1- ترتيبى 2- ارتماسى:
1- غسل ترتيبى: بايد به نيت غسل اوّل سر و گردن، بعد طرف راست، بعد طرف چپ بدن را بشويد.
2- غسل ارتماسى: بايد به نيت غسل ارتماسى در آب فرو رود بطوريكه آب تمام بدن را فراگيرد ولو تدريجاً
مسأله 1- اگر عمداً يا از روى فراموشى يا بواسطه ندانستن مسئله غسل ترتيبى را به صورت بالا نگيرد از جايى كه مخالفت ترتيب را نموده بايد از همان جا اعاده كند.
مسأله 2- اگر بعد از غسل بفهمد جايى از بدن را نشسته ونداند كجاى بدن است، بايد دوباره غسل كند.
مسأله 3- اگر بعد از غسل بفهمد مقدارى از بدن را نشسته، چنانچه از طرف چپ باشد شستن همان مقدار كافى است و اگر از طرف راست باشد بايد بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف چپ را بشويد، و اگر سر وگردن باشد بايد بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف راست و بعد طرف چپ را بشويد.
مسأله 4- اگر پيش از تمام شدن غسل، در شستن مقدارى از طرف چپ شك كند، شستن همان مقدار كافى است ولى اگر در شستن مقدارى از طرف راست شك كند، در حال شستن طرف چپ بنابر احتياط واجب، اعتنا به آن شك بنمايد و همچنين است اگر شك در شستن عضوى بعد از داخل شدن در شستن عضو ديگر كند كه به آن شك اعتنا بنمايد و آن عضو را بشويد.
مسأله 5- اگر به نيت غسل ارتماسى در آب فرو رود چنانچه پاى او روى زمين باشد بايد از زمين بلند كند.
مسأله 6- در غسل ارتماسى لازم است هنگام نيّت مقدارى از بدن بيرون آب باشد.
مسأله 7- اگر بعد از غسل ارتماسى بفهمد به مقدارى از بدن آب نرسيده، چه جاى آن را بداند يا نداند، بايد دوباره غسل كند.
مسأله 8- كسى كه براى حج يا عمره احرام بسته است، نمىتواند غسل ارتماسى بكند و همچنين كسى كه روزه واجب گرفته نمىتواند غسل ارتماسى كند ولى اگر از روى فراموشى غسل ارتماسى كند صحيح است.
مسأله 9- در غسل ارتماسى بايد تمام بدن پاك باشد ولى در غسل ترتيبى پاك بودن تمام بدن لازم نيست و اگر تمام بدن نجس باشد و هر قسمتى را پيش از غسل دادن آن قسمت آب بكشد كافىاست.
مسأله 10- كسى كه از حرام جنب شده اگر بخواهد با آب گرم غسل كند عرق مىكند و چون عرق او بنابر احتياط واجب نجس است، بايد با آب سرد غسل كند و اگر آب سرد پيدا نكند يا براى او ضرر داشته باشد نمىتواند در بيرون از آب غسل ترتيبى كند ولى مىتواند بعد از آن كه تمام بدن زير آب رفته باشد نيّت غسل ترتيبى كند و به نيّت سر و گردن بدن را حركت دهد بعد يك مرتبه به نيّت طرف راست و مرتبه ديگر به نيّت طرف چپ بدن را حركت دهد كه در اينصورت غسل او صحيح است.
مسأله 11- جايى كه شك دارد از ظاهر بدن است يا از باطن آن، بنابر احتياط واجب بايد بشويد.
مسأله 12- چيزى را كه مانع رسيدن آب به بدن است، بايد برطرف كند و اگر پيش از آن كه يقين كند برطرف شده غسل نمايد، غسل او باطل است.
مسأله 13- در غسل بايد موهاى كوتاهى را كه جزء بدن حساب مىشود، بشويد وشستن موهاى بلند واجب نيست، بلكه اگر آب را طورى به پوست برساند كه آنها تر نشوند، غسل صحيح است ولى اگر رساندن آب به پوست بدون شستن آنها ممكن نباشد بايد آنها را بشويد تا آب به بدن برسد.
مسأله 14- تمام شرطهايى كه براى صحيح بودن وضو گفته شد، مثل: پاك بودن آب وغصبى نبودن آن، در صحيح بودن غسل هم شرط است ولى در غسل لازم نيست بدن را از بالا به پايين بشويد و نيز در غسل ترتيبى لازم نيست بعد از شستن هر قسمت فوراً قسمت ديگر را بشويد بلكه اگر بعد از شستن سر و گردن مقدارىصبر كند و بعد طرف راست را بشويد و بعد از مدّتى طرف چپ را بشويد اشكال ندارد.
