هميان و كمربند به خويش بندد، چنانچه مىتواند كيفى را با خود همراه داشته باشد و يا آن را بر خويش بياويزد.
3- احوط آن است كه دو جامه احرام ولو به مقدار ناچيز دوخته نشود.
4- اگر مرد مُحرِمى با آگاهى و به عمد جامه دوخته شده بر تن كند بايد يك گوسفند كفّاره بدهد.
5- با تكرار پوشيدن لباس دوخته شد، كفّاره نيز تكرار مىشود، و اگر جامهها تعدّد يابد كفّاره نيز به تعداد آن جامهها تعدّد مىيابد، مثلًا كسى كه پيراهن، شلوار و عبايى بر تن كند سه كفّاره بايد بپردازد.
6- مردى كه ناگريز است جامه دوخته بر تن كند- همچون فرد بيمار- مىتواند چنين كند، ولى بنابه وجه اقوى كفّاره از او ساقط نمىشود.
7- اگر فرد جاهل و يا فراموش كار جامه دوخته بر تن كند بر او كفّارهاى تعلّق نمىگيرد، ولى بايد به محض آگاهى يافتن، آن را از تن بيرون آورد.
8- اگر پس از احرام به عمد و با آگاهى از حرمت پوشيدن لباس دوخته شده، آن را بر تن كند بايد آن را پاره كند و از پاى بيرون آورد.
9- اگر مُحرِمى نياز يافت شكم، يا پا و يا دست خود را با پارچهاى بپيچد باكى بر او نيست.
پنجم- سرمه كشيدن:
بر شخص مُحرِم، مرد و يا زن باشد، حرام است كه بر چشم خويش سرمه سياه را كه زينت به شمار مىرود، به كار بندد، امّا اگر سرمهاى زند كه سياه نباشد و زينتى به شمار نيايد كفّارهاى به او تعلّق نمىگيرد.
و نيز بر مُحرِم روا نيست كه سرمهاى معطر به كار بندد.
احتياط مستحب آن است كه سرمه سياه به كار برده نشود حتّى اگر زينت به شمار نيايد.
ششم- ديدن خويش در آينه:
مُحرِم نمىتواند خويش را در آينه نگاه كند، زيرا اين كار جزو زينت است، امّا نگاه كردن در آينه به منظورهاى ديگرى چنانچه راننده از آينه پشت خود را نگاه مىكند، يا نگاه كردن در آينه به منظور مداواى زخم و وارسى كردن پيرامون بيمارى و نظاير آن اشكالى ندارد.
ولى آنچه گاهى بر مُحرِم اتّفاق مىافتد و چشم او بىهيچ عمدى به آينه حمامها و يا آسانسورها مىافتد بدور از اشكال است. اگرچه احوط آن است كه به قدر توان از همه آنها دورى كند، ولى اگر نتوانست مستحب آن است كه پس از هر مورد بگويد: «لبّيك»، از جهت نگاه كردن در آينه، كفّاره تعلّق نمىگيرد.
هفتم- پوشيدن كفش و جوراب:
شخص مُحرِم نمىتواند كفش و يا جورابى به پا كند كه پاى او را بپوشاند و ظاهر آن را پنهان دارد. اينك تفصيل آن از خلال چند مسأله به شرح زير است:
1- باكى نيست اگر فرد دمپايى به پا كند كه ظاهر پا را نپوشاند، ولى اگر چنين دمپايى نيافت مىتواند انواع ديگر كفش را بر پا كند به شرط اينكه پشت آن كفش را بشكافد به گونهاى كه ظاهر پا پنهان نماند.
آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام حج - قم، چاپ: سوم، 1388.
مىتوان ظاهر پا را بدون پوشيدن چيزى پوشاند، چنانچه شخص بر دو پاى خود بنشيند يا مثلًا هنگام خواب آن دو را با روانداز بپوشاند.
3- اگر مُحرِمى كفش، جوراب و نظاير آن بر پا كند احتياطاً بايد يك گوسفند كفّاره دهد.
4- ظاهراً اين حكم به مردان اختصاص دارد و پوشيدن كفش و يا جوراب
بر زنان حرام نيست.
هشتم- فسوق:
بر شخص مُحرِم فسوق حرام مىباشد، منظور از فسوق: عموم دروغ است چه همراه با سوگند و يا بدون سوگند باشد، و دشنام دادن، و فخر فروشى است، امّا دروغ به قصد اصلاح ميان دو نفر و يا دفع خطر از نفس محترمه و نظاير آن حرمتى ندارد. كسى كه در احرام اين حرام را مرتكب شود بايد استغفار كند، تا حجّش كامل شود.
نهم- جدال:
بر شخص مُحرِم جدال حرام است، آن عبارت است از جر وبحث همراه با عبارات: «لا واللَّه» (به خدا نه) يا «بلى واللَّه» (به خدا آرى) و اگر كسى اين سخن را به دروغ بر زبان آورد هربار يك كفّاره، و اگر آن را به راستى بر زبان آورد هر سه بار يك كفّاره به او تعلّق مىگيرد.
احكام جدال:
1- سوگند به يكى از اين دو صيغه كفايت مىكند: «لا واللَّه» و يا «بلى واللَّه».
2- اگر سوگند به زبانى جز عربى و به خدا باشد بنابه وجه اقوى همين حكم را دارد.
3- احوط آن است كه به هر زبانى از قسم خوردن به ديگر اسامى حُسناى خدا پرهيز شود.
4- اگر قسم براى بزرگداشت صاحب آن باشد، يا براى اثبات حقّ و دور كردن باطل (همچون قسم در دادگاه) اشكالى ندارد.
5- بهتر آن است هرگونه مشاجره، مجادله، هر واژه زشتى و هر آنچه
آزارى به مؤمنان رساند ترك شود.
6- اگر فردى در حال راستگويى قسم ياد كند، براى بار اوّل و دوم استغفار مىكند و اگر براى بار سوم تكرار شد بايد يك گوسفند ذبح كند.
7- اگر كسى به دروغ قسم ياد كند در بار اوّل بايد يك گوسفند كفّاره دهد.
8- اگر فردى دوبار به دروغ قسم يا كند، احوط آن است كه گاوى كفّاره دهد.
9- اگر به دروغ بيش از سه بار قسم ياد كند، بايد يك گاو قربانى كند.
دهم- كُشتن حشرات بدن:
بر فرد مُحرِم حرام است حشرات بدن را همچون شپش، ساس و كك را بكُشد، و نيز حرام است آنها را از روى جسم و يا از لباس خود دور كند، مگر آنكه زيان و يا آزار بسيارى را موجب شود كه در اين صورت مُحرِم مىتواند آن را دور كند و يا بكُشد.
اگر مُحرمى حشرهاى را كه زيان ندارد از جسمش دور اندازد بايد كفّاره دهد و كفّاره آن يك مُدّ طعام (750 گرم گندم) براى فقير است.
يازدهم- استفاده از انگشترى براى زينت:
بر شخص مُحرِم، چه زن و يا مرد باشد استفاده از انگشترى براى زينت حرام است، ولى استفاده از آن براى ثواب اشكال ندارد.
دوازدهم- آرايش زن با استفاده از زيور آلات:
حرام است بر زن استفاده از زينت آلات به قصد آرايش، ولى آن چه زن عادتاً پيش از احرام براى همسرش از آن استفاده مىكرده است، از اين حكم استثنا شده، و زن مىتواند از آن بدون قصد آرايش استفاده كند.
اينك چند مسأله:
1- مقصود از زيور آلاتِ حرام، هر نوع زينتى است خواه از طلا، يا نقره و
يا فلز ديگرى كه به طور كُلى براى آرايش به كار مىرود باشد.
2- امّا آنچه زنان به كار مىگيرند، مانند رژلب احوط آن است كه ترك شود ونيز ترك هر نوع آرايشى كه از پيش آن را نداشته است.
3- لازم نيست زن زيور آلاتى را كنار گزارد كه به استفاده از آنها عادت كرده به شرط آنكه آن را حتى براى شوى خود آشكار نسازد.
سيزدهم- چرب كردن:
بر شخص مُحرِم حرام است، بدن، يا موى خود را با روغن و كرم و يا نظاير آن اگر عطر به همراه داشته باشد چرب كند، و نيز جايز نيست قبل از احرام به خود چربى بمالد اگر عطر آن تا هنگام احرام باقى مىماند، امّا اگر روغن يا كرم بوى عطر آگين نداشته باشد مىتواند قبل از احرام از آن استفاده كند حتّى اگر اثرش تا پس از احرام باقى بماند، امّا پس از احرام استفاده از آن جايز نيست. مُحرِم مىتواند اگر ضرورت باشد همچون درمان آفتاب زدگى، يا مصونيّت در برابر آن از روغن، يا كرم مخصوص استفاده كند.
چهاردهم- گرفتن موى:
حرام است بر شخص مُحرِم گرفتن موى از سر، ريش و يا بدن، اعمّ از كندن، يا تراشيدن، يا چيدن، خواه كم ويا زياد باشد حتّى اگر يك موى باشد، مگر آنكه مثلًا براى درمان چنين كند كه در آن صورت باكى نيست.
و نيز بر او حرام است موى فرد ديگرى را خواه محرم باشد و يا نه بگيرد.
كفّاره گرفتن موى سر، يك گوسفند، يا سه روز روزه، يا دادن دو مُدّ طعام براى شش بينواست، و در كفّاره تفاوتى ندارد فرد به جهت ضرورت اين كار را كرده باشد، يا نه.
پانزدهم- پوشاندن سر براى مرد و چهره براى زن:
بر مرد مُحرِم حرام است كه سر خود را بپوشاند و همچنان كه بر زن مُحرِم
حرام است پوشاندن چهره خود را.
چند مسأله مهم:
1- همان گونه كه پوشاندن كامل سر حرام است پوشاندن قسمتى از سر نيز حرام است.
2- منظور از پوشاندن سر قرار دادن چيزى بر سر است، يا پوشيدن عمامه، يا كلاه و يا نظاير آن، يا اينكه سر با هر مادّهاى ديگر پوشانده شود.
3- جايز نيست سر و يا چهره با اجسام شفافى همچون شيشه يا پلاستيك و يا پارچه نازكى پوشانده شود.
4- پوشاندن سر و چهره با دو دست براى پرهيز از آفتاب، يا باران اشكالى ندارد.
5- اگر مردى سر خود و اگر زنى چهره خود را بپوشاند، بايد يك گوسفند كفّاره دهد.
شانزدهم- سايه گزيدن مردان، در حال حركت:
بر مرد مُحرِم حرام است پياده و يا سواره سايه گزيند چنانچه از چتر استفاده كند، يا زير سقفها و پلها راه برود، يا بر ماشينهاى سقفدار و نظاير آن سوار شود، مگر در حال ضرورت و اضطرار باشد.
اينك بيان تفصيلى حكم از خلال چند مسأله:
1- زن، پسر بچه و دختر بچه مُحرِم مىتوانند با اختيار، سايه گزينند، همچون جايز است مريضى كه از سايه گُزيدن بىنياز نيست چنين كند.
همين طور است حكم مضطر، يا مجبور و يا كسى كه از بيمارى مىهراسد، يا پيرزن و پيرمرد، و نيز جايز است در حال تقيّه و سختى و در دسترس نبودن ماشينهاى بدون سقف.
2- اشكالى ندارد، زير سقفهاى منازل، يا بازارها و يا جز آن همچون
خيمهها به هنگام رسيدن به مكّه مكرّمه، يا هنگام رسيدن به منى و عرفات سايه گُزيده شود.
3- مُحرِم مىتواند هنگام توقف در اماكن يا قهوه خانههاى سر راه براى استراحت و خواب سايه گُزيند يا زير سقفها راه برود، بنشيند و يا دراز بكشد.
4- اگر مردى سايه گزيند بايد يك گوسفند كفّاره بدهد و در اين بين تفاوتى نيست ميان مختار و مضطرّ، و اقوى آن است كه يك كفّاره براى سايه گزيدن در احرام عمره كفايت مىكند، و كفّاره ديگرى براى سايه گزيدن در احرام حجّ حتى در صورتى كه در هر احرام بارها اين كار تكرار شود.
5- احوط، پرهيز از سايه گُزيدن است به هنگام راه رفتن داخل شهر مكّه مكرّمه و يا در حدود منى، ولى راه رفتن در بازرهاى سقفدار و سايه ساختمانها جايز است.
6- احوط پرهيز از زير سقف و يا سايبان قرار گرفتن در شب است، به ويژه اگر به منظور جلوگيرى از سرما، يا باران، يا نظاير آن باشد، و اگر كسى براى ضرورت اين كار را بكند، بايد فديه بپردازد.
هفدهم- خونى كردن:
و آن عبارت است از اين كه شخص مُحرِم موجب گردد به هر نحوى خون از بدن خارج شود، خواه با ابزارى تيز همچون چاقو، يا با سوزن، يا خاراندن و يا استفاده از مسواك به گونهاى كه خون خارج شود آنهم با آگاهى از آمدن خون و يا احتمال دادن آن. پس اگر كسى چنين كند بايد كفّاره بپردازد.
امّا كسى كه مجبور به اين كار است همچون كسى كه در حال احرام نيازمند آزمايش خون و يا حجامت باشد، باكى بر او نيست و كفّارهاى به او
تعلّق نمىگيرد. و نيز اگر مسواك زند و خون بيرون آيد ولى بدون قصد قبلى، يا به هنگام معالجه زخم، خون آيد همين حكم را دارد.
كفّاره خونى كردن استغفار است، و گفته شده است يك مُدّ طعام، و برخى گفتهاند يك گوسفند كه احتياط مستحب همين است.
هجدهم- گرفتن ناخُنها:
گرفتن ناخن به هر شكلى بر شخص مُحرِم حرام است، اگر چنين كند كفّاره بر او واجب مىگردد، مگر در حال ضرورت همچون معالجه و يا گرفتن ناخن شكسته به منظور رهايى از آزار آن.
امّا كفّاره آن: براى هر ناخن يك مدّ طعام است تا نُه ناخن، امّا كفّاره ده ناخن يك گوسفند است اگر در يك مجلس صورت گرفته باشد، ولى اگر مثلًا همه ناخنهاى دو دست در يك مجلس گرفته شده باشد و ناخنهاى هر دو پا در مجلس ديگرى، پس براى هر يك بايد گوسفندى دهد.
نوزدهم- قطع گياهان و درختان:
بر شخص مُحرِم و غير مُحرِم حرام است در حرم (مكّه و اطراف آن) درختان و گياهان را قطع كند، و در اين ميان استثناست آنچه در ملك او پس از امتلاكش برويد، يا گياهى كه خود در ملك خويش بكارد كه در اين صورت مىتواند آن را كوتاه و يا قطع كند.
تفاوتى در حرمت ميان قطع كردن با ابزار، يا تلف كردن آن با سوزاندن، يا مواد شيمياى و يا نظاير آن نيست.
اگر كسى چنين كرد بايد استغفار كند و بهاى درخت را صدقه دهد، و باكى نيست اگر ميوههاى درخت را بچيند و بخورد.
كفّاره قطع كردن درختان و گياهان بنابه احتياط مستحبّ به شرح زير است: