«در حالىكه محرم هستى نه عطرى بر خود بمال ونه روغنى، وبينى خود را از بوى خوش بگير و در استشمام بوهاى ناخوش رهايش كن، زيرا مُحرِم را سزاوار نيست كه از بوى خوش لذّت برد. در توشه خود عطر نگذار و اگر كسى به عطر آلوده شود بايد غسل خود از سر گيرد و به قدر گناه صدقه پردازد. چهار گونه عطر بر محرم حرام است: مُشك، عنبر، ورس و زعفران. استفاده از روغن خوش بو براى مُحرِم مكروه است مگر براى كسى كه به منظور مداوا يا نظاير آن به استفاده از روغن مجبور باشد.»
5- از حمّاد بن عثمان نقل است كه گفت: از ابو عبداللَّه عليه السلام پيرامون بوى خوشى سؤال نمودم كه در كعبه و قبر (پيامبر) به كار مىرود. حضرت عليه السلام فرمود:
«لَابَأْسَ بِهِما هُما طَهُورانِ»[1].
«آن دو پاكند و باكى از آنها نيست.»
6- از على بن جعفر نقل است كه گفت: از برادرم موسى عليه السلام درباره مفهوم رفث، فسوق و جدال سؤال نمودم، و اين كه چگونه است حال مرتكبان آن؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«الرَّفْثُ: جِماعُ النِّساءِ، وَالفُسُوقُ: الْكَذِبُ وَالْمُفَاخَرَةُ، وَالْجِدَالُ: قَوْلُ الرَّجُل: لَا وَاللَّهِ، وَبَلى وَاللَّهِ»[2].
«رفث، هم بستر شدن با زنان است و فسوق، دروغ و فخر فروشى است و جدال، چنين است كه فرد بگويد: به خدا نه، يا به خدا آرى.»
7- از ابوعبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:
«لَايَكْتَحِلُ الرَّجُلُ وَالْمَرْأَةُ الْمُحْرِمَانِ بِالْكُحْلِ الْأَسْوَدِ إِلَّا مِنْ عِلَّةٍ»[3].
[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب تروك احرام، ص 98، باب 21، حديث 3.
[2]- همان، ص 109، باب 32، حديث 4.
[3]- همان، ص 111، باب 33، حديث 2.
«مرد و زن مُحرِم سرمه سياه بر چشم نمىمالند، مگر براى بيمارى.»
8- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:
«لَاتَنْظُرْ فِي الْمِرآةِ وَأَنْتَ مُحْرِمٌ؛ لِأَنَّهُ مِنَ الزِّينَةِ»[1].
«در حالى كه مُحرِم هستى به آينه نگاه نكن، زيرا اين كار زينت است.»
9- از ابى عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:
«لَاتَلْبَسْ ثَوْباً لَهُ أَزْرارٌ وَأَنْتَ مُحْرِمٌ إِلَّا أَنْ تُنْكِسَهُ، وَلَا ثَوْباً تَدْرعُهُ، وَلَا سَراوِيلَ إِلَّا أَنْ لَايَكُونَ لَكَ إِزارٌ، وَلَا خَفَّيْنِ إِلَّا أَنْ لَايَكُونَ لَكَ نَعْلَانِ»[2].
«در حالى كه محرم هستى جامهاى نپوش كه دكمه داشته باشد، مگر اينكه آن را وارونه بر تن كنى، جامه و شلوار دوخته شده نپوش؛ مگر اينكه ازار (لُنگ احرام) نداشته باشى، و كفش بر پاى نكن، مگر اين كه نعلين نداشته باشى.»
10- مسمع در حديثى به نقل از ابوعبداللَّه عليه السلام مىگويد: عرض كردم آيا شخص محرم انگشترى بر دست مىكند؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«لَايَلْبَسُهُ لِلزْينَةِ»[3].
«براى زينت خير.»
11- از يعقوب بن شعيب نقل است كه گفت: از ابو عبداللَّه عليه السلام پيرامون مُحرمى سؤال كردم كه پول را در جامه خود مىبندد، حضرت عليه السلام فرمود:
«نَعَمْ، وَيَلْبَسُ الْمِنْطَقَةَ وَالْهِمْيَانَ»[4].
[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب تروك احرام، ص 114، باب 34، حديث 3.
[2]- همان، ص 114، باب 35، حديث 1.
[3]- همان، ص 127، باب 46، حديث 4.
[4]- همان، ص 128، باب 47، حديث 1.
«اشكال ندارد، همچنين بستن كمربند و هميان.»
12- از امام صادق عليه السلام به نقل از پدرش آمده است كه فرمود:
«الْمُحْرِمَةُ لَاتَتَنَقَّبُ لِأَنَّ إِحْرامَ الْمَرْأَةِ فِي وَجْهِها وَإِحْرامَ الرَّجُلِ فِي رَأْسِهِ»[1].
«زن مُحرِم نقاب بر چهره نمىاندازد، زيرا احرام زن در چهره و احرام مرد در سر اوست.»
13- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:
«الْمَحُرِمَةُ تَلْبَسُ الْحُلِيَّ كُلَّهُ إِلَّا حُليّاً مَشْهُوراً لِلْزِينَةِ»[2].
«زن مُحرِم از هرگونه زيور و آلات استفاده مىكند، مگر زيورى كه به جهت زينت باشد.»
14- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:
«إِنَّ الْمُحْرِمَ إِذَا خَافَ الْعَدُوَّ يَلْبَسُ السِّلَاحَ، فَلَا كَفّارَةَ عَلَيْهِ»[3].
«مُحرِم اگر از دشمن بهراسد بى هيچ كفّارهاى سلاح مىبندد.»
15- از ابو عبداللَّه عليه السلام درباره مُحرِم پرسيدند كه آيا حجامت او رواست؟
حضرت فرمود:
«لَا، إِلَّا أَنْ يَخَافَ التَّلَفَ وَلَا يَسْتَطِيعَ الصَّلَاةِ.» وَقَالَ: «إِذَا آذاهُ الدَّمُ فَلَا بَأْسَ بِهِ وَيَحْتَجِمُ وَلَا يَحْلِقُ الشَّعْرَ»[4].
«خير، مگر آنكه از هلاكت بترسد و نتواند نماز بگزارد.» ونيز فرمود: «اگر خون،
[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب تروك احرام، ص 129، باب 48، حديث 1.
[2]- همان، ص 132، باب 49، حديث 4.
[3]- همان، ص 137، باب 54، حديث 1.
[4]- همان، ص 144، باب 62، حديث 3.
او را بيازارد باكى نيست كه حجامت كند و موى نتراشد.»
16- از معاويه بن عمّار نقل است كه گفت: از ابو عبداللَّه عليه السلام پرسيدم كه شخص مُحرِم چگونه سر خويش بخاراند؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«بِأَظَافِيرِهِ مَا لَمْ يُدْمِ أَوْ يَقْطَعَ الشَّعْرَ»[1]
. «با ناخنهايش به شرط آنكه خونى نكند و مويش را بر نكند.»
17- از معاويه بن عمّار از ابو عبداللَّه عليه السلام آمده است كه از ايشان درباره مردى سؤال كردم كه ناخنهايش بلند شده است. حضرت عليه السلام فرمود:
«لَايَقُصُّ شَيْئاً مِنْهَا إِنِ اسْتَطَاعَ، فَإِنْ كَانَتْ تُؤْذِيهِ فَلْيَقُصَّها وَلْيُطْعِمَ مَكَانَ كُلِّ ظُفْرٍ قَبْضَةً مِنْ طَعَامٍ»[2].
«اگر توانست چيزى از آن را نچيند، ولى اگر آزارش داد آنها را كوتاه كند و بجاى هر ناخن يك مُشت گندم فديه بدهد.»
18- ابو عبداللَّه عليه السلام مىفرمايد:
«لَايَرْمِي الْمُحْرِمُ الْقَمْلَةَ مِنْ ثَوْبِهِ، وَلَا مِنْ جَسَدِهِ مُتَعَمِّداً، فَإِنْ فَعَلَ شَيْئاً مِنْ ذ لِكَ فَلْيُطْعِم مَكَانَهَا طَعَاماً»، فَسُئِلَ: كَمْ؟ قَالَ: «كَفّاً وَاحِداً»[3].
