عَلَيْهِ وَآلِهِ، لِأَنَّكِ بِضْعَةٌ مِنْهُ وَرُوحُهُ الَّذِى بَيْنَ جَنْبَيْهِ، اشْهِدُ اللَّهَ وَرُسُلَهُ وَمَلائِكَتَهُ انِّى راضٍ عَمَّنْ رَضِيتِ عَنْهُ، سَاخِطٌ عَلى مَنْ سَخِطْتِ عَلَيْهِ، مُتَبَرِّءٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ، مُوالٍ لِمَنْ والَيْتِ، مُعَادٍ لِمَنْ عَادَيْتِ، مُبْغِضٌ لِمَنْ ابْغَضْتِ، مُحِبٌّ لِمَنْ احْبَبْتِ، وَكَفى بِاللَّهِ شَهِيداً وَحَسِيباً وَجَازِيَا وَمُثِيباً وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ»[1].
سپس ميان قبر و منبر دعاى روايت شده را بر زبان مىآورى و اگر انبوهى مردم، مانع شد، از جائى اين دعاى را مىخوانى كه حتّىالامكان به قبر نزديكتر باشد و مىگويى:
[1]- «درود بر تو اى دختر رسول خدا، درود بر تو اى دختر پيغمبر خدا، درود بر تو اى دختر حبيب خدا، درود بر تو اى دختر خليل خدا، درود بر تو اى دختر برگزيده خدا، درود بر تو اى دختر امين خدا، درود بر تو اى دختر بهترين خلق خدا، درود بر تو اى دختر بهترين پيغمبران خدا و رسولانش و فرشتگانش، درود بر تو اى دختر بهترين خلق، درود بر تو اى بانوى زنان جهانيان از اوّلين و آخرين، درود بر تو اى مادر حسن و حسين دو سيّد جوانان اهل بهشت، ودرود بر تو اى صدّيقه شهيده، درود بر تو اى پسنده پسنديده، درود بر تو اى با فضيلت پاك، درود بر تو اى حوريه آدمى نژاد، درود بر تو اى پرهيزگار پاك، درود بر تو اى همراز فرشته ودانا، درود بر تو اى ستمديده و حقّش غصب شده، درود بر تو اى فشار ديده مقهور، درود بر تو اى فاطمه دختر رسول خدا و بركات او و رحمت خدا بر تو و بر جان و تنت، گواهم كه تو در گذشتى با دليل روشن از طرف پروردگارت، و گواهم كه هر كه شادت كند شاد كرده رسول خدا را، و هركه بر تو ناسپاسى كند ناسپاسى كرده رسول خدا را، و هركه آزارت دهد آزار داده رسول خدا، و هركه با تو حفظ رابطه كند حفظ رابطه كرده با رسول خدا، و هركه از تو ببرّد پس بريده است از رسول خدا، زيرا تو پاره تن و جان اويى كه در تن اوست گواه گيرم خدا ورسولان و فرشتگانش را كه راضيم از هر كه تو از او راضى هستى، و خشمندهام بر هر كه تو بر او خشمندهاى، بيزارم از كسى كه تو از او بيزارى، دوستم با هركه تو او را دوستش دارى، دشمنم با هركه تو دشمنش دارى متنفّرم از هر كه تو از او متنفّرى، دوستم با هر كه تو با او دوستى، و بس است به خدا كه گواه باشد، حسابگر، كيفر ده و پاداش بخش.»
