8- زنى كه به هنگام طواف حيض مىشود بايد طواف خود را قطع كند و در دم از مسجد الحرام خارج شود و پس از پاك شدن طواف را كامل گرداند، البتّه مشروط بر آنكه شوط چهارم را به پايان رسانيده باشد، امّا اگر به شوط چهارم نرسيده باشد بايد طواف را از آغاز از سر گيرد.
9- در سعى بين صفا و مروه طهارت شرط نيست، زيرا محلّ سعى از مسجدالحرام نمىباشد و از همين رو زن در حال حيض مىتواند بين صفا و مروه سعى كند.
10- زنى كه مىترسد به علّت انتظار پاك شدن از حيض و بجاى آوردن طواف عمره تمتّع، از وقوف به عرفات باز بماند، بايد نيّت خود را از عمره تمتّع به حجّ افراد تغيير دهد، و پس از بجاى آوردن اعمال حجّ افراد يك عمره مفرده بجاىآورد و حجّ او صحيح و از حجّة الاسلام هم كفايت مىكند.
11- بر زنانى كه مىترسند مبادا نتوانند به سبب حيض به طواف حجّ تمتّع و نماز آن، سعى، طواف نساء و نماز آن پس از بازگشت از منى بپردازند، جايز است اين اعمال را جلو اندازند و پيش از رفتن به عرفات و پس از بستن احرام حجّ انجامش دهند.
12- زن مىتواند هر آنچه از دوختنىها مىخواهد بر تن كند، ولى جايز نيست هنگام احرام دو كف دست و چهرهاش را بپوشاند.
13- مستحاضه كثيره بايد براى طواف يكبار و براى نماز طواف احتياطاً بار ديگر غسل كند، مگر آنكه خون او تا پايان نماز قطع شود كه در اين هنگام يك غسل پيش از طواف كافى خواهد بود.
14- زن مىتواند به منظور عقب انداختن حيض براى پرداختن به هنگام به اعمال حجّ همچون طواف، قرص بخورد.
4- حجّ پسر بچّه و دختر بچّه
حديث شريف:
1- از عبداللَّه بن سنان، به نقل از ابو عبداللَّه عليه السلام آمده است كه گفت: از حضرتش شنيدم كه مىفرمود:
«مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله و سلم بِرُوَيْثَةَ وَهُوَ حَاجٌّ، فَقَامَتْ إِلَيْهِ امْرَأَةٌ وَمَعَها صَبِيٌّ لَها، فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَيُحَجُّ عَنْ مِثْلِ هذَا؟ قَالَ: نَعَمْ، وَلَكِ أَجْرُهُ»[1].
«پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در حال حجّ به رويثه رسيد پس زنى پيش آمد در حالى كه پسر بچّهاى به همراه داشت. پس عرض كرد يا رسول اللَّه! آيا چنين كودكى مىتواند حجّ گزارد؟ حضرت صلى الله عليه و آله فرمود: آرى و اجرش از آنِ توست.»
2- از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند كودكان از كجا براى احرام برهنه مىگردند؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«كَانَ أَبِي يُجَرِّدَهُمْ مِنْ فَخٍّ»[2].
«پدرم آنها را از فخ برهنه مىكرد.»
3- از زراره به نقل از يكى از دو حضرت عليهما السلام آمده است كه فرمود:
«إِذَا حَجَّ الرَّجُلُ بِابْنِهِ وَهُوَ صَغِيرٌ فَإِنَّهُ يَأْمُرُهُ أَنْ يُلَبِّي وَيَفْرِضُ الْحَجَّ، فَإِنْ لَمْ يُحْسِنْ أَنْ يُلَبِّي لَبُّوا عَنْهُ وَيُطَافُ بِهِ وَيُصَلَّى عَنْهُ» قُلْتُ: لَيْسَ لَهُمْ مَا يَذْبَحُونَ، قَالَ: «يُذْبَحُ عَنِ الصِّغارِ، وَيَصُومُ الْكِبَارُ، وَيُتَّقى عَلَيْهِمْ مَا يُتَّقى عَلَى الْمُحْرِمِ مِنَ الثِّيابِ وَالطِّيبِ، وَإِنْ
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب وجوب الحجّ، ص 37، باب 2، حديث 1.
