وَأَسْتَأْذِنُ رَسُولَكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ ثَانِياً، وَأَسْتَأْذِنُ الْمَلائِكَةَ الْمُوَكَّلِينَ بِهذِهِ الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ ثَالِثاً.
ءَادْخُلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ، ءَادْخُلُ يَا حُجَّةَ اللَّهِ، ءَادْخُلُ يَا مَلآئِكَةَ اللَّهِ الْمُقَرَّبِينَ الْمُقِيمِينَ فِى هذا الْمَشْهَدِ، فَأْذَنْ لي يَا مَوْلَايَ فِي الدُّخُولِ أَفْضَلَ مَا أَذِنْتَ لِأَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَآئِكَ، فَإِنْ لَمْ أَكُن أَهْلًا لِذ لِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ لِذ لِكَ»[1].
سپس كنار ستون جلو، در بخش راست قبر نزد سر قبر، و در زاويه آن مىايستى در حاليكه رو به قبله دارى و دوش سمت چپت به جانب قبر است ودوش سمتراستت بهطرف منبر كه آنمحلّ سر پيامبر صلى الله عليه و آله است ومىگويى:
«أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَأَشْهَدُ أَنَّكَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَأَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسَالَاتِ رَبِّكَ، وَنَصَحْتَ لِأُمَّتِكَ، وَجَاهَدْتَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، وَعَبَدْتَ اللَّهَ حَتّى أَتَاكَ الْيَقِينُ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، وَأَدَّيْتَ الَّذِي عَلَيْكَ مِنَ الْحَقِّ، وَأَنَّكَ
[1]- «خدايا! من ايستادم بر درى از درهاى خانههاى پيغمبرت، رحمت تو بر او و آلش، و تو منع كردى مردم را كه در آيند جز با اجازه او، فرمودى: اى كسانيكه ايمان آوردهايد درنيائيد به خانههاى پيغمبر جز اينكه اجازه داده شود به شما. خدايا! من معتقد به احترام صاحب اين زيارتگاه شريفم در غيبت او، چنانچه معتقدم در حضور او، و مىدانم كه رسولت و خلفايت عليهم السلام زندهاند نزد تو و روزى خورند، مىبينند ايستادنم را، و مىشنوند سخنم را، و جواب دهند سلامم را، و مىدانم كه تو محجوب كردى از گوشم سخن آنان را، و گشودى در فهمم را به مناجات لذيذ آنان، و من نخست: از تو اجازه خواهم پروردگارا، ثانياً: اجازه خواهم از رسولت صلى الله عليه و آله، و ثالثاً: از فرشتگانى كه موكّل اين بقعه مباركهاند. آيا داخل شوم اى رسول خدا؟ آيا داخل شوم اى حجّت خدا؟ آيا داخل شوم اى فرشتگان خدا كه مقرّبيد و مقيم اين زيارتگاه هستيد؟ اجازهام ده مولايم براى دخول، بهتر اجازهاى كه به يكى از دوستانت دهى و اگر من اهل آن نباشم تو اهل آنى.»
قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنِينَ وَغَلُظْتَ عَلَى الْكَافِرِينَ فَبَلغَ اللَّهُ بِكَ أَفْضَلَ شَرَفِ مَحَلِّ الْمُكَرَّمِينَ. الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِى اسْتَنْقَذَنَا بِكَ مِنَ الشِّرْكِ وَالضَّلَالَةِ.
اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَصَلوَاتِ مَلآئِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ وَأَنْبِيَآئِكَ الْمُرْسَلِينَ، وَعِبَادِكَ الصَّالِحِينَ، وَأَهْلِ السَّمواتِ وَالْأَرَضِينَ، وَمَنْ سَبَّحَ لَكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَنِبِيِّكَ وَأَمِينِكَ وَنَجِيِّكَ وَحَبِيبِكَ وَصَفِيِّكَ وَخَاصَّتِكَ وَصَفْوَتِكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ.