«اللَّهُمَّ صَلِّ على محمّد وآل محمد اللَّهُمَّ إِنَّ هذه رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ جَنَّتِكَ، وَشُعْبَةٌ مِنْ شُعَبِ رَحْمَتِكَ الَّتي ذَكَرَها رَسُولُكَ، وَأَبَانَ عَنْ فَضْلِهَا وَشَرفِ التَّعَبُّدِ لَكَ فِيها، فَقَدْ بَلَّغْتَنِيْهَا فِي سَلامَةِ نَفْسِي فَلَكَ الْحَمْدُ يَا سَيِّديْ عَلى عَظِيمِ نِعْمَتِكَ عَلَيَّ فِي ذلِكَ، وَعَلى مَا رَزَقْتَنِيهِ مِنْ طَاعَتِكَ وَطَلَبِ مَرْضَاتِكَ، وَتَعْظِيمِ حُرمَةِ نَبِيِّكَ بِزِيَارَةِ قَبْرِهِ، وَالتَّسْلِيمِ عَلَيْهِ وَالتَّرَدُّدِ في مَشاهِدِهِ وَمَواقِفِهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ يَا مَوْلايَ حَمْداً يَنْتَظِمُ بِهِ مَحَامِدُ حَمَلَةِ عَرْشِكَ وَسُكَّانِ سماواتك لَكَ، وَيَقْصُرُ عَنْهُ حَمْدُ مَنْ مَضى، وَيَفْضُلُ حَمْدَ مَنْ بَقِيَ مِنْ خَلْقِكَ لَكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ يَا مَوْلايَ حَمْدَ مَنْ عَرَفَ الْحَمْدَ لَكَ، وَالتَّوْفِيقَ لِلْحَمْدِ مِنْكَ حَمْداً يَمْلأُ ما خَلَقْتَ، وَيَبْلُغُ حَيْثُ ما أَرَدْتَ، وَلا يَحْجُبُ عَنْكَ، وَلَا يَنْقَضي دُونَكَ، وَيَبْلُغُ أَقْصى رِضَاكَ، وَلَا يَبْلُغُ آخِرَهُ أَوائِلُ مَحَامِدِ خَلْقِكَ لَكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ مَا عَرَفْتُ الْحَمْدَ، وَأعتقد الْحَمْدَ، وَجُعِلَ ابْتَداء الْكَلامِ الْحَمْدَ، يَا بَاقي العِزِّ وَالْعَظَمَةِ، وَدَائِمَ السّلْطَانِ وَالْقُدْرَةِ، وَشَدِيدَ الْبَطْشِ وَالْقُوَّةِ، وَنَافِذَ الْأَمْرِ وَالإرادَةِ، وَوَاسِعَ الرَّحْمَةِ وَالْمَغْفِرَةِ، وَرَبَّ الدّنْيَا وَالْآخِرَةِ، كَمْ مِنْ نِعْمَةٍ لَكَ عَلَيَّ يَقْصُرُ عَنْ أَيْسَرِها حَمْدي، وَلَا يَبْلُغُ أَدْنَاهَا شُكْرِي، وَكَمْ مِنْ صَنَائِعَ مِنْكَ إِلَيَّ لا يُحِيطُ بِكثِيرِها وَهْمي، وَلَا يُقَيِّدُهَا فِكْرِي. اللَّهُمَّ صَلِّ على نَبِيِّكَ، الْمُصْطَفى بَيْنَ البَريَّةِ طِفْلًا، وَخَيْرِها شَابّاً وَكَهْلًا، أَطْهَرِ الْمُطَهَّرِينَ شِيمَةً، وَأَجْوَدِ الْمُسْتَمطِرينَ دِيمَةً، وَأَعْظَمِ الْخَلْقِ جُرْثُومَةً، الَّذِي أَوْضَحْتَ بِهِ الدَّلَالَاتِ، وَأَتمَمْتَ بِهِ الرسَالاتِ، وَخَتَمْتَ بِهِ النُّبُوَّاتِ، وَفَتَحْتَ بِهِ الْخَيْرَاتِ، وَأَظْهَرْتَهُ مَظْهَراً، وَابْتَعَثْتَهُ نَبِيّاً وَهَادِياً أَمِيناً مَهْدِيّاً وَدَاعِياً إِلَيْكَ وَدَالًا عَلَيْكَ، وَحُجَّةً بَيْنَ يَدَيْكَ، اللَّهُمَّ صَلِّ على الْمَعْصُومِينَ مِنْ عِتْرَتِهِ، وَالطَّيِّبِينَ مِنْ اسْرَتِهِ، وَشَرِّفْ لَدَيْكَ بِهِ مَنَازِلَهُمْ، وَعَظِّمْ عِنْدَكَ مَرَاتِبَهُمُ، وَاجْعَلْ فِي الرَّفِيقِ الأعْلى مَجَالِسَهُمْ، وَارْفَعْ إِلى قُرْبِ رَسُولِكَ دَرَجَاتِهِمْ، وَتَمِّمْ بِلِقَائِهِ سُرُورَهُمْ، وَوَفِّرْ بِمَكانِهِ انْسَهُمْ»[1].
