روى فرش و حصير و سبزه، كف پا و ته كفش پاك نمىشود.
مسأله 2- براى پاك شدن كف پا و ته كفش بهتر است پانزده قدم يا بيشتر راهبروند، اگرچه به كمتر از پانزده قدم يا ماليدن پا به زمين، نجاست برطرف شود.
مسأله 3- اگر بعد از راه رفتن، بو يا رنگ يا ذرههاى كوچكى از نجاست كه ديده نمىشود، در كف پا يا ته كفش بماند اشكال ندارد اگرچه احتياط مستحب آن است كه به قدرى راه برود تا آنها برطرف شوند.
مسأله 4- توى كفش و مقدارى از كف پا كه بزمين نمىرسد، به واسطه راه رفتن پاك نمىشود و پاك شدن جوراب به واسطه راه رفتن محل اشكال است.
3- آفتاب
مسأله 1- آفتاب زمين و ساختمان و چيزهائى كه مانند درب و پنجره، در ساختمان به كار برده شده و همچنين ميخى را كه به ديوار كوبيدهاند با پنج شرط پاك مىكند:
اوّل آن كه چيز نجس به طورى تر باشد، كه اگر چيز ديگرى به آن برسد تر شود، پس اگر خشك باشد بايد به وسيلهاى آن را تر كنند تا آفتاب خشك كند،
دوم آن كه اگر عين نجاست در آن چيز باشد پيش از تابيدن آفتاب آن را برطرف كند،
سوم آن كه چيزى از تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند، پس اگر آفتاب از
پشت پرده يا ابر و مانند اينها بتابد و چيز نجس را خشك كند، آن چيز پاك نمىشود، ولى اگر ابر به قدرى نازك باشد كه از تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند، اشكال ندارد،
چهارم آن كه آفتاب به تنهايى چيز نجس را خشك كند، پس اگر مثلًا چيز نجس به واسطه باد و آفتاب خشك شود، پاك نمىگردد، ولى اگر باد به قدرى كم باشد كه نگويند به خشك شدن چيز نجس كمك كرده اشكال ندارد،
پنجم آن كه آفتاب مقدارى از بنا و ساختمان را كه نجاست به آن فرو رفته يك مرتبه خشك كندپس اگر يك مرتبه بر زمين و ساختمان نجس بتابد و روى آن را خشك كند و دفعه ديگر زير آن را خشك نمايد، فقط روى آن پاك مىشود و زير آن نجس مىماند.
مسأله 2- در پاك شدن حصير نجس بوسيله آفتاب اشكال است وليكن درخت و ميوههاى آن و گياه به واسطه آفتاب پاك مىشود.
مسأله 3- اگر آفتاب به زمين نجس بتابد، بعد انسان شك كند كه زمين موقع تابيدن آفتاب تر بوده يا نه، يا ترى آب به واسطه آفتاب خشك شده يا نه، آن زمين نجس است و همچنين است اگر شك كند كه پيش از تابش آفتاب عيننجاست از آن برطرف شده يا نه يا شك كند كه چيزى مانع تابش آفتاب بوده يا نه.
4- استحاله
مسأله 1- اگر جنس عين نجس به طورى عوض شود كه بصورت چيز پاكى در آيد پاك مىشود، و مىگويند استحاله شده است، مثل آن كه
سگ در نمكزار فرو رود و نمك شود ولى اگر جنس آن عوض نشود مثل آن كه گندم نجس را آرد كنند يا نان بپزند پاك نمىشود. لازم به ذكر است اگر چيزى كه نجاست بر روى آن افتاده است، استحاله شود پاك شدن آن خالى از اشكال نيست و لذا به احتياط واجب بايد از آن اجتناب شود مثل آنكه چوب متنجس خاكستر شود.
مسأله 2- چيز نجسى كه معلوم نيست استحاله شده يا نه، نجس است.
5- كم شدن دوسوم آب انگور
مسأله 1- آب انگورى كه به آتش جوشيده اگر آنقدر بجوشد كه 23 آن كم شود و يك قسمت آن باقى بماند حلال و پاك است بنابر نجاست آن ولى اگر بخودى خود جوش بيايد فقط به سركه شدن حلال مىشود بنابر احتياط واجب.
