بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 25

و پيمان بسته كه دعايت را برآورده سازد، پس چرا در دنيا نيز همچون آخرت به مراتب بالا چشم ندوزى؟ پس بهره خود را از دنيا فراموش نكن.

دوم- در حديث از حضرت سجّاد عليه السلام آمده است كه فرمود: «حُجُّوا وَاعْتَمِرُوا تَصِحُّ أَبْدانُكُمْ...»[1]«به حجّ و عمره برويد تا سلامتى يابيد...»

و تو امروز در حجّى، پس شايسته است براى سلامتى و حفظ نيروى خود برنامه‌اى داشته باشى، و اگر مرضى دارى در كنتُرل و عدم انتشار آن در پيكر خود كوتاهى مكن. بدينسان آهنگ آن كن كه بيماريهايت را بهبود بخشى و تندرستى خود را پاس دارى، و از خداى سبحان بخواه تا واپسين دم حيات سلامتت بدارد و از او بخواه عمرى طولانى همراه با سلامت دين و جسم، روزيت سازد.

سوم- شايسته است نسبت به توصيه‌هاى بهداشتى كارشناسان چه در كشور خود و چه در سرزمين مقدّس جدّاً متعهد باشى، و بدان كه مخالفت با پاره‌اى از اين توصيه‌ها گاهى به زيانى بزرگ منجر مى‌شود كه خود شرعاً حرام مى‌باشد.

بدين ترتيب اگر اهل منطقه‌اى هستى كه داراى آب و هواى معتدل يا سرد است از خورشيد زدگى يا خشك شدن آب بدن بپرهيزى، چه ممكن است امروز يا فردا به سلامتى تو زيان رساند. يك حاجى بايد هميشه آدرس محل اقامت خود را در شهر يا مشاعر همراه خود داشته باشد، و حتّى الامكان از اينكه تنها بيرون رود بپرهيزد، چرا كه شايد نيازمند همراهت گردى. با خود براى موارد فوق‌العاده قدرى پول همراه داشته باش، و اگر راه را گم كردى‌

[1]- وسائل الشّيعه، ج 8، ابواب وجوب الحجّ، ص 5، باب 1، حديث 7.


صفحه 26

بيهوده اين سو و آن سو نرو و از نزديكترين فرد بدون فوت وقت يارى بجوى. همين شيوه را در پيش بگير اگر احساس سرگيجه يا حالت غير طبيعى يافتى، واگر كسى‌از تو يارى‌خواست‌وتو بتوانى اورا يارى‌رسانى ترديد به‌خودراه‌نده.

به طورى كلّى، رهنمودهاى مسؤول كاروان يا كارشناسان امور حجّ در سرزمينهاى مقدّس، بويژه توصيه‌هاى مربوط به بهداشت، امورى حياتى هستند كه نبايد نسبت به آنها سُستى ورزيد.

روحانيون‌

نياز به علماى دينى همچون نياز به خود دين است كه اهمّيت آن در حجّ فزونى مى‌يابد و مردم بايد از آموزشهاى آنها پيروى كنند، و در غير اينصورت بيم آن مى‌رود كه حجّشان باطل گردد، يا به آنها كفّاره تعلّق گيرد، و علما نيز بايد اهتمام بيشترى به مردم داشته باشند و آنچه در پى مى‌آيد پاره‌اى سفارشهاست كه ما آنها را از تجربيات شخصى خود اندوخته‌ايم، يا از توصيه‌هاى علما كه خداوند رفتگانشان را بيامرزد وماندگانشان را پايدار دارد، برگرفته‌ايم كه شرح آن چنين است:

1- آموختن دقيق احكام حجّ پيش از به عهده گرفتن امور مربوط به حاجيان، زيرا در احكام حجّ پاره‌اى نكات متشابه و دقيق وجود دارد كه روحانى بايد در آنها تدبُّر فراوان كند و پيوسته از نظر بگذراند.

2- اين كه عالم و روحانى وقف امور حاجيان گردد و به تعليم آنها اهتمام ورزد، و به علاوه بر احكام حجّ، به ساير ابواب فقه بويژه آنچه مربوط به كسب و محرمات آن و بطور كلّى محرمات شرعى كه حدود خدا در زندگى هستند، بپردازد.


صفحه 27

شايسته است يك روحانى برنامه‌اى را براى درسهاى روزانه در فروع گوناگون شريعت اعمّ از عقايد يا اخلاق يا احكام، در سه ساعت جدا از هم برنامه ريزى كند، و اگر چه برخى از حاجيان از آن بى‌نياز هستند ولى بيشتر آنها به اين برنامه احتياج دارند. پس ما نبايد اهمّيت اين گونه درسهاى روزانه را از ياد بريم.