[1]- «خدايا! درود فرستبر محمّد وخاندان محمّد. خدايا! اين باغىاست از باغهاى بهشت تو،-
و سپس نزد ستون توبه دو ركعت نماز مىگزارى و مىگويى:
- ل لا و شاخهاى از شاخههاى رحمتت كه پيامبرت بيانش داشته، و پرده از فضيلت و شرف تعبّد در آن برداشته، و تو آن را به هنگام سلامت نفس من به من ابلاغ كردى، پس سپاس از تو اى آقاى من براى نعمت بزرگى كه به من عطا نمودى و براى طاعت خود، و طلب خشنوديت، وبزرگداشت حرمت پيامبرت به زيارت قبر او، و تسليم در برابر او، و امد و شد در مشهدها و موقفهاى او ارمغانم كردى. پس سپاس از آن توست اى آقاى من، سپاسى كه سپاسهاى حاملان عرشت و ساكنان آسمانهايت را در نظم خود دارد، و حمد گذشتگان پيرامون آن نارساست، وحمد آيندگان از آفريدههاى تو فضل دارد. سپاس از آن توست اى آقاى من، سپاس كسى كه سپاست را شناخته، و توفيق حمد در دست توست حمدى كه آكنده است آفريدههاى تو را، و به هر كجا خواهى رسد، و بر تو پوشيده نيست، و در برابر تو از ميان نمىرود، و به نهايت درجه خشنودى تو رسد، و به پايان آن نخستين حمدهاى آفريدهها تو از تو نرسد، و حمد از آن توست مادامى كه حمد را شناختم و به حمد باور يافتم، آغاز سخن حمد قرار داده شد. اى جاودانه عزّت و عظمت. و اى هميشه چيره و قدرتمند، و اى با هيبت و با نيرو و كسى كه فرمان و ارادهاش نافذ است، و رحمت و مغفرتش گسترده، و دنيا و آخرت را پرورنده، چه نعمتهاى بسيار تو بر من كه از بيان سادهترين آن ناتوانم، و شكر من به ناچيزترين آنها نرسد، وچه نيكوكاريهايى كه در حقّ من روا داشتى كه از فراوانى در وهم نايد، و انديشهام در بندش نكشد. خدايا! درود فرست بر پيامبرت مصطفى در دوران كودكى و جوانى و كهنسالى، درودى بر پاكترين پاكيزگان از حيث رفتار و باراترين بارندگان و بزرگترين آفريده تو كه نشانهها را با او آشكار ساختى، و رسالتها را با او به اتمام رساندى، و نبوّتها را با او ختم كردى، و درِ خيرها را با او گشودى، و پاك آشكارش كردى، و او را به عنوان پيامبر و رهنما و امين و مهدى برگزيدى، و دعوتگرى كه بسوى تو فرامىخواند، و به راه رهنمون مىشود، و دليلى است در بارگاه كبريائيت. خدايا! بر معصومين از عترت، و طيّبين از خاندانش درود فرست و جايگاه ايشان را نزد خود بالا بر، و مراتبشان را در بارگاه خود عظمت بخش، و نشستگاههايشان را در رفيق اعلى قرار ده، و به نزديكى پيامبرت درجاتشان را فزونى بخش و با ديدار او خوشحاليشان را كمال ده، و با جايگاه او انس ايشان را فراهم آور.»
