جواب: بايد آن موضع و ما بعد آن را به نيت غسل بشويد و براى نماز وضو هم بگيرد
سئوال 4: شخصى كه بعد از نماز صبح جنب مىشود و امكان غسل كردن هم دارد ولى تا ظهر غسل را به تأخير مىاندازد آيا تأخير او حرام است يا خير؟
جواب: واجب نيست كه فوراً غسل را انجام دهد
سئوال 5: آيا فرد جنب مىتواند ادعيه و زيارات و توسلات را بخواند يا بايد اوّل غسل كند؟
جواب: اشكالى ندارد اما اگر آيهاى از سورههاى داراى سجده واجبه در دعا و زيارت او هست نمىتواند آن را قرائت كند مثلًا در دعاى كميل آيه «افمن كان مؤمناً كمن كان فاسقاً» را نخواند البته اگر با غسل دعا خوانده شود امرى پسنديده و خوب است و سعى شود با حالت جنابت دعا خوانده نشود.
سئوال 6: آيا بيرون آمدن منى بدون شهوت و بىاختيار و بدون جستن و سست شدن بدن غسل دارد؟
جواب: اگر منى بعد از جنابت در مجرا مانده و استبراء هم نكرده است غسل دارد و در غير اين صورت غسل ندارد
سئوال 7: اگر كسى غسل مس ميّت به عهده دارد ولى فراموش كرد و در اين بين غسل واجب ديگرى مثل غسل جنابت انجام داد آيا كفايت از غسل مس ميت مىكند؟
جواب: بعيد نيست كه كفايت كند
سئوال 8: آيا فقط مسّ ميت مسلمان موجب غسل است يا هر ميتى ولو كافر يا مشرك باشد؟
جواب: غسل مسّ ميت واجب است و فرقى بين مسلمان و غير آن نيست
تيمّم
تيمّم بر دو قسم است 1- تيمّم بدل از وضو 2- تيمّم بدل از غسل
مسأله 1- در تيمّم بدل از وضو چهار چيز واجب است:
اوّل نيّت،
دوم زدن كف دو دست با هم بر چيزى كه تيمّم به آن صحيح است، سوم كشيدن تمام كف هر دو دست به تمام پيشانى و دو طرف آن، از جايى كه موى سر مىرويد تا ابروها وبالاى بينى و بنابر احتياط واجب بايد دستها روى ابروها هم كشيده شود،
چهارم كشيدن تمام كف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن كشيدن تمام كف دست راست به تمام پشت دست چپ.
مسأله 2- در تيمّم بدل از غسل، بعد از آن كه نيّت كرد و به دستورى كه در مسأله پيش گفته شد، دستها را به زمين زد و به پيشانى وپشت دستها كشيد، به احتياط واجب بايد يك مرتبه ديگر دستها را به زمين بزند و به پشت دستها بكشد و احتياط آن است كه تيمّم را چه بدل از وضو باشد چه بدل از غسل، به اين ترتيب بجا آورد: يك مرتبه دستها را
به زمين بزند و به پيشانى وپشت دستها بكشد ويك مرتبه ديگر به زمين بزند وپشت دستها را مسح نمايد.
موارد لزوم تيمّم
در هفت مورد به جاى وضو و غسل بايد تيمّم كرد
اول: آنكه تهيه آب بقدر وضو يا غسل ممكن نباشد
مسأله 3- اگر وقت نمازتنگ باشد، يا از دزد ودرنده بترسد، يا جستجوى آب به قدرى سخت باشد كه نتواند تحمّل كند، جستجو لازم نيست.
مسأله 4- اگر در جستجوى آب نرود تا وقت نماز تنگ شود، معصيت كرده ولى نمازش با تيمّم صحيح است و احتياط مستحبّ آن است كه قضا نمايد خصوصاً اگر علم پيدا كند كه اگر جستجو مىكرد، آب پيدا مىنمود.
مسأله 5- كسى كه يقين دارد آب پيدا نمىكند، چنانچه دنبال آب نرود و با تيمّم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه اگر جستجو مىكرد آب پيدا مىشد، نمازش باطل است.
مسأله 6- اگر بعد از جستجو آب پيدا نكند و با تيمّم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد در جايى كه جستجو كرده آب بوده، اگر وقت باقى است به احتياط واجب بايد اعاده كند ولى اگر وقت تمام شده قضا واجب نيست.
مسأله 7- كسى كه يقين دارد وقت نماز تنگ است، اگر بدون
جستجو با تيمّم نماز بخواند، و بعد از نماز بفهمد كه براى جستجو وقت داشته، احتياط واجب آن است كه دوباره نمازش را بخواند.
مسأله 8- اگر پيش از وقت نماز، وضو داشته باشد وبداند كه اگر وضوى خود را باطل كند، تهيّه آب براى او ممكن نيست، چنانچه بتواند وضوى خود را نگهدارد، احتياط واجب آن است كه آن را باطل نكند.
مسأله 9- كسى كه فقط به مقدار وضو يا به مقدار غسل آب دارد وميداند كه اگر آن را بريزد آب پيدا نمىكند، چنانچه وقت نماز داخل شده باشد، ريختن آن حرام است و احتياط واجب آن است كه پيش از وقت نماز هم آن را نريزد.
دوّم: آنكه به واسطه پيرى يا ترس از دزد و جانور يا نداشتن وسيله براى آب كشيدن از چاه دسترسى به آب نداشته باشد.
سوّم: آنكه از استعمال آب بر جان خود بترسد يا بترسد كه مريض شود يا مرضش طولانى شود كه بايد تيمّم كند
مسأله 10- اگر آب گرم براى او ضرر ندارد بايد با آب گرم وضو يا غسل را بگيرد
مسأله 11- كسى كه مبتلا به درد چشم است وآب براى او ضرر دارد، بايد تيمّم نمايد.
مسأله 12- كسى كه مىداند آب برايش ضرر ندارد، چنانچه غسل كند يا وضو بگيرد و بعد بفهمد كه آب براى او ضرر داشته، وضو وغسل او صحيح است، ولكن بنابر احيتاط مستحبّ اعاده نمايد.
چهارم: آنكه بترسد كه اگر آب را به مصرف وضو يا غسل برساند خود يا خانواده او يا رفقاى او يا حتى مركب سوارى او تلف شوند و يا به مشقّت شديد بيفتند كه در اين صورت بايد تيمّم كند
پنجم: كسى كه بدن يا لباسش نجس است و كمى آب دارد كه اگر با آن وضو بگيرد يا غسل كند براى آب كشيدن بدن يا لباس او نمىماند بايد بدن يا لباس را آب بكشد و با تيمّم نماز بخواند
ششم: اگر غير از آب يا ظرفى كه استعمال آن حرام است مثل ظرف غصبى، آب يا ظرف ديگرى ندارد، بايد تيمّم كند
هفتم: اگر وقت تنگ باشد بطوريكه اگر وضو بگيرد يا غسل كند تمام يا مقدارى از نماز بعد از وقت خوانده مىشود بايد تيمم كند
مسأله 13- اگر عمداً نماز را به قدرى تأخير بيندازد كه وقت وضو يا غسل نداشته باشد، معصيت كرده ولى نماز او با تيمّم صحيح است، اگرچه احتياط اكيد آن است كه قضاى آن نماز را بخواند.
مسأله 14- اگر انسان به قدرى وقت دارد كه مىتواند وضو بگيرد، يا غسل كند و نماز را بدون كارهاى مستحبّى آن مثل اقامه وقنوت بخواند، بايد غسل يا وضو بگيرد ونماز را بدون كارهاى مستحبّى آن بجا آورد، بلكه اگر به اندازه سوره هم وقت ندارد، بايد غسل كند يا وضو بگيرد و نماز را بدون سوره بخواند.
چيزهائى كه تيمّم به آنها صحيح است
مسأله 15- تيمّم بخاك و ريگ و كلوخ و سنگ صحيح است، ولى
احتياط مستحبّ آن است كه اگر خاك ممكن باشد به چيز ديگرى تيمّم نكند.
مسأله 16- تيمّم بر سنگ گچ و سنگ آهك صحيح است ولى تيمّم به گچ و آهك پخته، بنابر احتياط، اشكال دارد، و در صورتى كه غير از آنها ندارد احتياط واجب اين است كه تيمّم به آنها بنمايد و نماز بخواند و بعد هم قضا نمايد، و تيمّم به سنگ معدن مثل سنگ عقيق باطل مىباشد.
مسأله 17- كسى كه آب ندارد اگر برف يا يخ داشته باشد، چنانچه ممكن است، بايد آن را آب كند و با آن وضو بگيرد يا غسل نمايد، و اگر چيزى كه تيمّم به آن صحيح است ندارد، احتياط واجب آن است كه با برف يا يخ اعضاء وضو يا غسل را نمناك كند، و اگر اين هم ممكن نيست به يخ يا برف تيمّم نمايد، ولى در دو صورت اخير نمازى را كه خوانده بايد قضا كند.
مسأله 18- اگر با خاك وريگ، چيزى مانند كاه كه تيمّم به آن باطل است مخلوط شود، نمىتواند به آن تيمّم كند ولى اگر آن چيز به قدرى كم باشد كهدر خاك يا ريگ، از بين رفته حساب شود، تيمّم به آن خاك و ريگ صحيحاست.
مسأله 19- چيزى كه بر آن تيمّم مىكند بايد پاك باشد و اگر چيز پاكى كه تيمّم به آن صحيح است ندارد، بنابر احتياط واجب نماز را بدون تيمّم بخواند و بعد هم قضاى آن را بجا آورد.
مسأله 20- اگر يقين داشته باشد كه تيمّم به چيزى صحيح است و با
آن تيمّم نمايد، بعد بفهمد تيمّم به آن باطل بوده، نمازهايى را كه با آن تيمّم خوانده بايد دوباره بخواند.
مسأله 21- چيزى كه بر آن تيمّم مىكند ومكان آن چيز، بايد غصبى نباشد، پس اگر بر خاك غصبى تيمّم كند، يا خاكى را كه مال خود اوست بىاجازه در ملك ديگرى بگذارد وبر آن تيمّم كند تيمّم او باطل مىباشد.
احكام تيمّم
مسأله 22- اگر مختصرى از پيشانى وپشت دستها را هم مسح نكند، تيمّم باطل است چه عمداً مسح نكند يا مسأله را نداند يا فراموش كرده باشد، ولى دقّت زياد هم لازم نيست وهمينقدر كه بگويند تمام پيشانى وپشت دست مسح شده كافىاست.
مسأله 23- براى آن كه يقين كند تمام پشت دست را مسح كرده، بايد مقدارى بالاتر از مچ را هم مسح نمايد، ولى مسح بين انگشتان لازم نيست.
مسأله 24- پيشانى وپشت دستها را بايد از بالا به پايين مسح نمايد و كارهاى آن را بايد پشت سر هم بجا آورد و اگر بين آنها به قدرى فاصله دهد، كه نگويند تيمّم مىكند باطل است.
مسأله 25- در تيمّم بايد پيشانى وكف دستها وپشت دستها پاك باشد و اگر كف دست نجس باشد ونتواند آن را آب بكشد، اگر نجاست او مسرى نباشد بنابر احتياط واجب تيمّم را با كف دست نجس و