«شخص مُحرِم نبايد شپش را از جامه و جسم خود به عمد براند، و اگر چنين كرد بايد بجاى آن اطعام كند»، راوى مىگويد: عرض كردم چقدر؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«يك مُشت.»
19- و همچنين فرمود:
«كُلُّ مَا يَخَافُ الْمُحْرِمُ عَلى نَفْسِهِ مِنَ السِّباعِ وَالْحَيّاتِ
[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب تروك احرام، ص 157، باب 71، حديث 1.
[2]- همان، ص 161، باب 77، حديث 1.
[3]- همان، ص 163، باب 78، حديث 3.
وَغَيْرها فَلْيَقْتُلَهُ وَإِنْ لَمْ يَرِدْكَ فَلَا تَرُدَّهُ»[1].
«مُحرِم از هر چه نظير درندگان، مارها و نظاير آن ترسيد اشكال ندارد كه آنها را بُكشد، ولى اگر متعرّض شخص مُحرِم نشدند او نيز نبايد متعرّض آنها شود.»
20- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:
«كُلُّ شَيْءٍ يَنْبُتُ فِي الْحَرَمِ فَهُوَ حَرامٌ عَلَى النَّاسِ أَجْمَعِينَ إِلَّا مَا أَنْبَتَّهُ أَنْتَ وَغَرَسْتَهُ»[2].
«هر چيزى كه در حرم برويد بر همه مردم حرام است، مگر آنچه تو آن را رويانده و نشاندهاى.»
تفصيل احكام:
محرمات احرام؛ عبارت است از آنچه پس از بستن احرام بر حاجى مادامى كه مُحرِم است حرام مىباشد و بايد از آنها بپرهيزد. و آن امورى است كه ارتكاب برخى از آنها موجب كفّاره مىشود.
اوّل- صيد جانوران خشكى:
صيد جانوران خشكى بر مُحرِم حرام است، و روانيست به هرگونه در صيد آن مشاركت داشته باشد خواه با عمل، يا سخن، يا گرفتن، يا ذبح آن، و تفاوتى ميان حلال گوشتها و حرام گوشتها نيست و نيز حرام است كه گونههاى مختلف پرندگان را صيد كند.
خوردن گوشت شكار بر مُحرِم حرام است اگرچه آن را غير مُحرِم شكار كرده باشد، و هر آنچه بر شخص مُحرِم در غير حَرَم حرام است، بر شخص
[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب تروك احرام، ص 166، باب 81، حديث 1.
[2]- همان، ص 173، باب 86، حديث 4.
غير محرم نيز در حرم خدا حرام است، پس حتّى شخص غير مُحرِم نمىتواند در حرم خدا پرنده و يا شكارى را صيد كند و نه بدان راهنمايى كند و نه ذبحش گرداند.
همان گونه كه صيد حرام است جوجه و تخم آن نيز حرام مىباشد چه خوردن و يا از بين بردن آن، در اين ميان تفاوتى ندارد كه خود به اين كار پرداخته باشد يا موجبات آن را فراهم كرده باشد، و در هر حال به او كفّاره تعلّق مىگيرد.
اينك پارهاى از احكام صيد:
1- جايز است ذبح و خوردن حيوانات اهلى مانند: گوسفند، گاو، مرغ و نظاير آن.
2- شخص مُحرِم مىتواند از دريا صيد كند، يعنى حيواناتى كه در آب درياها، يا رودها، يا آبگيرها، يا نظاير آن زندگى مىكنند همچون ماهى و ميگو، امّا ملاك در «دوزيستنها» اين است كه آيا در آب تخمى مىگذارد و توليد مثل مىكند كه در اين صورت آبزى به شمار مىآيد، و اگر در خشكى تخم مىگذارد و توليد مثل مىكند حيوان خشكى شمرده مىشود. هم چنين حرام است صيد ملخ خشكى، همچنان كشتن آن نيز حرام است اگرچه اصلش دريايى باشد.
3- مُحرِم مىتواند حيوانات و يا حشراتى را كه بدو حمله مىكنند يا از وجود آنها بر خود مىهراسد بكُشد؛ حيواناتى همچون درندگان، مارها، كژدمها، مگسها، زنبورها و نظاير آن، نيز حشراتى همچون شپش و كك در صورتى كه موجب آزار گردند.
4- كفّاره صيد نسبت به حيوانات متفاوت است و صيد هر حيوانى تفصيلات، احكام و مسائل بسيارى دارد كه معمولًا در روزگار ما نيازى به
دانستن آن نيست و كسى كه خواهان تفصيل آن باشد مىتواند به كتب فقهى مفصّل مراجعه كند.
دوم- پرداختن به امور جنسى و مسائل وابسته به آن:
مُحرم، چه مرد و چه زن باشد، به هيچ وجه نمىتواند به مسائل جنسى همچون آميزش، بوسيدن، لمس كردن، نگاه كردن يا از روى شهوت در آغوش گرفتن بپردازد، خواه اين كار از او منى خارج كند و يا نه، نيز بر او حرام است كارى انجام دهد كه از روى شهوت از او منى خارج شود همچون بازى كردن با خويش يا تصوّر امور جنسى يا شنيدن صداى بيگانه.
تمام اين امور بر شخص محرم حتّى بر زن و شوهر حرام است، نيز بر محرم حرام است كه صيغه عقد نكاح را براى خود و يا ديگرى جارى سازد، چنانچه حرام است كه در مجلس عقد حضور يابد و شهادت دهد، و اگر امرى از اين امور تحقّق يابد كفّاره بر او واجب مىگردد[1]، و طبيعةً با تكرار عمل، كفّاره نيز تكرار مىگردد، و در حرمت اين امور و لزوم پرداخت كفّاره تفاوتى ميان احرام اقسام حجّ و عمره، مستحبّ و واجب نيست.
مسائل اين باب:
1- مُحرِم مىتواند به همسر خود نگاه كند يا به او دست زند و يا از جايى به جايى حملش كند به شرط آن كه تمامى اين امور بدون شهوت صورت پذيرد.
2- اگر مرد مُحرِمى، با علم به حرام بودن اين عمل، زنى را براى خود عقد كند اين عقد باطل است و آن زن براى هميشه بر او حرام مىگردد.
[1]- به خواست خدا كفّاره و احكام مفصّل آن را بيان خواهيم كرد.
3- محتلم شدن شخص مُحرِم، يا خروج منى از او به صورت غير ارادى كفّاره بر او واجب نمىگرداند و به اعمالش زيانى نمىرساند.
4- شخص مُحرِم مادامى كه محرم است نمىتواند به امور جنسى بپردازد، امّا اين حرمت پس از تقصير در عمره تمتّع، و بعد از نماز طواف نساء در حجّ از او مرتفع مىگردد.
5- بر جاهل و يا كسى كه از روى سهو، فراموشى و يا اجبار زنى را لمس كند كفّارهاى تعلّق نمىگيرد.
6- اگر مرد مُحرِمى در حال احرام عمره تمتّع و پس از سعى و قبل از تقصير عمداً و با آگاهى نسبت به حرام بودن اين عمل، با زنش نزديكى كند عمرهاش صحيح است ولى بايد شترى را كفّاره بدهد، و اگر نتوانست گاوى را و بازهم اگر نتوانست گوسفندى را، ولى عمرهاش صحيح است.
امّا اگر قبل از سعى با او آميزش كند عمرهاش باطل مىشود، و كفّاره نيز بايد بدهد.
بدين سان او عمره را تمام مىكند و اگر وقت داشت آن را از سر مىگيرد، و گرنه اقرب آن است كه حجّ بگزارد و سپس عمره مفرده بجاى آرد و احتياط مستحب آن است كه در سال آينده حجّش را اعاده كند.
7- كسى كه با علم و عمد در حالى كه مُحرِم است براى حجّ، پيش از وقوف در مشعرالحرام با همسرش نزديكى كند حجّش باطل است و اگر زنش بدين كار خشنود بوده باشد حجّ او نيز باطل است و بايد امور زير را بجاى آورند:
الف- قربانى يك شتر به عنوان كفّاره.
ب- جداشدن از يكديگر تا پايان احرام حجّ، و احوط آن است كه تا بازگشت به مكّه ازهم جدا باشند. معنى جدايى اين است كه با يكديگر