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، اللَّهُمَّ لَاتُهِنِّي بِالْفَقْرِ، وَلَا تُذلَنِي بِالدَّيْنِ، وَلَا تردّني إلى الهَلَكَةِ، وَاعْصِمْنِي كَي أَعْتَصِمَ، وَأَصْلِحني كي أنصلح، واهدِني كَي أهتَدي، اللَّهُمَّ أَعَنِّي عَلَى اجتهادِ نَفسِي، وَلَا تُعذّبني بِسُوءِ ظَنِّي، وَلَا تُهلِكْنِي وَأَنْتَ رَجَائِي، وَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَغْفِرَ لِي وَقَدْ أَخْطَأْتُ. وَأَنْتَ أَهلٌ أَنْ تَعْفُو عَنِّي، وَقَدْ أَقْرَرتُ. وَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تُقِيلَ، وَقَدْ عَثَرتُ. وَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تُحْسِنَ، وَقَدْ أَسَأْتُ. وَأَنْتَ أَهْلُ التَّقوى وَالمغفِرَةِ، فَوَفّقني لِما تُحِبُّ وَتَرضى، وَيَسِّر لِي اليسيرَ، وَجنِّبني كُلَّ عَسِير، اللَّهُمَّ أغنِني بِالحَلَالِ عَنِ الْحَرامِ، وَبِالطَّاعاتِ عَنِ الْمَعاصِي، وبالغنى عَنِ الْفقرِ، وبِالجنَّةِ عَنِ النَّارِ، وَبالابرار عَنِ الفُجَّارِ، يَا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»[1].
سپس به آرامگاه ائمّه عليهم السلام در بقيع روى مىكنى و با اين زيارت اذن دخول مىطلبى:
«يا مَوالِيَّ يا أَبْناءَ رَسُولِ اللَّهِ، عَبْدُكُمْ وَابْنُ أَمَتِكُمْ، الذَّلِيلُ بَيْنَ أَيْدِيَكُمْ، وَالمُصَغَّرُ فِي عُلُوِّ قَدْرِكُمْ، وَالمُعْتَرِفُ بِحَقِّكُمْ، جَاءَ مُسْتَجِيراً بِكُمْ قاصداً إِلَى حَرَمِكُمْ، مُتَقَرِّباً
[1]- «خدايا! درود فرست بر محمّد و خاندانش. خدايا! مرا به فقر خوار نساز، و به قرض ذليلم نگردان، و به نابوديم مكشان، و مرا حفظ كن تا محفوظ باشم، و اصلاحم گردان تا صالح شوم، و رهم بنما تاره يابم. خدايا! مرا يارى رسان تا جان خويش به تلاش و كوششت افكنم، و مرا بر پايه بدگمانيم عذاب نكن، و تو براى بخشودن من سزامندى، و من اقرار كردم، و تو اهل درگذشتنى، در حالى كه من لغزيدم و تو اهل نيكى كردنى، در حالى كه من بدى كردم و تويى اهل تقوى و مغفرت، پس مرا در آنچه دوست مىدارى و بدان خشنودى موفّق گردان، و آسانها را برايم مقدور ساز و هر دشوارى را از من دور گردان. خدايا! مرا با حلال از حرام بىنياز گردان، و با طاعت از معصيت دور دار، و با بهشت از دوزخم بازدار، و با نيكوكاران از بدكاران دورم گردان. اى كسى كه همچون مثل او چيزى نيست و اوست شنواى آگاه و تو بر هر چيزى توانايى.»
إِلَى مَقامِكُمْ، مُتَوَسِّلًا إِلَى اللَّهِ تَعالَى بِكُمْ، ءَأَدْخُلُ يا مَوالِيَّ؟ ءَأَدْخُلْ يا أَوْلِياءَ اللَّهِ؟
ءَأَدْخُلْ يا مَلائِكَةَ اللَّهِ المُحْدِقِينَ بِهذا الحَرَمِ المُقِيمِينَ بِهذا المَشْهَدِ؟»[1]
سپس امام حسن مجتبى را چنين زيارت مىكنيد:
«السَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يابْنَ نَبِي اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ أَمِيْرِ المُؤْمِنِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَابن خَدِيجَةَ الْكُبْرى، السَّلامُ عَلَيْكَ يا حَبِيَبَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا صَفْوَةَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا أَمِيْنَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَحَجَّةَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا صِراطَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا لِسَانَ حِكْمَةِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْك يا ناصِرَ دِينِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّها السَّيِّدُ الزَّكِيُّ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّها البَرُّ التَّقِي، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْقَائِمُ الْأَمِينُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُها العالِمُ بِالتَّنزِيلِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَالِمُ بالتَّأْوِيلِ، السَّلَامُ عَلَيْكَ أيّها الْبَاهِرُ الْخَفِي، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّها الطاهِرُ الزَّكِي، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّها الشَّهِيدُ الصِّدِّيقُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّها الحَقُّ الحَقِيقُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاي يَا أَبا مُحَمَّدٍ الحَسَنَ بْنَ عَلِيِّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ»[2].
[1]- «اى آقايان من! اى فرزندان رسول خدا، بنده شما و كنيز زاده شما پيش شما، و ناتوان در برابر علوّ قدر شما و معترف به حقّ شما نزدتان آمده است، پناهجو از شما به قصد حرم شما ونزديكى به مقام شما، متوسّل به سوى خداى توانا به وسيله شما. آيا داخل شوم اى اولياى خدا؟ داخل شوم اى فرشتگان خدا كه در گرد اين حرميد و مقيم اين زيارتگاه هستيد.»
[2]- «درود بر تو اى فرزند فرستاده پروردگار جهانيان، درود بر تو اى پسر اميرالمؤمنين، درود بر تو اى پسر فاطمه زهراء، درود بر تو اى پسر خديجه كبرى، درود بر تو اى حبيبخدا، درود بر تو اى برگزيدهخدا، درود بر تو اى امينخدا، درود بر تو اى حجّتخدا، درود بر تو اى نور خدا، درود بر تو اى راه خدا، درود بر تو اى بيان حكم خدا، درود بر تو اى ياور دين خدا، درود بر تو اى سيّد پاك، درود بر تو اى خوش كردار وفادار، درود بر تو اى قائماستوار، درود ل لا بر تو اى داناى تنزيل، درود بر تو اى داناى تأويل، درود بر تو اى رهبر رهياب، درود بر تو اى پاك پاكيزه، درود بر تو اى پرهيزكار پاكدامن، درود بر تو اى حق محقّق، درود بر تو اى شهيد صِدِّيق، درود بر تو اى ابا محمّد الحسن بن على و رحمت خدا و بركاتش.»
و بر امام حسن عليه السلام با اين دعا درود مىفرستيم:
«اللّهُمَّ صَلِّ عَلى الْحَسَنِ ابْنِ سَيِّدِ النَّبِيِّينَ، وَوَصِيِّ أمِيرِ المُؤْمِنينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ، أشْهَدُ أنَّكَ يَابْنَ أمِيرِ الْمُؤْمِنينَ أمِينُ اللَّه وَابْنُ أمِينِهِ، عِشْتَ مَظْلُوماً، وَمَضَيْتَ شَهِيداً، وَأشْهَدُ أنَّكَ الْإِمامُ الزَّكِيُّ الْهادِي الْمَهْدِيُّ. اللّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَبَلِّغْ رُوحَهُ وَجَسَدَهُ عَنّي في هذِهِ السَّاعَةِ أفْضَلَ التَّحِيَّةِ وَالسَّلامِ»[1].
سپس به زيارت امام على بن الحسين عليه السلام روى مىآورى و مىگويى:
«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا زَيْنَ الْعَابِدِينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا زَيْنَ الْمُتَهَجِّدِينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا إِمَامَ الْمُتَّقِينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَ الْمُسْلِمِينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا قُرَّةَ عَيْنِ النَّاظِرِينَ الْعَارِفِينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خَلَفَ السَّابِقِينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَصِيَ الْوَصِيِّينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خَازِنَ وَصَايَا الْمُرْسَلِينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ضَوْءَ الْمُسْتَوْحِشِينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ الْمُجْتَهِدِينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا سِرَاجَ الْمُرْتَاضِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ذُخْرَ الْمُتَعَبِّدِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَفِينَةَ الْعِلْمِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَكِينَةَ الْحِلْمِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مِيزَانَ القِصَاصَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَفِينَةَ
[1]- «خدايا! درود فرست بر حسن فرزند سرور پيامبران، و وصىّ اميرالمؤمنين، سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى فرزند آقاى اوصيا. گواهى مىدهم كه تو پسر اميرالمؤمنين، امين خدا و فرزند امين او هستى. مظلوم زيستى و شهيد رفتى. گواهى مىدهم كه تو امامى هستى هدايتگر و رهيافته. خدايا! درود فرست بر او، و بر روح و پيكر او در اين دُعا از سوى من بهترين درود و سلام را به او برسان.»
الْخَلَاصِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَحْرَ النَّدَى، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَدْرَ الدُّجَى، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الأَوَّاهُ الْحَلِيم، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الصَّابِرُ الْحَكِيمُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَئِيِسَ البَكَّائِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مِصْبَاحَ الْمُؤْمِنِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَاي يَا أَبَا مُحَمَّدٍ، أَشْهَدُ أَنَّكَ حُجَّةُ اللَّه وَابْنُ حُجَّته وَأَبُو حُجَجِه، وَابْنُ أَمِينِهِ وَأَبُو امَنَائِهِ، وَأَنَّكَ نَاصَحْتَ فِي عِبَادَةِ رَبِّكَ، وَسَارَعْتَ فِي مَرْضَاتِهِ، وَخَيَّبْتَ أَعْدَاءَهُ، وَسَرَرْتَ أَوْلِيَاءَهُ، أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ عَبَدْتَ اللَّهَ حَقَّ عِبَادَتِهِ، وَاتقَيتَهُ حَقَّ تُقَاتِهِ، وَأَطَعْتَهُ حَقَّ طَاعَتِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ، فَعَلَيْكَ يَا مَوْلَاي يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَفْضَلُ التَّحِيَّة وَالسَّلامِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ»[1].
و سپس بر امام چهارم چنين دورد مىفرستى:
«اللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَليِّ بْنِ الْحُسَيْنِ سَيِّدِ الْعابِدِينَ الَّذِي اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِكَ، وَجَعَلْتَ مِنْهُ أَئِمَّةَ الْهُدَى الَّذينَ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ، اخْتَرْتَهُ لِنَفْسِكَ، وَطَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ،
[1]- «سلام بر تو اى زين العابدين، سلام بر تو اى زيور متهجّدين، سلام بر تو اى امام متّقين، سلام بر تو اى ولى مسلمين، سلام بر تو اى آرامشِ ديده ناظرين وعارفين، سلام بر تو اى پسنديده سابقين، سلام بر تو اى وصىّ وصيّين، سلام بر تو اى خزانه دار وَصِيَّتهاى مُرْسَلينَ، سلام بر تو اى روشنايى مجتهدين، سلام بر تو اى چراغ مرتاضين، سلام بر تو اى ذخيره متعبّدين، سلام بر تو اى كشتىِ دانش، سلام بر تو اى آرامش صبورى، سلام بر تو اى ترازوى قصاص، سلام بر تو اى كشتى رهايى، سلام بر تو اى درياى بخشش، سلام بر تو اى ماه شب چهارده، سلام بر تو اى آه كشنده شكيبا، سلام بر تو اى صبور حكيم، سلام بر تو اى رئيس گريندگان، سلام بر تو اى چراغ مؤمنان، سلام بر تو اى آقاى من اى ابومحمّد، گواهى مىدهم كه تو حجّت خدا و پسر حجّت او و پدر حجّتهاى او و فرزند امين او و پدر امناى او هستى. تو در عبادت پروردگارت خيرانديشيدى، و بسوى خشنودى خدا شتافتى، و دشمنان او را نوميد ساختى، و اولياى او را شاد گرداندى. گواهى مىدهم كه تو خدا را آنگونه كه بايد پرستيدى، و چنانكه شايد تقواى او را در پيش گرفتى، و چنانكه شايسته است فرمانش بُردى، تا به يقين رسيدى. پس بر تو باد اى مولاى من، اى فرزند رسول خدا بهترين درود و سلام و رحمت و بركات خدا بر تو.»