مسأله 2- آب انگورى كه معلوم نيست جوش آمده يانه خوردنش حلال است.
مسأله 3- اگر يك دانه انگور در چيزى كه به آتش مىجوشد بيفتد و بجوشد پاك است اگرچه خوردن آن حرام است.
مسأله 4- چيزى كه معلوم نيست غوره است يا انگور، اگر جوش بيايد حرام نمىشود.
6- انتقال
مسأله 1- اگر خون بدن انسان يا خون حيوانى كه خون جهنده دارد،
يعنى حيوانى كه وقتى رگ آن را ببرند خون از آن جستن مىكند، به بدن حيوانى كه خون جهنده ندارد برود و خون آن حيوان حساب شود پاك مىگردد و اين را انتقال گويند، پس خونى كه زالو از انسان مىمكد چون خون زالو به آن گفته نمىشود و مىگويند خون انسان است نجس است.
مسأله 2- اگر كسى پشهاى را كه به بدنش نشسته بكشد و نداند خونى كه از پشه بيرون آمده از او مكيده يا از خود پشه است پاك مىباشد و همچنين است اگر بداند از او مكيده ولى جزو بدن پشه حساب شود، امّا اگر فاصله بين مكيدن خون و كشتن پشه به قدرى كم باشد، كه بگويند خون انسان است، يا معلوم نباشد كه جزو خون پشه است يا خون انسان، نجس مىباشد.
7- اسلام
مسأله 1- اگر كافر شهادتين بگويد يعنى بگويد: «اشهد ان لا إله إلّا اللَّه واشهد انّ محمّداً رسول اللَّه»، مسلمان مىشود و بعد از مسلمان شدن، بدن و آب دهان و بينى و عرق او پاك است ولى اگر موقع مسلمان شدن، عين نجاست به بدن او بوده، بايد برطرف كند و جاى آن را آب بكشد، بلكه اگر پيش از مسلمان شدن عين نجاست برطرف شده باشد، اقوى آن است كه جاى آن را آب بكشد.
مسأله 2- اگر موقعى كه كافر بوده لباس او با رطوبت به بدنش رسيده باشد نبايد آن لباس در موقع مسلمان شدن در بدن او باشد و اگر
در بدن او باشد، بايد از آنها اجتناب كند.
8- تبعيّت
مسأله 1- تبعيّت آن است كه چيز نجسى به واسطه پاك شدن چيز نجس ديگر پاك شود.
مسأله 2- اگر شراب سركه شود، ظرف آن هم پاك مىشود، ولى اگر پشت ظرف به آن شراب آلوده شود، احتياط واجب آن است كه بعد از سركه شدن شراب از آن ظرف اجتناب كنند.
مسأله 3- آب انگور اگر به آتش جوش بيايد و پيش از آن كه دو قسمت از سه قسمت آن كم شود به جايى بريزد، بنابر احتياط مستحب بايد آنجا را آب بكشند، ولى ظرفى كه آب انگور در آن جوش مىآيد و چيزهائى كه مانند كفگير براى پختن آب انگور بكار مىرود، بعد از كم شدن دو قسمت آب انگور پاك مىشود بنابر نجاست او، ولى گذشت كه در جميع صور پاكاست.
مسأله 4- تخته يا سنگى كه روى آن ميّت را غسل مىدهند و پارچهاى كه با آن عورت ميّت را مىپوشانند و دست كسى كه او را غسل مىدهد، بعد از تمام شدن غسل، پاك مىشود.
مسأله 5- كسى كه چيزى را با دست خود آب مىكشد، بعد از پاك شدن آن چيز، دست او هم پاك مىشود.
مسأله 6- اگر لباس و مانند آن را با آب قليل آب بكشند و به اندازه معمول فشار دهند تا آبى كه روى آن ريختهاند جدا شود، آبى كه در آن مىماند پاكست.
9- برطرف شدن عين نجاست
مسأله 1- اگر بدن حيوان به عين نجاست مثل خون، يا متنجّس مثل آب نجس آلوده شود، چنانچه آنها برطرف شوند، بدن آن حيوان پاك مىشود و همچنين است باطن بدن انسان مثل توى دهان و بينى، مثلًا اگر خونى از لاى دندان بيرون آيد و در آب دهان از بين برود، آب كشيدن توى دهان لازم نيست ولى اگر دندان عاريه در دهان نجس شود، بنابر احتياط لازم بايد آن را آب بكشند در صورتى كه نجاست از خارج بوده باشد و امّا اگر نجاست داخلى باشد پاك است.
