دوّم: سر حيوان را با آهن ببرند و يا با چيز فلزى تيزى كه مثل استيل كه چهار رگ را جدا كند سر را ببرند
سوّم: در موقع سربريدن، محل بريدن و شكم حيوان رو به قبله باشد
چهارم: موقع بريدن سر حيوان يا موقع گذاشتن كارد به گلوى حيوان به نيّت خدا بسم اللَّه بگويد
پنجم: حيوان پس از سر بريدن حركت كند ولو به اينكه چشم يا دم خود را حركت دهد
مسأله 10- اگر فراموش كرد كه حيوان را رو به قبله كند يا مسئله را نمىدانست يا قبله را اشتباه گرفت و حيوان را سر بريد اشكال ندارد
مسأله 11- اگر از روى فراموشى نام خدا را نبرد، اشكال ندارد
احكام شكار كردن با اسلحه
مسأله 12- اگر حيوان وحشى حلال گوشت را با اسلحه شكار كنند با پنج شرط پاك و حلال است
اول: آنكه اسلحه شكار تيز يا برنده باشد و بدن حيوان را پاره كند
دوم: آنكه شكار كننده مسلمان يا بچه مسلمان باشد
سوم: اسلحه را براى شكار حيوان بكار برد و اگر مثلًا جايى را نشانه رفته و اتفاقاً به حيوانى برخورد كند و آن را بكشد پاك وحلال نيست
چهارم: در وقت استفاده از اسلحه نام خدا را ببرد
پنجم: وقتى انسان به حيوان برسد مرده باشد يا اگر زنده است فرصت براى سربريدن او نيست و الا بايد سر حيوان را ببرد
تا پاك و حلال شود
صيد ماهى
مسأله 13- اگر ماهى فلسدار را زنده از آب بگيرند وبيرون آب جان دهد، پاك است وخوردن آن حلال است و چنانچه در آب بميرد پاك است وخوردن آن حرام مىباشد وماهى بىفلس را اگرچه زنده از آب بگيرند وبيرون آب جان دهد، حرام است.
مسأله 14- اگر ماهى از آب بيرون بيفتد يا آن را بيرون بيندازند يا آب فرو رود و ماهى در خشكى بماند، چنانچه پيش از آن كه بميرد، با دست يا بوسيله ديگر كسى آن را بگيرد، بعد از جان دادن حلال است.
مسأله 15- كسى كه ماهى را صيد مىكند، لازم نيست مسلمان باشد و در موقع گرفتن، نام خدا را ببرد ولى بايد بداند كه در بيرون آب جان دادهاست.
خوردنيها و آشاميدنيها
مسأله 1- خوردن گوشت مرغى كه مثل شاهين چنگال دارد، حرام است و خوردن پرستو وهدهد مكروه است.
مسأله 2- اگر چيزى را كه روح دارد از حيوان زنده جدا نمايند، مثلًا دنبه يا مقدارى گوشت از گوسفند زنده ببرند، نجس وحرام مىباشد.
مسأله 3- پانزده چيز از حيوان حلال گوشت حرام است:
1- خون، 2- فضله، 3- نرى، 4- فرج، 5- بچهدان، 6- غدد كه آن را دشول مىگويند، 7- تخم كه آن را دنبلان مىگويند، 8- چيزى كه در مغز كلّه است و به شكل نخود مىباشد، 9- مغز حرام كه در ميان تيره پشت است، 10- پى كه در دو طرف تيره پشت است، 11- زهره دان، 12- سپرز (طحال)، 13- بولدان (مثانه)، 14- حدقه چشم 15- چيزى كه در ميان سم است و به آن ذاتالاشاجع مىگويند.
مسأله 4- خوردن سرگين و بول حيوان و آب دماغ و چيزهاى خبيث ديگر كه طبيعت انسان از آن متنفّر است، حرام مىباشد ولى اگر پاك باشد ومقدارى از آن به طورى با چيزحلال مخلوط شود كه در نظر مردم نابود حساب شود، خوردن آن اشكال ندارد.
مسأله 5- خوردن خاك، حرام است ولى خوردن كمى كه از اندازه نخود تجاوز نكند از تربت حضرت سيّد الشهداء7براى شفا، وخوردن گل داغستان وگل ارمنى براى معالجه اشكال ندارد.
مسأله 6- فرو بردن آب بينى وخلط سينه كه در دهن آمده، حرام نيست و نيز فرو بردن غذايى كه موقع خلال كردن، از لاى دندان بيرون مىآيد، اگر طبيعت انسان از آن متنفّر نباشد، اشكال ندارد.
مسأله 7- خوردن چيزى كه براى انسان ضرر دارد، حرام است.
مسأله 8- اگر با حيوان حلال گوشتى مانند گاو وگوسفند نزديكى كنند، بول و سرگين آنها نجس مىشود وآشاميدن شير آنها هم حرام است و بايد فورى حيوان را بكشند و بسوزانند و كسى كه با آن وطى كرده، پول آن را به صاحبش بدهد.
