بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 40

پروردگار از براى روزى كردن چهارپايان براى مسلمانان كه از آن مى‌خورند و به بيچارگان و كم توشگان مى‌خورانند. اين درسى است براى آنها در بهره گرفتن از نعمتهاى الهى كه شايد اشارتى داشته باشد به اعمال منى‌ در روز عيد و قربانى كردن و زدودن چركها.

قربانى كردن براى خدا سنّتى است ديرينه كه از شعائر شناخته شده است ولى خداوند دستور داده كه بايد اين كار از خرافه‌هاى بت‌پرستى بدور باشد و هنگام قربانى كردن جز نام خداى آورده نشود.

7- تقديم كردن قربانى اشاره‌اى است به آمادگى انسان براى قربانى كردن خود و گرامى‌ترين چيزى كه خداوند بدو داده است. در داستان ابراهيم عليه السلام كه در خواب ديد فرزندش را سر مى‌بُرد، و دانست كه بايد پسرش را قربانى كند، و هر دو در برابر فرمان الهى سر تسليم فرود آوردند و ابراهيم، اسماعيل را به چهره برانداخت، ولى خداوند او را به ذبحى عظيم ارمغان كرد، در اين داستان چكيده‌اى از حكمت قربانى را در روز عيد شاهد هستيم. خداوند مى‌فرمايد:

فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى‌ فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى‌ قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ* فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ* وَنَادَيْنَاهُ أَن يَا إِبْرَاهِيمُ* قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ* إِنَّ هذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِينُ* وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ* وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ* سَلَامٌ عَلَى‌ إِبْرَاهِيمَ‌[1]

«هنگامى كه با او به مقام سعى و كوشش رسيد، گفت: پسرم! من در خواب ديدم كه تو را ذبح مى‌كنم، نظر تو چيست؟ گفت: پدرم! هرچه دستور دارى اجرا كن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت. و چون هر دو تسليم شدند و ابراهيم جبين‌

[1]- سوره صافّات، آيات 102- 109.


صفحه 41

او را بر خاك نهاد. او را ندا داديم كه: اى ابراهيم! آن رؤيا را تحقّق بخشيدى، ما اين گونه، نيكوكاران را جزا مى‌دهيم. اين مُسلّماً همان امتحان آشكار است. ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم. و نام نيك او را در امّتهاى بعد باقى نهاديم. سلام بر ابراهيم.»

و سپس مى‌گويد:

ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ.

«سپس چرك از خود دور كنند و نذرهاى خويش را ادا كنند و بر آن خانه كهنسال طواف كنند.»

از اعمال روز عيد است حلق و تقصير و زدودن چركهاى ظاهرى به عنوان سمبلى براى از ميان بردن گناهان با اعمال حجّ كه از آن جمله است وفا كردن به نذرها و دادن كفّاره، و آنگاه زمانى كه اعمال منى‌ به پايان رسيد، به سوى بيت‌اللَّه مى‌روند تا به طواف حجّ بپردازند.

8- خداوند به سنّت قربانى كردن در ميان ملّتها و به هدف از آن اشاره دارد و مى‌فرمايد:

وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنسَكاً لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى‌ مَا رَزَقَهُمْ مِن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلهُكُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ‌[1]

«براى هر امّتى رسم قربانى كردنى نهاديم، تا بدان سبب كه خدا از چهارپايان روزيشان داده است نام او را بر زبان رانند. پس خداى شما خدايى يكتاست، در برابر او تسليم شويد و تواضع كنندگان را بشارت ده.»

بدين ترتيب هدف از اين آيين (تقديم كردن قربانى) بيان اين مطلب است كه نعمتها از سوى خدا هستند و هدف والا از اين كار تسليم در برابر

[1]- سوره حجّ، آيه 34.


صفحه 42

خدا و فرمانبرى محض از شريعت اوست.

هنگامى كه شتران براى سر بُريدن به صف ايستاده‌اند ما به ياد نعمت خدايى مى‌افتيم كه چگونه آنها را كه پيكرشان بزرگتر از ماست در اختيار ما قرار داده، و درپى آن اين سؤال رُخ مى‌نمايد كه چرا خداوند چهارپايان را مسخّر ما گردانيده است؟ شايد پاسخ آن اين باشد كه ما خداوند را سپاس بگذاريم و ديگران را از رزق خدا اطعام كنيم و تنها خدا را بى‌هيچ انبازى ياد آوريم. خداوند مى‌فرمايد:

وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‌[1]

«شتران قربانى را براى شما از شعاير خدا قرار داديم. شما را در آن خيرى است و همچنان كه بر پاى ايستاده‌اند نام خدا را بر آنها بخوانيد و چون پهلويشان بر زمين رسيد از آنها بخوريد و فقيران قانع و گدايان را اطعام كنيد. اينها را براى شما رام كرديم. باشد كه سپاسگزارى كنيد.»