وَاصْطَفَيْتَهُ وَجَعَلْتَهُ هادِياً مَهْدِيّاً. اللّهُمَّ فَصَلِّ عَلَيْهِ أفْضَلَ ما صَلَّيْتَ عَلى أحَدٍ مِنْ ذُرِّيَّةِ أنْبِيائِكَ حَتى تَبْلُغَ بِهِ ما تَقَرُّ بِهِ عَيْنُهُ في الدُّنْيا وَالآخِرَةِ إنَّكَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»[1].
سپس بهمرقد امام محمّد الباقر عليه السلام روى مىآورى وچنين زيارت مىكنى:
«السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْبَاقِرُ بِعِلْمِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْفَاحِصُ عَنْ دِين اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُبَيِّنُ لِحُكْمِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْقَائِمُ بِقِسْطِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّاصِحُ لِعِبَادِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيَّهُا الدّاعِي إِلَى اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الدَّلِيلُ عَلَى اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْحَبْلُ الْمَتِينُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْفَضْلُ الْمُبِينُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيَّهُا النُّورُ السَّاطِع، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْبَدْرُ اللّامِع، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْحَقُّ الْأَبْلَجُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا السِّرَاجُ الْأَسْرَج، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّجْمُ الْأَزْهَر، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْكَوْكَبُ الْأَبْهَر، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُنَزَّهُ عَن الْمُعْضَلَاتِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمَعْصُومُ مِنَ الزَّلَّاتِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الزَّكِيُ فِي الْحَسَبِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الرَّفِيعُ فِي النَّسَبِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الإمامُ الشَّفِيقُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْقَصْرُ الْمَشِيْدُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلى خَلْقِهِ أَجْمَعِين، أَشْهَدُ يَا مَوْلَاي أَنَّكَ قَدْ صَدَعْتَ بِالْحَقِّ صَدْعاً، وَبَقَرْتَ الْعِلْمَ بَقْراً، وَنَثَرْتَهُ نَثْراً، لَمْ تَأْخذْكَ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِم، وَكُنْتَ لِدِينِ اللَّهِ غَيْرَ مُكاتِم، وَقَضَيْتَ مَا كَانَ عَلَيْكَ، وَأَخْرَجْتَ أَوْلِياءَكَ مِنْ وِلَايَةِ غَيْرِ اللَّهِ إِلى وِلَايَةِ اللَّهِ، وَأَمَرْتَ بِطَاعَةِ اللَّهِ، وَنَهَيْتَ عَنْ مَعْصِيَةِ اللَّهِ، حَتَّى قَبَضَكَ إِلى رَضْوانِهِ، وَذَهَبَ بِكَ إِلى دَارِ كَرامَتِهِ، وَإِلى مَسَاكِنَ
[1]- «خدايا! رحمت فرست بر على بن الحسين سيّد عابدان، آنكه مخصوص خودت ساختى، و از نسل او امامان هدايت پرداختى، آنانكه به حقّ رهبرند و عدالت گستر، برگزيديش براى خود. و پاكش كردى از پليدى، و زبدهاش ساختى، و او را رهبر و رهياب نمودى، خدايا! رحمت فرست بر او بهتر آنچه رحمت فرستادى بر يكى از اولاد پيغمبرانت، تا برسانيش به مقامى كه چشم او روشن شود در دنيا و آخرت، زيرا تو عزيز و حكيم هستى.»