اللَّهُمَّ أَعْطِهِ الدَّرَجَةَ الرَّفِيعَةَ وَآتِهِ الْوَسِيلَةَ مِنَ الْجَنَّةِ وَابْعَثْهُ مَقَاماً مَحْمُوداً يَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالْآخِرُونَ. اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ:وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَآؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوّاباً رَحِيماًوَإِنِّي أَتَيْتُ نَبِيَّكَ مُسْتَغْفِراً تَآئِباً مِنْ ذُنُوبِي، إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكَ لِيَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي»[1].
[1]- «گواهم كه نيست معبود حقّى جز خداى يگانه و بىشريك، و گواهم كه محمّد بنده و رسول اوست، و گواهم كه تو رسول خدايى، و تو محمّد بن عبداللَّه هستى، و گواهم كه تو تبليغ كردى رسالتهاى پروردگارت را، و نصيحت كردى براى امّتت، و جهاد كردى در راه خدا، و پرستيدى خدا را تا رسيدى به يقين از روى حكمت و پند نيك، و ادا كردى آنچه را بر توست از حقّ، و تو مهربانى بر مؤمنين و سختگير بر كافران، برساند خدا ترا به برتر شرافت مقام مكرّمان، حمد خدا را كه ما را به وسيله تو از شرك و گمراهى نجات داد، خدايا مقرّر كن صلوات تو و صلوات فرشتگان مقرّب و پيغمبران مرسلت را و بندگان نيك را و اهل آسمانها و زمينها و هر كه تسبيح تو كند، اى پرودگار جهانيان از اوّلين و آخرين، بر محمّد بنده و رسولت وپيغمبرت و امينت و همرازت ودوستت و برگزيدهات و مخصوصت و ويژهات و بهتر خلقت، خدايا بده به او درجه بلند، و بياور برايش وسيله از بهشت، و برانگيزش به مقام پسنديدهاى كه رشك برند به او اوّلين و آخرين، خدايا تو گفتى كه اگر وقتى ستم مىكردند مىآمدند نزد تو آمرزش مىخواستند از خدا، و طلب آمرزش مىكرد براى آنها رسول، و مىفهميدند كه خدا بسيار توبهپذير و مهربان است، و من نزد پيامبرت آمدم آمرزش جو و توبه كار از گناهانم، ومن به وسيله تو روى آوردم به خدا پروردگارم و پروردگارت تا بيامرزد گناهان مرا.»
و اگر نيازى داشتى قبر پيامبر را پشت شانهات قرار ده و رو به قبله بايست و دو دستت را به آسمان بالا ببر و نيازت را بخواه، شايد كه به خواست خدا بدان دست يابى[1].
سپس رو به قبله بايست و بگو:
«اللَّهُمَّ إِلَيْكَ أَلْجَأْتُ ظَهْرِي، وَإِلى قَبْرِ نَبِيِّكَ مُحَمَّد صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ عَبْدك ورسولك أَسْنَدْتُ ظَهْرِي، والْقِبْلَةَ الَّتِي رَضيت لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اسْتَقْبَلْتُ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَصْبَحْتُ لَاأَمْلِكُ لِنَفْسِي خَيْرَ مَا أَرْجُو، وَلَا أَدْفَعُ عَنْها شَرَّ مَا أَحْذَرُ عَلَيْهَا، وَأَصْبَحَتِ الْامُورُ بِيَدِكَ فَلَا فَقِيرَ أَفْقَرُ مِنِّي، رَبِّ إِنِّي لِما أنزلتَ مِنْ خيرٍ فَقِيرٍ، اللّهمّ ارْدُدني مِنكَ بخيرٍ فإنّهُ لا رادَّ لِفضلِكَ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ تُبَدِّلَ إسْمِي، أَوْ تُغَيِّرَ جِسْمِي أَوْ تُزِيلَ نِعْمَتَكَ عَنْدِي، اللَّهُمَّ كَرِّمْنِي بِالتَّقوى، وَجَمِّلْنِي بِالنِّعَمِ، وَاعْمُرْنِي بِالْعَافِيَةِ، وَارْزُقْنِي شُكْراً لِعَافِيَتِكَ»[2].
