چهارم: آنكه بترسد كه اگر آب را به مصرف وضو يا غسل برساند خود يا خانواده او يا رفقاى او يا حتى مركب سوارى او تلف شوند و يا به مشقّت شديد بيفتند كه در اين صورت بايد تيمّم كند
پنجم: كسى كه بدن يا لباسش نجس است و كمى آب دارد كه اگر با آن وضو بگيرد يا غسل كند براى آب كشيدن بدن يا لباس او نمىماند بايد بدن يا لباس را آب بكشد و با تيمّم نماز بخواند
ششم: اگر غير از آب يا ظرفى كه استعمال آن حرام است مثل ظرف غصبى، آب يا ظرف ديگرى ندارد، بايد تيمّم كند
هفتم: اگر وقت تنگ باشد بطوريكه اگر وضو بگيرد يا غسل كند تمام يا مقدارى از نماز بعد از وقت خوانده مىشود بايد تيمم كند
مسأله 13- اگر عمداً نماز را به قدرى تأخير بيندازد كه وقت وضو يا غسل نداشته باشد، معصيت كرده ولى نماز او با تيمّم صحيح است، اگرچه احتياط اكيد آن است كه قضاى آن نماز را بخواند.
مسأله 14- اگر انسان به قدرى وقت دارد كه مىتواند وضو بگيرد، يا غسل كند و نماز را بدون كارهاى مستحبّى آن مثل اقامه وقنوت بخواند، بايد غسل يا وضو بگيرد ونماز را بدون كارهاى مستحبّى آن بجا آورد، بلكه اگر به اندازه سوره هم وقت ندارد، بايد غسل كند يا وضو بگيرد و نماز را بدون سوره بخواند.
چيزهائى كه تيمّم به آنها صحيح است
مسأله 15- تيمّم بخاك و ريگ و كلوخ و سنگ صحيح است، ولى
احتياط مستحبّ آن است كه اگر خاك ممكن باشد به چيز ديگرى تيمّم نكند.
مسأله 16- تيمّم بر سنگ گچ و سنگ آهك صحيح است ولى تيمّم به گچ و آهك پخته، بنابر احتياط، اشكال دارد، و در صورتى كه غير از آنها ندارد احتياط واجب اين است كه تيمّم به آنها بنمايد و نماز بخواند و بعد هم قضا نمايد، و تيمّم به سنگ معدن مثل سنگ عقيق باطل مىباشد.
مسأله 17- كسى كه آب ندارد اگر برف يا يخ داشته باشد، چنانچه ممكن است، بايد آن را آب كند و با آن وضو بگيرد يا غسل نمايد، و اگر چيزى كه تيمّم به آن صحيح است ندارد، احتياط واجب آن است كه با برف يا يخ اعضاء وضو يا غسل را نمناك كند، و اگر اين هم ممكن نيست به يخ يا برف تيمّم نمايد، ولى در دو صورت اخير نمازى را كه خوانده بايد قضا كند.
مسأله 18- اگر با خاك وريگ، چيزى مانند كاه كه تيمّم به آن باطل است مخلوط شود، نمىتواند به آن تيمّم كند ولى اگر آن چيز به قدرى كم باشد كهدر خاك يا ريگ، از بين رفته حساب شود، تيمّم به آن خاك و ريگ صحيحاست.
مسأله 19- چيزى كه بر آن تيمّم مىكند بايد پاك باشد و اگر چيز پاكى كه تيمّم به آن صحيح است ندارد، بنابر احتياط واجب نماز را بدون تيمّم بخواند و بعد هم قضاى آن را بجا آورد.
مسأله 20- اگر يقين داشته باشد كه تيمّم به چيزى صحيح است و با
آن تيمّم نمايد، بعد بفهمد تيمّم به آن باطل بوده، نمازهايى را كه با آن تيمّم خوانده بايد دوباره بخواند.
