حكم شك در طواف
شك در شمار شوطهاى طواف بدو گونه تقسيم مىشود:
اوّل- شكى كه بدان توجّه نمىشود و عبارت است از:
الف- شكّ در صحّت طواف پس از فراغت كامل از آن.
ب- شكّ در شمار شوطهاى طواف پس از فراغت از طواف و دخول به عبادت واجب ديگرى همچون نماز طواف، اگر يكى از دو طرف شك، هفت شوط باشد مثل اينكه ترديد كند كه آيا پنج شوط رفته است يا هفت شوط، يا هفت شوط بجا آورده يا هشت شوط.
ولى اگر در واجب ديگرى وارد نشده باشد و شكّ پس از پايان يافتن طواف حاصل آيد شايسته نيست در اعاده طواف ترك احتياط كند.
ج- اينكه در پايان شوط، در افزون بر هفت شوط شكّ كند در حالى كه يقين دارد هفت شوط را كامل كرده است.
دوم- آنچه كه طواف بدان باطل مىگردد:
الف- اينكه طرفهاى شكّ همگى كمتر از هفت شوط باشد مانند شكِ ميان سه و چهار، يا ميان پنج و شش.
ب- اينكه پيش از فراغت از طواف ميان هفت و كمتر از آن شك كند.
ج- اينكه ميان كمتر از هفت و بيشتر از آن شك كند همچنان كه ميان شش و هشت.
د- اينكه پيش از پايان يافتن طواف بين هفت و كمتر و يا بيشتر از آن شك كند همچنان بين شش و هفت و هشت.
ه- اينكه پيش از رسيدن به حجرالاسود و كامل كردن شوط بين هفت و
بيشتر از آن شك كند.
مسائل مربوط به شكّ:
1- حكم ظنّ (گمان) در طواف همان حكم شكّ است مادامى كه اطمينانى حاصل نيايد كه همان علم عرفى است.
2- در حال شكّ در كمبود هنگام طواف مستحب و طواف نذر، بنابر كمترين گذارده مىشود و طواف صحيح است.
3- اگر در اثناى طواف باشد و نداند چند شوط طواف كرده، طواف را از سر مىگيرد.
4- در شمارش تعداد شوطها جايز است بر بيّنه و شخص مورد اعتماد تكيه كرد.
5- اگر شكّ كرد كه آيا شش شوط طواف نموده، يا هفت شوط و حكم مسأله را نمىدانست و بنا را بر شش نهاد و شوط آخر را پيمود، ووقت طواف از دست رفت باكى بر او نيست.
6- كسى كه در شوط هشتم وارد شد در حالى كه فراموش كرده، تا آنكه به ركن عراقى (اوّلين ركن پس از ركن حجرالاسود) رسيد، احوط آن است كه هفت شوط ديگر را كامل گرداند، (تا مجموع طواف او چهارده شوط گردد) و اگر پيش از رسيدن به ركن عراقى به يادآورد طواف را قطع مىكند و باكى بر او نيست.
3- نماز طواف
نماز طواف سومين عمل از اعمال عمره تمتّع مىباشد و آن عبارت است از دو ركعت نماز كه حاجى پس از طواف مستقيماً پشت مقام ابراهيم عليه السلام بجا مىآورد. اين نماز هم در عمره تمتّع، هم در حجّ و هم در عمره مفرده واجب است. و تفاوتى ميان واجب و مستحبّ آن نيست. اين نماز احكامى دارد كه در زير بدان اشاره مىكنيم:
1- شخص نمازگزار مىتواند به هنگام ازدحام در سمت راست، يا در سمت چپ مقام بايستد و هرچه به مقام نزديكتر باشد فضيلتش بيشتر است. اين در حالت عادى است، امّا هنگام افزايش ازدحام مىتواند به گونهاى بايستد كه مقام ابراهيم ميان او و كعبه قرار گيرد، در غير اينصورت مىتواند در هر نقطهاى از مسجد الحرام، هرچه نزديكتر به مقام، هنگام تنگى وقت بايستد. اين درباره طواف واجب، امّا درباره طواف مستحبّ مىتواند اين نماز را به اختيار در هر جاى مسجد اقامه كند.
2- كسى كه نماز طواف را فراموش كرد بايد به هنگام ياد آوردن آن قضايش را بجاى آورد و اين زيانى به اعمال پس از طواف او نمىرساند. اگر در مكّه مكرّمه باشد در مقام قضايش مىكند، و اگر خارج از مكّه باشد در هر كجا مىتواند آن را قضا كند، ولى بهتر آن است كه به مكّه باز گردد و در مقام
قضايش را بگزارد يا كسى را نايب خود گيرد تا از سوى او اين نماز را بجاى آورد.
3- اقامه اين نماز همچون نمازهاى ديگر، بايد صحيح باشد، پس شخص نمازگزار بايد واژههاى نماز را صحيح تلفّظ كند، و هركه نتواند كلمات نماز را صحيح بر زبان آورد بايد آن را بياموزد و خود، نماز را بجاى آورد، زيرا در اينجا گرفتن نايب كفايت نمىكند.
4- سعى
قرآن كريم:
إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا...[1]
«صفا و مروه از شعائر خداست، پس كسانى كه حجّ را به جاى مىآورند يا عمره مىگزارند مانعى نيست كه بر آن دو طواف كنند...»
حديث شريف:
1- حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد:
«السَّعْيُ بَيْنَ الصَّفا وَالْمَرْوَةِ فَرِيضَةٌ»[2].
«سعى ميان صفا و مروه واجب است.»
2- از ابو بصير نقل است كه گفت: از ابو عبداللَّه عليه السلام شنيدم كه گفت:
«مَا مِنْ بُقْعَةٍ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ مِن الْمَسْعى لِأَنَّهُ يُذَلُّ فِيهَا كُلَّ جَبّارٍ»[3].
«هيچ سرزمينى نزد خدا محبوبتر از محل سعى نيست، زيرا در آنجا هر جبّارى فروتن مىشود.»
[1]- سوره بقره، آيه 158.
[2]- وسائل الشيعه، ج 9، كتاب الحجّ، ابواب السعى، ص 510، باب 1، حديث 1.
[3]- همان، ص 511، حديث 2.
3- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:
«... ثُمَّ انْحَدِرْ مَاشِياً وَعَلَيْكَ السَّكِينَةُ وَالْوَقَارُ حَتّى تَأْتِي الْمَنَارَةَ، وَهِيَ طَرَفُ الْمَسْعى، فَاسْع مِلءَ فُرُوجِكَ، وَقُلْ:
بِسْمِ اللَّهِ وَاللَّهُ أَكْبَرُ، وَصَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَقُلْ: اللَّهُمَّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَاعْفُ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعَزُّ الْأَكْرَمُ، حَتّى تَبْلُغَ الْمَنَارَةَ الْاخْرى».
قَالَ: «وَكَانَ الْمَسْعى أَوْسَعَ مِمَّا هُوَ الْيَوْمَ، وَلَكِنَّ النَّاسَ ضَيَّقُوهُ، ثُمَّ امْشِ وَعَلَيْكَ السَّكِينَةَ وَالْوَقَارَ، فَاصْعَدْ عَلَيْهَا حَتّى يَبْدُو لَكَ الْبَيْتُ فَاصْنَعْ عَلَيْهَا كَمَا صَنَعْتَ عَلَى الصَّفا، ثُمَّ طُفْ بَيْنَهُمَا سَبْعَةَ أَشْواطٍ تَبْدَأُ بِالصَّفا وَتَخْتِمُ بِالْمَرْوَةِ، ثُمَّ قَصِّرْ...»[1].
«... سپس پياده بيا در حالى كه آرامش دارى و وقار، تا به مناره آيى و آن گوشه مسعى است. پس هروله[2]كن و بگو: «بنام خدا و خدا بزرگتر است و درود خدا بر محمّد و خاندان او» و نيز بگو: «خدايا ببخش و رحم كن و درگذر از آنچه مىدانى كه تنها تو عزيزترين و كريمترين، تا به مناره ديگر رسى» حضرت مىافزايد: «محل سعى بزرگتر از آن چيزى بوده است كه امروز، ولى مردم آن را محدود كردهاند و سپس پياده رو در حالى كه آرامش دارى و وقار. پس از مروه بالا رو تا خانه خدا را ببينى و انجام ده آنچه را بر صفا انجام دادهاى، سپس ميان آندو هفت بار سعى كن كه از صفا آغاز و به مروه ختم مىگردد و درپى آن تقصير كن...».