حدود الهى در حجّ:

1- خداوند حدود حجّ را روشن كرده و مهمترين آنها به پايان بردن حجّ براى خداست. حجّ شريعتى الهى است و ما بايد براى خشنودى خدا آهنگ آن كنيم، و در انجام آن بايد از ريا يا شهرت‌طلبى با هدف تكبّر در زمين و تباهى كردن در آن دورى ورزيم.

بدين‌ترتيب در مى‌يابيم كه همه اعمال حجّ بايد از ابتدا از هنگام احرام كه‌

[1]- سوره حجّ، آيه 36.


صفحه 43

پيمانى قلبى است تا رمى جمرات با قصد قربت همراه باشد.

ما بايد حجّ را تمام كنيم، پس كسى كه به حجّ درمى‌آيد روا نيست آن را ترك گويد يا باطلش كند. خداوند مى‌فرمايد:

وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ للَّهِ‌[1]

«و حجّ و عمره را براى خدا به اتمام برسانيد.»

نبايد حجّ را ترك گفت مگر هنگام اضطرار مانند حصر به سبب بيمارى، كه در اين هنگام مى‌توان قربانى را به جايى فرستاد كه ذبح مى‌شود و نبايد حلق كرد و از احرام خارج شد مگر پس از آن كه قربانى به محلّش رسيده باشد، (مكّه در عمره و منى‌ در حجّ). خداوند مى‌فرمايد:

فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْي وَلَا تَحْلِقُوا رُؤُوسَكُمْ حَتَّى‌ يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ‌[2]

«و اگر (به سبب بيمارى از حجّ) بازداشته شديد، آن قدر كه ميسّر است قربانى كنيد و سر متراشيد تا قربانى شما به قربانگاهش برسد.»

امّا كسى كه بيمار باشد و نتواند بر احرام صبر كند، يا در اثر ناراحتى احساس كند كه بناچار بايد به حلق، تن در دهد مى‌بايست پس از حلق فديه (كفّاره) حلق دهد. خداوند مى‌فرمايد:

فَمَن كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِن صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ‌[3]

«اگر يكى از شما بيمار يا در سرش آزارى بود به عنوان فديه روزه بدارد يا صدقه دهد يا قربانى كند.»

[1]- سوره بقره، آيه 196.

[2]- همان.

[3]- همان.


صفحه 44

2- حجّ انواعى دارد: حجّ تمتّع، حجّ إفراد و حجّ قِران، ويژگى حجّ تمتّع قربانى كردن مى‌باشد كه فرض است بر كسى كه وطنش نزديك مكّه نباشد.

خداوند مى‌فرمايد:

فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَن لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذلِكَ لِمَن لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوْا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ‌[1]

«هر كه از عمره تمتّع به حجّ بازآيد آن قدر كه او را ميسّر است قربانى كند، و هركه را قربانى ميسّر نشد سه روز در حجّ روزه بدارد و هفت روز چون از حجّ بازگردد تا ده روز كامل شود، و اين حكم براى كسى است كه از مردم مكّه نباشد. از خدا بترسيد و بدانيد كه خدا بسختى عقوبت مى‌كند.»

بدين ترتيب حجّ تمتّع فريضه كسانى است كه از راه دور به خانه خدا مى‌آيند، و امتياز حجّ تمتّع اين است كه حاجيان در فاصله ميان احرام عمره و احرام حجّ، از آنچه در حال احرام بر آنان حرام است، بهره مى‌جويند.

قربانى كردن بر شخص متمتّع واجب است و كسى كه توانايى آن را نداشته باشد بايد سه روز در مكّه، و هنگام بازگشت هفت روز روزه بگيرد تا به جاى قربانى ده روز روزه‌اش كامل گردد. امّا كسى كه خانواده‌اش اهل مسجدالحرام باشد، و اطراف آن (به شعاع چهل و هشت مايل به گونه‌اى كه مكّه مركز آن باشد و بدان آمد و شد كند) از قربانى معاف است. و هنگامى كه خداوند مى‌فرمايد:فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْي‌درمى‌يابيم كه بهترين قربانى شتر است، و ميانه آن سر بريدن گاو و حداقلّ آن قربانى كردن يك گوسفند است. و مى‌توان بيش از يك قربانى تقديم كرد چنانكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله براى‌

[1]- سوره بقره، آيه 196.


صفحه 45

خود و حضرت على عليه السلام صد شتر قربانى كرد.

احرام:

1- احرام حجّ بايد در ماههاى مشخّص (شوّال، ذى‌القعده، ذى‌الحجّه) باشد، نيّت در آن شرط است و آن چنين است كه آدمى بر خود فرض كند ترك آنچه را كه بايد شخص مُحْرِم آن را ترك گويد، و اين خود پاسخى است به دعوت خدا در حجّ، زيرا كه خداوند به ابراهيم نبى مى‌فرمايد:وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِ‌، و بدين سان شخص محرم هنگام بستن احرام خدا را لبّيك مى‌گويد: «لَبَّيكَ اللَّهُمَّ لَبَّيكَ». گفتن اين جمله نيز از شرايط احرام است.