سپس دل خود را متوجّه بانوى زنان جهان حضرت فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها مىكنى و با خشوع قلب به زيارتش مىپردازى و مىگويى:
«يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لَمِا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً،
[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ص 266، حديث 1، باب 6 از ابواب المزار.
[2]- «بار خدايا! به تو پناه آوردهام، و به قبر پيامبر، بنده، و رسولت پشتم را استوار گرداندم، و به قبلهاى كه براى محمّد صلى الله عليه و آله برگزيدى روى آوردم. خدايا! من چنانم كه خير مورد نظر خود را براى خويش مالك نيستم، و نمىتوانم شرّى را از نفس خود دور كنم، و امور همه به دست توست، پس هيچ كس فقيرتر از من نيست، خدايا من نيازمند آن خيرى هستم كه تو فروفرستادى. خدايا مرا به خير خود بازگردان كه كسى نمىتواند فضل تو را ردّ كند. خدايا به تو پناه مىبرم از اينكه اسم مرا تبديل كنى، يا پيكرم را دگرگون سازى، يا نعمتت را بر من از ميان برى. خدايا مرا به تقوى بياراى و به نعمت آراستهام گردان و به عافيت آبادم گردان و براى عافيتت سپاس روزى من كن.»
وَزَعَمْنا أَنّا لَكِ أَوْلِيآءٌ مُصَدِّقُونَ وَصَابِرُونَ لِكُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَأَتَانَا بِهِ وَصِيُّهُ فَإِنّا نَسْأَلُكِ إِنْ كُنَّا صَدَّقْنَاكِ إِلَّا أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِيقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلَايَتِكِ»[1].
و سپس مىگويى:
«السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ نَبِيِّ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ حَبِيبِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَلِيلِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ صَفِيِّ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِينِ اللَّهِ، أَلسَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ افْضَلِ انْبِيآءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَمَلائِكَتِهِ، السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ الْبَرِيَّةِ، السَّلامُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسآءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا زَوْجَةَ وَلِىِّ اللَّهِ وَخَيْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا امَّ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ سَيِّدَىْ شَبَابِ اهْلِ الْجَنَّةِ، السَّلَامُ عَلَيْكِ ايَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَةُ، السَّلَامُ عَلَيْكِ ايَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ، السَّلَامُ عَلَيْكِ ايَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّكِيَّةُ، السَّلَامُ عَلَيْكِ ايَّتُهَا الْحَوْرآءُ الْإِنْسِيَّةُ، السَّلَامُ عَلَيْكِ ايَّتُهَا التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ، السَّلَامُ عَلَيْكِ ايَّتُهَا المُحَدَّثَةُ الْعَلِيمَةُ، السَّلَامُ عَلَيْكِ ايَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ، السَّلَامُ عَلَيْكِ ايَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكِ وَعَلى رُوحِكِ وَبَدَنِكِ. اشْهَدُ انَّكِ مَضيْتِ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكِ، وَانَّ مَنْ سَرَّكِ فَقَدْ سَرَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَمَنْ جَفَاكِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَمَنْ آذاكِ فَقَدْ آذى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَمَنْ وَصَلَكِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَمَنْ قَطَعَكِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ
[1]- «اى آزموده، آزمودت خدائيكه آفريدت پيش از آفرينش تو، و يافتت در آزمايش بردبار، ما معتقديم كه ما دوست شما و باور كنندگان و بردبارانى هستيم براى هر آنچه پدرت و وصى او آورده، رحمت خدا بر او و آلش، ما از تو خواهيم كه اگر تو را تصديق كرديم، همانا برسان ما را به تصديق ما به آن دو، تا مژده دهيم خود را كه به تحقيق كه پاكيم به سبب ولايت تو.»