مسأله 15- اگر شك كند كه غسل كرده يا نه بايد غسل كند ولى اگر بعد از غسل شك كند كه غسل او درست بوده يا نه، لازم نيست دوباره غسلنمايد.
مسأله 16- اگر در بين غسل، حدث اصغر از او سر زند مثلًا بول كند، غسل را رها كند و دوباره غسل نمايد و وضو هم بگيرد و يا آن كه
آن غسل را تمام كند و دوباره بنابر احتياط واجب غسل كند به قصد تمام يا اتمام و بعد از آن وضو هم بگيرد و احتياطاً غسل دوم را مثل اوّل در ترتيبى و ارتماسى بودن انجام دهد.
مسأله 17- كسى كه چند غسل بر او واجب است مىتواند به نيّت همه آنها يك غسل بجا آورد، و اگر يكى از آنها غسل جنابت بوده وقصد غسل جنابت را به تنهايى بنمايد كافى است ووضو لازم نيست و اگر غير از جنابت را قصد كند باز كافىاست وليكن بنابر احتياط وضو هم بگيرد.
مسأله 18- اگر بر جايى از بدن، آيه قرآن يا اسم خداوند تعالى نوشته شده باشد، بنابر احتياط واجب اگر ممكن است بايد آن را از بين ببرد و اگر ممكن نيست، بايد وضو وغسل را ارتماسى انجام دهد، و چنانچه بخواهد وضو يا غسل راترتيبىبجا آورد، بايد آب را طورى به بدن برساند كه دست او به نوشته نرسد.
مسأله 19- كسى كه غسل جنابت كرده، نبايد براى نماز وضو بگيرد ولى با غسلهاى ديگر نمىشود نماز خواند و بايد وضو هم گرفت.
استحاضه
يكى از خونهايى كه از زن خارج مىشود خون استحاضه است و در بعضى صور زن بايد غسل استحاضه انجام دهد
مسأله 1- خون استحاضه در بيشتر اوقات زرد رنگ وسرد است وبدون فشار و سوزش بيرون مىآيد وغليظ هم نيست ولى ممكن
است گاهى سياه يا سرخ وگرم و غليظ باشد و با فشار وسوزش بيرون آيد.
مسأله 2- استحاضه سه قسم است: قليله ومتوسّطه و كثيره، استحاضه قليله آن است كه خون فقط روى پنبهاى را كه زن داخل فرج مىنمايد آلوده كند و در آن فرو نرود، استحاضه متوسّطه آن است كه خون در پنبه فرو رود، اگرچه در يك گوشه آن باشد، ولى از پنبه به دستمالى كه معمولًا زنها براى جلوگيرى از خون مىبندند، نرسد، استحاضه كثيره آن است كه خون پنبه را بگيرد و به دستمال هم برسد.
توجه: تفصيل احكام زن مستحاضه و اقسام آن را در رساله مشاهده فرماييد
حيض
حيض خونى است كه غالباً در هر ماه چند روزى از رحم زنها خارج مىشود و زن بايد بعد از پاك شدن از خون حيض، غسل حيض را انجام دهد.
مسأله 1- خون حيض در بيشتر اوقات، غليظ وگرم ورنگ آن سياه يا سرخ است و با فشار و كمى سوزش بيرون مىآيد.
مسأله 2- زنهاى قرشيّه بعد از تمام شدن شصت سال قمرى يائسه مىشوند، يعنىخون حيض نمىبينند و زنهايى كه قرشيّه نيستند، بعد از تمام شدن پنجاه سال يائسه مىشوند.
مسأله 3- خونى كه دختر پيش ازتمام شدن نه سال و زن بعد از
يائسه شدن مىبيند حيض نيست.
مسأله 4- دخترى كه نمىداند نه سالش تمام شده يا نه، اگر خونى ببيند كه نشانههاى حيض را نداشته باشد حيض نيست، و اگر نشانههاى حيض را داشته باشد، حيض است ومعلوم مىشود نه سال او تمام شده است.
مسأله 5- مدّت حيض كمتر از سه روز وبيشتر از ده روزنمىشود، و اگر مختصرى هم از سه روز كمتر باشد حيض نيست.
مسأله 6- بايد سه روز اوّل حيض پشت سر هم باشد، پس اگر مثلًا دو روز خون ببيند ويك روز پاك شود ودوباره يك روز خون ببيند، حيض نيست.
مسأله 7- لازم نيست درتمام سه روز خون بيرون بيايد، بلكه اگر در فرج خون باشد كافى است، و چنانچه در بين سه روز مختصرى پاك شود ومدّت پاك شدن به قدرى كم باشد كه بگويند در تمام سه روز در فرج خون بوده، باز هم حيض است.
مسأله 8- چند چيز بر حائض حرام است:
اوّل عبادتهايى كه مانند نماز بايد با وضو ياتيمّم بجا آورده شود ولى بجا آوردن عبادت هايى كه وضو و غسل و تيمّم براى آنها لازم نيست، مانند نماز ميّت مانعى ندارد،
دوم تمام چيزهائى كه بر جنب حرام و در احكام جنابت گفته شد، سوم جماع كردن در فرج، كه هم براى مرد حرام است و هم براى زن، اگرچه به مقدار ختنهگاه داخل شود ومنى هم بيرون نيايد، بلكه احتياط
واجب آن است كه مقدار كمتر از ختنهگاه را هم داخل نكند و جواز وطى در دُبُر زن حائض محلّ اشكال است.
توجه: تفصيل احكام حيض و تقسيمات آن را در رساله مشاهده فرماييد
نفاس
مسأله 1- از وقتى كه اوّلين جزء بچه از شكم مادر بيرون مىآيد، هر خونى كه زن مىبيند، اگر پيش از ده روز يا سر ده روز قطع شود خون نفاس است و زن را در حال نفاس، نفساء مىگويند و وقتى زن از خون نفاس پاك شد بايد غسل كند و عبادتهاى خود را بجا آورد.
مسأله 516- ممكن است خون نفاس يك آن بيشتر نيايد، ولى بيشتر از ده روز نمىشود.
توجه: تفصيل احكام نفاس را در رساله مشاهده فرماييد
غسل مسّ ميّت
مسأله 1- اگر كسى بدن انسان مرده را كه سرد شده وغسلش ندادهاند مسّ كند يعنى جايى از بدن خود را به آن برساند بايد غسل مسّ ميّت نمايد، چه در خواب مسّ كند چه در بيدارى، با اختيار مسّ كند يا بىاختيار حتّى اگر ناخن واستخوان او به ناخن و استخوان ميّت برسد بايد غسل كند، ولى اگر حيوان مردهاى رامسّ كند غسل بر او واجب نيست.
مسأله 2- براى مسّ مردهاى كه تمام بدن او سرد نشده، غسل واجب نيست اگرچه جايى را كه سرد شده مسّ نمايد.
مسأله 3- اگر موى خود را به بدن ميّت برساند يا بدن خود را به موى ميّت يا موى خود را به موى ميّت برساند، غسل واجب نمىشود اين حكم در هر سه مورد در صورتى است كه موى نازك چسبيده به بدن نباشد.
مسأله 4- اگر از بدن زندهاى قسمتى كه داراى استخوان است جدا شود و پيش از آن كه آن قسمت را غسل دهند، انسان آن را مسّ نمايد، بنابر احتياط واجب غسل مسّ ميّت كند و اگر عضو قطع شده از ميّت باشد واجب است غسل مسّ ميّت نمايد. ولى اگر قسمتى كه جدا شده، استخوان نداشته باشد براى مسّ آن، غسل واجب نيست در صورتى كه از بدن زنده باشد.
مسأله 5- براى مسّ استخوانى كه گوشت ندارد و آن را غسل ندادهاند، اگر از مرده جدا شده باشد، بنابر احتياط واجب بايد غسل كرد و همچنين است براى مسّ دندانى كه از مرده جدا شده، در صورتى كه آن مرده را غسل نداده باشند و اگر استخوانى از زنده جدا شده باشد مسّ او غسل ندارد و همچنين براى مسّ دندانىكه از زنده جدا شده وگوشت ندارد، يا گوشت آن خيلى كم است، غسل واجب نيست.
مسأله 6- غسل مسّ ميّت را بايد مثل غسل جنابت انجام دهند ولى كسى كه غسل مسّ ميّت كرده، اگر بخواهد نماز بخواند بنابر احتياط واجب بايد وضو هم بگيرد.