خداوند مى‌فرمايد:

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجِّ...[1]

«حجّ در ماههاى معيّنى است، هر كه در آن ماهها اين فريضه را ادا كند...»

2- شخص مُحْرِم بايد چهار چيز اساسى را ترك گويد:

الف- جماع [الرَّفَث‌].

و آن عبارت است از همبستر شدن با زنان. شرع مقدّمات اين كار را نيز حرام دانسته كه عبارتند از عقد، شهادت دادن بر عقد، نگاه كردن به زنان از روى شهوت، لمس زنان و آنچه نظير جماع باشد همچون استمناء، منظور دورى جستن از شهوت جنسى در همه ابعاد آن است.

ب- گناه [الْفُسُوق‌]

ميهمانان خدا در لحظاتى روحانى به سر مى‌برند به دور از وابستگى به قوميّت و زمين، پس فخر فروشى و برترى جويى به هر وسيله‌اى بر ايشان‌

[1]- سوره بقره، آيه 197.


صفحه 46

حرام است:

1- خداوند افاضه را از غير موقف حرام كرده و بر مسلمانان واجب دانسته كه خدا را همچون پدرانشان يا بيش از ايشان ياد كنند (كه بعداً از آن سخن خواهيم گفت.)

2- خداوند آرايش را با همه اقسام آن حرام دانسته خواه پوشيدن لباس، يا سرپوش براى مردان، يا آنچه چهره و دو كف زنان را بپوشاند، يا پاى را همچون كفش در خود جاى دهد، يا اصلاح سر و كوتاه كردن ناخنها و بكار بردن عطر و كرمهاى معطّر و سرمه كشيدن به قصد زينت، يا انگشتر زينتى بر انگشت كردن يا استفاده از عينكهاى زينتى يا بستن ساعت به قصد زينت و نظاير آن، و يا حتّى‌ نظر كردن بر خويش در آينه يا زير سايه بودن به هنگام راه رفتن.

ج- جدال‌

شرع مقدّس آن را با قَسَم خوردن مشخص كرده به اين كه شخص بگويد:

«لا واللَّه» يا «بلى‌ واللَّه» كه در مقام ردّ يا اثبات سخن ديگران بر زبان بيايد.

خداوند درباره امورى كه در احرام بايد از آنها چشم پوشيد مى‌فرمايد:

فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجِّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِ‌[1]

«و هر كس (با بستن احرام، و شروع به مناسك حجّ) حجّ را بر خود فرض كرده است (بايد بداند كه) در حجّ آميزش جنسى با زنان و گناه و جدال نيست...»

د- شكار

خداوند، پرتاب تير يا هر سلاح ديگر به سوى شكار، و ذبح و راهنمايى كردن و شركت در شكار يا حفظ صيد و يا حتّى‌ خوردن گوشت آن را حرام‌

[1]- سوره بقره، آيه 197.


صفحه 47

كرده مى‌فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا يُتْلَى‌ عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ[1]

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد به پيمانها وفا كنيد. حيوانات چهار پا مگر آنهايى كه از اين پس برايتان گفته مى‌شود بر شما حلال شده‌اند و آنچه را كه در حال احرام صيد مى‌كنيد حلال نه شماريد. خدا به هرچه مى‌خواهد حكم مى‌كند.»

حكمت اين محرمات آن است كه به مردم مى‌آموزد جلوى شهوتهاى خود را بگيرند، زيرا كه شهوتهاى سركش بشرى عبارتند از:

1- شهوت جنسى: كه آدمى را به انجام بسيارى از محرّمات فرامى‌خواند (محرماتى همچون نگريستن به زنان نامحرم، زنا، انحراف جنسى) كه گاهى آدمى را به پاره‌اى جنايات و اقدامات وامى دارد.

2- شهوت برترى جويى: كه آدمى را به تكبّر و فخر و مسخره كردن ديگران و حسادت و دشمنى وامى دارد، و در نتيجه موجب مى‌شود به بسيارى از محرمات شريعت دامن بيالايد. همين گرايش موجب شد پدر ما آدم عليه السلام و همسرش از بهشت اخراج شوند و حال آن كه خداوند بهشت را جايگاه كسانى قرار داده كه از برترى جويى پرهيز كنند:

تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَايُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ‌[2]

«اين سراى آخرت را از آنِ كسانى ساخته‌ايم كه در اين جهان نه خواهان برترى جويى هستند و نه خواهان فساد و سرانجامِ نيك، از آنِ پرهيزكاران است.»

[1]- سوره مائده، آيه 1.

[2]- سوره قصص، آيه 83.