنند يا نان بپزند پاك نمىشود. لازم به ذكر است اگر چيزى كه نجاست بر روى آن افتاده است، استحاله شود پاك شدن آن خالى از اشكال نيست و لذا به احتياط واجب بايد از آن اجتناب شود مثل آنكه چوب متنجس خاكستر شود.
مسأله 2- چيز نجسى كه معلوم نيست استحاله شده يا نه، نجس است.
5- كم شدن دوسوم آب انگور
مسأله 1- آب انگورى كه به آتش جوشيده اگر آنقدر بجوشد كه 23 آن كم شود و يك قسمت آن باقى بماند حلال و پاك است بنابر نجاست آن ولى اگر بخودى خود جوش بيايد فقط به سركه شدن حلال مىشود بنابر احتياط واجب.
مسأله 2- آب انگورى كه معلوم نيست جوش آمده يانه خوردنش حلال است.
مسأله 3- اگر يك دانه انگور در چيزى كه به آتش مىجوشد بيفتد و بجوشد پاك است اگرچه خوردن آن حرام است.
مسأله 4- چيزى كه معلوم نيست غوره است يا انگور، اگر جوش بيايد حرام نمىشود.
6- انتقال
مسأله 1- اگر خون بدن انسان يا خون حيوانى كه خون جهنده دارد،
يعنى حيوانى كه وقتى رگ آن را ببرند خون از آن جستن مىكند، به بدن حيوانى كه خون جهنده ندارد برود و خون آن حيوان حساب شود پاك مىگردد و اين را انتقال گويند، پس خونى كه زالو از انسان مىمكد چون خون زالو به آن گفته نمىشود و مىگويند خون انسان است نجس است.
مسأله 2- اگر كسى پشهاى را كه به بدنش نشسته بكشد و نداند خونى كه از پشه بيرون آمده از او مكيده يا از خود پشه است پاك مىباشد و همچنين است اگر بداند از او مكيده ولى جزو بدن پشه حساب شود، امّا اگر فاصله بين مكيدن خون و كشتن پشه به قدرى كم باشد، كه بگويند خون انسان است، يا معلوم نباشد كه جزو خون پشه است يا خون انسان، نجس مىباشد.
7- اسلام
مسأله 1- اگر كافر شهادتين بگويد يعنى بگويد: «اشهد ان لا إله إلّا اللَّه واشهد انّ محمّداً رسول اللَّه»، مسلمان مىشود و بعد از مسلمان شدن، بدن و آب دهان و بينى و عرق او پاك است ولى اگر موقع مسلمان شدن، عين نجاست به بدن او بوده، بايد برطرف كند و جاى آن را آب بكشد، بلكه اگر پيش از مسلمان شدن عين نجاست برطرف شده باشد، اقوى آن است كه جاى آن را آب بكشد.
مسأله 2- اگر موقعى كه كافر بوده لباس او با رطوبت به بدنش رسيده باشد نبايد آن لباس در موقع مسلمان شدن در بدن او باشد و اگر