بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 168

سر كند حجّ را درك كرده است و كسى كه هرگز آن را درك نكند حجّ را از دست داده است. مقدار ضرورى آن درنگى است هر چند اندك اگرچه به قدر گذرى باشد. كسى كه وقوف در عرفه را ترك كند بنابه حكم اقوى‌ حجّى ندارد و كسى كه وقوف در مشعر را از روى عمد و علم ترك گويد حجّش باطل گشته است. تفصيل سخن پيرامون مسأله دو وقوف را در جدول ص 172 آورده‌ايم.

3- وقوف در مزدلفه‌

قرآن كريم:

لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُوا فَضْلًا مِن رَبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِن كُنْتُمْ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ* ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‌[1]

«اگر به هنگام حجّ طالب روزى خدا باشيد مرتكب گناهى نشده‌ايد و چون از عرفات بازگشتيد خدا را در مشعر الحرام ياد كنيد از آن رو كه شما را هدايت كرده در حالى كه پيش از آن گمراه بوده‌ايد. سپس از آنجا كه ديگر مردم كوچ مى‌كنند شما نيز كوچ كنيد و از خدا آمرزش بخواهيد كه آمرزنده و مهربان است.»

حديث شريف:

1- امام جعفر صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

«إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَأَفِضْ مَعَ النَّاسِ وَعَلَيْكَ السَّكِينَةُ وَالْوَقَارُ، وَأَفِضْ مِنْ حَيْثُ‌

[1]- سوره بقره، آيات 198، 199.


صفحه 169

أَفَاضَ النَّاسُ، وَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٍ رَحِيم، فَإِذَا انْتَهَيْتَ إِلَى الْكَثِيبِ الْأَحْمَرِ عَنْ يَمِينِ الطَّرِيقِ فَقُلْ: اللَّهُمَّ ارْحَمْ مَوْقِفِي وَزِدْ فِي عَمَلِي، وَسَلِّمْ لِي دِينِي وَتَقَبَّلْ مَنَاسِكِي وَإِيَّاكَ وَالْوَجِيفَ الَّذِي يَصْنَعُهُ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ، فَإِنَّهُ بَلَغَنا أَنَّ الْحَجَّ لَيْسَ بِوَصْفِ الْخَيْلِ، وَلَا ايْضَاعِ الْإِبِلِ، وَلَكِن اتَّقُوا اللَّهَ وَسِيرُوا سَيْراً جَمِيلًا، وَلَا تُوْطِئُوا ضَعِيفاً، وَلَا تُوْطِئُوا مُسْلِماً، وَاقْتَصِدُوا فِي السَّيْرِ»[1].

«هنگامى‌كه خورشيد غروب كرد در حالى با مردم‌افاضه كن كه آرامش و وقار دارى وبرو از همانجايى كه مردم مى‌روند و از خداوند طلب بخشش كن كه خداوند بخشاينده و رحيم است، و هرگاه از سمتِ راستِ راه به كثيب احمر رسيدى بگو:

«خدايا بر موضع من [در روز قيامت‌] رحم كن و عمل مرا بيفزاى و دينم را سالم نگهدار ومناسك مرا بپذير.» از تُند راه رفتن كه بسيارى از مردم چنين مى‌كنند بپرهيز، زيرا به ما خبر رسيده است كه حجّ همچون گله اسبان و شتران نيست. از خدا بترسيد و نيكو گام برداريد، ضعيف و مسلمان را پايمال نكنيد و در ره سپردن ميانه رو باشيد.»

2- از حضرت صادق عليه السلام نقل‌است كه فرمود:

«الْوُقُوفُ بِالْمِشْعَرِ فَرِيضَةٌ...»[2]

. «وقوف در مشعر فريضه است...»

تفصيل احكام:

وقوف در مشعر الحرام سومين واجب از واجبات حجّ تمتّع است و ركنى به‌شمار مى‌آيد از اركان حجّ كه‌اگر عمداً ترك شود موجب بطلان حجّ مى‌گردد.

[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب الوقوف بالمشعر، ص 34، باب 1، حديث 1.

[2]- همان، ص 37، باب 4، حديث 2.


صفحه 170

واجب است از طلوع فجر تا طلوع خورشيد روز عيد در مشعر الحرام وقوف كند، ولى بهتر است از شب عيد قربان تا طلوع خورشيد به نيّت اطاعت از خدا در آنجا بيتوته كند.

مشعر الحرام داخل حدود حرم قرار دارد و مزدلفه نيز ناميده مى‌شود و حدود آن ثابت و شناخته شده است.

احكام وقوف در مشعر:

1- وقوف در مشعر الحرام در مدّت مذكور واجب است، ولى ركن اين واجب همان چيزى است كه وقوف ناميده مى‌شود ولو اندك. اگر يك حاجى تنها چند دقيقه در آنجا توقف كرد و سپس عمداً بسوى منى افاضه نمود حجّش صحيح است، گرچه با خروج از آنجا پيش از طلوع خورشيد مرتكب گناه شده است.

2- وقوف در مشعر الحرام سه وقت دارد:

الف- از اوّل شب عيد تا پيش از طلوع فجر كه ويژه اشخاص مضطرّ، مريض، پيرمرد، پيرزن، زنان و بطور كُلّى كسانى است كه نمى‌توانند در وقت مقرّر وقوف كنند.

ب- پس از طلوع فجر از روز عيد قربان و اين همان وقت مقرّر در حال اختيار است، ولى احوط آن است كه قبل از طلوع خورشيد از مشعر خارج نشود.

ج- از طلوع خورشيد تا زوال آن (يعنى ظهر شرعى) در روز عيد قربان كه همان وقت اضطرارى است، براى كسى كه در دو وقت مذكور وقوف در مشعر الحرام را درك نكرده و يا فراموش نموده است.

3- كسى كه دو وقوف يعنى وقوف عرفات و مشعر الحرام را درك نكند


صفحه 171

حجّش باطل مى‌شود و بايد با احرامى كه دارد عمره مفرده بجاى آورد.

درك و يا عدم درك اين دو وقوف، اشكال گوناگونى دارد كه بايد به جدول رجوع شود.

4- مراد از وقوف همان اقامت و درنگ است و اشكالى ندارد كه شخص نشسته باشد يا راه برود، ولى بهتر آن است كه ايستاده باشد.

5- وقت نيّت هنگام طلوع فجر است و مقصود از نيّت اراده وقوف در مشعر الحرام است قُربةً إلى اللَّه تعالى، و جهت هم سويى با دستورات او.

بهتر آن است همچون ساير اعمال حجّ، نيّت تلفّظ شود.

6- افاضه از مشعر الحرام به منى پيش از طلوع فجر براى شخص مضطرّ، يا مريض، يا زنان و كسانى كه بايد همراه ايشان باشند جايز است.


صفحه 172

عرض الصورة


صفحه 173

مستحبّات وقوف در مزدلفه:

1- بسيار گفتن:

«اللَّهُمَّ أَعْتِقْ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ»[1]

. 2- اين كه حاجى با طهارت باشد (وضو يا غسل).

3- استغفار و پرداختن به ذكر خداوند سبحان، ستايش، يادآورى نعمتها، عظمت و آزمونهاى او.

4- گفتن شهادتين و درود بر پيامبر صلى الله عليه و آله و ذكر يك‌يك ائمّه و دعا كردن براى ايشان و براى حضرت حجّت عليه السلام و دعا براى تعجيل فرج حضرتش.

5- قرائت اين دعا:

اللَّهُمَّ رَبَّ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ فُكَّ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ، وَأَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلَالِ الطَّيِّبِ، وَادْرَأْ عَنِّي فَسَقَةَ الْجَنِّ وَالْإِنْسِ. اللَّهُمَّ أَنْتَ خَيْرُ مَطْلُوبٍ إِلَيْهِ وَخَيْرُ مَدْعُوٍّ وَخَيْرُ مَسْؤُولٍ، وَلِكُلِّ وَافِدٍ جَائِزَةٌ، فَاجْعَلْ جَائِزَتِي فِي مَوْطِنِي وَمَوْقِفِي هذَا أَنْ تُقِيلَنِي عَثْرَتِي وَتَقْبَلَ مَعْذِرَتِي وَتَتَجاوَزَ عَنْ خَطِيئَتِي، ثُمَّ اجْعَلِ التَّقْوى‌ مِنَ الدُّنْيا زَادِي، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ»[2].

6- زارى كردن به درگاه خداوند و دعا براى خود، پدر، مادر، خويشان، برادران و همه مؤمنين و مؤمنات.

7- گفتن «اللَّهُ أَكْبَرُ»، «الْحَمْدُ للَّهِ»، «سُبْحَانَ اللَّهِ» و «لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ» به‌

[1]- «خدايا! مرا از آتش برهان.»

[2]- «خدايا! خداوند مشعر الحرام مرا از آتش برهان، از رزق حلال و پاكت بر من بگستران، فاسقان جنّ و انس را از من دور كن. خدايا! تو بهترين مطلوب و بهترين فراخوانده و بهترين مسؤول هستى و براى هر ميهمانى جائزه‌اى است، پس جائزه مرا در اين سرزمين و اين وقوف آن قرار بده كه از لغزشم چشم پوشى و پوزشم را بپذيرى، از گناهم در گذرى و سپس تقوى‌ در دنيا را توشه من قرار ده به رحمتت اى ارحم الراحمين.»


صفحه 174

شمار يكصدر بار.

8- برگرفتن ريگ از مشعر الحرام براى رمى جمرات سه‌گانه در منى ومستحب است بيش از هفتاد ريگ برگيرد. چگونگى ريگ بايد چنين باشد:

الف- به قدر سرانگشت باشد.

ب- اين كه ريگها بايد نه سياه، نه سفيد و نه قرمز باشند بلكه رنگى سُرمه‌اى باشند.

ج- مكروه است ريگ شكسته باشد.

د- سعى كردن (هروله) هرگاه به وادى محسّر رسيد، و آن واديى است در نزديكى منى، و مستحب است بگويد:

«اللَّهُمَّ سَلِّمْ عَهْدِي، وَاقْبَلْ تَوْبَتِي، وَأَجِبْ دَعْوَتِي، وَاخْلُفْنِي فِيمَنْ تَرَكْتُ بَعِدِي»[1]

.4- رمى جمره عقبه‌

حديث شريف:

1- از ابو عبداللَّه عليه السلام درباره رمى جمره آمده است كه فرمود:

«لَهُ بِكُلِّ حَصَاةٍ يَرْمِي بِهَا يَحُطُّ عَنْهُ كَبِيرَةٌ مُوبِقَةٌ»[2]

. «حاجى با هر ريگى كه پرتاب مى‌كند يك گناه كبيره و مهلك از خود وامى نهد.»

2- از پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمّه عليهم السلام آمده است:

«إِنَّمَا امِرَ بِرَمْي الْجِمَارِ لِأَنَّ إِبْلِيسَ اللَّعِينَ كَانَ يَتَراءى‌ لإِبْرَاهِيمَ عليه السلام فِي مَوْضِعِ الْجِمَارِ فَيَرْجِمُهُ إِبْرَاهِيمَ عليه السلام فَجَرَتْ بِذ لِكَ السُّنَّةُ»[3].

[1]- «خدايا! روزگار مرا سالم گردان، توبه‌ام را بپذير، دعوتم‌را پاسخ گو ونگهدار خانواده‌ام باش.»

[2]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب رمي جمرة العقبة، ص 68، باب 1، حديث 3.

[3]- همان، حديث 5.


صفحه 175

«به حاجى دستور داده شده است رمى جمرات كند، زيرا ابليس لعين خود را در موضع جمرات به ابراهيم عليه السلام نمود و ابراهيم او را سنگسار كرد پس اين سُنّت جارى گشت.»

3- از امام صادق عليه السلام درباره ريگهاى جمره آمده است كه فرمود:

«لَاتَأْخُذُهُ مِنْ مَوْضِعَيْنِ: مِنْ خَارِجِ الْحَرَمِ، وَمِنْ حَصَى الْجِمَارِ...»[1]

. «ريگها را از دو موضع: از خارج حرم و از ريگهاى جمرات... برنگير.»

4- از صفوان بن مهران نقل است كه گفت: از ابو عبداللَّه عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمود:

«ارْمِ الْجِمَارَ مَا بَيْنَ طُلُوعِ الشَّمْسِ إِلى‌ غُرُوبِهَا»[2]

. «بين طلوع خورشيد و غروب آن رمى جمره كن.»

5- «از ابو بصير نقل است كه گفت: از ابو عبداللَّه عليه السلام پيرامون كسى سؤال كردم كه مى‌تواند در شب رمى كند كه اين افراد كيانند؟ حضرت عليه السلام فرمود:

«الْحَاطِبَةُ، وَالْمَمْلُوكُ الَّذِي لَايَمْلِكُ مِنْ أَمْرِهِ شَيْئاً، وَالْخَائِفُ، وَالْمَدِينُ، وَالْمَرِيضُ الَّذِي لَايَسْتَطِيعُ أَنْ يَرْمِي يُحْمَلُ إِلَى الْجِمَارِ، فَإِنْ قَدِرَ عَلى‌ أَنْ يَرْمِي وَإِلَّا فَارْمِ عَنْهُ وَهُوَ حَاضِرٌ»[3].

«هيزم فروش، و برده‌اى كه اختيار خويش ندارد و شخص هراسان و بدهكار ومريضى كه نمى‌تواند رمى كند بايد بدانجا حملش كرد اگر توانست رمى مى‌كند و اگر نتوانست به نيابت از او در حضور او رمى نمايد.»

[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب رمي جمرة العقبة، ص 72، باب 5، حديث 1.

[2]- همان، ص 79، باب 13، حديث 2.

[3]- همان، ص 81، باب 14، حديث 7.