تفصيل احكام:
سعى چهارمين عمل از اعمال عمره تمتّع است و آن عبارت است از
[1]- وسائل الشيعه، ج 9، كتاب الحجّ، ابواب السعى، ص 521، باب 6، حديث 1.
[2]- هروله؛ نوعى حركت بين راه رفتن و دويدن است و مىتوان گفت تند راه رفتن يا آهسته دويدن است.
پيمودن هفتبار فاصله ميان صفا و مروه است به اينكه شوط نخست از صفا به سوى مروه آغاز مىشود و شوط دوّم از مروه به سوى صفا تا اينكه شوط هفتم به مروه ختم مىگردد.
پارهاى از احكام سعى:
1- حجّ و عمره با ترك عمدى سعى باطل مىشوند، امّا اگر ترك آن به سبب جهل يا فراموشى مسأله باشد مبطل نيست، بلكه حاجى بايد خود آن را در صورت امكان قضا كند، اگر نتوانست، نايب بگيرد و حتّى پس از ماه ذىالحجّه بايد انجام دهد.
2- سعى بايد با نيّت قربت صورت گيرد، بدين ترتيب كه قصد كند سعى را براى فرمانبرى از خدا انجام مىهد، در آن طهارت از حدث يعنى وضو و غسل و نيز طهارت از خبث يعنى طهارت بدن و لباس از نجاسات، شرط نيست، بلكه مستحب مىباشد.
3- مستحب است پيش از روى آوردن به صفا براى آغاز نمودن سعى حجرالاسود را لمس كند يا حداقلّ بدان اشاره كند و سپس از آب زمزم بنوشد و از آن بر سر و پشت و شكمش بريزد و دعا كند كه خداوند آن را علم نافع، رزق گسترده و بهبودى از هر مرض و بيمارى قرار دهد.
4- در سعى واجب نيست از صفا بالا رود و بر سنگها صعود كند همچنان لازم نيست با پا سنگهاى مروه را لمس كند، بلكه در سعى كافى است از لبه صفا شروع كند و به لبه مروه برسد.
5- جايز است مسافت ميان صفا و مروه به هر صورتى پيموده شود خواه با پاى پياده، يا دويدن يا سواره و امثال آن.
6- احوط آن است كه در طبقه بالا سعى نكند.
7- براى مردان مستحبّ است ميان دو نشانه نهاده شده كه اينك با چراغ سبز مشخّص است هروله كنند.
8- واجب است سعى هفت شوط كامل باشد بىهيچ افزايش و كاهش هرگونه افزايش و كاهش عمدى سعى را باطل مىكند، امّا اگر از روى سهو، يا نسيان، يا جهل باشد افزايش، زيانى بدان وارد نمىكند و بايد كاهش را جبران كرد.
9- به شكّ در صحّت سعى و يا شمار شوطها پس از فراغت از سعى اعتنا نمىشود.
10- اگر پس از فراغت از سعى يقين كند كه سعيش كمبود داشته بايد كاستى را جبران كند و سعيش صحيح خواهد بود.
11- در سعى، موالات واجب نيست. پس در اثناى سعى مىتواند استراحت كرد، آشاميد و يا نوشيد، از محلّ سعى خارج شد و نماز گزارد، مشروط به آنكه فاصله بسيار ايجاد نشود مثل اينكه سعى به فردا موكول گردد.
12- در خلال سعى اشكالى ندارد اگر كسى سخن بگويد، ولى بهتر است اين كار را نكند و به ذكر خدا و دعا مشغول گردد.
13- اگر خطا كرد و يك شوط افزود، شوط افزوده را ناديده مىگيرد و هفت شوط را به شمار مىآورد، و اگر خطا كرد و گمان بُرد كه هر رفت و برگشت يك شوط به شمار مىرود، و چهارده شوط سعى كرد، هفت شوط نخست را به شمار آورد و اشكالى بر او نيست.