وَغَيْرها فَلْيَقْتُلَهُ وَإِنْ لَمْ يَرِدْكَ فَلَا تَرُدَّهُ»[1].
«مُحرِم از هر چه نظير درندگان، مارها و نظاير آن ترسيد اشكال ندارد كه آنها را بُكشد، ولى اگر متعرّض شخص مُحرِم نشدند او نيز نبايد متعرّض آنها شود.»
20- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:
«كُلُّ شَيْءٍ يَنْبُتُ فِي الْحَرَمِ فَهُوَ حَرامٌ عَلَى النَّاسِ أَجْمَعِينَ إِلَّا مَا أَنْبَتَّهُ أَنْتَ وَغَرَسْتَهُ»[2].
«هر چيزى كه در حرم برويد بر همه مردم حرام است، مگر آنچه تو آن را رويانده و نشاندهاى.»
تفصيل احكام:
محرمات احرام؛ عبارت است از آنچه پس از بستن احرام بر حاجى مادامى كه مُحرِم است حرام مىباشد و بايد از آنها بپرهيزد. و آن امورى است كه ارتكاب برخى از آنها موجب كفّاره مىشود.
اوّل- صيد جانوران خشكى:
صيد جانوران خشكى بر مُحرِم حرام است، و روانيست به هرگونه در صيد آن مشاركت داشته باشد خواه با عمل، يا سخن، يا گرفتن، يا ذبح آن، و تفاوتى ميان حلال گوشتها و حرام گوشتها نيست و نيز حرام است كه گونههاى مختلف پرندگان را صيد كند.
خوردن گوشت شكار بر مُحرِم حرام است اگرچه آن را غير مُحرِم شكار كرده باشد، و هر آنچه بر شخص مُحرِم در غير حَرَم حرام است، بر شخص
[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب تروك احرام، ص 166، باب 81، حديث 1.
[2]- همان، ص 173، باب 86، حديث 4.
غير محرم نيز در حرم خدا حرام است، پس حتّى شخص غير مُحرِم نمىتواند در حرم خدا پرنده و يا شكارى را صيد كند و نه بدان راهنمايى كند و نه ذبحش گرداند.
همان گونه كه صيد حرام است جوجه و تخم آن نيز حرام مىباشد چه خوردن و يا از بين بردن آن، در اين ميان تفاوتى ندارد كه خود به اين كار پرداخته باشد يا موجبات آن را فراهم كرده باشد، و در هر حال به او كفّاره تعلّق مىگيرد.
اينك پارهاى از احكام صيد:
1- جايز است ذبح و خوردن حيوانات اهلى مانند: گوسفند، گاو، مرغ و نظاير آن.
2- شخص مُحرِم مىتواند از دريا صيد كند، يعنى حيواناتى كه در آب درياها، يا رودها، يا آبگيرها، يا نظاير آن زندگى مىكنند همچون ماهى و ميگو، امّا ملاك در «دوزيستنها» اين است كه آيا در آب تخمى مىگذارد و توليد مثل مىكند كه در اين صورت آبزى به شمار مىآيد، و اگر در خشكى تخم مىگذارد و توليد مثل مىكند حيوان خشكى شمرده مىشود. هم چنين حرام است صيد ملخ خشكى، همچنان كشتن آن نيز حرام است اگرچه اصلش دريايى باشد.
3- مُحرِم مىتواند حيوانات و يا حشراتى را كه بدو حمله مىكنند يا از وجود آنها بر خود مىهراسد بكُشد؛ حيواناتى همچون درندگان، مارها، كژدمها، مگسها، زنبورها و نظاير آن، نيز حشراتى همچون شپش و كك در صورتى كه موجب آزار گردند.
4- كفّاره صيد نسبت به حيوانات متفاوت است و صيد هر حيوانى تفصيلات، احكام و مسائل بسيارى دارد كه معمولًا در روزگار ما نيازى به
دانستن آن نيست و كسى كه خواهان تفصيل آن باشد مىتواند به كتب فقهى مفصّل مراجعه كند.
دوم- پرداختن به امور جنسى و مسائل وابسته به آن:
مُحرم، چه مرد و چه زن باشد، به هيچ وجه نمىتواند به مسائل جنسى همچون آميزش، بوسيدن، لمس كردن، نگاه كردن يا از روى شهوت در آغوش گرفتن بپردازد، خواه اين كار از او منى خارج كند و يا نه، نيز بر او حرام است كارى انجام دهد كه از روى شهوت از او منى خارج شود همچون بازى كردن با خويش يا تصوّر امور جنسى يا شنيدن صداى بيگانه.
تمام اين امور بر شخص محرم حتّى بر زن و شوهر حرام است، نيز بر محرم حرام است كه صيغه عقد نكاح را براى خود و يا ديگرى جارى سازد، چنانچه حرام است كه در مجلس عقد حضور يابد و شهادت دهد، و اگر امرى از اين امور تحقّق يابد كفّاره بر او واجب مىگردد[1]، و طبيعةً با تكرار عمل، كفّاره نيز تكرار مىگردد، و در حرمت اين امور و لزوم پرداخت كفّاره تفاوتى ميان احرام اقسام حجّ و عمره، مستحبّ و واجب نيست.
مسائل اين باب:
1- مُحرِم مىتواند به همسر خود نگاه كند يا به او دست زند و يا از جايى به جايى حملش كند به شرط آن كه تمامى اين امور بدون شهوت صورت پذيرد.
2- اگر مرد مُحرِمى، با علم به حرام بودن اين عمل، زنى را براى خود عقد كند اين عقد باطل است و آن زن براى هميشه بر او حرام مىگردد.
[1]- به خواست خدا كفّاره و احكام مفصّل آن را بيان خواهيم كرد.
3- محتلم شدن شخص مُحرِم، يا خروج منى از او به صورت غير ارادى كفّاره بر او واجب نمىگرداند و به اعمالش زيانى نمىرساند.
4- شخص مُحرِم مادامى كه محرم است نمىتواند به امور جنسى بپردازد، امّا اين حرمت پس از تقصير در عمره تمتّع، و بعد از نماز طواف نساء در حجّ از او مرتفع مىگردد.
5- بر جاهل و يا كسى كه از روى سهو، فراموشى و يا اجبار زنى را لمس كند كفّارهاى تعلّق نمىگيرد.
6- اگر مرد مُحرِمى در حال احرام عمره تمتّع و پس از سعى و قبل از تقصير عمداً و با آگاهى نسبت به حرام بودن اين عمل، با زنش نزديكى كند عمرهاش صحيح است ولى بايد شترى را كفّاره بدهد، و اگر نتوانست گاوى را و بازهم اگر نتوانست گوسفندى را، ولى عمرهاش صحيح است.
امّا اگر قبل از سعى با او آميزش كند عمرهاش باطل مىشود، و كفّاره نيز بايد بدهد.
بدين سان او عمره را تمام مىكند و اگر وقت داشت آن را از سر مىگيرد، و گرنه اقرب آن است كه حجّ بگزارد و سپس عمره مفرده بجاى آرد و احتياط مستحب آن است كه در سال آينده حجّش را اعاده كند.
7- كسى كه با علم و عمد در حالى كه مُحرِم است براى حجّ، پيش از وقوف در مشعرالحرام با همسرش نزديكى كند حجّش باطل است و اگر زنش بدين كار خشنود بوده باشد حجّ او نيز باطل است و بايد امور زير را بجاى آورند:
الف- قربانى يك شتر به عنوان كفّاره.
ب- جداشدن از يكديگر تا پايان احرام حجّ، و احوط آن است كه تا بازگشت به مكّه ازهم جدا باشند. معنى جدايى اين است كه با يكديگر
خلوت نكنند مگر آنكه شخص سومى در ميان آن دو باشد كه ايشان را از نزديكى باز دارد.
ج- كامل كردن مناسك حجّ.
د- تكرار حجّ در سال آينده.
ه- جدايى هر يك از ديگرى در سال آينده هنگام رسيدن به محلّ حادثه.
8- اگر مرد مُحرِمى با آگاهى و از روى عمد پس از وقوف در مشعر الحرام و پيش از طواف نساء با همسر خود نزديكى كند بايد يك شتر كفّاره دهد، ولى حجّش باطل نيست و نيز اگر با زنش ملاعبه كند بىهيچ دخولى و از او منى خارج شود بايد يك شتر قربانى دهد، ولى حجّش باطل نمىشود حتّى اگر پيش از دو موقف باشد.
9- اگر مرد مُحرِمى در احرام عمره مفرده پيش از سعى عالماً و عامداً با همسر خود نزديكى كند بايد يك شتر قربانى دهد و عمره او باطل مىشود، و بايد احرام از سر گيرد و عمره مفرده را دوباره به جا آورد و بهتر آن است كه تا ماه بعد منتظر بماند تا عمره گزارد.
امّا اگر اين امر پس از طواف نساء و پيش از نماز طواف صورت پذيرد عمره او صحيح است و كفّارهاى به او تعلّق نمىگيرد.
10- آمدن منى بسبب نگاه كردن، يا لمس كردن، يا بوسه و يا بازى از روى شهوت موجب مىشود شترى را كفّاره دهد، ولى اگر اين امر پيش از دو موقف در حجّ صورت پذيرد احتياط مستحب پرداختن به وظائف كسى است كه با زنش در اين هنگام همبستر شده، يعنى هم كفّاره به او تعلّق مىگيرد و هم بايد در سال آينده حجّ گزارد.
11- حرام است جارى كردن صيغه عقد نكاح براى مُحرِم، و كسى كه چنين كند بايد يك شتر قربانى دهد، چنان كه شخص مُحرِم نيز بايد كفّاره
بدهد، و نيز همسر اگر بداند به عقد مُحرِمى درمىآيد. اين همه در صورتى است كه دخولى صورت گيرد. اين حكم در روايتى از معصومين آمده است:
سوم- بوييدن عطر و استفاده از آن:
بر شخص مُحرِم حرام است بوييدن همه انواع عطرها و استفاده از آنها به منظور خوشبو كردن، و در اين ميان تفاوتى ميان عطرهاى قديمى همچون مُشك و عنبر و يا خوشبو كنندههاى جديد نيست.
از اين ميان استثناست عطرهايى كه براى خوشبو كردن كعبه يا قبر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به كار مىرود كه بوييدن آنها حرمتى ندارد. نيز نبايد مُحرِم به هنگام رسيدن به بوى ناخوش بينى خود را بگيرد.
اينك توجه حاجيان گرامى را جلب مىكنيم به مسائلى كه احتمالًا در اين باب بدان نيازمندند:
1- مُحرِم بايد از رسيدن بوهاى خوش به بينىاش به وسيله دست يا دستمال و يا نظاير آن جلوگيرى كند، ولى اگر بويى بىاختيار به بينى او رسيد زيانى به او وارد نمىكند.
2- مُحرِم نبايد در خوراك و نوشيدنى خود خوشبو كنندگانى همچون زعفران، مُشك، عنبر، و نظاير آن به كار برد، ولى مىتوان ميوههايى همچون سيب و پرتقال بخورد كه بوى خوشى دارند، امّا بايد از بوييدن آنها بپرهيزد.
3- احوط آن است كه شخص مُحرِم از بوييدن شكوفهها و گلهايى كه بوى خوشى دارند بپرهيزد.
4- مُحرِم مىتواند عطر و نظاير آن را بخرد ولى نمىتواند حتّى براى يك بار به منظور آگاهى از بوى آن ببويدش.
5- همانگونه كه مُحرِم نمىتواند عطر به كار بود مجاز نيست صابون معطّر
يا كرم خوشبو و نظاير آن را به كار برد.
6- شخص مُحرِم مىتواند از داروى شيميايى، يا گياهى، يا پانسمان خوشبو به هنگام ضرورت استفاده كند، چنانچه مثلًا پزشك بدو دستور اين كار را داده باشد.
7- شخص محرم بايد بوهاى خوش را از بدنش بزدايد، گرچه اين بوها بدون اختيار به جسم او رسيده باشد.
8- در صورت تكرار استفاده از عطر، كفّاره آن نيز تكرار مىشود.
9- اگر شخص مُحرِم كه احرام حجّ دارد پيش از پايان دادن به سعى بميرد نبايد او را با آب كافور غسل داد و يا با كافور حنوطش كرد و نيز چنين است حكم مُحرِمى كه در احرام عمره به سرمىبرد و پيش از تقصير مىميرد.
10- مُحرِم نبايد بينى خود را از بوهاى بد كه به مشامش مىرسد بگيرد، ولى براى رهايى از آن مىتواند به شتاب از آن ناحيه بگذرد.
11- اگر مُحرِمى به عمد از عطر استفاده كند بايد گوسفندى كفّاره دهد، امّا بر انسان جاهل و فراموش كار، كفّارهاى تعلّق نمىگيرد و احوط آن است كه به عنوان صدقه شكم يك مسكين را سير كند.
چهارم- پوشيدن جامه براى مردان:
براى مردان حرام است جامههايى چون پيراهن و شلوار و لباسهاى دوخته شده بر تن كنند و به طور كُلى نبايد جامهاى بپوشند كه داراى آستين و دكمه باشد كه جسم ايشان را دربرگيرد.
اينك تفصيل احكامى كه ممكن است حاجى بدان نياز يابد:
1- زن مىتوان لباس پوشد و براو باكى نيست، ولى بر او حرام است دستكشى به دست كند كه انگشتان و دو كف او را بپوشاند.
2- مُحرِم مىتواند از فتق بند استفاده كند اگرچه دوخته شده باشد،
هميان و كمربند به خويش بندد، چنانچه مىتواند كيفى را با خود همراه داشته باشد و يا آن را بر خويش بياويزد.
3- احوط آن است كه دو جامه احرام ولو به مقدار ناچيز دوخته نشود.
4- اگر مرد مُحرِمى با آگاهى و به عمد جامه دوخته شده بر تن كند بايد يك گوسفند كفّاره بدهد.
5- با تكرار پوشيدن لباس دوخته شد، كفّاره نيز تكرار مىشود، و اگر جامهها تعدّد يابد كفّاره نيز به تعداد آن جامهها تعدّد مىيابد، مثلًا كسى كه پيراهن، شلوار و عبايى بر تن كند سه كفّاره بايد بپردازد.
6- مردى كه ناگريز است جامه دوخته بر تن كند- همچون فرد بيمار- مىتواند چنين كند، ولى بنابه وجه اقوى كفّاره از او ساقط نمىشود.
7- اگر فرد جاهل و يا فراموش كار جامه دوخته بر تن كند بر او كفّارهاى تعلّق نمىگيرد، ولى بايد به محض آگاهى يافتن، آن را از تن بيرون آورد.
8- اگر پس از احرام به عمد و با آگاهى از حرمت پوشيدن لباس دوخته شده، آن را بر تن كند بايد آن را پاره كند و از پاى بيرون آورد.
9- اگر مُحرِمى نياز يافت شكم، يا پا و يا دست خود را با پارچهاى بپيچد باكى بر او نيست.
پنجم- سرمه كشيدن:
بر شخص مُحرِم، مرد و يا زن باشد، حرام است كه بر چشم خويش سرمه سياه را كه زينت به شمار مىرود، به كار بندد، امّا اگر سرمهاى زند كه سياه نباشد و زينتى به شمار نيايد كفّارهاى به او تعلّق نمىگيرد.
و نيز بر مُحرِم روا نيست كه سرمهاى معطر به كار بندد.
احتياط مستحب آن است كه سرمه سياه به كار برده نشود حتّى اگر زينت به شمار نيايد.