مسأله 2- اگر غذا لاى دندان مانده باشد و داخل دهان خون بيايد، و نداند خون به آن رسيده، آن غذا پاك است.
مسأله 3- مقدارى از لبها و پلك چشم كه موقع بستن، روى هم مىآيد و نيز جايى را كه انسان نمىداند از ظاهر بدن است يا باطن آن، اگر نجس شود به واسطه از بين رفتن عين نجاست پاك مىشود.
10- استبراء حيوان نجاستخوار
مسأله 1- بول و غائط حيوانى كه بخوردن نجاست انسان عادت كرده نجس است، و اگر بخواهند پاك شود، بايد آن را استبراء كنند يعنى تا مدتى كه بعد از آن مدت ديگر نجاستخوار به آن نگويند، نگذارند نجاست بخورد و غذاى پاك به آن بدهند، و بنابر اقوى بايد شتر نجاستخوار را چهل روز و گاو را بيست روز و گوسفند را ده روز و مرغابى را پنج روز و مرغ خانگى را سه روز، از خوردن نجاست
جلوگيرى كنند و غذاى پاك به آنها بدهند، و اگر بعد از اين مدت باز هم نجاستخوار به آنها گفته شود بنابر احتياط واجب بايد تا مدتى كه بعد از آن مدت ديگر نجاستخوار به آنها نگويند آنها را از خوردن نجاست منع نمايند.
11- غائب شدن مسلمان
مسأله 1- اگر بدن يا لباس مسلمان يا چيز ديگرى كه مانند ظرف و فرش در اختيار اوست، نجس شود و آن مسلمان غائب گردد، بشرط آنكه احتمال پاك شدن آن را ولو بنحو اتفاق بدهد پاك است.
مسأله 2- اگر خود انسان يقين كند كه چيزى كه نجس بوده پاك شده است، يا دو عادل و حتى اگر يك نفر هم كه از حرف او اطمينان حاصل مىشود به پاك شدن آن خبر دهند، آن چيز پاك است و همچنين است اگر كسى كه چيز نجس در اختيار اوست بگويد آن چيز پاك شده، اگر قرينه بر اتهام او در گفتارش نباشد پاك است يا آن كه مسلمانى چيز نجس را آب كشيده باشد، اگرچه معلوم نباشد درست آب كشيده يا نه پاك است.
12- انقلاب
مسأله 1- اگر شراب بخودى خود يا به واسطه آن كه چيزى مثل سركه و نمك در آن ريختهاند سركه شود، پاك مىگردد.
مسأله 2- سركهاى كه از انگور و كشمش و خرماى نجس درست كنند نجس است.
+/ استفتائات طهارت
سئوال 1: آبهاى مخلوط با كلر كه از شير خارج مىشود چه حكمى دارد؟
جواب: حكم آب مطلق را دارد
سئوال 2: آبى كه در هنگام طهارت به بدن ترشّح مىكند آيا پاك است يا نجس؟
جواب: بستگى به شرايط دستشويىها دارد و معمولًا در توالتهايى كه آب لولهكشى با شيلنگ نصب است ترشحات پاك مىباشد مگر آنكه ذرات نجاست در آب باشد.
سئوال 3: كف اتاقى كه موزائيك و يا سيمانى است اگر نجس شد و با آب قليل خواستيم پاك كنيم بايد چند بار آب بريزيم و حكم غساله آن را بيان فرمائيد؟
جواب: امكان پاك شدن كف اتاق موزائيكى و يا سيمانى با آب قليل نيست مگر آنكه محدوده پخش شده نزديك راه فاضلاب باشد كه هر دفعه كه شسته مىشود آب آن داخل فاضلاب هدايت شود
سئوال 4: در مواردى كه شىء متنجس احتياج به تعدّد شستن دارد آيا موالات لازم است؟
جواب: موالات لازم نيست اما تا زمانيكه در مرتبه آخر آب نگرفته طهارت حاصل نمىشود
سئوال 5: اگر كفش آدم نجس باشد آيا با راه رفتن روى برف