مسأله 9- آشاميدن شراب حرام است و از بزرگترين گناهان است و كسى كه آن را حلال بداند كافر است
مسأله 10- نشستن سر سفرهاى كه در آن شراب مىخورند، اگر انسان يكى از آنان حساب شود حرام و چيز خوردن از آن سفره نيز حرام است.
+/ استفتائات خوردن و آشاميدن
سئوال 1: حكم سوسيس و كالباسهايى كه از كشورهاى ديگر وارد مىكنند چيست؟
جواب: محل اشكال است مگر احراز شود كه از حيوان حلال
گوشت و تذكيه شده است
سئوال 2: در بعضى شربتها كه مصرف پزشكى دارد الكل وجود دارد آيا مىتوان آن را مصرف كرد؟
جواب: تا يقين پيدا نكند كه الكل آن مست كننده است مصرف آن اشكال ندارد
سئوال 3: خوردن از غذاى اهل كتاب چگونه است؟
جواب: در صورتيكه علم به تنجيس (نجس شدن) آن غذا داشته باشد استفاده از آن جايز نيست
سئوال 4: خوردن دنبلان حيوان چه حكمى دارد؟
جواب: حرام است
سئوال 5: نوشيدن ماء الشعير چه حكمى دارد؟
جواب: اگر جزو فقّاع يا آب جو مست كننده نباشد نوشيدن آنها جايز است.
سئوال 6: خوردن چه نوع پرندگانى جايز است؟
جواب: هر پرندهاى كه در هنگام پرواز بال زدن او بيشتر از بازكردن بالهايش بطور ثابت باشد و همچنين پرندگانى كه سنگدان و چينهدان و ناخن در پشت پا دارند حلال گوشت هستند
نذر
مسأله 1- احكام نذر آن است كه انسان بر خود واجب كند كه كار خيرى را براى خدا بجا آورد، يا كارى را كه نكردن آن بهتر است براى خدا ترك نمايد.
مسأله 2- در نذر بايد صيغه خوانده شود و لازم نيست آن را به عربى بخوانند، پس اگر بگويد چنانچه مريض من خوب شود، براى خدا ده تومان به فقير مىدهم بايد وفا به نذر خود بنمايد.
مسأله 3- اگر فرزند با اجازه پدر نذر كند، بايد به آن نذر عمل نمايد، بلكه اگر بدون اجازه او نذر كند، بنابر احتياط عمل كردن به آن نذر واجب است مگر آن كه او را منع كرده باشد كه نذرش در اينصورت صحيح نيست.
مسأله 4- انسان كارى را مىتواند نذر كند كه انجام آن برايش ممكن باشد، بنابراين كسى كه نمىتواند پياده كربلا برود، اگر نذر كند كه پياده برود، نذر او صحيح نيست.
مسأله 5- اگر نذر كند كه كار حرام يا مكروهى را انجام دهد، يا كار واجب يا مستحبّى را ترك كند، نذر او صحيح نيست.
مسأله 6- اگر انسان با اختيار به نذر خود عمل نكند گناه كرده و بايد كفاره بدهد و كفاره نذر همانند كفاره روزه است يعنى يا دو ماه روزه بگيرد و يا شصت فقير را سير كند يا يك بنده آزاد كند
مسأله 7- اگر نذر كند كه به زيارت يكى از امامان مثلًا به زيارت حضرت اباعبداللَّه7مشرّف شود، چنانچه به زيارت امام ديگر برود كافى نيست و اگر به واسطه عذرى نتواند آن امام را زيارت كند چيزى بر او واجب نيست.
قسم
مسأله 1- اگر قسم بخورد كه كارى را انجام دهد يا ترك كند مثلًا قسم بخورد كه روزه بگيرد، يا دود استعمال نكند، چنانچه عمداً مخالفت كند بايد كفّاره بدهد يعنى بنده آزاد كند يا ده فقير را سير كند يا ده فقير را بپوشاند و اگر اينها را نتواند، بايد سه روز روزه بگيرد.
مسأله 2- قسم چند شرط دارد:
اوّل- كسى كه قسم مىخورد بايد بالغ وعاقل باشد و از روى قصد واختيار قسم بخورد پس قسم خوردن بچه وديوانه ومست و كسى كه مجبورش كردهاند، درست نيست و همچنين است اگر در حال عصبانىبودن بىاختيار قسم بخورد.
دوّم- كارى را كه قسم مىخورد انجام دهد بايد حرام و مكروه نباشد و كارى را كه قسم مىخورد ترك كند، بايد واجب و مستحب نباشد و اگر قسم بخورد كه كار مباحى را بجا آورد بايد ترك آن در نظر مردم بهتر از انجامش نباشد و نيز اگر قسم بخورد كه كار مباهى را ترك كند بايد انجام آن در نظر مردم بهتر از تركش نباشد.
سوّم- به يكى از اسمهاى خداوند عالم قسم بخورد كه بغير ذات