د- بنگر فاصله شيوه زندگى تو با شيوههاى يك انسان با تقوى چقدر است. پس بر خداى تبارك و تعالى توكّل جو و اين فاصله را از ميان بر، اگرچه به گونهاى تدريجى، بويژه آن كه در قرآن كريم در پايان سوره فرقان شيوههاى عبادالرحمان را خواندهاى، و در آغاز سوره مؤمنون عوامل رستگارى مؤمنان، و در ابتداى سوره بقره ويژگيهاى پرهيزكاران را دانستهاى، پس در خود نگر كه به اذن خدا چگونه خواهى توانست به آنها عمل كنى.
ه- برنامهاى عبادى همچون شب زندهدارى، تلاوت قرآن، اقامه نوافل همراه با فرايض، كمك به تهيدستان و نظاير آن را براى خويش قرار ده.
رهآوردهاى حجّ
رهآوردهاى عملى كه از حجّ با خود مىآورى كدام است؟
1- پس از اصلاح نفس و تكامل روح، آنچه باقى مىماند اين است كه برادرى دينى براى خود برگزين كه اين بهترين چيزى است كه از حجّ به ارمغان مىآورى. تو در حجّ با برادران عزيزى از ديگر سرزمينها در خواهى آميخت، پس بنگر چگونه مىتوانى پيوند با آنها را استوار سازى تا در آينده از آنها سود برى. تو مىتوانى در كاروان خود كسى را بيابى كه برادر دينى تو باشد و با او در هيئتى دينى با طرحى نيكوكارانه و يا حتّى تلاشى اقتصادى شركت جويى، و از همين رو بايد از آغاز در انديشه يافتن برادرانى دينى باشى.
2- در اثناى سفر و پيش و پس از آن بايد به وضع مسلمانان جهان اهتمام داشته باشى. زيرا در اين سفر با صدها هزار برادر دينى و ايمانى برخورد
دارى، پس بايد زندگى آنها را بشناسى، و اگر مشكلى براى برخى از آنها وجود دارد دريابى، و در حل اين مشكل ياريشان رسانى، و براى اين كار هر راهى را كه مىتوانى برگزين، حتّى اگر اين راه با دعا و هميارى ايشان باشد به سخنى نيكو. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «كسى كه صبح كند و به امور مسلمانان نپردازد از آنها نيست»، و او شالوده و بنيان توحيد را براى امّت اسلامى در سرزمينى مبارك و بويژه در روزهاى حجّ ريخته است.
3- اگر از حجّ بازگردى در حاليكه ثروتى سترگ از اطلاعات پيرامون مسلمانان به كف آوردهاى، و اوضاع و تجربيات آنها را پژوهيدهاى، و با انديشههاى نوينى از حيات به همراه آگاهيهاى والا به خانهات گام نهادى، بدان كه به خواست خدا در زندگيت كاميابتر خواهى شد، و بدينسان حجّ وسيلهاى خواهد بود براى فزونى روزى و ابزارى براى سلامتى و بركت در نعمتهاى خدا بر تو.
آداب معاشرت در حجّ
بدان كه حجّ بزرگترين تجربه است براى اخلاق انسان و آداب معاشرت او با مردم. تو در كاروان خود با مردم گوناگونى روبرو هستى و اين سفر تو را با گروههايى گردآورده كه از جاى جاى كره زمين آمدهاند و در مسجدالحرام و مسجد نبوى و هنگام طواف و سعى و در عرفات و مزدلفه و منى با گونههايى از آدميان روبرو هستى كه آنها را نمىشناسى، و لذا بايد هنگام تماس با آنها در اوج اخلاق باشى، زيرا آنها همه ميهمانان خدايند، و روانيست تو بر آنها برترى جويى، و شايسته است در رفتار با آنها از نظر روانى خويش را تمرين دهى.
مردم به يك حاجى بديده احترام و اعتماد مىنگرند، زيرا حاجى در روزهاى حجّ به تقوى و آداب نيكوى معاشرت و اخلاق فاضله مجهّز شده است، ولى مردم در بدست آوردن مراتب تقوى و فضيلت متفاوت اند، گروهى از آنها با روحيّه تقوى و حقايق آن باز مىگردند، و گروهى ديگر تنها به ظاهر بسنده مىكنند. كسانى كه به روحيّه تقوى مجهّز مىشوند، همان كسانى هستند كه حقيقت تقواى آنها، در پيوند با برادرانشان ظهور مىيابد، پس هيچگاه ظلم و ستمى روا نمىدارند، و حقّى را زير پا نمىنهند، و كسى را مسخره نمىكنند. ولايت خدا و رسول و اهلبيت، با ولايت مؤمنان و محبّت آنها و شتاب در برآوردن نيازهاى آنها و هميارى با ايشان در نيكوكارى و تقوى، كمال مىيابد. پس كسى كه با اين ولايت كامل از حجّ باز گردد به تحقيق با توشهاى سترگ بازگشته كه در اين جهان و آن جهان سودش رساند.
بهرههاى دنيوى
خداوند سبحان ما را فرمان داده به حجّ رويم تا منافع خويش را شاهد باشيم، كه از اين منافع بينشهاى زير است:
اوّل- حاجى در آستانه خانه خدا فرصت آن را مىيابد كه در امور خويش و از جمله وضع زندگيش بينديشد. تو نيز اينك بينديش كه چگونه مىتوان مرتبه يا مراتبى بهتر به دست آرى. اگر كارگرى بينديش چگونه مىتوانى بازرگان شوى، و اگر كارمندى طرحى درانداز تا رئيس شوى، و اگر دانشمند و كارشناسى طرحى درانداز تا به والاترين مراحل علمى دست يابى. چرا كه نه؟ حال كه ميهمان خداوند رحمانى، و خداوند به دعا دستورت داده
و پيمان بسته كه دعايت را برآورده سازد، پس چرا در دنيا نيز همچون آخرت به مراتب بالا چشم ندوزى؟ پس بهره خود را از دنيا فراموش نكن.