عَلَيْهِ وَآلِهِ، لِأَنَّكِ بِضْعَةٌ مِنْهُ وَرُوحُهُ الَّذِى بَيْنَ جَنْبَيْهِ، اشْهِدُ اللَّهَ وَرُسُلَهُ وَمَلائِكَتَهُ انِّى راضٍ عَمَّنْ رَضِيتِ عَنْهُ، سَاخِطٌ عَلى مَنْ سَخِطْتِ عَلَيْهِ، مُتَبَرِّءٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ، مُوالٍ لِمَنْ والَيْتِ، مُعَادٍ لِمَنْ عَادَيْتِ، مُبْغِضٌ لِمَنْ ابْغَضْتِ، مُحِبٌّ لِمَنْ احْبَبْتِ، وَكَفى بِاللَّهِ شَهِيداً وَحَسِيباً وَجَازِيَا وَمُثِيباً وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ»[1].
سپس ميان قبر و منبر دعاى روايت شده را بر زبان مىآورى و اگر انبوهى مردم، مانع شد، از جائى اين دعاى را مىخوانى كه حتّىالامكان به قبر نزديكتر باشد و مىگويى:
[1]- «درود بر تو اى دختر رسول خدا، درود بر تو اى دختر پيغمبر خدا، درود بر تو اى دختر حبيب خدا، درود بر تو اى دختر خليل خدا، درود بر تو اى دختر برگزيده خدا، درود بر تو اى دختر امين خدا، درود بر تو اى دختر بهترين خلق خدا، درود بر تو اى دختر بهترين پيغمبران خدا و رسولانش و فرشتگانش، درود بر تو اى دختر بهترين خلق، درود بر تو اى بانوى زنان جهانيان از اوّلين و آخرين، درود بر تو اى مادر حسن و حسين دو سيّد جوانان اهل بهشت، ودرود بر تو اى صدّيقه شهيده، درود بر تو اى پسنده پسنديده، درود بر تو اى با فضيلت پاك، درود بر تو اى حوريه آدمى نژاد، درود بر تو اى پرهيزگار پاك، درود بر تو اى همراز فرشته ودانا، درود بر تو اى ستمديده و حقّش غصب شده، درود بر تو اى فشار ديده مقهور، درود بر تو اى فاطمه دختر رسول خدا و بركات او و رحمت خدا بر تو و بر جان و تنت، گواهم كه تو در گذشتى با دليل روشن از طرف پروردگارت، و گواهم كه هر كه شادت كند شاد كرده رسول خدا را، و هركه بر تو ناسپاسى كند ناسپاسى كرده رسول خدا را، و هركه آزارت دهد آزار داده رسول خدا، و هركه با تو حفظ رابطه كند حفظ رابطه كرده با رسول خدا، و هركه از تو ببرّد پس بريده است از رسول خدا، زيرا تو پاره تن و جان اويى كه در تن اوست گواه گيرم خدا ورسولان و فرشتگانش را كه راضيم از هر كه تو از او راضى هستى، و خشمندهام بر هر كه تو بر او خشمندهاى، بيزارم از كسى كه تو از او بيزارى، دوستم با هركه تو او را دوستش دارى، دشمنم با هركه تو دشمنش دارى متنفّرم از هر كه تو از او متنفّرى، دوستم با هر كه تو با او دوستى، و بس است به خدا كه گواه باشد، حسابگر، كيفر ده و پاداش بخش.»