3- هميارى با مسؤولان حجّ در اداره حاجيان تا مناسك حجّ را به گونه‌اى نيكوتر انجام دهند.

4- عالم و روحانى همچون يك پزشك است، و همان گونه كه يك پزشك نبايد علم خود را به هنگام نياز بيماران از ايشان دريغ دارد، و بايد خود را به آنها معرفى كند، و درمان آنها را به عهده گيرد، يك عالم و روحانى نيز نبايد هويّت خود را پنهان دارد، و مردم را در حالى رها كند كه بيشترين نياز را به او دارند. بلكه شايسته است كه بيان احكام شريعت را پيرامون حجّ بر عهده گيرد، آن هم نه تنها براى همكاروانيان و دوستان كه براى همه مردم.

يك عالم هرگاه از محل اقامت خود بيرون مى‌آيد بايد لباس روحانى خود را بر تن داشته باشد تا مردم او را بشناسند و احكام دينشان را از او پرسند و در حل مشكلات پيش آمده بدو رجوع كنند، چه بويژه در سفر دشوار حجّ كسى همچون عالم وروحانى وجود ندارد كه مردم بدو اعتماد ورزند.


صفحه 28

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 29

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 30

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 31

بخش اوّل: در آستانه حجّ‌

1- حجّ در قرآن كريم‌

سارا، همسر با وفاى ابراهيم الخليل عليه السلام بود، ولى براى او فرزندى به ارمغان نياورده بود. او كنيزى داشت بنام هاجر، پس كنيز را به ابراهيم هديه كرد به اميد آن كه خداوند از او فرزندى بدو دهد، و اين چنين هاجر اسماعيل را بزاد، ولى سارا چيزى يافت كه زنان مى‌يابند، و خداوند به ابراهيم فرمان داد هاجر و پسرش را در مكّه در كنار خانه‌اش جاى دهد.

حضرت ابراهيم نيز فرمان خداى را گردن نهاد و عرض كرد:رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ‌[1]

«پروردگارا، من برخى فرزندام را در سرزمينى بى‌آب و علف، در جوار بيت‌الحرام تو، سُكنا داده‌ام، تا- پروردگارا- نماز را برپا دارند، پس دلهاى مردمى را متوجّه آنها ساز، و از ثمرات روزيشان ببخشى، باشد كه سپاس بگزارند.»

بدين ترتيب هدف از ساختن اين خانه در آن روزگار برپا كردن نماز بود.

پس كعبه، قبله گزاردن نماز گشت.

خداوند دعاى حضرت ابراهيم را استجابت كرد و بيت‌اللَّه الحرام را كعبه‌

[1]- سوره ابراهيم، آيه 37.


صفحه 32

دلهايى قرار داد كه به سوى او مى‌آيند و هرگونه ميوه‌اى را در آن‌جا، گرد مى‌آورند، چنان كه بيت اللَّه الحرام را بازگشتگاهى براى مردم قرار داد، كه هرگاه مكّه را زيارت مى‌كنند، بدان دوباره روى مى‌آورند، چه، عطر توحيد و روح و روحيّه ايمان از آن برمى‌خيزد و نخستين خانه‌اى است كه براى مردم برپا شده است. خداوند مى‌فرمايد:إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكاً وَهُدىً لِلْعَالَمِينَ* فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِناً وَللَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِين‌[1]

«نخستين خانه‌اى كه براى مردم قرار داده شده، همان است كه در مكّه است كه پربركت، و مايه هدايت جهانيان است. در آنجاست آيات روشن و مقام ابراهيم، و هركه بدان داخل شود ايمن است. و براى خدا، حجّ آن خانه بر كسانى كه قدرت رفتن به آن را داشته باشند واجب است، و هر كه راه كفر پيش گيرد (بداند كه) خدا از جهانيان بى‌نياز است.»

از اين سخنان اين بينشها را مى‌يابيم:

1- اين كه بيت اللَّه الحرام نخستين خانه‌اى است براى بندگان خدا، كه در آن پرستشى كنند بدون آن كه چيزى غير از تقديس خدا اعمّ از قوميّت‌گرايى يا نژادپرستى يا برترى رنگ يا هر آلودگى ديگر بشرى، آن را بيالايد.

2- اين خانه از آن همه مردم است؛ همه جهانيان از سياه گرفته تا سفيد واز عجمى تا عربى، از مجاور نزديك گرفته تا زائر دور. اين خانه همه مردمان است به يك سان.

3- آن خانه خداست در مكّه كه همه ملّتها و قبيله‌ها در آنجا با يكديگر ديدار مى‌كنند.

[1]- سوره آل عمران، آيات 96- 97.