مسأله 21- چيزى كه بر آن تيمّم مىكند ومكان آن چيز، بايد غصبى نباشد، پس اگر بر خاك غصبى تيمّم كند، يا خاكى را كه مال خود اوست بىاجازه در ملك ديگرى بگذارد وبر آن تيمّم كند تيمّم او باطل مىباشد.
احكام تيمّم
مسأله 22- اگر مختصرى از پيشانى وپشت دستها را هم مسح نكند، تيمّم باطل است چه عمداً مسح نكند يا مسأله را نداند يا فراموش كرده باشد، ولى دقّت زياد هم لازم نيست وهمينقدر كه بگويند تمام پيشانى وپشت دست مسح شده كافىاست.
مسأله 23- براى آن كه يقين كند تمام پشت دست را مسح كرده، بايد مقدارى بالاتر از مچ را هم مسح نمايد، ولى مسح بين انگشتان لازم نيست.
مسأله 24- پيشانى وپشت دستها را بايد از بالا به پايين مسح نمايد و كارهاى آن را بايد پشت سر هم بجا آورد و اگر بين آنها به قدرى فاصله دهد، كه نگويند تيمّم مىكند باطل است.
مسأله 25- در تيمّم بايد پيشانى وكف دستها وپشت دستها پاك باشد و اگر كف دست نجس باشد ونتواند آن را آب بكشد، اگر نجاست او مسرى نباشد بنابر احتياط واجب تيمّم را با كف دست نجس و
همچنين با پشت دست مسح نمايد، و اگر مسرى باشد تيمّم به پشت دست كافى است.
مسأله 26- انسان بايد براى تيمّم انگشتر را از دست بيرون آورد و اگر در پيشانىيا پشت دستها يا در كف دستها مانعى باشد مثلًا چيزى به آنها چسبيده باشد، بايد برطرف نمايد.
مسأله 27- اگر پيشانى يا پشت دستها زخم است وپارچه يا چيز ديگرى را كه بر آن بسته نمىتواند باز كند، بايد دست را روى آن بكشد و نيز اگر كف دست زخم باشد و پارچه يا چيز ديگرى را كه بر آن بسته نتواند باز كند، بايد دست را با همان پارچه به چيزى كه تيمّم به آن صحيح است بزند و به پيشانى وپشت دستها بكشد.
مسأله 28- اگر بعد از مسح دست چپ شك كند كه درست تيمّم كرده يا نه، تيمّم او صحيح است.
مسأله 29- كسى كه وظيفهاش تيمّم است بنابر احتياط واجب نمىتواند پيش از وقت نماز براى نماز تيمّم كند، ولى اگر براى كار واجب ديگر يا مستحبّى تيمّم كند وتا وقت نماز عذر باقى باشد، اگر مأيوس از پيدا كردن آب باشد، مىتواند با همان تيمّم نماز بخواند.
مسأله 30- اگر به واسطه نداشتن آب يا عذر ديگرى تيمّم كند، بعد از برطرف شدن عذر تيمّم او باطل مىشود.
مسأله 31- چيزهائى كه وضو را باطل مىكند، تيمّم بدل از وضو را هم باطل مىكند وچيزهائى كه غسل را باطل مىنمايد، تيمّم بدل از غسل را هم باطل مىنمايد.
مسأله 32- اگر بدل از غسل جنابت تيمّم كند، لازم نيست براى نماز وضو بگيرد ولى اگر بدل از غسلهاى ديگر تيمّم كند بايد وضو بگيرد و اگر نتواند وضو بگيرد، بايد تيمّم ديگرى هم بدل از وضو بنمايد.
+/ استفتائات تيمّم
سئوال 1: شخصى كه چشمش را عمل كرده كه هم آب براى آن ضرر دارد و هم تيمّم مضرّ است چه وظيفهاى دارد؟
جواب: اگر نمىتواند وضو و حتى تيمّم كند بايد نماز را بخواند و بعد هم قضا نمايد
سئوال 2: آيا با تيمّم بدل از غسل مىشود قرآن را لمس كرد و وارد مسجد شد؟
جواب: اگر عذر او فقط براى يك روز باقى است احتياطاً از مسّ كتاب و دخول در مسجد اجتناب نمايد و اگر عذر او ادامهدار باشد اشكال ندارد.
سئوال 3: در ماه رمضان فردى عمداً غسل نمىكند تا وقت تنگ شود سپس تيمّم مىكند و تا طلوع آفتاب كارى كه مبطل طهارت باشد انجام نمىدهد آيا با تنگى وقت مىشود با همين تيمم نماز خواند يا خير؟
جواب: با آن تيمّم نمىتواند نماز بخواند و بايد غسل كند و اگر از غسل كردن هم معذور است بايد مجدّداً تيمّم كند مگر آنكه عذرش از اول كه تيمم كرده تا وقت تنگى نماز باقى بوده باشد
سئوال 4: آيا تيمم بر موزائيك و سنگ مرمر صحيح است؟
جواب: تيمم بر سنگ مرمر اشكال ندارد اما تيمم بر موزائيك صحيح نيست
سئوال 5: آيا به جهت كسالت و تنبلى مىتوان بجاى غسل تيمم نمود يا خير؟
جواب: صحيح نيست مگر آنكه وقت تنگ شود
سئوال 6: اگر كسى تا به حال تيمم را اشتباه مىگرفته آيا بايد نماز و روزههاى خود را قضا كند؟
جواب: بايد اعمالى را كه با آن تيمم اشتباه انجام گرفته، قضا كند
سئوال 7: اگر كسى نمازش را با تيمّم بخواند و بعداً معلوم شود كه وقت براى وضو يا غسل داشته نمازش چه صورت دارد؟
جواب: احتياط واجب آن است كه نماز را اعاده كند.
نماز
نماز مهمترين دستور دينى است كه اگر قبول درگاه خداوند شود عبادتهاى ديگر هم قبول مىشود و اگر پذيرفته نشود اعمال ديگر هم قبول نمىشود حضرت صادق7فرمودند: محبوبترين اعمال در نزد خداوند نماز است و آن آخرين وصاياى پيغمبران خدا است و حضرت رسول اكرم6فرمودند هر چيزى را چهرهاى است و چهره دين شما نماز است و سعى كنيد كمال و زيبايى اين چهره را حفظ كنيد
نمازهاى واجب
نمازهاى واجب شش است اول: نمازهاى يوميّه دوم: نماز آيات سوم: نماز ميّت چهارم: نماز طواف واجب خانه كعبه پنجم: نماز قضاى پدر و مادر كه بر پسر بزرگتر واجب است ششم: نمازى كه بواسطه اجاره و نذر و قسم و عهد واجب مىشود
نمازهاى واجب يوميه
نمازهاى واجب يوميه پنج است
نماز ظهر و عصر كه هر كدام چهار ركعت است
نماز مغرب سه ركعت است
نماز عشا چهار ركعت است
نماز صبح دو ركعت است
مسأله 1- در سفر بايد نمازهاى چهار ركعتى را با شرائطى كه گفته مىشود دو ركعت خواند.
وقت نمازهاى يوميّه
مسأله 2- وقت نماز صبح از طلوع فجر تا طلوع آفتاب است و وقت نماز ظهر و عصر از ظهر شرعى تا مغرب است و وقت نماز مغرب و عشا از مغرب تا نصف شب است
طلوع فجر
نزديك اذان صبح از طرف مشرق سفيدهاى رو به بالا حركت مىكند كه آن را فجر اول گويند و هنگامى كه آن سفيده پهن شد فجر دوّم و ابتداى وقت نماز صبح است.
ظهر شرعى
اگر چوب يا چيزى مانند آن را عمود بر زمين قرار دهيم، صبح كه خورشيد طلوع مىكند سايه آن به طرف مغرب مىافتد و هرچه آفتاب بالا مىآيد سايه كم مىشود و وقتى كه سايه آن به كمترين مقدار رسيد و