[2]- همان، ابواب المواقيت، ص 243، باب 18، حديث 1.
قَتَلَ صَيْداً فَعَلى أَبِيهِ»[1].
«اگر مردى پسرش را كه خُرد است به حجّ بَرد بايد به او دستور دهد كه لبّيك گويد و نيّت حجّ نمايد اگر نتوانست بخوبى لبّيك گويد از عوض او لبّيك مىگويند و او را طواف مىدهند و بجاى او نماز مىگزارند»، عرض كردم: آنها نمىتوانند قربانى دهند؟
حضرت عليه السلام فرمود: «بجاى كودكان ذبح مىشود و بزرگان روزه مىگيرند. جامه وعطرى كه از بزرگان بازداشته مىشود از ايشان نيز بازداشته مىشود و اگر كودك شكارى كرد كفّاره آن بر پدرش خواهد بود.»
4- از شهاب به نقل از ابو عبداللَّه عليه السلام آمده است كه از حضرتش پيرامون پسر ده سالهاى پرسيدم كه آيا حجّ مىگزارد؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«عَلَيْهِ حِجَّةُ الْإِسْلَامِ إِذَا احْتَلَمَ، وَكَذ لِكَ الْجَارِيَةُ عَلَيْها الْحَجُّ إِذا طَمِثَتْ»[2].
«اگر محتلم مىشود بر اوست حجّة الاسلام و اگر دختر هم حيض شود حجّ بدو واجب مىگردد.»
5- از ابو عبداللَّه عليه السلام در حديثى آمده است كه فرمود:
«لَوْ أَنَّ غُلاماً حَجَّ عَشْرَ حِجَجٍّ ثُمَّ احْتَلَمَ كَانَتْ عَلِيْهِ فَرِيضَةُ الْإِسْلَامِ»[3].
«اگر پسر بچّهاى ده بار حجّ گزارد و سپس محتلم شود باز بايد اين فريضه اسلامى را بجاى آورد.»
6- از ابو الحسن موسى عليه السلام نقل است كه فرمود:
«لَيْسَ عَلَى الْمَمْلُوكِ حَجٌّ وَلَا عُمْرَةٌ حَتّى يُعْتَقَ»[4].
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب اقسام الحجّ، ص 208، باب 17، حديث 5.
[2]- همان، ابواب وجوب الحجّ، ص 30، باب 12، حديث 2.
[3]- همان، ص 30، باب 13، حديث 2.
[4]- همان، ص 32، باب 15، حديث 2.
«بر برده نه حجّ و نه عمره است تا آزاد گردد.»
7- از ابو عبداللَّه عليه السلام پيرامون اين آيه قرآنى:وَللَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا،رسيده است كه فرمود:
«مَنْ كَانَ صَحِيحاً فِي بَدَنِهِ، مُخَلَّى سِرْبُهُ، لَهُ زَادٌ وَرَاحِلَةٌ فَهُوَ مُسْتَطِيعٌ لِلْحَجِّ»[1].
«كسى كه جسمش سالم باشد، راهش باز، و توشهاش بر قرار و مركبش فراهم باشد، براى حجّ مستطيع خواهد بود.»
تفصيل احكام:
1- حجّ بر كودك غير بالغ كه مميّز نگشته مستحبّ است و از او صحيح مىباشد، ولى براى او حجّ واجب حساب نمىشود.
2- اگر كودك مميّز پس از بلوغش وقوف در مشعر الحرام را درك كرد براى حجّ واجب او كافى است، اگرچه احرامش پيش از بلوغ او باشد.
3- كودكى كه نيّت حجّ استحبابى كرده به گمان اينكه نابالغ است، ولى بعداً معلوم شود كه در حال حجّ بالغ بوده است، از حجّ واجب او كفايت مىكند.
4- بر سرپرست كودك غير مميّز مستحبّ است او را مُحرِم كند و جامه احرام بر پيكرش پوشاند و سرپرست، خود نيّت مىكند و در صورت توانايى كودك تلبيه را به او تلقين مىنمايد و در غير اين صورت خود از سوى كودك تلبيه مىگويد.
5- هزينههاى حجّ افزون بر هزينههاى معمولى كودك همچون قربانى،
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب وجوب الحجّ، ص 23، باب 8، ح 10.
پرداختن كفّارهها و نظاير آن، اگر صلاح كودك در حجّ باشد، از اموال او كسر مىگردد، مگر در كفّاره شكار كه در صورتى كه سرپرست او پدرش باشد پرداخت آن بر اوست و احوط آن است كه غير پدر نيز آن را بپردازد، زيرا او مسؤول حفظ كودك است.
6- سرپرست بايد تا آنجا كه مىتواند خود كودك را وادارد تا اعمال حجّ و عمره را بجاى آورد، و آنچه را كودك توان انجام آن را ندارد خود انجام دهد، و همچنان بايد مانع از آن شود كه كودك به محرمات احرام دامن آلايد.
5- احكام نيابت
حديث شريف:
1- از امام صادق عليه السلام پيرامون مردى پرسيدند كه از سوى ديگرى حجّ مىگزارد، آيا اين مرد نيز اجر و پاداش مىبرد؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«لِلَّذِي يَحُجُّ عَنِ الرَّجُلِ أَجْرُ وَثَوابُ عَشْرِ حِجَجٍ، وَيُغْفَرُ لَهُ وَلِأَبِيهِ وَلِامِّهِ وَلِابْنِهِ وَلِابْنَتِهِ وَلِأَخِيهِ وَلِاخْتِهِ وَلِعَمِّهِ وَلِعَمَّتِهِ وَلِخَالِهِ وَلِخَالَتِهِ، إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ كَرِيمٌ»[1].
«براى فردى كه از سوى ديگرى حجّ مىگزارد، ده برابر يك حجّ اجر و ثواب در نظر گرفته مىشود، خود او، پدر، مادر، پسر، دختر، برادر، خواهر، عمو، عمّه، دايى و خالهاش بخشوده مىگردند خداوند بسى بخشاينده است.»
2- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:
«يَحُجُّ الرَّجُلُ عَنِ الْمَرْأَةِ، وَالْمَرْأَةُ عَنِ الرَّجُلِ، وَالْمَرْأَةُ عَنِ الْمَرْأَةِ»[2].
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب النيابة في الحجّ، ص 116، باب 1، حديث 6.
[2]- همان، ص 124، باب 8، حديث 6.
«مرد مىتواند بجاى زن حجّ بگزارد و زن بجاى مرد و زن بجاى زن.»
3- از زيد شحّام به نقل از ابوعبداللَّه عليه السلام آمده است كه گفت: از حضرت عليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«يَحُجُّ الرَّجُلُ الصَّرُورَةُ عَنِ الرَّجُلِ الصَّرُورَةِ، وَلَا تَحُجُّ الْمَرْأَةُ الصَّرُورَةُ عَنِ الرَّجُلِ الصَّرُورَةِ»[1].
«مردى كه براى نخستين بار به حجّ مىرود مىتواند از سوى مردى كه تاكنون به حجّ نرفته حجّ گزارد. ولى زنى كه براى نخستين بار به حجّ مىرود نمىتواند از سوى مردى كه تاكنون به حجّ نرفته حجّ گزارد.»
4- از محمّد بن عبداللَّه قمّى آمده است كه گفت: از ابوالحسن الرضا عليه السلام پيرامون مردى پرسيدم كه به او پول يك حجّ را مىدهند تا از سوى كسى حجّ گزارد و او نيز بر خود تنگ نمىگيرد، ولى با اين حال مقدارى از هزينه حجّ باقى مىماند، آيا اين باقيمانده را به صاحبش باز مىگرداند و يا نه؟ حضرت فرمود:
«لَا، هِي لَهُ»[2].
«نه، اين از آنِ اوست.»
تفصيل احكام:
1- نيابت در حجِ واجب و مستحبّ از سوى مرده، و از سوى زنده در حجّ مستحبّى مطلقاً (در صورت توانايى و عدم توانايى) جايز است، و در حجّ واجب در صورتى شخص زنده مىتواند نايب گيرد كه نتواند بدلائلى همچون پيرى و يا بيماريى كه به بهبودى آن اميدى نيست به اعمال
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب النيابة في الحجّ، ص 125، باب 9، حديث 1.
[2]- همان، ص 126، باب 10، حديث 2.
حجّ بپردازد.
2- در نايب امور زير شرط است:
اوّل- بلوغ بنابر احوط.
دوم- عقل.
سوم- ايمان (صحّت مذهب).
چهارم- اطمينان به اينكه شخص نايب مىتواند مناسك حجّ را بصورت صحيح برگزارد و اگر شخص نايب گيرنده پيش از نايب گرفتن و يا پس از اداى مناسك اطمينان يابد كافى است.
پنجم- آشنا بودن به مناسك واحكام حجّ گرچه با راهنمايى ديگران باشد.
3- اشخاص ناتوان، بيمار و معذورانى كه حجّ بر ايشان واجب گشته، در صورتيكهاميدى بهاز ميانرفتن عذرشاننيستواجب مىباشدكهنايب گيرند.
4- هم جنسى ميان كسى كه نايب مىگيرد و شخص نايب شرط نيست پس صحيح است مردى از سوى زن و يا زنى از سوى مرد حجّ گزارد.
5- جايز است مردى كه براى نخستين بار به حجّ مىرود از سوى مردى كه تاكنون به حجّ نرفته حجّ گزارد و زنى كه براى نخستين بار به حجّ مىرود از سوى زنى كه تاكنون بهحجّ نرفته حجّ را بجاىآورد، ولى احتياطاً جايز نيست زنى كه تاكنون به حجّ نرفته از سوى مردى كه به مكّه مشرّف نشده حجّ را بجاى آورد و مكروه است زنى كه براى نخستين بار به حجّ مىرود از سوى مردى كه قبلًا به حجّ رفته، حجّ بگزارد، و همچنان مكروه است نيابت زنى كه براى چندمين بار به حجّ مىرود از مردى كه تاكنون به حجّ نرفته است.
6- اگر نايب پس از احرام و پس از دخول در حرم مُرد، از منوب عنه
يعنى كسى كه حجّ براى او صورت مىگيرد كفايت مىكند و حجّ از او ساقط مىگردد، امّا اگر پيش از دخول به حرم بميرد حجّ احتياطاً بر ذمّه منوبٌ عنه باقى خواهد ماند. و در اين ميان تفاوتى ميان گونههاى حجّ نيست.
7- اگر نايب پس از احرام و پس از دخول در حرم بميرد تمام اجرت نيابت به او تعلّق مىگيرد.
8- نايب حقّ ندارد از آنچه كه قبلًا توسط منوبٌ عنه شرط شده تخلّف كند، مگر با اجازه او.
9- اگر نايب كارى كند كه موجب كفّاره گردد خود بايد كفّاره را بدهد نه نايب گيرنده.
10- بر نايب واجب نيست افزوده هزينههاى حجّ را از پيش خود بپردازد، و همچنان بر او واجب نيست باقيمانده هزينه را به شخص نايب گيرنده بپردازد، گرچه مستحبّ است چنين نمايد.
11- اگر نايب حجّ خود را با جماع پيش از وقوف در مشعر الحرام باطل كرد بايد حجّ را تمام كند و حجّ را در سال آينده از سر گيرد و بر شخص نايب گيرنده پرداخت چيزى تعلّق نمىگيرد.
12- نمىتوان در حجّ واجب نيابت بيش از يك نفر را به عهده گرفت، ولى در حجّ مستحبّى مىتوان چنين كرد.
13- مىتواند چنين باشد كه در يك سال داوطلبانه و يا در حجّ مستحبّى چند نفر از يكنفر نايب شوند، همانگونه كه در چند حجّ واجب، چند نفر مىتوانند چنين كنند، چنانكه يكى از ايشان از سوى ديگرى حجّة الاسلام گزارد و آن ديگرى از سوى او حجّ نذرى بجاى آورد.