دوم- در حديث از حضرت سجّاد عليه السلام آمده است كه فرمود: «حُجُّوا وَاعْتَمِرُوا تَصِحُّ أَبْدانُكُمْ...»[1]«به حجّ و عمره برويد تا سلامتى يابيد...»
و تو امروز در حجّى، پس شايسته است براى سلامتى و حفظ نيروى خود برنامهاى داشته باشى، و اگر مرضى دارى در كنتُرل و عدم انتشار آن در پيكر خود كوتاهى مكن. بدينسان آهنگ آن كن كه بيماريهايت را بهبود بخشى و تندرستى خود را پاس دارى، و از خداى سبحان بخواه تا واپسين دم حيات سلامتت بدارد و از او بخواه عمرى طولانى همراه با سلامت دين و جسم، روزيت سازد.
سوم- شايسته است نسبت به توصيههاى بهداشتى كارشناسان چه در كشور خود و چه در سرزمين مقدّس جدّاً متعهد باشى، و بدان كه مخالفت با پارهاى از اين توصيهها گاهى به زيانى بزرگ منجر مىشود كه خود شرعاً حرام مىباشد.
بدين ترتيب اگر اهل منطقهاى هستى كه داراى آب و هواى معتدل يا سرد است از خورشيد زدگى يا خشك شدن آب بدن بپرهيزى، چه ممكن است امروز يا فردا به سلامتى تو زيان رساند. يك حاجى بايد هميشه آدرس محل اقامت خود را در شهر يا مشاعر همراه خود داشته باشد، و حتّى الامكان از اينكه تنها بيرون رود بپرهيزد، چرا كه شايد نيازمند همراهت گردى. با خود براى موارد فوقالعاده قدرى پول همراه داشته باش، و اگر راه را گم كردى
[1]- وسائل الشّيعه، ج 8، ابواب وجوب الحجّ، ص 5، باب 1، حديث 7.
بيهوده اين سو و آن سو نرو و از نزديكترين فرد بدون فوت وقت يارى بجوى. همين شيوه را در پيش بگير اگر احساس سرگيجه يا حالت غير طبيعى يافتى، واگر كسىاز تو يارىخواستوتو بتوانى اورا يارىرسانى ترديد بهخودراهنده.
به طورى كلّى، رهنمودهاى مسؤول كاروان يا كارشناسان امور حجّ در سرزمينهاى مقدّس، بويژه توصيههاى مربوط به بهداشت، امورى حياتى هستند كه نبايد نسبت به آنها سُستى ورزيد.
روحانيون
نياز به علماى دينى همچون نياز به خود دين است كه اهمّيت آن در حجّ فزونى مىيابد و مردم بايد از آموزشهاى آنها پيروى كنند، و در غير اينصورت بيم آن مىرود كه حجّشان باطل گردد، يا به آنها كفّاره تعلّق گيرد، و علما نيز بايد اهتمام بيشترى به مردم داشته باشند و آنچه در پى مىآيد پارهاى سفارشهاست كه ما آنها را از تجربيات شخصى خود اندوختهايم، يا از توصيههاى علما كه خداوند رفتگانشان را بيامرزد وماندگانشان را پايدار دارد، برگرفتهايم كه شرح آن چنين است:
1- آموختن دقيق احكام حجّ پيش از به عهده گرفتن امور مربوط به حاجيان، زيرا در احكام حجّ پارهاى نكات متشابه و دقيق وجود دارد كه روحانى بايد در آنها تدبُّر فراوان كند و پيوسته از نظر بگذراند.
2- اين كه عالم و روحانى وقف امور حاجيان گردد و به تعليم آنها اهتمام ورزد، و به علاوه بر احكام حجّ، به ساير ابواب فقه بويژه آنچه مربوط به كسب و محرمات آن و بطور كلّى محرمات شرعى كه حدود خدا در زندگى هستند، بپردازد.
شايسته است يك روحانى برنامهاى را براى درسهاى روزانه در فروع گوناگون شريعت اعمّ از عقايد يا اخلاق يا احكام، در سه ساعت جدا از هم برنامه ريزى كند، و اگر چه برخى از حاجيان از آن بىنياز هستند ولى بيشتر آنها به اين برنامه احتياج دارند. پس ما نبايد اهمّيت اين گونه درسهاى روزانه را از ياد بريم.
3- هميارى با مسؤولان حجّ در اداره حاجيان تا مناسك حجّ را به گونهاى نيكوتر انجام دهند.
4- عالم و روحانى همچون يك پزشك است، و همان گونه كه يك پزشك نبايد علم خود را به هنگام نياز بيماران از ايشان دريغ دارد، و بايد خود را به آنها معرفى كند، و درمان آنها را به عهده گيرد، يك عالم و روحانى نيز نبايد هويّت خود را پنهان دارد، و مردم را در حالى رها كند كه بيشترين نياز را به او دارند. بلكه شايسته است كه بيان احكام شريعت را پيرامون حجّ بر عهده گيرد، آن هم نه تنها براى همكاروانيان و دوستان كه براى همه مردم.
يك عالم هرگاه از محل اقامت خود بيرون مىآيد بايد لباس روحانى خود را بر تن داشته باشد تا مردم او را بشناسند و احكام دينشان را از او پرسند و در حل مشكلات پيش آمده بدو رجوع كنند، چه بويژه در سفر دشوار حجّ كسى همچون عالم وروحانى وجود ندارد كه مردم بدو اعتماد ورزند.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة