این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش ششم: پيرامون زيارت و دعا
زيارت پيامبر و اهل بيت او
حاجى گرامى بايد بداند كه اينك در خدمت پيامبر اكرم و در آستانه مسجد شريف او در مدينه منوّره يعنى جائى است كه هنوز شرارههاى وحى وعطر نبوّتاز جاى جاى آن بهمشام مىرسد، چه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«مَنْ زَارَ قَبْرِي بَعْدَ مَوْتِي كَانَ كَمَنْ هَاجَرَ إِلَيَّ فِي حَيَاتِي»[1]
. «هر كه پس از مرگم آرامگاه مرا زيارت كند چونان كسى است كه در زمان زندگى من بسوى من هجرت كرده است.»
امام صادق عليه السلام نيز در اين باره مىفرمايد:
«صَلُّوا إِلى جَنْبِ قَبْرِ النَّبِيِّ وَإِنْ كَانَتْ صَلَاةُ الْمُؤَمِنِينَ تَبْلُغُهُ أَيْنَما كَانُوا»[2].
«در كنار آرامگاه پيامبر درود بر او فرستيد، اگرچه درود مؤمنان هر جا كه باشند بدو مىرسد.»
و امام باقر عليه السلام در پرسش يكى از اصحابش كه از حضرت سؤال نمود:
مَا لِمَنْ زَارَ رَسُولَ اللَّهِ مُتَعَمِّداً؟ قَالَ: «الْجَنَّةَ»[3].
«پاداش كسى كه آگاهانه پيامبر را زيارت كند چيست؟ فرمود: «بهشت.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب المزار، ص 263، باب 4، حديث 1.
[2]- همان، ص 264، باب 4، حديث 2.
[3]- همان، ص 260، باب 3، حديث 1.
پس بودنت را در مدينه غنيمت شمار و نماز در مسجد النبى، فراوان بگزار و درود بسيار بر پيامبر فرست كه صدايت را مىشنود، و تو نمىتوانى هرگاه كه بخواهى چنين كنى و هرگاه به مسجد داخل شدى از نزديك آرامگاه شريفش بر پيامبر درود فرست و بدان كه ميان آرامگاه و منبر او باغى است از باغهاى بهشت چرا كه پيامبر خود فرموده است:
«مَا بَيْنَ بَيْتِي وَمِنْبَرِي رَوْضَةٌ مِنْ رِياضِ الْجَنَّةِ، وَمِنْبَرِي عَلى تُرْعَةٍ مِنْ تُرَعِ الْجَنَّةِ، وَقَوائِمُ مِنْبَرِي رُتبٌ فِي الْجَنَّةِ»[1]
. «ميان خانه و منبر من باغى است از باغهاى بهشت و منبر من بر نهرى از نهرهاى فردوس قرار گرفته و پايههاى منبرم در درون بهشت است.»
پس هرگاه آهنگ زيارت او كردى با غسل و دعا براى اين زيارت آماده شو و با رويكردى ژرف به آنجايى نظر كن كه رسول اكرم در آنجا غنوده و محلّ هبوط ملائكه است، و اينك تفصيل چگونگى زيارت پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله:
پيش از دخول:
مستحب است از باب جبرئيل درآيى و صد بار تكبير گويى و اذن دخول را چنين خوانى:
«اللَّهُمَّ إِنِّي وَقَفْتُ عَلى بَابِ بَيْتٍ مِنْ أَبْوابِ بُيُوتِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَقَدْ مَنَعْتَ النَّاسَ انْ يَدْخُلُوا إِلَّا بِإِذْنِهِ فَقُلْتَ:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِىِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ. اللَّهُمَّ إِنِّي اعْتَقِدُ حُرْمَةَ صَاحِبِ هذَا الْمَشْهَدِ الشَّرِيفِ في غَيْبَتِهِ كَمَا أَعْتَقِدُهَا فِي حَضْرَتِهِ، وَأَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَكَ وَخُلَفَآءَكَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ أَحْيَآءٌ عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ، يَرَوْنَ مَقَامِي وَيَسْمَعُونَ كَلَامي وَيَرُدُّونَ سَلَامِي وَأَنَّكَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعِي كَلَامَهُمْ وَفَتَحْتَ بَابَ فَهْمِي بِلَذيذِ مُنَاجَاتِهِمْ، وَإِنِّي أَسْتَأْذِنُكَ يَا رَبِّ أَوَّلًا،
[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب المزار، ص 270، حديث 2، باب 7.
وَأَسْتَأْذِنُ رَسُولَكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ ثَانِياً، وَأَسْتَأْذِنُ الْمَلائِكَةَ الْمُوَكَّلِينَ بِهذِهِ الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ ثَالِثاً.
ءَادْخُلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ، ءَادْخُلُ يَا حُجَّةَ اللَّهِ، ءَادْخُلُ يَا مَلآئِكَةَ اللَّهِ الْمُقَرَّبِينَ الْمُقِيمِينَ فِى هذا الْمَشْهَدِ، فَأْذَنْ لي يَا مَوْلَايَ فِي الدُّخُولِ أَفْضَلَ مَا أَذِنْتَ لِأَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَآئِكَ، فَإِنْ لَمْ أَكُن أَهْلًا لِذ لِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ لِذ لِكَ»[1].
سپس كنار ستون جلو، در بخش راست قبر نزد سر قبر، و در زاويه آن مىايستى در حاليكه رو به قبله دارى و دوش سمت چپت به جانب قبر است ودوش سمتراستت بهطرف منبر كه آنمحلّ سر پيامبر صلى الله عليه و آله است ومىگويى:
«أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَأَشْهَدُ أَنَّكَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَأَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسَالَاتِ رَبِّكَ، وَنَصَحْتَ لِأُمَّتِكَ، وَجَاهَدْتَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، وَعَبَدْتَ اللَّهَ حَتّى أَتَاكَ الْيَقِينُ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، وَأَدَّيْتَ الَّذِي عَلَيْكَ مِنَ الْحَقِّ، وَأَنَّكَ
[1]- «خدايا! من ايستادم بر درى از درهاى خانههاى پيغمبرت، رحمت تو بر او و آلش، و تو منع كردى مردم را كه در آيند جز با اجازه او، فرمودى: اى كسانيكه ايمان آوردهايد درنيائيد به خانههاى پيغمبر جز اينكه اجازه داده شود به شما. خدايا! من معتقد به احترام صاحب اين زيارتگاه شريفم در غيبت او، چنانچه معتقدم در حضور او، و مىدانم كه رسولت و خلفايت عليهم السلام زندهاند نزد تو و روزى خورند، مىبينند ايستادنم را، و مىشنوند سخنم را، و جواب دهند سلامم را، و مىدانم كه تو محجوب كردى از گوشم سخن آنان را، و گشودى در فهمم را به مناجات لذيذ آنان، و من نخست: از تو اجازه خواهم پروردگارا، ثانياً: اجازه خواهم از رسولت صلى الله عليه و آله، و ثالثاً: از فرشتگانى كه موكّل اين بقعه مباركهاند. آيا داخل شوم اى رسول خدا؟ آيا داخل شوم اى حجّت خدا؟ آيا داخل شوم اى فرشتگان خدا كه مقرّبيد و مقيم اين زيارتگاه هستيد؟ اجازهام ده مولايم براى دخول، بهتر اجازهاى كه به يكى از دوستانت دهى و اگر من اهل آن نباشم تو اهل آنى.»
قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنِينَ وَغَلُظْتَ عَلَى الْكَافِرِينَ فَبَلغَ اللَّهُ بِكَ أَفْضَلَ شَرَفِ مَحَلِّ الْمُكَرَّمِينَ. الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِى اسْتَنْقَذَنَا بِكَ مِنَ الشِّرْكِ وَالضَّلَالَةِ.
اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَصَلوَاتِ مَلآئِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ وَأَنْبِيَآئِكَ الْمُرْسَلِينَ، وَعِبَادِكَ الصَّالِحِينَ، وَأَهْلِ السَّمواتِ وَالْأَرَضِينَ، وَمَنْ سَبَّحَ لَكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَنِبِيِّكَ وَأَمِينِكَ وَنَجِيِّكَ وَحَبِيبِكَ وَصَفِيِّكَ وَخَاصَّتِكَ وَصَفْوَتِكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ.
اللَّهُمَّ أَعْطِهِ الدَّرَجَةَ الرَّفِيعَةَ وَآتِهِ الْوَسِيلَةَ مِنَ الْجَنَّةِ وَابْعَثْهُ مَقَاماً مَحْمُوداً يَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالْآخِرُونَ. اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ:وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَآؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوّاباً رَحِيماًوَإِنِّي أَتَيْتُ نَبِيَّكَ مُسْتَغْفِراً تَآئِباً مِنْ ذُنُوبِي، إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكَ لِيَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي»[1].
[1]- «گواهم كه نيست معبود حقّى جز خداى يگانه و بىشريك، و گواهم كه محمّد بنده و رسول اوست، و گواهم كه تو رسول خدايى، و تو محمّد بن عبداللَّه هستى، و گواهم كه تو تبليغ كردى رسالتهاى پروردگارت را، و نصيحت كردى براى امّتت، و جهاد كردى در راه خدا، و پرستيدى خدا را تا رسيدى به يقين از روى حكمت و پند نيك، و ادا كردى آنچه را بر توست از حقّ، و تو مهربانى بر مؤمنين و سختگير بر كافران، برساند خدا ترا به برتر شرافت مقام مكرّمان، حمد خدا را كه ما را به وسيله تو از شرك و گمراهى نجات داد، خدايا مقرّر كن صلوات تو و صلوات فرشتگان مقرّب و پيغمبران مرسلت را و بندگان نيك را و اهل آسمانها و زمينها و هر كه تسبيح تو كند، اى پرودگار جهانيان از اوّلين و آخرين، بر محمّد بنده و رسولت وپيغمبرت و امينت و همرازت ودوستت و برگزيدهات و مخصوصت و ويژهات و بهتر خلقت، خدايا بده به او درجه بلند، و بياور برايش وسيله از بهشت، و برانگيزش به مقام پسنديدهاى كه رشك برند به او اوّلين و آخرين، خدايا تو گفتى كه اگر وقتى ستم مىكردند مىآمدند نزد تو آمرزش مىخواستند از خدا، و طلب آمرزش مىكرد براى آنها رسول، و مىفهميدند كه خدا بسيار توبهپذير و مهربان است، و من نزد پيامبرت آمدم آمرزش جو و توبه كار از گناهانم، ومن به وسيله تو روى آوردم به خدا پروردگارم و پروردگارت تا بيامرزد گناهان مرا.»
و اگر نيازى داشتى قبر پيامبر را پشت شانهات قرار ده و رو به قبله بايست و دو دستت را به آسمان بالا ببر و نيازت را بخواه، شايد كه به خواست خدا بدان دست يابى[1].
سپس رو به قبله بايست و بگو:
«اللَّهُمَّ إِلَيْكَ أَلْجَأْتُ ظَهْرِي، وَإِلى قَبْرِ نَبِيِّكَ مُحَمَّد صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ عَبْدك ورسولك أَسْنَدْتُ ظَهْرِي، والْقِبْلَةَ الَّتِي رَضيت لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اسْتَقْبَلْتُ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَصْبَحْتُ لَاأَمْلِكُ لِنَفْسِي خَيْرَ مَا أَرْجُو، وَلَا أَدْفَعُ عَنْها شَرَّ مَا أَحْذَرُ عَلَيْهَا، وَأَصْبَحَتِ الْامُورُ بِيَدِكَ فَلَا فَقِيرَ أَفْقَرُ مِنِّي، رَبِّ إِنِّي لِما أنزلتَ مِنْ خيرٍ فَقِيرٍ، اللّهمّ ارْدُدني مِنكَ بخيرٍ فإنّهُ لا رادَّ لِفضلِكَ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ تُبَدِّلَ إسْمِي، أَوْ تُغَيِّرَ جِسْمِي أَوْ تُزِيلَ نِعْمَتَكَ عَنْدِي، اللَّهُمَّ كَرِّمْنِي بِالتَّقوى، وَجَمِّلْنِي بِالنِّعَمِ، وَاعْمُرْنِي بِالْعَافِيَةِ، وَارْزُقْنِي شُكْراً لِعَافِيَتِكَ»[2].
سپس دل خود را متوجّه بانوى زنان جهان حضرت فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها مىكنى و با خشوع قلب به زيارتش مىپردازى و مىگويى:
«يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لَمِا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً،
[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ص 266، حديث 1، باب 6 از ابواب المزار.
[2]- «بار خدايا! به تو پناه آوردهام، و به قبر پيامبر، بنده، و رسولت پشتم را استوار گرداندم، و به قبلهاى كه براى محمّد صلى الله عليه و آله برگزيدى روى آوردم. خدايا! من چنانم كه خير مورد نظر خود را براى خويش مالك نيستم، و نمىتوانم شرّى را از نفس خود دور كنم، و امور همه به دست توست، پس هيچ كس فقيرتر از من نيست، خدايا من نيازمند آن خيرى هستم كه تو فروفرستادى. خدايا مرا به خير خود بازگردان كه كسى نمىتواند فضل تو را ردّ كند. خدايا به تو پناه مىبرم از اينكه اسم مرا تبديل كنى، يا پيكرم را دگرگون سازى، يا نعمتت را بر من از ميان برى. خدايا مرا به تقوى بياراى و به نعمت آراستهام گردان و به عافيت آبادم گردان و براى عافيتت سپاس روزى من كن.»