بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 177

نخواهد بود.

6- رمى بايد در روز عيد بين طلوع و غروب باشد و جايز است كسى كه شبانگاه‌از مشعر افاضه كرده‌در همان شب رمى كند ومنتظر طلوع‌آفتاب‌نماند.

احكام رمى:

1- ريگها بايد برچيده شده از داخل حدود حرم باشند و بايد به گونه‌اى باشند كه بتوان آنها را «ريگ» ناميد پس صخره بزرگ، يا شن و يا معدن كفايت نمى‌كند.

2- نيز در ريگها شرط است كه قبلًا كسى آنها را پرتاب نكرده باشد. پس جايز نيست كسى ريگهاى جمع شده پيرامون جمرات را جمع كند و به پرتاب كردن آنها بپردازد.

3- لازم نيست ريگها طاهر باشند ولى مستحبّ‌است، ونيز واجب نيست كه شخص پرتاب كننده با طهارت (وضو و يا غسل) باشد، ولى بهتر است.

4- بر كسى كه نسبت به وجوب رمى جاهل باشد و يا آن را فراموش كرده باشد، واجب است كه هرگاه از آن آگاهى يافت يا به يادآورد و لو در روز سيزدهم ذى‌الحجّة رمى جمرات كند.

5- به هنگام شكّ در شمار ريگهاى پرتاب شده رمى بايد تا به دست آمدن يقين نسبت به پرتاب كردن هفت ريگ ادامه داد، امّا اگر شكّ پس از فراغت از پرتاب كردن و به هنگام پرداختن به واجب ديگرى از حجّ همچون ذبح پديد آيد اعتنايى بدان نمى‌شود.

6- كسانى همچون بيماران و كودكان كه توان پرتاب كردن ندارند بايد


صفحه 178

نايب بگيرند.

7- جايز است از طبقه بالايى جمرات، رمى صورت پذيرد.

8- زمان رمى بين طلوع خورشيد و غروب آن است، ولى افراد معذور همچون زنان، بيماران و كودكان در شب نيز مى‌توانند رمى كنند.

مستحبّات رمى:

1- وضو.

2- برگرفتن ريگها با دست چپ و پرتاب كردن آنها با دست راست.

3- قرار دادن ريگ بر انگشت ابهام و سپس پرتاب كردن آن به كمك انگشت سبّابه به سوى جمره.

4- گفتن:

«اللَّهُمَّ هذِهِ حَصَياتِي فَاحْصِهِنَّ لِي وَارْفَعْهُنَّ فِي عَمَلِي»[1]

، هنگام گرفتن ريگها و آماده شدن براى پرتاب كردن آنها.

5- اينكه در هر پرتاب كردن بگويد:

«اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُمَّ ادْحرْ عَنِّي الشَّيْطَانَ، اللَّهُمَّ تَصْدِيقاً بِكِتَابِكَ، وَعَلى‌ سُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، اللَّهُمَ‌اجْعَلْهُ حَجّاً مَبْرُوراً وَعَمَلًا مَقْبُولًا وَسَعْياً مَشْكُوراً وَذَنْباً مَغْفُوراً»[2].

6- اينكه حاجى به هنگام رمى جمره عقبه پشت به قبله باشد.

7- حاجى هنگام بازگشت بگويد:

[1]- «خداوندا! اينها ريگهاى من هستند پس آنها را بحساب من بگذار و در عملم قبولشان كن.»

[2]- «خدا بزرگتر است، خدايا! شيطان را از من دور كن، خدايا! كتاب و سنّت پيامبرت را تصديق دارم، خدايا! اين را حجّ و عملى پذيرفته شده و تلاشى سپاس گزارده و گناهى بخشوده شده قرار ده.»


صفحه 179

«اللَّهُمَّ بِكَ وَثِقْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، فَنِعْمَ الرَّبُّ وَنِعْمَ الْمَوْلى‌ وَنِعْمَ النَّصِيرُ»[1].

8- اينكه بين حاجى و بين جمره ده تا پانزده ذرع فاصله باشد.

5- قربانى‌

قرآن كريم:

1-... فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَن لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذلِكَ لِمَن لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوْا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ‌[2]

«هركه از عمره تمتّع به حجّ بازآيد، آن قدر كه او را ميسّر است قربانى كند و هركه را قربانى ميسّر نشد سه روز در حجّ روزه بدارد و هفت روز چون از حجّ بازگردد، تا ده روز كامل گردد، و اين حكم براى كسى است كه از مردم مكّه نباشد. از خدا بترسيد و بدانيد كه خدا سخت كيفر است.»

2-... وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ* لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلكِن يَنَالُهُ التَّقْوَى‌ مِنكُمْ كَذلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى‌ مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ‌[3]

«شتران قربانى را براى شما از شعاير خدا قرار داديم. شما را در آن خيرى است، و همچنان كه بر پاى ايستاده‌اند نام خدا را بر آنها بخوانيد و چون پهلويشان بر زمين رسيد از آنها بخوريد و فقيران قانع و گدايان را اطعام كنيد. اينها را براى شما رام‌

[1]- «خدايا! به تو اعتماد ورزيده‌ام و بر تو توكّل كرده‌ام، پس تو نيكو خدايى هستى ونيكو اربابى و نيكو يارى.»

