غصب
غصب آن است كه انسان از روى ظلم بر مال يا حق كسى مسلط شود كه از گناهان بزرگ است و غاصب در قيامت به عذاب سختى گرفتار مىشود
مسأله 1- اگر انسان چيزى را غصب كند بايد به صاحبش برگرداند و اگر آن چيز از بين برود، بايد عوض آن را به او بدهد.
مسأله 2- هرگاه دو نفر باهم چيزى را غصب كنند اگر هريك به تنهايى مىتوانستهاند آن را غصب نمايند، هركدام آنان ضامن تمام آن است در صورتى كه فعلًا عين مال در تصرّف هر دو باشد و اگر هر كدام نصف آن را تحت قدرت دارند ضامن نصف هستند.
مسأله 3- اگر چيزى را كه غصب كرده به طورى تغيير دهد كه از اوّلش بهتر شود مثلًا طلايى را كه غصب كرده گوشواره بسازد، چنانچه صاحب مال بگويد مال را به همين صورت بده، بايد به او بدهد ونميتواند براىزحمتى كه كشيده مزد بگيرد، بلكه بدون اجازه مالك حقّ ندارد آن رابهصورت اوّلش در آورد و اگر بدون اجازه او آن چيز را مثل اوّلش كند، بايد مزد ساختن آن را به صاحبش بدهد بلكه تفاوت
قيمت هم را ضامناست.
مسأله 4- هرگاه مالى را از فروشنده بگيرد كه آن را ببيند يا مدّتى نزد خود نگهدارد تا اگر پسنديد بخرد، در صورتى كه آن مال تلف شود، بايد عوض آن را به صاحبش بدهد.
مالى كه انسان آن را پيدا مىكند
مسأله 1- مالى كه انسان پيدا مىكند اگر نشانهاى نداشته باشد كه به واسطه آن، صاحبش معلوم شود، نمىتواند به قصد اين كه ملك خودش شود آن را بردارد بلكه احتياط واجب آن است كه از طرف صاحبش صدقه بدهد.
مسأله 2- اگر مالى پيدا كند كه نشانه دارد وقيمت آن از 6/ 12 نخود نقره سكّهدار كمتر است، چنانچه صاحب آن معلوم باشد وانسان نداند راضى است يا نه، نمىتواند بدون اجازه او بردارد، و اگر صاحب آن معلوم نباشد، مىتواند به قصد اين كه ملك خودش شود بردارد، گرچه احتياط واجب آن است كه هر وقت صاحبش پيدا شد، عوض آن را به او بدهد و در صورتى كه خود مال باقى است خود مال را بدهد. و در صورتى كه مال در حرم مكه پيدا شود احتياط واجب آنست كه برندارد.
مسأله 3- اگر انسان چيزى پيدا كند كه قيمت آن از 6/ 12 نخود نقره سكهدار بيشتر است بايد آن را درمحل اجتماع مردم تا يكسال اعلامكند
مسأله 4- اگر تا يك سال اعلان كند وصاحب مال پيدا نشود، مىتواند آن را براى خود بردارد، به قصد اين كه هروقت صاحبش پيدا
شد عوض آن را به او بدهد، يا براى او نگهدارى كند كه هروقت پيدا شد به او بدهد، ولى احتياط مستحبّ آن است كه از طرف صاحبش صدقه بدهد يا به حاكم شرع برساند خصوصاً اگر در حرم مكه پيدا شده باشد.
مسأله 5- كسى كه مالى راپيدا كرده، اگر عمداً به دستورى كه گفته شد اعلان نكند، گذشته از اين كه معصيت كرده باز هم واجب است اعلان كند.
سربريدن و شكار حيوانات
مسأله 1- اگر حيوان حلال گوشت را سر ببرند با شرائطى كه خواهد آمد خواه وحشى باشد يا اهلى بعد از جان دادن گوشت آن حلال و بدن آن پاك است مگر آنكه حيوانى باشد كه انسان با او وطى كرده باشد و يا حيوان نجاستخوار شده باشد كه بعد از سر بريدن گوشت آن حلال نيست
مسأله 2- حيوان وحشى حلال گوشت با شكار كردن همراه با شرائط شكار، پاك و حلال است اما حيوان حلال گوشت اهلى با شكار كردن پاك و حلال نمىشود
مسأله 3- حيوان حلال گوشت وحشى در صورتى با شكار پاك و حلال مىشود كه بتواند فرار كند يا پرواز كند پس بچه آهو و بچه كبك و امثال آن با شكار كردن پاك و حلال نمىشود
مسأله 4- حيوان حلال گوشتى كه مانند ماهى خون جهنده ندارد، اگر بخودى خود بميرد، پاك است ولى گوشت آن را نمىشود خورد.
مسأله 5- حيوان حرام گوشتى كه خون جهنده ندارد مانند مار با سر بريدن حلال نمىشود ولى مرده آن پاك است.
مسأله 6- سگ وخوك به واسطه سر بريدن و شكار كردن پاك نمىشوند و خوردن گوشت آنها هم حرام است وحيوان حرام گوشتى را كه درنده وگوشتخوار است مانند گرگ وپلنگ اگر به دستورى كه گفته مىشود سر ببرند، يا با تير ومانند آن شكار كنند پاك است ولى گوشت آن حلال نمىشود و اگر با سگ شكارى آن را شكار كنند، پاك شدن بدنش هم اشكال دارد.
دستور سربريدن حيوان
مسأله 7- دستور سر بريدن حيوان آن است كه حلقوم (مجراى نفس) و مرى (مجراى غذا) و دو شاهرگ را كه در دو طرف حلقوم است و به آنها اوداج اربعه (چهار رگ) گفته مىشود از پايين برآمدگى زير گلو بطور كامل ببرند و اگر آنها را بشكافند، كافى نيست.
مسأله 8- اگر بعضى از چهار رگ را ببرند وصبر كنند تا حيوان بميرد بعد بقيه را ببرند فائده ندارد، امّا اگر به اين مقدار هم صبر نكنند ولى بطور معمول چهار رگ را پشت سر هم نبرند، اگر چه پيش از جان دادن، بقيه رگها را ببرند، اشكال دارد.
شرايط سر بريدن حيوان
مسأله 9- سر بريدن حيوان شش شرط دارد
اوّل: آن كسى كه سر حيوان را مىبرد مسلمان باشد و بچه مسلمان مميّز هم مىتواند سر حيوان را ببرد
دوّم: سر حيوان را با آهن ببرند و يا با چيز فلزى تيزى كه مثل استيل كه چهار رگ را جدا كند سر را ببرند
سوّم: در موقع سربريدن، محل بريدن و شكم حيوان رو به قبله باشد
چهارم: موقع بريدن سر حيوان يا موقع گذاشتن كارد به گلوى حيوان به نيّت خدا بسم اللَّه بگويد
پنجم: حيوان پس از سر بريدن حركت كند ولو به اينكه چشم يا دم خود را حركت دهد
مسأله 10- اگر فراموش كرد كه حيوان را رو به قبله كند يا مسئله را نمىدانست يا قبله را اشتباه گرفت و حيوان را سر بريد اشكال ندارد
مسأله 11- اگر از روى فراموشى نام خدا را نبرد، اشكال ندارد
احكام شكار كردن با اسلحه
مسأله 12- اگر حيوان وحشى حلال گوشت را با اسلحه شكار كنند با پنج شرط پاك و حلال است
اول: آنكه اسلحه شكار تيز يا برنده باشد و بدن حيوان را پاره كند
دوم: آنكه شكار كننده مسلمان يا بچه مسلمان باشد
سوم: اسلحه را براى شكار حيوان بكار برد و اگر مثلًا جايى را نشانه رفته و اتفاقاً به حيوانى برخورد كند و آن را بكشد پاك وحلال نيست
چهارم: در وقت استفاده از اسلحه نام خدا را ببرد
پنجم: وقتى انسان به حيوان برسد مرده باشد يا اگر زنده است فرصت براى سربريدن او نيست و الا بايد سر حيوان را ببرد
تا پاك و حلال شود
صيد ماهى
مسأله 13- اگر ماهى فلسدار را زنده از آب بگيرند وبيرون آب جان دهد، پاك است وخوردن آن حلال است و چنانچه در آب بميرد پاك است وخوردن آن حرام مىباشد وماهى بىفلس را اگرچه زنده از آب بگيرند وبيرون آب جان دهد، حرام است.
مسأله 14- اگر ماهى از آب بيرون بيفتد يا آن را بيرون بيندازند يا آب فرو رود و ماهى در خشكى بماند، چنانچه پيش از آن كه بميرد، با دست يا بوسيله ديگر كسى آن را بگيرد، بعد از جان دادن حلال است.
مسأله 15- كسى كه ماهى را صيد مىكند، لازم نيست مسلمان باشد و در موقع گرفتن، نام خدا را ببرد ولى بايد بداند كه در بيرون آب جان دادهاست.