وقت مشترك نماز مغرب و عشا است، كه اگر كسى در اين وقت اشتباهاً نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود، نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.
مسأله 4- وقت مخصوص ومشترك كه معناى آن در مسأله پيش گفته شد، براى اشخاص فرق مىكند، مثلًا اگر به اندازه خواندن دو ركعت نماز از اوّل ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهر كسى كه مسافر است تمام شده وداخل وقت مشترك مىشود و براى كسى كه مسافر نيست، بايد به اندازه خواندن چهار ركعت نماز بگذرد.
مسأله 5- اگر پيش از خواندن نماز مغرب سهواً مشغول نماز عشا شود و در بين نماز بفهمد كه اشتباه كرده، چنانچه تمام آنچه را خوانده يا مقدارى از آن را، در وقت مشترك خوانده و به ركوع ركعت چهارم نرفته است، بايد نيّت را به نماز مغرب برگرداند ونماز را تمام كند و بعد نماز عشا را بخواند و اگر به ركوع ركعت چهارم رفته بايد نماز را تمام كند، بعد نمازمغرب را بخواند وامّا اگر تمام آنچه را خوانده در وقت مخصوص نماز مغرب خوانده باشد و پيش از دخول در ركوع ركعت چهارم يادش بيايد، نمازش صحيح است ونيّت را به نماز مغرب برگرداند، گرچه دوباره خواندن موافق با احتياط است.
مسأله 6- موقعى انسان مىتواند مشغول نماز شود كه يقين كند وقت داخل شده است، يا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند.
مسأله 7- اگر يقين كند وقت داخل شده ومشغول نماز شود و در بين نماز شك كند كه وقت داخل شده يا نه، نماز او باطل است ولى اگر
در بين نماز يقين داشته باشد كه وقت شده، وشك كند كه آنچه از نماز خوانده در وقت بوده يا نه نمازش صحيح است.
مسأله 8- اگر وقت نماز به قدرى تنگ است كه به واسطه بجا آوردن بعضى از كارهاى مستحبّ نماز، مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مىشود، بايد آن مستحبّ را بجا نياورد، مثلًا اگر به واسطه خواندن قنوت مقدارى از نماز بعد از وقت خوانده مىشود، بايد قنوت نخواند.
مسأله 9- كسى كه به اندازه خواندن يك ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز را به نيّت ادا بخواند ولى نبايد عمداً نماز را تا اين وقت تأخير بيندازد.
مسأله 10- مستحبّ است انسان نماز را در اوّل وقت آن بخواند وراجع به آن خيلى سفارش شده است و هرچه به اوّل وقت نزديكتر باشد بهتر است، مگر آن كه تأخير آن از جهتى بهتر باشد مثلًا صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.
مسأله 11- هرگاه انسان عذرى دارد كه اگر بخواهد در اوّل وقت نماز بخواند، ناچار است مثلًا با تيمّم يا با لباس نجس نماز بخواند، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقى است مىتواند در اوّل وقت، نماز بخواند، ولى اگر احتمال دهد كه عذر او از بين مىرود لازم است صبر كند تا عذرش برطرف شود.
مسأله 12- كسى كه مسائل نماز وشكيّات وسهويّات را نمىداند واحتمال مىدهد كه يكى از اينها در نماز پيش آيد، بايد براى ياد گرفتن اينها نماز را از اوّل وقت تأخير بيندازد، ولى اگر اطمينان دارد كه نماز را
بطور صحيح تمام مىكند، مىتواند در اوّل وقت مشغول نماز شود، پس اگر در نماز مسألهاى كه حكم آن را نمىداند پيش نيايد، نماز او صحيح است و اگر مسألهاى كه حكم آن را نمىداند پيش آيد، جائز است به يكى از دو طرفى كه احتمال مىدهد عمل نمايد ونماز را تمام كند ولى بعد از نماز بايد مسأله را بپرسد كه اگر نمازش باطل بوده دوباره بخواند و اگر صحيح بوده اكتفاء به همان نماز بنمايد.