[2]- سوره بقره، آيه 196.

[3]- سوره حجّ، آيات 36- 37.


صفحه 180

كرديم. باشد كه سپاسگزارى كنيد. گوشت و خون اين شتران به خدا نمى‌رسد. آنچه به او مى‌رسد پرهيزگارى شماست. همچنين آنها را رام شما ساخت تا خدا را به شكرانه آن كه هدايتتان كرده است به بزرگى ياد كنيد و نيكوكاران را بشارت ده.»

3-لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى‌ مَا رَزَقَهُم مِن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ[1]

«تا سودهايى را كه از آنِ آنهاست ببينند و نام خدا را در روزهايى معيّن به هنگام ذبح چارپايانى كه خدا رزق آنها ساخته ياد كنند. پس از آنها بخوريد و بينوايان فقير را اطعام كنيد.»

حديث شريف:

1- محمّد بن مسلم از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام روايت كرده است كه از حضرت پرسيدم نسبت به‌حجّ تمتّع چقدر كفايت مى‌كند؟ حضرت عليه السلام فرمود:

«شَاةٌ...»[2]

. «يك گوسفند.»

2- از معاويه بن عمّار آمده است كه از ابوعبداللَّه عليه السلام پيرامون حجّ افراد پرسيد. حضرت عليه السلام فرمود:

«لَيْسِ عَلَيْهِ هَدْيٌ وَلَا اضِحِيَّةٌ»[3]

. «در اين حجّ دادن قربانى لازم نيست.»

3- از ابوالصباح كنانى آمده است كه گفت از ابو عبداللَّه عليه السلام پيرامون‌

[1]- سوره حجّ، آيه 28.

[2]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب الذبح، ص 85، باب 1، حديث 1.

[3]- همان، ص 86، باب 1، حديث 4.آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام حج - قم، چاپ: سوم، 1388.


صفحه 181

گوشتهاى قربانى پرسش كردم پس حضرت عليه السلام فرمود:

«كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَينِ وَأَبُو جَعْفَرٍ عليهما السلام يَتَصَدَّقَانِ بِثُلْثٍ عَلى‌ جِيرَانِهِمْ، وَثُلْثٍ عَلَى السُّؤالِ، وَثُلْثٌ يُمْسِكَانِهِ لِأَهْلِ الْبَيْتِ»[1].

«على بن الحسين و ابوجعفر عليه السلام يك سوم آن را به همسايگانشان صدقه مى‌دادند و يك سوم را به سائلها و يك سوم ديگر را براى اهل‌بيت نگه مى‌داشتند.»

4- از ابى عبداللَّه عليه السلام پيرامون اين آيه مباركه:فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ،آمده است كه فرمود:

«الْقَانِعُ الَّذِي يَقْنَعُ بِمَا أَعْطَيْتَهُ، وَالْمُعْتَرُ الَّذِي يَعْتَرِيكَ، وَالسَّائِلُ الَّذِي يَسْأَلُكَ فِي يَدَيْهِ، وَالْبَائِسُ هُوَ الْفَقِيرُ»[2].

«قانع يعنى كسى كه به آنچه بدو مى‌دهى خرسند است، و معتر به كسى گفته مى‌شود كه خود را به تو عرضه مى‌كند، و سائل به كسى گفته مى‌شود كه با دست از تو چيزى مى‌خواهد، و بائس همان بينواست.»

5- از محمّد بن مسلم بن نقل از ابوعبداللَّه عليه السلام آمده است كه گفت: از حضرت پيرامون خارج كردن گوشت قربانيان از منى‌ سؤال كردم. پس حضرت فرمود:

«كُنّا نَقُولُ لَايُخْرَجُ مِنْهَا بِشَيْ‌ءٍ لِحَاجَةِ النَّاسِ إِلَيْهِ، فَأَمَّا الْيَوْمَ فَقَدْ كَثُرَ النَّاسُ فَلَا بَأْسَ بِإِخْرَاجِهِ»[3].

«ما مى‌گفتيم كه گوشتى از قربانى به سبب نياز مردم بدان، خارج نمى‌شود، امّا امروز مردمان فزونى يافته‌اند و اشكالى ندارد كه گوشت آن خارج شود.»

[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب الذبح، ص 144، باب 4، حديث 13.

[2]- همان، ص 145، باب 40، حديث 14.

[3]..


صفحه 182

تفصيل احكام:

ذبح قربانى پنجمين واجب از واجبات حجّ تمتّع و دومين واجب از واجبات منى‌ است و در آن امورى واجب است كه ذيلًا ذكر مى‌شود:

1- نيّت، و آن قصد قربت به خداست از اين كار.

2- قربانى بايد از چهارپايان سه‌گانه (شتر، گاو يا گوسفند) باشد. شتر مى‌تواند دو كوهانه باشد و جايز است گاو، گاو ميش، بُز و ميش. اگر قربانى شتر باشد بايد كمال يافته باشد و احوط آن است كه پنج سال را تمام كرده داخل سال ششم شده باشد، و اگر گاو باشد بايد كامل باشد و احوط آن است كه سال دوم را تمام كرده به سال سوم وارد شده باشد، و اگر ميش باشد بايد كامل باشد كه معمولًا در هفت ماهگى كامل مى‌گردد، و گاهى نيازمند آن است كه يكسال از زايش او بگذرد تا به كمال رسد. بُز نيز بايد به كمال رسيده باشد و احوط آن است كه در سال دوم عمرش باشد.

3- احوط آن است كه ذبح در روز عيد در منى‌ آنهم پس از رمى جمره عقبه صورت گيرد، هنگام عذر، يا فراموشى و يا جهل، ذبح در شب و يا در ايام تشريق يعنى روز يازدهم، دوازدهم و سيزدهم ذى‌الحجّه صورت پذيرد، و جايز نيست بيشتر از اين چهار روز به تأخير افتد، ولى اگر به تأخير افتاد بايد در باقيمانده ذى‌الحجّه ذبح را انجام دهد.

4- قربانى بايد سالم و از نظر آفرينش كامل باشد، پس كافى نيست اگر قربانى مريض باشد يا ضعيف يا گوش بريده يا ناقص الخلقه همچون لنگ، يا شاخ شكسته و يا يكى از اعضاى او قطع شده باشد.

5- بهتر است ذبح در منى‌ صورت گيرد ولى اگر در مكّه هم باشد گناهى صورت نگرفته است.


صفحه 183

احكام قربانى:

1- بر حاجى واجب نيست خود مستقيماً ذبح و يا نحر كند و مى‌تواند نايب بگيرد و خود نيّت قربت كند.

2- اگر به قربانى صحيح و سالم دست نيافت مى‌تواند هر آنچه ميسّر است ذبح كند.

3- اگر قربانى يافت نشود و يا حاجى نتواند آن را خريدارى كند بايد ده روز روزه بگيرد كه سه روز آن در ماه ذى‌الحجّه و پياپى باشد، چنانچه مثلًا روز هفتم، هشتم و نهم را روزه گيرد، اگر روز هفتم را از دست داد روز هشتم، نهم و سپس روز سوم را پس از بازگشت از منى‌ روزه گيرد، و سپس هفت روز را پس از بازگشت به وطنش روزه بگيرد، و بدين ترتيب بجاى قربانى، ده روز كامل را روزه گرفته است، و بايد روزه او در ماه ذى‌الحجّه باشد و اگر روزه نگرفت بايد يك قربانى را در منى‌ ذبح كند، و اگر نتوانست در مكّه باقى بماند و بسوى كسانش بازگشت در راه، و يا پس از بازگشت به وطنش روزه بگيرد.

و جايز است اين سه روز را پس از عمره مستقيماً در آغاز ذى‌الحجّه روزه بگيرد و اين در صورتى است كه مالى نداشته باشد، ولى اگر دوباره دارايى يافت قربانى بر او واجب نمى‌گردد، ولى اگر ايام تشريق را از دست نداده بهتر است آن را بجاى آورد، و احوط در هفت روز باقيمانده آن است كه موالات نيز رعايت شود.

4- مستحبّ است قربانى فربه باشد و قوچى باشد شاخدار و سياه و قوى و بهتر است قربانى اگر شتر يا گاو باشد ماده و چنانچه ميش و يا بُز باشد از ميان نرها انتخاب گردد.


صفحه 184

5- مستحبّ است قربانى به سه‌قسمت تقسيم شود كه يك‌سوم آن‌را خود و خانواده‌اش بخورند و يك سوم ديگر را به همسايگان و سائلان دهند و يك سوم آخر را ميان فقرا تقسيم كنند. استحباب خوردن از آن مورد تأكيد است.

6- مستحبّ است حاجى در صورتى كه بتواند، خود قربانى را ذبح يا نحر كند، والا مستحبّ است دست خويش را بر دست شخص ذبح كننده نهد و هنگام ذبح بگويد:

«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمواتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ، إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَمَاتِي للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، لَاشَرِيكَ لَهُ وَبِذ لِكَ امِرْتُ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ، اللَّهُمَّ مِنْكَ وَلَكَ، بِسْمِ اللَّهِ وَاللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي».

و پس از آن بگويد:

«اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي كَمَا تَقَبَّلْتَ مِنْ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِكَ وَمُوسى‌ كَلِيمِكَ وَمُحَمَّدٍ حَبِيبِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَعَلَيْهِمْ».

6- حلق و تقصير

قرآن كريم:

ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ...[1]

«سپس آلودگى را از خود دور كنند و نذرهاى خويش را ادا كنند.»

حديث شريف:

1- امام جعفر الصادق عليه السلام فرمود:

[1]- سوره حجّ، آيه 29.