«اللَّهُمَّ صَلِّ على محمّد وآل محمد اللَّهُمَّ إِنَّ هذه رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ جَنَّتِكَ، وَشُعْبَةٌ مِنْ شُعَبِ رَحْمَتِكَ الَّتي ذَكَرَها رَسُولُكَ، وَأَبَانَ عَنْ فَضْلِهَا وَشَرفِ التَّعَبُّدِ لَكَ فِيها، فَقَدْ بَلَّغْتَنِيْهَا فِي سَلامَةِ نَفْسِي فَلَكَ الْحَمْدُ يَا سَيِّديْ عَلى عَظِيمِ نِعْمَتِكَ عَلَيَّ فِي ذلِكَ، وَعَلى مَا رَزَقْتَنِيهِ مِنْ طَاعَتِكَ وَطَلَبِ مَرْضَاتِكَ، وَتَعْظِيمِ حُرمَةِ نَبِيِّكَ بِزِيَارَةِ قَبْرِهِ، وَالتَّسْلِيمِ عَلَيْهِ وَالتَّرَدُّدِ في مَشاهِدِهِ وَمَواقِفِهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ يَا مَوْلايَ حَمْداً يَنْتَظِمُ بِهِ مَحَامِدُ حَمَلَةِ عَرْشِكَ وَسُكَّانِ سماواتك لَكَ، وَيَقْصُرُ عَنْهُ حَمْدُ مَنْ مَضى، وَيَفْضُلُ حَمْدَ مَنْ بَقِيَ مِنْ خَلْقِكَ لَكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ يَا مَوْلايَ حَمْدَ مَنْ عَرَفَ الْحَمْدَ لَكَ، وَالتَّوْفِيقَ لِلْحَمْدِ مِنْكَ حَمْداً يَمْلأُ ما خَلَقْتَ، وَيَبْلُغُ حَيْثُ ما أَرَدْتَ، وَلا يَحْجُبُ عَنْكَ، وَلَا يَنْقَضي دُونَكَ، وَيَبْلُغُ أَقْصى رِضَاكَ، وَلَا يَبْلُغُ آخِرَهُ أَوائِلُ مَحَامِدِ خَلْقِكَ لَكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ مَا عَرَفْتُ الْحَمْدَ، وَأعتقد الْحَمْدَ، وَجُعِلَ ابْتَداء الْكَلامِ الْحَمْدَ، يَا بَاقي العِزِّ وَالْعَظَمَةِ، وَدَائِمَ السّلْطَانِ وَالْقُدْرَةِ، وَشَدِيدَ الْبَطْشِ وَالْقُوَّةِ، وَنَافِذَ الْأَمْرِ وَالإرادَةِ، وَوَاسِعَ الرَّحْمَةِ وَالْمَغْفِرَةِ، وَرَبَّ الدّنْيَا وَالْآخِرَةِ، كَمْ مِنْ نِعْمَةٍ لَكَ عَلَيَّ يَقْصُرُ عَنْ أَيْسَرِها حَمْدي، وَلَا يَبْلُغُ أَدْنَاهَا شُكْرِي، وَكَمْ مِنْ صَنَائِعَ مِنْكَ إِلَيَّ لا يُحِيطُ بِكثِيرِها وَهْمي، وَلَا يُقَيِّدُهَا فِكْرِي. اللَّهُمَّ صَلِّ على نَبِيِّكَ، الْمُصْطَفى بَيْنَ البَريَّةِ طِفْلًا، وَخَيْرِها شَابّاً وَكَهْلًا، أَطْهَرِ الْمُطَهَّرِينَ شِيمَةً، وَأَجْوَدِ الْمُسْتَمطِرينَ دِيمَةً، وَأَعْظَمِ الْخَلْقِ جُرْثُومَةً، الَّذِي أَوْضَحْتَ بِهِ الدَّلَالَاتِ، وَأَتمَمْتَ بِهِ الرسَالاتِ، وَخَتَمْتَ بِهِ النُّبُوَّاتِ، وَفَتَحْتَ بِهِ الْخَيْرَاتِ، وَأَظْهَرْتَهُ مَظْهَراً، وَابْتَعَثْتَهُ نَبِيّاً وَهَادِياً أَمِيناً مَهْدِيّاً وَدَاعِياً إِلَيْكَ وَدَالًا عَلَيْكَ، وَحُجَّةً بَيْنَ يَدَيْكَ، اللَّهُمَّ صَلِّ على الْمَعْصُومِينَ مِنْ عِتْرَتِهِ، وَالطَّيِّبِينَ مِنْ اسْرَتِهِ، وَشَرِّفْ لَدَيْكَ بِهِ مَنَازِلَهُمْ، وَعَظِّمْ عِنْدَكَ مَرَاتِبَهُمُ، وَاجْعَلْ فِي الرَّفِيقِ الأعْلى مَجَالِسَهُمْ، وَارْفَعْ إِلى قُرْبِ رَسُولِكَ دَرَجَاتِهِمْ، وَتَمِّمْ بِلِقَائِهِ سُرُورَهُمْ، وَوَفِّرْ بِمَكانِهِ انْسَهُمْ»[1].
[1]- «خدايا! درود فرستبر محمّد وخاندان محمّد. خدايا! اين باغىاست از باغهاى بهشت تو،-
و سپس نزد ستون توبه دو ركعت نماز مىگزارى و مىگويى:
- ل لا و شاخهاى از شاخههاى رحمتت كه پيامبرت بيانش داشته، و پرده از فضيلت و شرف تعبّد در آن برداشته، و تو آن را به هنگام سلامت نفس من به من ابلاغ كردى، پس سپاس از تو اى آقاى من براى نعمت بزرگى كه به من عطا نمودى و براى طاعت خود، و طلب خشنوديت، وبزرگداشت حرمت پيامبرت به زيارت قبر او، و تسليم در برابر او، و امد و شد در مشهدها و موقفهاى او ارمغانم كردى. پس سپاس از آن توست اى آقاى من، سپاسى كه سپاسهاى حاملان عرشت و ساكنان آسمانهايت را در نظم خود دارد، و حمد گذشتگان پيرامون آن نارساست، وحمد آيندگان از آفريدههاى تو فضل دارد. سپاس از آن توست اى آقاى من، سپاس كسى كه سپاست را شناخته، و توفيق حمد در دست توست حمدى كه آكنده است آفريدههاى تو را، و به هر كجا خواهى رسد، و بر تو پوشيده نيست، و در برابر تو از ميان نمىرود، و به نهايت درجه خشنودى تو رسد، و به پايان آن نخستين حمدهاى آفريدهها تو از تو نرسد، و حمد از آن توست مادامى كه حمد را شناختم و به حمد باور يافتم، آغاز سخن حمد قرار داده شد. اى جاودانه عزّت و عظمت. و اى هميشه چيره و قدرتمند، و اى با هيبت و با نيرو و كسى كه فرمان و ارادهاش نافذ است، و رحمت و مغفرتش گسترده، و دنيا و آخرت را پرورنده، چه نعمتهاى بسيار تو بر من كه از بيان سادهترين آن ناتوانم، و شكر من به ناچيزترين آنها نرسد، وچه نيكوكاريهايى كه در حقّ من روا داشتى كه از فراوانى در وهم نايد، و انديشهام در بندش نكشد. خدايا! درود فرست بر پيامبرت مصطفى در دوران كودكى و جوانى و كهنسالى، درودى بر پاكترين پاكيزگان از حيث رفتار و باراترين بارندگان و بزرگترين آفريده تو كه نشانهها را با او آشكار ساختى، و رسالتها را با او به اتمام رساندى، و نبوّتها را با او ختم كردى، و درِ خيرها را با او گشودى، و پاك آشكارش كردى، و او را به عنوان پيامبر و رهنما و امين و مهدى برگزيدى، و دعوتگرى كه بسوى تو فرامىخواند، و به راه رهنمون مىشود، و دليلى است در بارگاه كبريائيت. خدايا! بر معصومين از عترت، و طيّبين از خاندانش درود فرست و جايگاه ايشان را نزد خود بالا بر، و مراتبشان را در بارگاه خود عظمت بخش، و نشستگاههايشان را در رفيق اعلى قرار ده، و به نزديكى پيامبرت درجاتشان را فزونى بخش و با ديدار او خوشحاليشان را كمال ده، و با جايگاه او انس ايشان را فراهم آور.»
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، اللَّهُمَّ لَاتُهِنِّي بِالْفَقْرِ، وَلَا تُذلَنِي بِالدَّيْنِ، وَلَا تردّني إلى الهَلَكَةِ، وَاعْصِمْنِي كَي أَعْتَصِمَ، وَأَصْلِحني كي أنصلح، واهدِني كَي أهتَدي، اللَّهُمَّ أَعَنِّي عَلَى اجتهادِ نَفسِي، وَلَا تُعذّبني بِسُوءِ ظَنِّي، وَلَا تُهلِكْنِي وَأَنْتَ رَجَائِي، وَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَغْفِرَ لِي وَقَدْ أَخْطَأْتُ. وَأَنْتَ أَهلٌ أَنْ تَعْفُو عَنِّي، وَقَدْ أَقْرَرتُ. وَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تُقِيلَ، وَقَدْ عَثَرتُ. وَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تُحْسِنَ، وَقَدْ أَسَأْتُ. وَأَنْتَ أَهْلُ التَّقوى وَالمغفِرَةِ، فَوَفّقني لِما تُحِبُّ وَتَرضى، وَيَسِّر لِي اليسيرَ، وَجنِّبني كُلَّ عَسِير، اللَّهُمَّ أغنِني بِالحَلَالِ عَنِ الْحَرامِ، وَبِالطَّاعاتِ عَنِ الْمَعاصِي، وبالغنى عَنِ الْفقرِ، وبِالجنَّةِ عَنِ النَّارِ، وَبالابرار عَنِ الفُجَّارِ، يَا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»[1].
سپس به آرامگاه ائمّه عليهم السلام در بقيع روى مىكنى و با اين زيارت اذن دخول مىطلبى:
«يا مَوالِيَّ يا أَبْناءَ رَسُولِ اللَّهِ، عَبْدُكُمْ وَابْنُ أَمَتِكُمْ، الذَّلِيلُ بَيْنَ أَيْدِيَكُمْ، وَالمُصَغَّرُ فِي عُلُوِّ قَدْرِكُمْ، وَالمُعْتَرِفُ بِحَقِّكُمْ، جَاءَ مُسْتَجِيراً بِكُمْ قاصداً إِلَى حَرَمِكُمْ، مُتَقَرِّباً
[1]- «خدايا! درود فرست بر محمّد و خاندانش. خدايا! مرا به فقر خوار نساز، و به قرض ذليلم نگردان، و به نابوديم مكشان، و مرا حفظ كن تا محفوظ باشم، و اصلاحم گردان تا صالح شوم، و رهم بنما تاره يابم. خدايا! مرا يارى رسان تا جان خويش به تلاش و كوششت افكنم، و مرا بر پايه بدگمانيم عذاب نكن، و تو براى بخشودن من سزامندى، و من اقرار كردم، و تو اهل درگذشتنى، در حالى كه من لغزيدم و تو اهل نيكى كردنى، در حالى كه من بدى كردم و تويى اهل تقوى و مغفرت، پس مرا در آنچه دوست مىدارى و بدان خشنودى موفّق گردان، و آسانها را برايم مقدور ساز و هر دشوارى را از من دور گردان. خدايا! مرا با حلال از حرام بىنياز گردان، و با طاعت از معصيت دور دار، و با بهشت از دوزخم بازدار، و با نيكوكاران از بدكاران دورم گردان. اى كسى كه همچون مثل او چيزى نيست و اوست شنواى آگاه و تو بر هر چيزى توانايى.»