نمازهايى كه بايد به ترتيب خوانده شود
مسأله 1- انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر، ونماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را پيش از نماز ظهر ونماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند باطل است.
مسأله 2- اگر به نيّت نماز ظهر، مشغول نماز شود و در بين نماز يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده است، نمىتواند نيّت را به نماز عصر برگرداند، بلكه بايد نماز را بشكند ونماز عصر را بخواند وهمينطور است در نماز مغرب وعشا.
مسأله 3- برگرداندن نيّت از نماز قضا به نماز ادا و از مستحبّ به نماز واجب جائز نيست.
مسأله 4- اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، انسان مىتواند در بين نماز نيّت را به نماز قضا برگرداند، ولى بايد برگرداندن نيّت به نماز قضا ممكن باشد مثلًا اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتى مىتواند نيّت را به قضاى صبح برگرداند كه داخل ركوع ركعت سوم نشده باشد.
احكام قبله
مسأله 1- خانه كعبه كه در مكّه معظّمه مىباشد قبله است، و بايد روبروى آن نماز خواند ولى كسى كه دور است اگر طورى بايستد كه بگويند رو به قبله نماز مىخواند كافيست، و همچنين است كارهاى ديگرى كه بايد رو به قبله انجام گيرد، مانند سر بريدن حيوانات.
مسأله 2- كسى كه نماز واجب را ايستاده مىخواند، بايد صورت وسينه وشكم وجلوى پاهاى او رو به قبله باشد ولازم نيست كه انگشتان پاى او هم رو به قبله باشد ولى مستحبّ است.
مسأله 3- نماز احتياط وسجده وتشهّد فراموش شده را بايد رو به قبله بجا آورد، و بنابر احتياط وجوبى سجده سهو را هم رو به قبله بجاآورد.
پوشانيدن بدن در نماز
مسأله 1- مرد بايد در حال نماز اگرچه كسى او را نمىبيند، عورتين خود را بپوشاند و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.
مسأله 2- زن بايد در موقع نماز تمام بدن حتّى سر و موى خود را بپوشاند؛ ولى پوشاندن صورت به مقدارى كه در وضو شسته مىشود ودستها تا مچ و پشت پاها تا مچ پا لازم نيست و احتياط واجب آنست كه كف پا را بپوشاند، امّا براى آن كه يقين كند كه مقدار واجب را پوشانده است، بايد مقدارى از اطراف صورت وقدرى پايين تر از مچ را هم بپوشاند.
مسأله 3- موقعى كه انسان قضاى سجده فراموش شده يا تشهّد فراموششده را بجا مىآورد، بلكه بنابر احتياط در موقع سجده سهو هم بايد خود را مثلموقع نماز بپوشاند.
مسأله 4- اگر انسان عمداً در نماز عورتش را نپوشاند، نماز باطل است و همچنين اگر از روى ندانستن مسأله بوده باشد، نماز او باطل است.
مسأله 5- اگر در بين نماز بفهمد كه عورتش پيداست، بايد آن را بپوشاند و احتياط مستحبّ آن است كه نماز را تمام كند و دوباره بخواند، ولى اگر بعد از نماز بفهمد كه در نماز عورت او پيدا بوده، نمازش صحيح است.
لباس نمازگزار
لباس نمازگزار شش شرط دارد
1- پاك باشد
2- مباح باشد
3- از اجزاء حيوان مردار نباشد
4- از حيوان حرام گوشت نباشد
5 و 6- اگر نمازگزار مرد است لباس او از ابريشم خالص و طلاباف نباشد
شرط اوّل
مسأله 1- كسى كه نمىداند با بدن ولباس نجس نماز باطل است،
اگر با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل مىباشد.
مسأله 2- اگر به واسطه ندانستن مسأله، چيز نجسى را نداند نجس است، مثلًا نداند عرق جنب از حرام نجس است و با آن نماز بخواند، نمازش باطلاست.
مسأله 3- اگر نداند كه بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده نماز او صحيح است، ولى احتياط مستحبّ آن است كه اگر وقت دارد، دوباره آن نماز را بخواند.
مسأله 4- اگر فراموشكند كهبدن يا لباسش نجس است و در بين نماز يا بعد از آن يادش بيايد، بايد نماز را دوباره بخواند و اگر وقتگذشته قضانمايد.
مسأله 5- كسى كه در پاك بودن بدن يا لباس خود شك دارد، چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه بدن يا لباسش نجس بوده نماز او صحيح است.
مسأله 6- اگر لباس را آب بكشد و يقين كند كه پاك شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاك نشده، نمازش صحيح است اگر چه مستحبّ است كه اعاده كند.
مسأله 7- كسى كه غير از لباس نجس لباس ديگرى ندارد، بايد نماز را برهنه بخواند و احتياطاً اعاده يا قضا نمايد و اگر به واسطه سرما ومانند آن نمىتواند لباسش را بيرون آورد، بايد با لباس نجس نماز بخواند ونماز او صحيح است واعاده نمىخواهد.
شرط دوم
مسأله 1- كسى كه مىداند پوشيدن لباس غصبى حرام است، ولى نمىداند نماز را باطل مىكند، اگر عمداً با لباس غصبى نماز بخواند، نمازش باطلاست.
مسأله 2- اگر نداند يا فراموش كند كه لباس او غصبى است و با آن نماز بخواند، نمازش صحيح است ولى اگر كسى خودش لباس را غصب نمايد وفراموش كند كه غصب كرده است و با آن نماز بخواند، بنابر احتياط واجب، نماز را اعاده نمايد و هرگاه از روى بىمبالاتى باشد به طورى كه اگر يادش بيايد اعتنايى نمىكند، بنابر اقوى نمازش باطل است.
شرط سوّم
مسأله 1- لباس نمازگزار بايد از اجزاء حيوان مردهاى كه خون جهنده دارد، يعنى حيوانى كه اگر رگش را ببرند خون از آن جستن مىكند، نباشد بلكه اگر از حيوان مردهاى كه مانند ماهى ومار خون جهنده ندارد لباس تهيّه كند، احتياط واجب آن است كه با آن، نماز نخواند.
مسأله 2- هرگاه چيزى از مردار مانند گوشت وپوست آن كه روح داشته همراه نمازگزار باشد، اگرچه لباس او نباشد بنابر احتياط واجب، نمازش باطل است.
مسأله 3- اگر چيزى از مردار حلال گوشت مانند مو وپشم كه روح ندارد همراه نمازگزار باشد، يا با لباسى كه از آنها تهيّه كردهاند، نماز
بخواند نمازش صحيح است.
شرط چهارم:
مسأله 1- لباس نمازگزار بايد از حيوان حرام گوشت نباشد، و اگر مويى از آن همراه نمازگزار باشد، نماز او باطل است.
مسأله 2- اگر مو وعرق وآب دهان كسى بر بدن يا لباس نمازگزار باشد اشكال ندارد و همچنين است اگر مرواريد و موم و عسل همراه او باشد.
مسأله 3- اگر با لباسى كه فراموش كرده كه از حيوان حرام گوشت است نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد آن نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد وامّا اگر نداند كه اين پوست حرام گوشت است نماز او صحيح است.
شرط پنجم و ششم:
مسأله 1- پوشيدن لباس طلا باف براى مرد حرام ونماز با آن باطل است، ولىبراى زن در نماز وغير نماز اشكال ندارد.
مسأله 2- زينت كردن به طلا مثل آويختن زنجير طلا به سينه وانگشتر طلا به دست كردن و بستن ساعت مچى طلا به دست براى مرد حرام و نماز خواندن با آنها باطل است و احتياط واجب آن است كه از استعمال عينك طلا هم خوددارى كند، ولى زينت كردن به طلا، براى زن در نماز وغير نماز اشكال ندارد.
مسأله 3- اگر مردى نداند يا فراموش كند كه انگشترى يا لباس از طلا است يا شك داشته باشد و با آن نماز بخواند، نماز او صحيح است.